پینوشه در مقابله با تباهی اقتصادی

نتیجه کار دکتر  فریدمن که با دعوت ژنرال پینوشه به شیلی دعوت شده بود مشخص است، سیاست‌های فریدمن و شاگردانش نه‌تنها در طی ۱۵ سال، در آمد سرانه مردم شیلی را ۳ برابر کرد، بلکه همانطور که فریدمن در همان سال‌ها در دانشگاه ملی شیلی وعده داده بود، نظام سیاسی شیلی نیز هر روز بازتر شد تا این که در سال ۱۹۹۰ به یک دموکراسی تمام عیار تبدیل شد.

افشین جعفر‌زاده، پژوهشگر ارشد تاریخ: در نتیجۀ ورود اقتصاددانان مکتب شیکاگو به اقتصاد شیلی و در حالی که در سال ۱۹۷۰ اقتصاد شیلی از اقتصادهای متوسط در آمریکای لاتین بود، پس از شروع دوره اصلاحات اقتصادی، این کشور خیز اقتصادی را آغاز کرد به طوری که در سال ۲۰۱۰، اقتصاد شیلی قدرتمندترین اقتصاد آمریکای لاتین شده و با فاصله‌ای زیاد از سایر اقتصادهای این منطقه قرار گرفته است.

اگر تجارت خارجی شیلی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ را با اوایل دهه نود مقایسه کنیم، در می‌یابیم که میزان زیادی رشد داشته و از زیر ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۱۹۶۰ و سالهای فاجعه بار دوران دکتر آلنده که با مصادره های اموال گسترده  بخش خصوصی و نابودی تقریبی آن رسیده بود پس از کودتا کاملا روند رشد را با اعاده مصادره ها اغاز کرد و  به نزدیک شصت درصد در سال ۱۹۹۰ رسیده است. ایجاد فضای رقابت و خصوصی‌شدن شرکت‌ها و بنگاههای تولیدی را می‌توان از دلایل این رشد به شمار آورد.

نتیجه کار دکتر  فریدمن که با دعوت ژنرال پینوشه به شیلی دعوت شده بود مشخص است، سیاست‌های فریدمن و شاگردانش نه‌تنها در طی ۱۵ سال، در آمد سرانه مردم شیلی را ۳ برابر کرد، بلکه همانطور که فریدمن در همان سال‌ها در دانشگاه ملی شیلی وعده داده بود، نظام سیاسی شیلی نیز هر روز بازتر شد تا این که در سال ۱۹۹۰ به یک دموکراسی تمام عیار تبدیل شد. اگر سیاست‌های اقتصادی آلنده در این کشور ادامه داده می‌شد، اوضاع اقتصادی، وخامت می‌گرفت و اقتصاد امروز شیلی شاید به اقتصاد کشوری همانند زیمبابوه شبیه بود.

از سوی دیگر، همانطور که اشاره شد، آزادی‌های سیاسی بدون آزادی‌های اقتصادی بسیار بی‌ثبات است. این نشان از این دارد که بدون این اصلاحات اقتصادی، حتی اگر نظام شیلی به سمت آزادی‌های سیاسی حرکت می‌کرد، این آزادی‌ها ناپایدار، بی‌ثبات و غیرقابل اتکا می‌بود. ولی آنچه مسلم است این که اقتصاد شیلی به موفقیت‌های بسیاری رسید. مردم این کشور در رفاه اقتصادی و آزادی‌های سیاسی بسیار حسرت برانگیزی نسبت به سایر کشورهای آمریکای لاتین زندگی می‌کنند. این بی شک میراث فریدمن و شاگردانش در شیلی است. (دکترصادق الحسینی، مهرنامه،شماره۱۴،۸۳).

شیلی چگونه از سال‌های فاجعه‌بار آلنده عبور کرد؟

اوایل دهه هفتاد به خاطر تسلط گفتمان چپ بر شیلی در دوره حکومت آلنده و نیز سیاست‌‏های اشتراکی‌سازی که قبل از وی در دوره دموکرات مسیحی‌ها اعمال شده بود، ثبات تاریخی شیلی در اقتصاد و سیاست دستخوش تغییرات بنیادین شد. در نتیجه این تغییرات علی‌الخصوص در حوزه اقتصاد، جمعیت فقرا افزایش یافت، نرخ تورم به شدت صعود کرد و تولید ناخالص داخلی رو به کاهش نهاد. بعد از کودتای ۱۹۷۳ آرام آرام اوضاع به روند مطلوب خود بازگشت و در نتیجه اصلاحات اقتصادی که توسط پسران شیکاگو پیشنهاد و اِعمال شد، شیلی در مسیر کاملا متفاوتی قرار گرفت و به نمونه‌ای موفق در آمریکای لاتین و جهان تبدیل شد.

دولت نظامی پس از النده یک اقتصاد به کلی ورشکسته تحویل گرفت .لیکن تورم افسارگسیخته ناشی از سیاستهای دولت آلنده، آنان را ناچار کرد تا دست به دامن اقتصاددانان غیر نظامی (عمدتاً دانش آموختگان دانشگاه شیکاگو و شاگردان میلتون فریدمن) شوند. این افراد نیز با در پیش گرفتن معالجه از طریق شوک به آزادسازی اقتصادی در سطح وسیع مبادرت کردند و صنایع مصادره شده در زمان آلنده را به بخش خصوصی و صاحبان اصلی  واگذار کردند.

مجموعه این سیاست‌ها در زمانی اندک اقتصاد شیلی را به مسیر درست خود بازگرداند و تورم را بصورتی معجزه آسا  مهار کرد و موجب افزایش سریع تولید ناخالص داخلی در این کشور شد.

به طور کلی سیاست موفق اقتصادی در زمان حکومت نظامیان، در سالهای پس از واگذاری قدرت و توسط دولت‌های بعدی نیز ادامه یافت و شیلی را به موفق‌ترین اقتصاد منطقه آمریکای جنوبی و یکی از بهترین اقتصادهای جهان تبدیل کرد.
حتی دولت‌هایی که توسط احزاب سوسیالیست و چپ حمایت می‌شدند نیز بر ادامه اقتصاد بازار آزاد در شیلی تاکید کرده‌اند و تلاش برای متفاوت بودن از دولت پینوشه را تنها در حوزه‌هایی چون حقوق بشر و قوانین مدنی دنبال کرده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید