یوزپلنگ آسیایی اکنون با جمعیتی کمتر از ۴۰ قلاده در آستانه انقراض کامل قرار گرفته درحالی که بسیاری خوشبین بودند.
لیلا مرگن:
ایران در شرایطی که نفس یوزهایش به شماره افتاده، طی کمتر از ۱۰۰ سال دو گربهسان بزرگ یعنی شیر ایرانی و ببر مازندران را از دست داده و دیگر شاهد مهاجرت گلههای بزرگ درنای سیبری نیست. تلاشهایی را برای مقابله با انقراض یوز آغاز کرده اما احتیاط بیش از حد در تصمیمگیری، سرنوشت این پروژه را در هالهای از ابهام فرو برده است. بررسیها نشان میدهد، طی دو دهه گذشته پروژههای زیادی برای جلوگیری از انقراض گونههای مختلف در ایران اجرایی شده اما موفقیت زیادی در این برنامهها به دست نیامده است. حتی برنامههای سازمان محیط زیست برای بازگرداندن شیر ایرانی و ببر مازندران به طبیعت کشور هم با شکست همراه بود و تلاش برای احیای مسیر مهاجرت درنای سیبری، هرگز به نتیجه مطلوب منتهی نشد.
۱۵ می (۲۵ اردیبهشت ماه) روز جهانی گونههای در معرض خطر انقراض را در حالی با شعار «جشن داستانهای موفقیت بازگشت حیات وحش» پشت سر میگذاریم که سرعت انقراض در دنیا به شدت افزایش یافته و بر اساس آمارهای ارائه شده به مناسبت این روز جهانی، بیش از ۴۸ هزار و ۶۰۰ گونه در دنیا؛ در معرض تهدید انقراض قرار دارند. به دلیل فعالیتهای انسانی، نرخ فعلی انقراض بین ۱۰۰ تا هزار برابر بیشتر از نرخ پس زمینه طبیعی تخمین زده میشود و به این ترتیب، انسان متهم ردیف اول وضعیت این روزهای تنها کره مسکون است.
ایران نیز از این قاعده جهانی مستثنا نیست. در شرایطی که با تخریب گسترده جنگلهای جلگهای ایران، طبیعت کشور را برای همیشه از غرش ببر مازندران محروم کرده بودیم، در دهه ۸۰ طرحی بر روی کاغذ پیاده شد که خبر میداد باز هم میتوانیم ببر مازندران را بازگردانیم. در اواخر این دهه بود که پرونده جنجالی احیای ببر مازندران، روی میز سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفت. محمد جواد محمدیزاده رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست با وجود آنکه میدانست حتی یک ببر مازندران هم دیگر زنده نیست، زیستگاه آمادگی پذیرش ببر ندارد و اصلا این سازمان، بودجه کافی برای احیای یک زیستگاه جلگهای تمام عیار را در اختیار ندارد؛ وعده میداد که ببر مازندران را احیا میکند.

بر اساس اطلاعاتی که در آن مقطع در اختیار رسانهها قرار میگرفت، قرار بود ایران به کمک ببر سیبری که حتی از نظر ژنتیکی هم تفاوتهایی با ببر مازندران داشت، این گونه را در زیستگاه میانکاله احیا کند. اما این تلاش، به یک افتضاح تمام عیار تبدیل شد. کارشناسان بر روی کاغذ نوشته بودند که با تولید یک هیبرید، بین ببر ۳۲۰ کیلویی سیبری با یک گونه ببر سبک، در طول چند دهه، دو رگهای به طبیعت ایران تحویل داده میشود که ۲۳۰ کیلوگرم وزن دارد و غرش ببر مازندران را برایمان تقلید میکند!
اما در پس این رویاپردازی، پای روسها در میان بود. همسایگان شمالی که بهدنبال یک نماد برای المپیک زمستانی سوچی بودند و البته برنامههایی برای احیای پلنگ ایرانی در سرزمینشان تدوین کرده بودند، با رئیسجمهور وقت یعنی محمود احمدینژاد رایزنی کردند تا دو پلنگ ایرانی از ما بگیرند و در ازایش برای پروژه احیای ببر مازندران، دو ببر سیبری تحویل دهند.
به گفته مسئولان وقت سازمان محیط زیست، پلنگهای ایران با وجود اندکی مشکلات جسمی، عاقبت به خیر میشوند اما ببرهای بخت برگشته سیبری، به سرنوشتی تلخ در ایران دچار شدند. به ببرهایی که از فرودگاه، یکسره عازم باغ وحش ارم شدند تا محیط زیست هر وقت پولدار شد، زیستگاهشان در میانکاله را فنس کشی کند؛ گوشت خر خورانده میشد تا از گرسنگی نمیرند!
در دی ماه سال ۸۹ و درست چند روز بعد از وارد شدن ببرهای روسی به ایران، ببر نر به مشمشه مبتلا و در نهایت تلف میشود. رسانهها نوشتند ۱۴ شیر باغ وحش ارم هم از ترس ابتلا به مشمشه به دلیل حضور ببرهای آلوده با شلیک گلوله کشته شدند. ببر ماده سیبری هم پنج سالی را در قرنطینه و به دور از نور گذراند تا کشمکشها بر سر معدومسازی این حیوان، به یک تصمیم نهایی منجر شود. ۳۰ آذرماه سال ۱۳۹۴ بود که مسئولان اعلام کردند ببر ماده سیبری از قرنطینه خارج شده است اما در آن سال، دیگر پرونده احیای ببر مازندران به کشوی میزها سپرده شده بود؛ زیرا با وجود شکست پروژه در همان گام نخست، سازمان محیط زیست یکبار دیگر بختش را برای دریافت یک جفت جدید ببر سیبری از روسیه امتحان میکند اما روسها دیگر زیر بار چنین تعاملی نمیروند.
داستان احیای شیر ایرانی کمی طولانیتر از ببر مازندران است. خیلیها انقراض نسل این حیوان را به ظلالسلطان پادشاه قاجار نسبت میدهند اما او بر اساس نوشتههایش هرگز موفق نشده هیچ شیری را شکار کند. شیر ایرانی که روزگاری از شمال خوزستان تا جنوب فارس و بوشهر را زیر پا میگذاشت، بعد از آنکه شکار گوزنهای زرد شدت میگیرد، بدون طعمه میشود و به سراغ گله روستاییان میرود. همین تعارض، به همراه توسعه قرقهای شکار توسط خانها، زمینه انقراض این گربهسان را فراهم میکند. آخرین گزارش مستند مربوط به حضور شیر ایرانی، به اوایل ۱۳۲۰ باز میگردد که کارگران خارجی در نزدیکی دزفول، وجود آن را گزارش میکنند.

اولین تلاش برای احیای شیر در ایران به دهه ۱۳۵۰ باز میگردد. هوشنگ ضیایی میگوید که آن سال بهعنوان مدیر حفاظت از محیط زیست استان فارس و مجری اصلی پروژه احیای شیر ایرانی مشغول به کار بوده است. قرار بوده با کمکهای بینالمللی و اختصاص بودجه، زیستگاه شیر ایرانی احیا شود. به همین خاطر دولت اقدام به خرید بخشی از اراضی دیم در استان فارس میکند تا زیستگاه برای ورود شیر ایرانی آماده شده و در نهایت به ازای تحویل دادن چهار قلاده یوزپلنگ ایرانی به هند، ۱۲ تا ۱۶ شیر ایرانی از این کشور به ایران تحویل شود. زیرا گجرات هند تنها جایی بود که شیرهای ایرانی توانسته بودند در آنجا به زندگیشان ادامه دهند و بقیه قلمرو گسترده این گربهسان با دخالتهای انسانی از دست رفته بود.
با پیروزی انقلاب، پروژه احیای شیر ایرانی به کشوی میزها سپرده میشود. اراضی خریداری شده به مردم بازگشته و با حفر چاههای زیاد در اطراف دریاچه پریشان، این اراضی تخریب میشوند؛ ولی سودای احیای این گونه از ذهن کارشناسان سازمان محیط زیست پاک نمیشود.در سالهایی که محمدجواد محمدی زاده به سازمان محیط زیست میآید و تبدیل به گوش شنوایی برای پروژههای خوش آب و رنگ روی کاغذ میشود، پرونده خاک خورده شیر ایرانی هم روی میز میآید. ۱۱ اسفند ۱۳۸۹ و درست یک ماه بعد از افتضاح به بار آمده بر سر ببرهای سیبری بود که رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست خبر میدهد که پروژه احیای شیر ایرانی، ۶ ماهی است که کلید خورده است.
محمدی زاده میگوید که زیستگاه شیر در بیشه زارهای بین کرخه و دز وضعیت بسیار مطلوبی دارد و برای مطالعه میدانی روی این زیستگاه، کارشناسانی را مستقیما به منطقه فرستادیم تا از نزدیک بررسی کنند. برای این پروژه در آن سال، حدود پنج میلیارد تومان اعتبار تامین میشود. هندیها که سالها به دنبال معاوضه شیر با یوزپلنگ ایرانی بودند، معلوم نبود طی چه فرآیندی نظرشان را عوض میکنند و به گفته مسئولان وقت محیطزیست، بدون هیچ چشمداشتی تصمیم میگیرند که شیر به ایران تحویل دهند اما ایران برای تشکر از آنها قصد داشت که آهو یا دیگر گونههای مازادش را به هندیها ببخشد!
با پایان دوره ریاست محمدی زاده در سازمان حفاظت محیط زیست، پروژه احیای شیر ایرانی هم مسکوت میماند اما فراموش نمیشود. سال ۱۳۹۸، با ورود دو شیر آسیایی از باغ وحشهای اروپایی به تهران، بار دیگر موضوع پروژه احیای شیر ایرانی بر سر زبانها جاری میشود ولی هم سازمان محیط زیست و هم باغ وحش ارم، تاکید میکنند که احیای گونهای در کار نیست.
دو سالی هست که امید تنها درنای سیبری باقیمانده از گلههای مهاجر این پرنده، دیگر به مازندران نمیآید. پس از آنکه در دهه ۷۰ شمسی طرح احیای درناهای سیبری در شمال اجرا شد و به هدف اصلی خود نرسید، به تدریج تمام گلههای درنای شمال از دست رفتند و فقط تک درنایی به اسم امید، به تالابهای فریدونکنار برای زمستانگذرانی سر میزد. سال ۱۴۰۱ سازمان محیط زیست با هدف احیای مسیر پروازی برای امید که تنها بازمانده گله درناهای سیبری در مازندران بود، تصمیم میگیرد که برای او یک جفت از باغ وحش بلژیک خریداری کند.
این درنا که رویا نام داشت، ۱۳۰ روز زمستانی را در تالاب فریدونکنار همراه با امید میگذراند اما در مسیر مهاجرت با او، از ایران خارج نمیشود و در منطقه عباس آباد زمینگیر میشود. بر اساس آخرین اطلاعات، رویا را در حصار اوجاکله منطقهای در نزدیکی تالاب فریدونکنار تحت نظارت نگه میدارند اما امید بعد از این تصمیم محیط زیست، هرگز به ایران بازنگشت.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا