روزنامه کیهان در تازهترین تحلیل خود از تحولات نظامی منطقه، از احتمال وقوع جنگی دیگر علیه ایران در «زمانی نه چندان دور» خبر داده است. این پیشبینی در حالی مطرح میشود که کمتر از دو ماه از پایان «جنگ رمضان» میگذرد و تنگه هرمز همچنان به روی کشتیهای تجاری و نظامی بسته است.
به گزارش سرمایه فردا، بر خلاف دو جنگ قبلی (جنگهای نیابتی در سوریه و یمن و جنگ مستقیم در آوریل ۲۰۲۶)، این بار کیهان با استناد به تغییر در موازنه قدرت، روایتی متفاوت از نتیجه جنگ پیشرو ارائه میدهد. این گزارش به تحلیل مستند این پیشبینی و بررسی سناریوهای محتمل میپردازد.
تحلیل روزنامه کیهان بر این نکته تأکید دارد که شرایطی که منجر به وقوع دو جنگ قبلی علیه ایران شد، همچنان پابرجاست. منظور از «دو جنگ قبلی» چیست؟ منابع نزدیک به نهادهای نظامی و امنیتی ایران، به دو مرحله از درگیریهای نیابتی و مستقیم با آمریکا و اسرائیل اشاره دارند:
جنگ اول: درگیریهای محدود دریایی در خلیج فارس، حملات سایبری، ترور دانشمندان هستهای و حملات پهپادی به تأسیسات نظامی در عمق خاک ایران.
· جنگ دوم (جنگ رمضان، فروردین ۱۴۰۵): حمله مستقیم هوایی و موشکی اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای، نظامی و اقتصادی در قلب ایران و پاسخ متقابل ایران با موشکها و پهپادها.
به گفته تحلیلگران کیهان، عواملی که باعث شد دشمنان به ایران حمله کنند (مانند پیشرفت برنامه هستهای، ائتلاف منطقهای ایران و کاهش نفوذ آمریکا) نه تنها از بین نرفته، بلکه تشدید هم شده است. بنابراین، انگیزه حمله مجدد وجود دارد.
از سوی دیگر، «باقی ماندن شرایط جنگی» (تداوم درگیری در لبنان و سوریه، شکست مذاکرات هستهای و تداوم تحریمها) نیز طبق این تحلیل، پنجره زمانبندی جنگ جدید را باز نگه داشته است.
با این حال، کیهان تأکید دارد که عواملی که باعث شکست دشمنان در دو جنگ قبلی شد، همچنان پابرجاست. این عوامل عبارتند از:
۱. قدرت موشکی و پهپادی اشباعکننده: در جنگ رمضان، سامانههای پدافندی ائتلاف نتوانستند از پس حملات هماهنگ و چندلایه (موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری) برآیند. اکنون ایران ذخایر راهبردی خود را حفظ کرده و سامانههای پدافندی خود را نیز تقویت نموده است.
۲. عمق استراتژیک و پدافند غیرعامل: برخلاف تأسیسات نظامی آمریکا و اسرائیل که عمدتاً در سطح و متمرکز است، تأسیسات موشکی، هستهای و نظامی ایران در اعماق زمین و در دل کوهها کارگذاری شده است. حملات رمضان، اثبات کرد که این زیرساختها علیرغم حجم بالای بمباران، همچنان عملیاتی باقی ماندند.
۳. وحدت جبهه مقاومت: در جنگ رمضان، برای اولین بار جبهههای مختلف (یمن، سوریه، لبنان، عراق و ایران) هماهنگ و یکپارچه عمل کردند. کیهان معتقد است این وحدت در جنگ جدید نیز قابل تکرار خواهد بود و شاید با قدرت بیشتر.
این عوامل سهگانه، «بازدارندگی فعال» ایران را تشکیل میدهند. به عبارت دیگر، دشمن میداند که اگر حمله کند، نه تنها به اهدافش نمیرسد، بلکه هزینههای سنگینی را نیز متحمل خواهد شد. همین «ترس از هزینه» است که تا کنون از وقوع یک جنگ تمامعیار جلوگیری کرده است.
یکی از نکات جالب توجه در تحلیل کیهان، اشاره به «شکاف عمیق در کنگره و جامعه آمریکا» است. نظرسنجیهای داخلی آمریکا نشان میدهد که افکار عمومی این کشور دیگر تمایلی به جنگهای فرسایشی خاورمیانه ندارد. حتی در اوج جنگ رمضان، اعتراضات گستردهای در شهرهای آمریکا علیه مشارکت واشنگتن در درگیری برگزار شد.
از سوی دیگر، اختلافات حزبی میان دموکراتها و جمهوریخواهان بر سر حمایت از اسرائیل، بودجه نظامی و سیاست خارجی، تشکیل یک «ائتلاف واحد» علیه ایران را با دشواری مواجه کرده است. کاخ سفید ممکن است بخواهد وارد جنگ شود، اما کنگره بودجه آن را تصویب نمیکند یا مردم در خیابانها به خیابان میریزند.
این شکاف داخلی در آمریکا، نقطه قوت جبهه مقاومت و نقطه ضعف اصلی دشمنان در سناریوی جنگ جدید است. در مقابل، در ایران و جبهه مقاومت، جنگ رمضان موجب «افزایش اعتماد به نفس ملی و سیستمی» شده است. تجربه موفق در عبور از بحران و شکست دادن ائتلاف نظامی غرب، به نوعی «قهرمانی ملی» تبدیل شده که هرگونه تهدید جدید را با واکنش قاطعتر و متحدتر تری روبرو میکند.
کیهان در ادامه تحلیل خود، سناریوی محتمل جنگ جدید را پیشبینی کرده است. به باور این روزنامه، جنگ جدید اگر آغاز شود:
به یک جنگ فرسایشی تبدیل خواهد شد: نه حملات نقطهای و محدود مانند گذشته، بلکه درگیری گسترده و طولانی.
· ایران دست برتر را خواهد داشت: چرا که در جنگ فرسایشی، عواملی مانند قدرت لجستیک، توان تولید تسلیحات بومی، عمق سرزمینی و روحیه مردمی تعیینکننده است. آمریکا و اسرائیل در هر دو عامل (مردم و لجستیک دوربرد) دچار ضعف هستند.
نقش پررنگتر متحدان منطقهای: در جنگ رمضان، نقش محوری را ایران و یمن ایفا کردند. در جنگ جدید، احتمال ورود حزبالله با توان موشکی دقیقتر و کتائب حزبالله عراق با حملات پهپادی گسترده علیه پایگاههای آمریکایی افزایش مییابد.
منابع نظامی نیز پیشبینی کردهاند که اسرائیل ممکن است تلاش کند با حمله به تأسیسات هستهای ایران، بازی را یکباره تمام کند، اما پاسخ متقارن ایران علیه زیرساختهای حیاتی اسرائیل (پالایشگاهها، تأسیسات نظامی و حتی شهرهای بزرگ) میتواند کل منطقه را در آتش بکشد.
پیشبینی کیهان اگرچه ممکن است با اغراق همراه باشد، اما یک واقعیت انکارناپذیر را برجسته میکند: «موازنه قدرت در غرب آسیا به نفع ایران و جبهه مقاومت تغییر کرده است.» دشمنان ایران اگرچه انگیزه و ابزار حمله را دارند، اما دیگر «قدرت تضمین پیروزی» را ندارند. در چنین شرایطی، جنگ یک «قمار پرهزینه» برای هر دو طرف است؛ با این تفاوت که ایران هزینههای جنگ را بهتر از دشمن مدیریت میکند و توان بازیابی سریعتری نیز دارد.
بهترین سناریو، همان «نه جنگ، نه صلح» هوشمندانه است؛ وضعیتی که در آن ایران بدون درگیری نظامی تمامعیار، به تدریج قدرت خود را افزایش میدهد و دشمنان را در محاسبات خود فلج میکند. اما اگر جنگ جدید هم آغاز شود، تحلیل کیهان نشان میدهد که نه طرفین به پیروزی قاطع دست خواهند یافت و نه منطقه به صلح و ثبات پایدار خواهد رسید. تنها یک چیز قطعی است: در این میدان، دیگر «بازی تکطرفه» وجود ندارد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا