روایت سرمایه‌گذارانی در قعر بازار

روایت سرمایه‌گذارانی در قعر بازار

در دنیای پرنوسان ارزهای دیجیتال، یک اصطلاح عجیب و در عین حال پرمعنا وجود دارد: «کیسه‌دار». به کسی می‌گویند که مقدار قابل توجهی از یک رمزارز را در کیف پول خود انبار کرده و با وجود ریزش‌های سنگین و ماه‌ها سقوط، هنوز هم به آن سکه وفادار مانده است. ریاضیدانان و روان‌شناسان رفتاری هر کدام سعی کرده‌اند این رفتار را توضیح دهند. گروهی می‌گویند «به روز رسانی اطلاعات برایشان سخت است» و گروهی دیگر معتقدند «تنها از روی ترس از ضرر، دست به فروش نمی‌زنند».

به گزارش سرمایه فردا، فرض کنید یک سال پیش ۱۰ هزار دلار در یک رمزارز به نام «ایکس» سرمایه‌گذاری کرده‌اید. قیمت یک‌شبه ۸۰ درصد ریزش می‌کند. حالا سرمایه شما به ۲ هزار دلار رسیده است. عقل سلیم می‌گوید «بفروش، ضررت را بپذیر و برو». اما شما نمی‌فروشید. ماه‌ها می‌گذرد، قیمت باز هم پایین می‌آید، باز هم نمی‌فروشید. به نظر می‌رسد که این سکه برای شما مثل یک «کیسه» شده؛ کیسه‌ای سنگین که هر جا می‌روید، همراهتان است. به چنین سرمایه‌گذاری در بازار رمزارزها «کیسه‌دار» می‌گویند. نه سرمایه‌گذار حرفه‌ای، نه معامله‌گر روزانه. فقط کسی که با وجود ضرر و زیان، هنوز به سکه‌هایش چنگ زده است. اما چرا؟ چه نیرویی باعث می‌شود انسان با وجود شواهد عینی از ضرر، دست به فروش نزند؟ پاسخ را باید در روانشناسی پول و اثری به نام «تمایل» جست.

کیسه‌دار کیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

در فضای ارزهای دیجیتال، واژه «کیسه» به سکه‌ها و توکن‌هایی اشاره دارد که فرد به عنوان بخشی از سبد سرمایه‌گذاری خود نگهداری می‌کند. معمولاً این اصطلاح برای توصیف «مقدار قابل توجه» از یک ارز دیجیتال خاص به کار می‌رود. حداقل تعریف شده‌ای برای «مقدار قابل توجه» وجود ندارد، اما زمانی که ارزش ریالی یا دلاری آن بالا باشد، می‌توان گفت که فرد «کیسه‌های سنگینی» از یک سکه یا توکن خاص در دست دارد.

سرمایه‌گذارانی که برای مدت طولانی کیسه‌های خود را نگهداری می‌کنند، اغلب «کیسه‌دار» نامیده می‌شوند. اگرچه این اصطلاح ممکن است به موقعیت‌های مختلفی اطلاق شود، اما معمولاً به سرمایه‌گذارانی اشاره دارد که «با وجود عملکرد ضعیف بازار»، بر نگهداری کیسه‌های خود اصرار می‌ورزند. به عبارت دیگر، کیسه‌داران همان «هودلرها» (HODLerها) هستند؛ با یک تفاوت اساسی. هودلرها معمولاً در بازارهای نزولی هم می‌مانند، اما به این امید که روزی قیمت برگردد. کیسه‌داران اما حتی وقتی همه شواهد نشان می‌دهد که آن سکه خاص هرگز به روزهای اوج خود بازنخواهد گشت، باز هم دست از نگهداری برنمی‌دارند. آنها به دارایی‌های خود «پایبند» هستند.

غفلت اطلاعاتی یا ایمان کورکورانه؟

نظریه‌های مختلفی وجود دارد که سعی در توضیح دلایل تبدیل شدن یک سرمایه‌گذار به کیسه‌دار دارند. نظریه اول می‌گوید که برخی سرمایه‌گذاران «به سادگی پیگیر اتفاقات بازار نیستند». این دسته یا به دلیل «باور قوی به ارزشمند بودن کیسه‌هایشان در آینده» دست به فروش نمی‌زنند، یا این که «صرفاً زمان یا علاقه‌ای برای پیگیری عملکرد سکه‌های خود ندارند». به عبارت دیگر، یک کیسه‌دار ممکن است فکر کند که سکه خاصی روزی به قیمت ۱۰۰۰ دلار می‌رسد، در حالی که تمام تحلیلگران فنی و بنیادی می‌گویند حداکثر به ۱۰ دلار می‌رسد. یا این که اصلاً نمی‌داند قیمت الان چند است. او یک سال پیش خریده، کیف پول را گوشه دسکتاپ گذاشته و رفته سراغ زندگی اش.

این دسته از کیسه‌داران بیشتر در میان سرمایه‌گذاران تازه‌کار دیده می‌شوند. کسانی که در اوج بازارهای صعودی و با تبلیغات اینفلوئنسرهای دروغین، یک رمزارز بی‌ارزش را خریده‌اند و حالا حتی نمی‌دانند چطور آن را بفروشند. غفلت اطلاعاتی آنها را به کیسه‌دار تبدیل کرده است، نه اعتقاد قلبی.

اثر تمایل و بیزاری از ضرر

اما نظریه جالب‌تر و عمیق‌تر، «اثر تمایل» (Disposition Effect) نام دارد که ریشه در اقتصاد رفتاری دارد. این پدیده تمایل سرمایه‌گذاران را به «نگهداری سرسختانه کیسه‌های با عملکرد ضعیف (با امید به بهبودی)» در حالی که «کیسه‌هایی که ارزش آن‌ها افزایش یافته را سریعاً می‌فروشند»، توصیف می‌کند. یعنی یک سرمایه‌گذار به محض اینکه سکه‌اش ۱۰ درصد بالا می‌رود، آن را می‌فروشد و سود کوچکش را نقد می‌کند. اما اگر همان سکه ۵۰ درصد پایین بیاید، آن را نمی‌فروشد. چون فروش با ضرر، یعنی پذیرش اینکه اشتباه کرده است. و این برای روان انسان بسیار سخت است.

به همین دلیل است که کیسه‌داران ترجیح می‌دهند ماه‌ها و سال‌ها منتظر بمانند. آنها می‌گویند «نمی‌فروشم تا ضرر نکنم»، غافل از اینکه هر روزی که سرمایه‌شان در آن سکه بی‌ارزش بلوکه می‌ماند، فرصت سرمایه‌گذاری در جای دیگر را از دست می‌دهند (هزینه فرصت).

ریشه روانشناختی: ضرر دو برابر درد دارد

اثر تمایل به یک واقعیت اساسی در روانشناسی انسان مربوط می‌شود: «انسان‌ها به طور کلی از زیان بردن بیشتر از لذت بردن از برنده شدن متنفرند؛ حتی اگر نتیجه نهایی یکسان باشد.» این همان چیزی است که «بیزاری از ضرر» (Loss Aversion) نام دارد. مطالعات نشان داده است که درد ناشی از از دست دادن ۱۰۰ دلار، حدود دو تا دو و نیم برابر لذت ناشی از به دست آوردن ۱۰۰ دلار است.

پس وقتی یک کیسه‌دار می‌بیند که سرمایه‌اش از ۱۰ هزار دلار به ۲ هزار دلار رسیده، فروش یعنی «پذیرش ضرر ۸ هزار دلاری». درد این پذیرش، آنقدر زیاد است که او ترجیح می‌دهد ضرر را «تحقق‌نیافته» نگه دارد. بگوید «فقط روی کاغد است، هنوز نفروختم». همین توهم، باعث می‌شود ماه‌ها و سال‌ها در یک سرمایه‌گذاری بازنده باقی بماند. در همین مدت، اگر پولش را در جای دیگری (مثل بیت‌کوین یا طلا) سرمایه‌گذاری کرده بود، شاید سود هم می‌کرد. اما او همچنان به کیسه‌هایش چنگ زده است.

کیسه‌دار بودن، انتخاب است یا سرنوشت؟

کیسه‌دار شدن، هم می‌تواند نتیجه یک انتخاب آگاهانه باشد و هم نتیجه ضعف روانی. انتخاب آگاهانه زمانی است که سرمایه‌گذار با تحلیل دقیق، به ارزش ذاتی یک رمزارز باور دارد و می‌داند که نوسانات فعلی موقتی است. در این حالت، «ماندن در بازار» یک استراتژی است. اما کیسه‌دار شدن ناشی از «اثر تمایل» یا «غفلت اطلاعاتی»، یک اشتباه رفتاری است. سرمایه‌گذاری که از ترس پذیرش ضرر، در یک دارایی بازنده می‌ماند، نه تنها سرمایه اولیه را از دست می‌دهد، بلکه اعتماد به نفس خود را هم برای همیشه از دست می‌دهد.

تفاوت بین یک «هودلر موفق» و یک «کیسه‌دار بازنده» در یک چیز است: تحلیل. هودلر موفق قبل از خرید، زحمت تحقیق را کشیده است. می‌داند که سقوط قیمت موقتی است و ارزش ذاتی هنوز بالاست. کیسه‌دار بازنده اما یا اصلاً تحقیقی نکرده، یا اجازه داده ترس از ضرر، عقلش را کور کند. اگر نمی‌خواهید کیسه‌دار شوید، دو کار ساده انجام دهید: قبل از خرید، تحلیل کنید. بعد از خرید، مدام وضعیت را رصد کنید و اگر تحلیلتان غلط از آب درآمد، شجاعت فروش با ضرر را داشته باشید. ضرر کوچک امروز، بهتر از کیسه بزرگ فرداست.

دیدگاهتان را بنویسید