بازارها احتمالاً در حساستترین برهه تاریخ ایران در ۵۰ سال اخیر قرار دارند. در چنین شرایطی، صحبت از ریزفاکتورها و ریزساختارها به کار تصمیمگیران حوزه سرمایهگذاری نمیآید. آنقدر موضوع کلانی در حال رخ دادن است که همه چیز را تحتالشعاع قرار میدهد. در این گزارش، با دو تن از تحلیلگران مسائل سیاسی و اقتصادی همکلام شدهایم تا از میان گرداب اخبار ضدونقیض، سناریوهای پیش روی ایران را واکاوی کنیم و تصویری از آینده بازارها ترسیم نماییم.
به گزارش سرمایه فردا، در شرایطی که هر روز ترامپ موضعی جدید اتخاذ میکند و اخبار ضدونقیض از مذاکرات و تحرکات نظامی به گوش میرسد، تحلیلگران تأکید میکنند که بدون یک چارچوب نظری مشخص، غرق در این طوفان خواهیم شد. جواد حسینی، یکی از تحلیلگران مسائل سیاسی، در این باره میگوید: «اگر با یک چارچوب مشخص به اخبار نگاه نکنیم و فقط بخواهیم دنبالشان کنیم، تقریباً دیوانه میشویم. یک روز ترامپ میگوید به توافق نزدیکیم، فردایش میگوید غنیسازی صفر باید شود، پسفردا موشک و نیابتیها را هم اضافه میکند. این موضعگیریها برای فرسوده کردن ذهن تصمیمگیران و دنبالکنندگان است.»
او با اشاره به تحلیلهای قبلی خود میگوید: «من قبلاً سناریوی جنگ را یکی از دو سناریوی محتمل معرفی کردم و بعد از جنگ ۱۲ روزه گفتم که جنگ نخواهیم داشت مگر دو اتفاق بیفتد: یا مردم بریزند تو خیابان، یا یک تغییر فردی مهم در ساختار حاکمیتی رخ دهد. این پیشنیازها را معرفی کردم و تقریباً همین هم شد.»
حسینی با مرور بانک اهداف طرف مقابل به این نتیجه میرسد که جای جدیدی برای زدن باقی نمانده است. «در جنگ ۱۲ روزه، همه اهدافی که قرار بود زده شود، زده شد. اگر جنگ فعلی را شبیه جنگ ۱۲ روزه ببینیم، هیچ جای جدیدی برای زدن وجود ندارد و کار تکراری خواهد بود. از طرفی، جمهوری اسلامی در پاسخ نشان داده که برای پایان جنگ، مجبور به اصابت به مناطق شهری در طرف مقابل (اسرائیل) است. در جنگ ۱۲ روزه هم همین کار را کرد.»
بهزعم او، تنها کلانهدف باقیمانده، «تغییر رژیم» است. اما این هدف به سادگی قابل دستیابی نیست. «در جغرافیای ایران با شرایط خاص فرهنگی و اجتماعی، فقط خود مردم میتوانند این کار را انجام دهند. ترامپ هم بارها به این موضوع اشاره کرده که خود مردم ایران باید کاری کنند. برآورد آنها این بود که شلوغیهای دیماه ۴۰۴ ادامهدار میشود و جمهوری اسلامی چند هفته دستش بند است، اما در کمال ناباوری، مردم احساس کردند هزینه حضور در خیابان بیش از حد بالاست. به نظر من تغییر رژیم فعلاً فیل شده است.»
اما چرا آمریکا نباید به راحتی دست به حمله بزند؟ حسینی به چند نکته کلیدی اشاره میکند. اول اینکه در سند دکترین امنیت ملی آمریکا، ایران جایگاه خاصی ندارد. «ما خودمان را مرکز دنیا میدانیم، اما واقعاً ایران مرکز دنیا نیست و آمریکا علاقهای به هزینه کردن برای چیزی که برایش بیاهمیت است، ندارد.»
دوم اینکه در بازی بزرگ آمریکا با چین، ایران مهره چندان مهمی نیست. «بعضی میگویند هدف از زدن ایران، مهار چین است، اما من فکر میکنم ما آن نقش طلایی را نداریم.»
سوم، خود ترامپ و جریان ماگا ( MAGA ) اعتقاد دارند کارهایی که در عراق و لیبی شد، اشتباه بود. «آنها اساساً علاقهای به رژیمچنج در درگیریهایشان ندارند. نمونهاش ونزوئلا و مادورو.»
چهارم، انتخابات سنا برای ترامپ بسیار مهم است. «اگر آتش درگیری از کنترل خارج شود، میتواند روی انتخابات تأثیر بگذارد و ترامپ چیزی را که تا اینجا برده، آنجا ببازد.»
در نهایت، آمریکا یک کار «بسیار کمهزینه» میخواهد؛ کاری که دل کسی را تکان ندهد و در بازار جهانی هم تلاطم ایجاد نکند. نمونه موفق آن را در ونزوئلا انجام دادند.
جمعبندی جواد حسینی به دو گزینه محدود میشود. گزینه اول، حمله به معدود اهداف باقیمانده است؛ همان بمبی که در جلسه ۲۶ خرداد شورای عالی امنیت ملی عمل نکرد و توانستند نجاتش دهند. منظور، زدن سران سیاسی است. اما این کار ریسک بزرگی دارد. «اکثر تصمیمگیران ما سن بالایی دارند و تا ۵-۶ سال آینده، نسل مدیران به طور طبیعی تغییر خواهد کرد. اگر این اتفاق به صورت اجباری بیفتد، چه بسا آدم تندروتری سر کار بیاید. روبیو هم در مصاحبه اخیرش به این نکته اشاره کرده که اگر فلانی نباشد، چه کسی قرار است بیاید؟ این نشان میدهد آنها هم به این موضوع فکر میکنند.»
گزینه دوم، محتملترین سناریو از نگاه اوست: یک درگیری نظامی محدود، کمهزینه و کاملاً کنترلشده. «بازی ایران و آمریکا تبدیل به یک بازی حیثیتی شده و به نظرم درگیری محدود و موثر، محتملترین اتفاق است. این سناریو با مدل رفتاری بازارها هم همخوانی دارد؛ یعنی بازارها هم دارند روی همین سناریو قیمتگذاری میکنند.»
مجتبی سعیدی، تحلیلگر دیگری که در این گفتوگو حضور دارد، با بخشی از صحبتهای جواد موافق است اما سناریوها را با وزنهای متفاوتی طبقهبندی میکند.
۱. جنگ ویرانگر (کمترین احتمال): جنگی که در آن ایران و آمریکا به صورت تمامعیار درگیر شوند. در این سناریو، دلار و طلا خوب هستند و بازار سرمایه و ریال خوب نیستند. مجتبی احتمال این سناریو را بسیار پایین میداند.
۲. جنگ محدود با موفقیت طرف مقابل: جنگی محدود که ممکن است بخشهای نظامی یا سران را هدف قرار دهد و طرف مقابل در آن موفق باشد. در این سناریو، دلار و طلا ریزش خواهند کرد و ریال و بازار سرمایه جذاب میشوند.
۳. تغییر رژیم با هدف قرار دادن سیاسیون (محتملترین سناریو): سناریویی شبیه به آنچه در ونزوئلا با مادورو اتفاق افتاد. در این مدل، ناوهای آمریکایی بیشتر برای بازدارندگی در برابر واکنش ایران آمدهاند، نه برای حمله. اگر این اتفاق بیفتد، آسیب چندانی به کشور وارد نمیشود، اما ممکن است طیفی از سیاسیون حذف و طیفی دیگر جایگزین شوند و با همانها توافقی انجام شود. در این سناریو هم بازار سرمایه و ریال به شدت جذاب میشوند و دلار و طلا میریزند. مجتبی بیشترین وزن را به این سناریو میدهد.
۴. توافق با حاکمیت موجود: سناریویی که در آن دولت فعلی به این جمعبندی برسد که بهتر است با حفظ ساختار، توافق کند. این سناریو هم وزنی قابل توجه دارد و در آن دلار منفی و بازار سرمایه مثبت خواهد بود.
۵. ضربات پینگپونگی: درگیریهای رفت و برگشتی محدود که در آنها اهداف خاصی هدف قرار میگیرند. احتمال این سناریو از جنگ ویرانگر بیشتر است، اما همچنان وزن پایینی دارد.
نقش روسیه و تحولات منطقهای
مجتبی سعیدی به نکته مهمی درباره روسیه اشاره میکند: «شنیدم که روسیه پیامهایی به آمریکا داده و حاضره به مکانیزم دلار برگردد و توافقاتی با آمریکا انجام دهد. اگر روسیه به سمت آمریکا برود، وزن سنگینی را به آن سمت اضافه میکند. نمونهاش را در سوریه دیدیم که پشت سوریه را خالی کرد. در ارمنستان و آذربایجان هم همین اتفاق افتاد. انگار یک نقشه پشت صحنه بین اینها کشیده شده که من از آن بیخبرم، اما اگر ایران هم بخشی از این پروژه باشد، آمریکا در اهدافش راحتتر خواهد بود.»
در نهایت، هر دو تحلیلگر بر این نکته تأکید دارند که سناریوی «نه جنگ تمامعیار، نه توافق گسترده» محتملترین حالت است. ترامپ تا پایان دوره ریاستجمهوری خود (و همزمان تا پایان دوره پزشکیان) زمان دارد و بازی او یک بازی آهسته و پیوسته خواهد بود.
اما نکته مهمتر این که در این شرایط، استراتژی «صبر و متنوعسازی» هوشمندانهترین رویکرد است. بازارها امروز روی سناریوی درگیری محدود قیمتگذاری میکنند. اگر این سناریو محقق شود، دلار و طلا ریزشی و بورس صعودی خواهند بود. اگر سناریوی تغییرات سیاسی با حذف برخی افراد محقق شود، همین اتفاق با شدت بیشتری رخ میدهد.
آنچه مسلم است، تا روشن شدن تکلیف این پروژه (که به نظر میرسد ظرف یکی دو ماه آینده تعیین تکلیف شود)، بازارها در بلاتکلیفی و نوسان به سر خواهند برد. در چنین شرایطی، شاید عاقلانهترین کار، حفظ نقدینگی و آماده باش برای هر سناریویی باشد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا