گرانی سفر روی ریل‌های فرسوده؛ قطار ایرانی در دو راهی مسافر و سود

 گرانی سفر روی ریل‌های فرسوده؛ قطار ایرانی در دو راهی مسافر و سود

سال‌هاست که مسئولان از مزایای سفر با قطار می‌گویند؛ امن‌تر از جاده، ارزان‌تر از هواپیما، پاک‌تر برای محیط زیست. اما مسافری که امروز سوار قطارهای ایران می‌شود، هیچ شباهتی بین این شعارها و واقعیت نمی‌بیند. ناوگان فرسوده، کوپه‌های قدیمی، خدماتی که هر روز بدتر می‌شود و حالا قیمت بلیت هم ۲۵ درصد بالا رفته است. اینجا قطار ایرانی است؛ جایی که مسافر برای سفر روی ریل‌های فرسوده، باید بیشتر هم بپردازد.

به گزارش سرمایه فردا، سال‌ها مسئولان وزارت راه از توسعه حمل‌ونقل ریلی به عنوان راهکاری برای کاهش مصرف سوخت، پایین آوردن هزینه‌های جابجایی و کنترل آلودگی هوا یاد می‌کردند. قطار قرار بود وسیله‌ای باشد که طبقه متوسط و ضعیف جامعه بتوانند با خیال راحت و هزینه کم به سفر بروند. اما امروز، مسافران وقتی وارد کوپه می‌شوند، فقط صدای جیرجیر واگن‌های قدیمی را می‌شنوند. همان قطارهایی که سال‌هاست باید بازنشسته می‌شدند، هنوز روی ریل‌ها حرکت می‌کنند و مسافر جابه‌جا می‌کنند.

گردشگری ایران در آستانه فروپاشی

 

کیفیت خدمات هم به تبع فرسودگی ناوگان، سقوط کرده است. قطاری که روی بلیتش نوشته «۴ ستاره»، در عمل تفاوتی با قطارهای عادی ندارد. کوپه‌های ۶ تخته‌ای که هیچ امکاناتی جز چند تشک کهنه ندارند. مسافری که شب را در این قطارها سپری می‌کند، از بی‌خوابی و سر و صدا شکایت دارد و صبح خسته‌تر از شب، به مقصد می‌رسد.

 

 آمارهایی که حرف می‌زنند

اعداد و ارقام هم این واقعیت تلخ را تأیید می‌کنند. وزیر راه و شهرسازی با صراحت اعلام کرده است که ضریب آماده‌به‌کاری لوکوموتیوها در سال گذشته به زیر ۵۰ درصد سقوط کرده؛ رقمی که در تاریخ راه‌آهن ایران بی‌سابقه بوده است. یعنی بیش از نیمی از لوکوموتیوها از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند.

در نوروز ۱۴۰۴، از بین ۲۵ میلیون متقاضی سفر با قطار، تنها ۱.۵ میلیون بلیط عرضه شد. یعنی بیش از ۲۳ میلیون نفر نتوانستند بلیط تهیه کنند. این عدد یعنی تقاضا ده برابر عرضه است. در چنین شرایطی، بازار سیاه بلیط رونق می‌گیرد و مسافران ناچارند به جاده پناه ببرند.

 

گرانی که توجیه ندارد

شرکت‌های ریلی می‌گویند هزینه‌ها سر به فلک کشیده است. از آب معدنی و ملحفه گرفته تا قطعات یدکی و دستمزد کارکنان. به گفته آنها، سرمایه‌گذاری در این بخش به دلیل بالا رفتن هزینه‌ها صرفه اقتصادی ندارد و همین امر باعث کاهش رغبت سرمایه‌گذاران و کاهش روزافزون تعداد واگن‌های فعال شده است.

اما مسافران این توجیهات را نمی‌پذیرند. وقتی قطار فرسوده است و خدمات در پایین‌ترین سطح ممکن، افزایش ۲۵ درصدی قیمت بلیت یعنی فشار مضاعف بر مردمی که چاره‌ای جز سفر ندارند. این افزایش در حالی اعمال شده که چند روز بیشتر به عید نمانده و بسیاری از هتل‌ها هم نیمه‌خالی هستند. یعنی مردم توان سفر ندارند، حتی با قطار.

 

 جاده، مقصد ناگزیر مسافران

گرانی بلیت قطار و کمبود ظرفیت، مردم را به سمت خودروهای شخصی و اتوبوس‌های بین‌شهری سوق می‌دهد. جایی که آمار تلفات جاده‌ای در ایران سالانه حدود ۲۰ هزار نفر است. این یعنی هر سال یک جمعیت چند شهرستانی در جاده‌ها جان خود را از دست می‌دهند.

دولت از ناترازی سوخت می‌گوید و هشدار می‌دهد که مصرف بنزین به مرز هشدار رسیده است. اما سیاست‌های وزارت راه و شهرسازی مردم را به استفاده بیشتر از خودروهای شخصی تشویق می‌کند. نتیجه‌اش می‌شود مصرف بنزین بیشتر، آلودگی بیشتر در شهرها، هزینه‌های درمانی بالاتر برای بیماری‌های تنفسی و در نهایت، فشار بیشتر بر محیط زیست.

 

 سردرگمی مسافران در پیچ‌وخم اطلاع‌رسانی

نبود شفافیت در سیاست‌های قیمتی، بر این بحران دامن زده است. از یک سو، مدیرکل روابط‌عمومی راه‌آهن اعلام می‌کند که برای قطارهای نوروز ۱۴۰۵ هیچ گونه افزایش قیمتی نداریم. از سوی دیگر، دبیر انجمن صنفی شرکت‌های حمل‌ونقل ریلی مسافری از افزایش ۲۵ درصدی قیمت بلیت خبر می‌دهد که از ابتدای اسفند اعمال شده است.

مردم نمی‌دانند کدام خبر درست است. مسافری که می‌خواهد برای سفر نوروزی برنامه‌ریزی کند، نمی‌داند مبنای واقعی قیمت چیست. این بلاتکلیفی، اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند و زمینه‌ساز شایعه‌سازی و برداشت‌های نادرست می‌شود.

پرسش اصلی این است: چرا همواره ساده‌ترین راه، یعنی گران کردن برای مصرف‌کننده، انتخاب می‌شود؟ چرا شرکت‌های ریلی به جای اصلاح ساختار هزینه‌ای خود، کاهش بروکراسی اداری و افزایش بهره‌وری ناوگان، بلافاصله به دنبال افزایش قیمت بلیت هستند؟

شفاف‌سازی درباره این موضوع که درآمدهای حاصل از گرانی‌های قبلی دقیقاً در کدام بخش توسعه‌ای هزینه شده است، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. پاسخ روشنی به این پرسش داده نمی‌شود و مسافران هر بار باید هزینه ناکارآمدی‌های مدیریتی را بپردازند.

 

 قطار ایرانی در دو راهی

 

قطار ایرانی امروز در دو راهی قرار دارد. یک راه، ادامه سیاست‌های فعلی است؛ گرانی بلیت، فرسودگی ناوگان، کاهش کیفیت خدمات و فرار مسافران به جاده. راه دیگر، اصلاح ساختاری است: سرمایه‌گذاری در نوسازی ناوگان، شفاف‌سازی درآمدها و هزینه‌ها، بهبود کیفیت خدمات و بازگرداندن اعتماد مسافران.

انتخاب راه اول آسان‌تر است، اما گران تمام می‌شود. هزینه‌های آن را مردم با جان و مال خود می‌پردازند. انتخاب راه دوم سخت‌تر است، اما تنها راه نجات حمل‌ونقل ریلی ایران است. تا زمانی که اراده‌ای برای این اصلاحات وجود نداشته باشد، قطار ایرانی همچنان روی ریل‌های فرسوده حرکت خواهد کرد و مسافرانش هر روز کمتر می‌شوند.

 

دیدگاهتان را بنویسید