«جنگ سرد خودرویی» اروپا و چین دارد زنجیرههای ارزش و الگوهای سرمایهگذاری در این صنعت را از نو تعریف میکند. خودروسازان باید خود را برای یک دوره طولانی از «رقابت با حاشیه سود کم» و «سیاستهای تجاری نامطمئن» آماده کنند.
در اقدامی متقابل و برای افزایش فشار در بازار خودرو چین تهدید کرده تعرفه واردات خودروهای اروپایی با موتورهای بزرگ (بیش از ۲.۵ لیتر) را تا ۲۵ درصد بالا ببرد. این تهدید، مستقیماً خودروهای لوکس آلمانی مثل مرسدس بنز، بیامو و پورشه را هدف گرفته است. این خودروها در چین مشتریان پر و پا قرصی دارند و افزایش تعرفه میتواند ضربه سنگینی به فروششان بزند. این اقدام پکن، یک «تهدید متقابل» کلاسیک است تا اروپا را پای میز مذاکره نگه دارد و امتیاز بیشتری برای خودروهای خود بگیرد. بیانیه وزارت خارجه چین هم نشان میدهد که پکن در این بازی راهبردی، از اعمال تعرفههای تلافیجویانه ابایی ندارد و هرگونه حمایتگرایی از سوی اروپا را با «تمهیدات لازم» پاسخ خواهد داد.
این فضای اتهامزنی و تهدید متقابل، فضا را برای برنامهریزی بلندمدت سرمایهگذاری در صنعت خودرو فوقالعاده دشوار کرده است. حتی اگر آلمان فعلاً مانع از یک جنگ تمامعیار شده باشد، این جنگ تجاری در هر لحظه ممکن است از سر گرفته شود. و این ابهام، بزرگترین مانع پیش روی سرمایهگذاران است. هیچ کس در شرایط عدم قطعیت سرمایهگذاری نمیکند. سرمایه، موجودی ترسوست. از تاریکی میترسد، از ابهام میترسد، از بلاتکلیفی میترسد. اروپا و چین باید هر چه سریعتر تکلیفشان را با هم روشن کنند. وگرنه سرمایهها فرار میکنند. به جای دیگری میروند. به آمریکا، به کانادا، به هر جای امنتر. و این، ضرر بزرگتری از هر تعرفهای است.
نتیجهگیری؛ خودروسازان چینی برنده حفظ وضع موجود، آلمانیها بازنده استراتژیک؟
با وجود همه پیچیدگیها، به نظر میرسد خودروسازان چینی از این بازی سربلند بیرون آمدهاند. آنها قبل از مهلک ۲۵ درصد ترمز کردند و حداقل توانستند «وضع موجود» را با یک جریمه نقدی قابل تحمل حفظ کنند. بازار اروپا برای آنها همچنان باز است و فرصت برنامهریزی برای سرمایهگذاری بیشتر را دارند. در نقطه مقابل، خودروسازان آلمانی اگرچه از یک فاجعه اقتصادی (جنگ تجاری گسترده) جلوگیری کردند، اما در کل بازی را واگذار کردند. آنها نتوانستند مانع ورود خودروهای چینی به بازار خود شوند و حالا با رقبایی مواجه هستند که با انعطافپذیری بیشتر و برنامههای توسعه، دارند قدم به قدم سهم بازارشان را تصاحب میکنند. آرام، اما پیوسته. مثل آب که سنگ را سوراخ میکند. آلمانیها شاید خیلی دیر متوجه شوند. وقتی متوجه شوند، دیگر دیر شده است. تاریخ پر از این نمونههاست. فکر نکنید آلمان استثناست. هیچ کس استثنا نیست. نه آلمان، نه آمریکا، نه چین. همه در معرض خطای استراتژیک هستند. تفاوت در این است که چه کسی زودتر اشتباهش را میفهمد و اصلاح میکند. آلمان در این مورد خیلی کند عمل کرده. شاید دارد اشتباهش را میفهمد، ولی دیر شده. بازار از دست رفته را دیگر نمیشود برگرداند.
در نهایت، «جنگ سرد خودرویی» اروپا و چین دارد زنجیرههای ارزش و الگوهای سرمایهگذاری در این صنعت را از نو تعریف میکند. خودروسازان باید خود را برای یک دوره طولانی از «رقابت با حاشیه سود کم» و «سیاستهای تجاری نامطمئن» آماده کنند. تنها بازنده قطعی این بازی شاید مصرفکنندگان نباشند. آنها در نهایت با قیمتهای بالاتر خودروها مواجه خواهند شد. شاید مجبور شوند کمتر خرید کنند، شاید قدیمیترها را نگه دارند، شاید به سراغ برندهای ارزانتر بروند. هر طور باشد، بازنده همیشه کسی است که پول دارد اما قدرت خریدش پایین آمده. این روزها، تقصیر خود مصرفکننده نیست.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا