با آغاز جام جهانی، کمدینها و چهرههای فرهنگی نیز با برنامههای تازه و سرگرمکننده وارد رقابت با برنامههای کلاسیک فوتبالی شدهاند.
فاطمه برزویی: «سوت آغاز بزرگترین نبرد رسانهای ایران، مدتها پیش از اولین ضربه به توپ در جام جهانی ۲۰۲۶ به صدا درآمده است»؛ این جملهای است که شاید بتواند حال و هوای این روزهای رسانههای ورزشی کشور را توصیف کند. میدانی که دیگر به تحلیلهای فنی و گزارشهای لحظهای خلاصه نمیشود؛ حالا صحنه رویارویی سنگینوزنهای صداوسیما با چریکهای پلتفرمهای نمایش خانگی و تکتیراندازهای تیزبین رسانههای آنلاین است.
جام جهانی ۲۰۲۶ که برای نخستین بار در سه کشور کانادا، مکزیک و ایالات متحده برگزار میشود، برای مخاطب ایرانی یک تورنمنت فوتبال نیست و یک منوی باز و متنوع از برنامههایی است که هر کدام با سلاحی متفاوت به جنگ تسخیر نگاهها آمدهاند؛ از تحلیلهای موشکافانه تا استندآپ کمدیهای فوتبالی. این گزارش، نقشه آرایش نظامی این نیروها در کارزار جذب مخاطب است.
دوران حاکمیت بلامنازع یک برنامه و یک مجری بر ذهن و قلب فوتبالدوستان ایرانی، به خاطرهها پیوسته است. روزگاری بود که دوشنبه شبها، خیابانها خلوت میشد تا همه پای گیرندههای خود، شاهد برنامهای باشند که نبض فوتبال ایران را در دست داشت. برنامه «نود» و عادل فردوسیپور، فقط یک برنامه تحلیلی نبودند؛ یک پدیده فرهنگی-اجتماعی بودند.
فردوسیپور با تسلطی کمنظیر، ترکیبی از دانش عمیق فوتبالی، روزنامهنگاری تحقیقی، گفتوگوهای چالشی و طنزی کلامی و هوشمندانه را به نمایش میگذاشت. او یک تنه هم تحلیلگر بود، هم مجری مسلط و هم چهرهای محبوب که حرفش برای میلیونها نفر سند بود. با غروب «نود»، خلأیی عظیم در سپهر رسانهای ورزش ایران ایجاد شد؛ خلأیی که هیچ فرد یا برنامه دیگری نتوانست به تنهایی آن را پر کند حتی خود فردوسیپور با تمام تلاشهایش در فوتبال ۳۶۰ هم به آن دوران طلاییاش برنگشت. این نقطه عطف، شاید ناخواسته، درها را به روی فرمولهای جدیدی باز کرد. وقتی یک امپراتوری فرو میپاشد، قلمروهای کوچک و متعدد سر بر میآورند و این دقیقا اتفاقی بود که برای برنامهسازی ورزشی در ایران رخ داد.
«مخاطب امروز فقط دنبال ترکیب ۱-۳-۲-۴ و تحلیل آفساید میلیمتری نیست. او میخواهد بخندد، سرگرم شود و فوتبال را زندگی کند.» این شاید مانیفست نانوشته تهیهکنندگانی باشد که سکان هدایت برنامههای فوتبالی را به دست کمدینها و چهرههای سرگرمیساز سپردهاند. پس از دوران فردوسیپور، رسانهها در تلاش برای پر کردن آن جای خالی، به جای ساختن یک «عادل جدید»، مسیر را تغییر دادند. آنها به این نتیجه رسیدند که در عصر اینستاگرام و یوتیوب، یک کلیپ طنزآمیز یک دقیقهای، گاهی بسیار بیشتر از یک تحلیل فنی دهدقیقهای دیده و به اشتراک گذاشته میشود.
اینجاست که رد پای نامهایی چون ابوطالب حسینی، امیرحسین قیاسی و مهیارحسن به برنامهسازی ورزشی به چشم میخورد. ابوطالب حسینی با برنامه «جیمی جام» در نمایش خانگی، با لحنی انتقادی و شوخطبعانه، فوتبال را از قاب تاکتیکهای پیچیده خارج کرده و به زبان کوچه و بازار نزدیک میکند. او به سراغ حواشی میرود، با اتفاقات تورنمنت شوخی میکند و فضایی میسازد که حتی کسی که فوتبال را حرفهای دنبال نمیکند، بتواند با آن ارتباط برقرار کند و بخندد. امیرحسین قیاسی نیز در «بفرمایید جام»، با دعوت از مهمانان فوتبالی و غیرفوتبالی، یک دورهمی سرگرمکننده حول محور جام جهانی شکل داده است، مهیار حسن هم به بهانه جام جهانی به سراغ چهرههایی رفته که شناخته شدهاند اما در تاکشوها خیلی کم حضور داشتند و نوعی بکر به حساب میآیند.
این تغییر رویکرد دلایل متعددی دارد. اولا، فوتبال دیگر فقط یک ورزش نیست؛ یک پدیده اجتماعی است که با فرهنگ عامه گره خورده و پتانسیل بالایی برای طنز و نقد اجتماعی دارد. کمدینها استاد بهرهبرداری از همین ظرفیت هستند. ثانیا، با کمبود چهرههای رسانهای کاریزماتیک و مسلط به فوتبال در حد و اندازههای نسل گذشته، تهیهکنندگان برای تضمین جذابیت برنامه، به سراغ چهرههای شناختهشده حوزه سرگرمی میروند.
آنها جای کارشناس فنی را نمیگیرند و در نقش یک «میزبان» جذاب، پلی میان مخاطب عام و دنیای تخصصی فوتبال میزنند. این یک استراتژی هوشمندانه برای جذب مخاطبی است که از فضای خشک و جدی تلویزیون فاصله گرفته و به دنبال محتوایی سبکتر و تعاملیتر است.این رقابت سنگین، سه جبهه اصلی دارد که هر کدام با استراتژی و مهمات خاص خود وارد میدان شدهاند.
سازمان صداوسیما با در اختیار داشتن حق انحصاری پخش زنده مسابقات، همچنان قدرتمندترین بازیکن این میدان است. شبکه سه به عنوان ویترین اصلی ورزش، برنامه «جام ۲۶» را با اجرای محمدحسین میثاقی روی آنتن میبرد؛ برنامهای با ساختار کلاسیک که بر پخش زنده، پوشش میدانی و حضور کارشناسان متمرکز است. اما شبکه ورزش با درک تغییر ذائقه مخاطب، سبد محصولات خود را متنوع کرده است.
برنامه «جام جهانی ۲۰۲۶» با حضور چهرههای سنگینوزنی چون یحیی گلمحمدی، به دنبال ارضای عطش مخاطبان حرفهای و مربیان برای تحلیلهای عمیق تاکتیکی است. در کنار آن، «تکبهتک» با قالب مسابقه تعاملی و «دست اول» به عنوان یک آژانس خبری لحظهای، تلاش میکنند تا تمام زوایای ممکن را پوشش دهند. استراتژی صداوسیما، استفاده از قدرت زیرساختی و حفظ جایگاه «رسانه رسمی» رویداد است.
در سوی دیگر میدان، بازیگران جدیدی صفآرایی کردهاند که قواعد بازی را به خوبی بلدند: سرعت، تعامل و ساختارشکنی. پلتفرمهای نمایش خانگی که نمیتوانند بازیها را زنده پخش کنند، روی نقطه قوت خود سرمایهگذاری کردهاند: تولید محتوای جانبی جذاب. برنامههایی مثل «جیمی جام»(ابوطالب حسینی)، «بفرمایید جام»(امیرحسین قیاسی) و «در جام» با اجرای مهیار حسن (اینفلوئنسر معروف) با تکیه بر طنز، سرگرمی و حواشی، دقیقا بخشی از مخاطبان را هدف گرفتهاند که تلویزیون از جذب آنها تا حدودی عاجز مانده است. این برنامهها بیشتر شبیه یک «افتر پارتی» برای مسابقات هستند؛ جایی که میتوان فارغ از تحلیلهای جدی، از فوتبال لذت برد.
در همین جبهه، رسانههای آنلاین با رویکردی تخصصیتر اما همچنان خارج از چارچوبهای سنتی، عرض اندام میکنند. «ورزش سه» با برنامه «برجام» و حضور زوج نوستالژیک جواد خیابانی و خداداد عزیزی، سعی در ترکیب تحلیل و خاطرهبازی دارد. «فوتبال پارادیزو» با اجرای ایمان جلیلی و سحر فاطمی، با رویکردی روایی و داستانی، به سراغ قصههای کمتر شنیده شده جام جهانی میرود.
اما شاید مهمترین اتفاق این جبهه، بازگشت پرقدرت عادل فردوسیپور با برنامه «بیستبیستوشش» در بستر آنلاین «فوتبال ۳۶۰» باشد. او که نماد دوران طلایی برنامهسازی ورزشی بود، حالا از سنگر اینترنت، با همان کیفیت و تحلیلهای دقیق همیشگی و با دعوت از ستارگان بزرگی چون دیبالا، ثابت میکند که همچنان یکی از جدیترین مدعیان کسب عنوان پرمخاطبترین برنامه جام است. حضور او نشان میدهد که تحلیل عمیق و روزنامهنگاری حرفهای، اگر درست ارائه شود، هنوز هم خریداران پروپاقرصی دارد. در کنار او، برنامهای مانند «جام خاص» با اجرای چهرههای زنانهای چون شیرین هاشمی و گلاره ناظمی، زاویه دیدی متفاوت و کمتر دیدهشده را به مخاطب عرضه میکند.
حضور پررنگ کمدینها و چهرههای سرگرمی در برنامههای ورزشی، یک شمشیر دولبه است. از یک سو، این اتفاق باعث جذب مخاطب گستردهتر، شکستن فضای خشک و تخصصی و افزایش جذابیت عمومی فوتبال میشود. فوتبال به خانههایی راه پیدا میکند که شاید پیش از این، علاقهای به تماشای نود دقیقه تحلیل تاکتیکی نداشتند. این یک پیروزی برای صنعت سرگرمی و رسانه است.
اما از سوی دیگر، این خطر وجود دارد که حاشیه بر متن غلبه کند و فوتبال از یک پدیده ورزشی عمیق، به یک محتوای صرفا سرگرمی و سطحی تقلیل پیدا کند. مخاطب حرفهای فوتبال ممکن است احساس کند که تحلیلهای فنی جای خود را به شوخیهای بیهدف دادهاند و عمق ماجرا فدای جذابیت لحظهای شده است.
به نظر میرسد پرسش کلیدی این نیست که چرا کمدینها به فوتبال ورود کردهاند، این است که آیا این برنامهها توانستهاند تعادلی منطقی میان «سرگرمی» و «تحلیل» برقرار کنند؟ اگر یک طنزپرداز بتواند در جایگاه یک میزبان هوشمند، فضای برنامه را دلنشین کرده و در عین حال، فضا را برای ارائه تحلیلهای کارشناسی توسط متخصصان فراهم کند، این یک فرمول موفق خواهد بود. اما اگر طنز، جایگزین تحلیل شود و برنامه از محتوای فوتبالی تهی گردد، این یک گل به خودی برای رسانهای است که ادعای پوشش مهمترین رویداد ورزشی جهان را دارد.
جام جهانی ۲۰۲۶ تصویری واضح از چشمانداز جدید رسانهای ایران را به نمایش گذاشته است؛ تکثر، رقابت و تلاش برای پاسخ به سلایق گوناگون. از تحلیلهای سنگین فنی برای مربیان تا آیتمهای کمدی برای خانوادهها، هر مخاطبی میتواند برنامه دلخواه خود را پیدا کند. این تنوع، بزرگترین دستاورد این رقابت فشرده است. حال باید منتظر ماند و دید پس از به صدا درآمدن سوت پایان فینال جام جهانی، کدام یک از این استراتژیها و برنامهها توانستهاند جام قهرمانی رضایت مخاطب ایرانی را بالای سر ببرند؛ مخاطبی که امروز هوشمندتر، سختگیرتر و البته، دارای حق انتخاب بیشتری از هر زمان دیگری است. ارزیابی نهایی عملکردها، داستان گزارش دیگری پس از فروکش کردن این تب داغ خواهد بود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا