گزارش تفصیلی عملکرد ۹ماهه شرکتهای سیمانی نشان میدهد سودهای چندصددرصدی این صنعت هیچ نسبتی با واقعیت اقتصاد ایران ندارد. در بازاری که تقاضا سقوط کرده، شرکتها نه با افزایش تولید، بلکه با افزایش قیمتها سود ساختهاند. همزمان، برخی نمادها مانند سخواف، سدور و سفانو با زیاندهی و افتهای شدید، زنگ خطر جدی برای سرمایهگذاران به صدا درآوردهاند.
به گزارش سرمایه فردا، صنعت سیمان این روزها شبیه جزیرهای است که در دل یک اقتصاد راکد، چراغهایش روشن مانده، اما نه بهخاطر رونق واقعی، بلکه بهخاطر گرانفروشی در بازاری که نفسهایش به شماره افتاده است. در حالی که بازار مسکن در رکود عمیق فرو رفته و پروژههای عمرانی یکی پس از دیگری متوقف شدهاند، شرکتهای سیمانی برخلاف انتظار نه تنها آسیب ندیدهاند، بلکه سودهای نجومی ثبت کردهاند. این تناقض بزرگ یک حقیقت تلخ را آشکار میکند؛ وقتی تقاضا نیست، سود از مسیر تولید نمیآید بلکه از مسیر گران کردن محصول میآید.
در گزارشهای ۹ ماهه، برخی شرکتها رشدهایی ثبت کردهاند که با واقعیت اقتصاد ایران همخوانی ندارد. سصوفی با جهش ۱۶۰ درصدی سود یا سشرق با رشد ۹۱ درصدی، در ظاهر شبیه قهرمانان یک صنعت پررونقاند اما واقعیت این است که این رشدها بیشتر از آنکه حاصل افزایش تولید باشد، نتیجه افزایش قیمت سیمان است. در بازاری که ساختوساز خوابیده، تنها راه سودسازی بالا بردن نرخهاست. شرکتهایی مثل ساروم، سرود و سآبیک نیز با رشدهای ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی همین مسیر را رفتهاند که از جیب مصرفکننده و رکود پروژههای عمرانی بیرون کشیده شده، نه از توسعه واقعی.
همچنین نمادهایی مثل سباقر، سبجنو و سقاین رشدهای عجیب و غریبی ثبت کردهاند که بیشتر شبیه جهشهای قیمتی است تا تحول عملیاتی. وقتی سباقر سودش را هفت برابر میکند یا سقاین ۲۸۰ درصد رشد میزند، باید پرسید در بازاری که تقاضا خوابیده، این سودها از کجا آمده؟ در مقابل، نمادهایی مثل سفانو، سلار، ستران و بهویژه سخواف گزارش های منفی ارائه میدهند. سلار در نهماهه افت سود داشته، ستران با نوسانهای خطرناک دستوپنجه نرم میکند و سخواف همچنان در باتلاق زیان فرو میرود از که ۹۰ درصد هم بیشتر شده است. این شرکتها حتی از موج گرانفروشی هم نتوانستهاند نجات پیدا کنند و این یعنی مشکل نه در بازار، بلکه در ساختار داخلی آنهاست.
در سوی دیگر، نمادهایی قرار دارند که حتی با وجود این موج گرانفروشی، نتوانستهاند خود را بالا بکشند. ساراب نمونهای روشن از یک شرکت جا مانده است. سود پاییزش نسبت به سال قبل ۱۹ درصد افت کرده و نوسانهای شدید فصلیاش نشان میدهد که این شرکت حتی از فرصت گرانفروشی هم نتوانسته استفاده کند. وقتی همه در حال بالا بردن قیمتاند، درجا زدن یعنی ضعف مدیریتی و از دست دادن سهم بازار. سفار اما وضعیت نگرانکنندهتری دارد.
روند سود این شرکت از بهار تا پاییز یک سقوط آزاد است از ۱۵۹ میلیارد به ۱۲۷ و سپس به ۱۰۲ میلیارد تومان افت کردهاست. این دیگر نوسان نیست؛ یک روند نزولی جدی است که نشان میدهد موتور تولید یا فروش شرکت در حال از کار افتادن است. در صنعتی که حتی با رکود ساختوساز هم سود میسازد، افت سفار یک زنگ خطر واقعی است.
گزارش صنعت سیمان یک حقیقت تلخ را آشکار میکند وقتی بازار مسکن و پروژههای عمرانی در رکود کاملاند، سرمایهگذار هوشمند باید بداند که این سودها روی افزایش قیمتها بنا شدهاند. و هر ساختاری که روی رکود بنا شود، دیر یا زود فرو میریزد.
صنعتی سیمان در شرایط طبیعی باید از رکود مسکن و توقف پروژههای عمرانی آسیب ببیند، اما عجیب است سودهایش بیشتر شدهاست. وقتی سباقر سودش را هفت برابر میکند یا سقاین ۲۸۰ درصد رشد میزند، این نه حاصل افزایش مصرف است و نه نتیجه توسعه بازار است بلکه این سودها از جیب همان سازندگانی بیرون کشیده شده که امروز بهخاطر گرانی مصالح، پروژهها را نیمهکاره رها کردهاند. صنعت سیمان در حالی سود میسازد که بازار مصرفش در حال مرگ است و این یعنی سودسازی از دل رکود، نه از دل تولید.
ستران با نوسانهای شدید، مثل بیماری که هر لحظه تب میکند، هیچ ثباتی ندارد. جهش سود از ۳۶۴ میلیارد به ۶۸۴ و سپس سقوط به ۲۱۹ میلیارد تومان، نه یک نوسان طبیعی، بلکه نشانه آشفتگی در مدیریت، فروش یا زنجیره تأمین است. چنین شرکتی در صنعتی که سودش تقریباً تضمینشده شده، باز هم نمیتواند روی پای خود بایستد و این یعنی مشکل در ریشههاست، نه در بازار.
سخواف به نمادی تبدیل شده که عملاً نقش چراغ قرمز صنعت را بازی میکند. زیاندهی مداوم، افزایش ۹۱ درصدی زیان و نبود هیچ نشانهای از بهبود، این سؤال را مطرح میکند که آیا این شرکت اساساً قابلیت ادامه حیات دارد یا نه. وقتی کل صنعت از گرانی سود میبرد، زیاندهی سخواف یعنی مشکل نه در شرایط اقتصادی، بلکه در ساختار داخلی شرکت است.
در کنار اینها، نمادهایی مثل سدور و سکارون که از زیان خارج شدهاند اما هنوز روی مرز سود و زیان حرکت میکنند، نشان میدهند که بسیاری از شرکتها فقط با افزایش قیمتها زنده ماندهاند، نه با بهبود عملکرد. این شرکتها اگر روزی قیمتگذاری دستوری یا محدودیتهای جدید اعمال شود، دوباره به ورطه زیان بازمیگردند.
بنابراین برخی نمادهای صنعتی سیمان که در دل رکود ساختوساز، سودهای غیرطبیعی ثبت کرده و این سودها حاصل افزایش قیمتاند، نه افزایش تولید. به همین دلیل شرکتهای ضعیف حتی از این فرصت هم استفاده نکردهاند و همچنان در سراشیبیاند. صنعت سیمان امروز شبیه ساختمانی است که نمایی زیبا دارد اما ستونهایش ترک خوردهاند. سودهای بزرگ، واقعیت را پنهان نمیکنند: وقتی تولید کم است و قیمت بالا میرود، سود شرکتها نه نشانه سلامت، بلکه نشانه اختلال در بازار است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا