پس از توقف کوتاه در دوران پس از انقلاب، با فیلمهای پرفروش و آثار اجتماعی-عاطفی، قادری بار دیگر ثابت کرد که همچنان ستاره سینمای بدنه ایران است
به گزارش سرمایه فردا، ایرج قادری تصویری فراتر از یک بازیگر یا کارگردان است؛ او شخصیتی است که خاطرهاش هنوز در ذهن تماشاگران ایرانی زنده است. مردی که با نگاهی جدی و صدایی بم، قهرمانانی خلق کرد که حامی ضعفا، مدافع زنان و مأیوسان و در پایان قربانی شرایط میشوند. زندگی او آمیختهای از فراز و نشیبهای شخصی و حرفهای بود؛ از ازدواجی عاشقانه و پرحادثه تا تجربههای تلخ از دست دادن فرزند و بیماری سخت، همه و همه شخصیت قادری را شکل دادند. او پس از گذر از دانشگاه و تحصیل نیمهتمام داروسازی، به سینما روی آورد و مسیرش را با فیلم «چهارراه حوادث» آغاز کرد.

قادری در سال ۱۳۳۴ اولین تجربه بازیگری خود را پشت سر گذاشت. این آغاز، ورود به دنیایی بود که او در آن بیش از ۷۰ فیلم بازی کرد و در ۴۱ فیلم کارگردانی داشت. او در سال ۱۳۴۱ با موسی افشار شرکت سینمایی «پانوراما» را تأسیس کرد، حرکتی که نشاندهنده علاقه و جدیت او به سینما بود. اولین اثر کارگردانی قادری، فیلم «داغ ننگ» در سال ۱۳۴۵ بود که آغازگر سبک ملودرامهای عامهپسند او شد. قادری توانست تعادلی میان بازی اغراقآمیز فیلمفارسیهای دهه ۴۰ و بازی واقعگرایانهتر دهه ۵۰ ایجاد کند؛ سبکی که مخاطب را خسته نمیکرد و قهرمان را قابل باور نشان میداد

فیلمهایی مانند «جان سخت»، «عطش» و «رفیق» نمونههای شاخص این سبک بودند. در «جان سخت»، جوان ایلاتیای که به دنبال انتقام پدرش است، در مسیر خود دگردیسی شخصیتی پیدا میکند؛ از خشم و انتقامجویی به درکی عمیق از زندگی و تأمل میرسد. در «عطش»، هاشم، شخصیتی که عشق و اخلاق را با هم تجربه میکند، نشان میدهد قادری مهارت بالایی در خلق قهرمانان اخلاقگرا دارد. «رفیق» هم نمونهای از درگیریهای درونی قهرمانان اوست، جایی که عشق و رفاقت با یکدیگر تقابل پیدا میکنند و بازی مینیمال قادری، این کشمکش را به مخاطب منتقل میکند.
پس از انقلاب، تغییرات بنیادین در سینمای ایران بسیاری از هنرمندان را به سکوت و توقف واداشت. قادری نیز تا سال ۱۳۶۳ فعالیت هنری خود را محدود کرد، اما با ساخت فیلم «تاراج» بازگشت و نشان داد هنوز توانایی ایجاد آثار پرفروش را دارد. «تاراج» داستان یک قاچاقچی را روایت میکند که در تقابل با قانون و جامعه قرار میگیرد و تضادهای انسانی او به تصویر کشیده میشود؛ اثری که همچنان با ملودرامهای پیش از انقلاب در پیوند بود اما با شرایط جدید فرهنگی سازگار شده بود

او در دهه ۷۰ و ۸۰، فیلمهایی چون «میخواهم زنده بمانم»، «سام و نرگس» و «نابخشوده» را ساخت که موفقیت تجاری و هنری را برایش به ارمغان آورد. در «میخواهم زنده بمانم»، قادری به بررسی فساد و چالشهای اجتماعی میپردازد و با حضور بازیگران برجستهای همچون فرامرز قریبیان و فاطمه گودرزی، بازگشتی موفق به سینمای پس از انقلاب داشت.
فیلم «سام و نرگس» نیز نمونهای از توانایی قادری در خلق داستانهای عاشقانه و اجتماعی است که با موسیقی بابک بیات جلوهای ماندگار یافته است. این فیلم، داستان عشق ممنوع میان سام و نرگس را روایت میکند و مخاطب را با خود همراه میکند تا پایانی تراژیک و تأثیرگذار رقم بخورد.
زندگی ایرج قادری پر از فراز و نشیبهای شخصی بود. ازدواج او با تهمینه اطمینان مقدم در دوران نوجوانی آغاز شد و حاصل آن تولد تورج بود. مرگ نابهنگام پسرشان در تصادف، تلخی بزرگی بر زندگی خانواده وارد کرد و فصل تازهای از غم و همراهی را شکل داد. با وجود این فقدان، قادری و همسر اولش تا پایان عمرشان رابطهای محترمانه و همراه با احترام متقابل داشتند.
پس از سالها، ایرج قادری با هما قادری (فاطمه محمودی) ازدواج کرد که حاصل آن تولد ژوبین بود. این زندگی جدید به او آرامش و پشتیبانی لازم برای ادامه فعالیتهای سینمایی فراهم کرد و نشاندهنده توانایی او در ادامه مسیر شخصی و حرفهای بود. وفاداری قادری به ایران و عشقش به وطن، حتی در سفرهای خارجی و مواجهه با پیشنهادهای اقامت دائم، آشکار بود.

او تمام عمرش را وقف هنر و سینمای ایران کرد و در دورهای که بیماری سرطان ریه او را تهدید میکرد، با ارادهای استوار همچنان روی صحنه و پشت دوربین حضور داشت. همچنین قادری نقش مهمی در پرورش نسلهای بعدی سینما داشت. محمدرضا گلزار یکی از جوانانی بود که نخستین تجربه بازیگری خود را با هدایت قادری آغاز کرد. این همراهی فرصتی برای شکوفایی استعداد واقعی او فراهم ساخت، بدون آنکه هیچ نوع منتی بر سر جوان گذاشته شود.
ایرج قادری در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت چهار صبح در بیمارستان مهرداد تهران، درگذشت و در آرامگاه بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شد. طبق وصیت او، هزینه مراسم به موسسه حمایت از کودکان سرطانی اهدا شد تا باقیمانده زندگی او، به کمک به دیگران اختصاص یابد.
تأثیر او در سینما فراتر از آثارش است. قادری با خلق قهرمانانی انسانی، اخلاقگرا و تراژیک، سینمای بدنه ایران را به سطحی رساند که هنوز هم تماشاگر با دیدن شخصیتهایش احساس نزدیکی و همذاتپنداری میکند.

او با جسارت و خلاقیت، مسیر سینما را در دورانهای پیچیده و دشوار ادامه داد و اثری ماندگار بر جای گذاشت که نسلها میتوانند از آن درس بیاموزند. ایرج قادری، هنرمندی که با نگاه مستقیم و شخصیت محکم، داستانهایی از عشق، عدالت، رفاقت و مبارزه خلق کرد، همچنان در یادها زنده است؛ مردی که سینما را به روایت زندگی واقعی نزدیک ساخت و تصویری از انسانِ درگیر با سرنوشت، اما ایستاده، به جای گذاشت.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا