جنگ نفت در جهان

جنگ نفت در جهان

جنگ نفت در جهان از زمانی آغاز شد که ترامپ به ونزوئلا حمله کرد او می‌خواهد نبض بازار جهانی نفت را در اختیار داشته باشد، اما حالا نوبت فشار به ایران است.

به گزارش سرمایه فردا، بازار جهانی نفت در ماه‌های اخیر شاهد یکی از مهم‌ترین جابه‌جایی‌های تجاری سال‌های اخیر بوده است؛ تغییری که از دل تحولات سیاسی ونزوئلا و ورود مستقیم آمریکا به ساختار صادرات نفت این کشور بیرون آمده و اکنون مسیر نفتی آسیا را دگرگون کرده است. ماجرا از جایی آغاز شد که بعد از حمله آمریکا به کاراکاس، صادرات نفت ونزوئلا به چین، یکی از اصلی‌ترین مشتریان این کشور، به‌طور ناگهانی سقوط کرد.

تا پیش از دخالت مستقیم آمریکا، ونزوئلا روزانه حدود ۴۰۰ هزار بشکه نفت به چین صادر می‌کرد، البته آمار صادرات نفت به چین قبلا از محاصره این کشور توسط آمریکا تا ۷۰۰ هزار بشکه نیز بوده است. رقم صادرات نفت ونزوئلا طبق داده‌های شرکت تحلیلی کپلر حدود ۴ درصد از کل واردات دریایی نفت چین را تشکیل می‌داد و سال‌ها یکی از ستون‌های تجارت انرژی میان دو کشور محسوب می‌شد. اما از اواسط دسامبر که فشار آمریکا به این کشور تشدید شد همه‌چیز تغییر کرد.

با محاصره نفتکش‌های تحریم‌شده توسط دولت آمریکا و سپس ربوده شدن نیکلاس مادورو در سوم ژانویه، صادرات ونزوئلا به چین تقریباً متوقف شد. واشنگتن اعلام کرد قصد دارد فروش و درآمدهای نفتی ونزوئلا را «به‌طور نامحدود» کنترل کند. این تصمیم نه‌تنها جریان صادرات را مختل کرده، بلکه شرکت‌های بزرگ تجاری مانند پتروچاینا را نیز وادار کرد خرید نفت ونزوئلا را متوقف کنند. هم‌زمان، ذخایر نفت ونزوئلا در آسیا نیز به‌شدت کاهش یافت. کپلر گزارش داد که ذخیره‌سازی دریایی نفت ونزوئلا از ۱۶ میلیون بشکه در ابتدای ۲۰۲۶ به تنها ۸.۲۶ میلیون بشکه در پایان ژانویه رسیده یعنی نصف شده است.

 

عملکرد پالایشگاه‌های چین

در چنین شرایطی، پالایشگاه‌های مستقل چین از طریق پالایشگاه‌های کوچک موسوم به «قوری» در استان شاندونگ برای جلوگیری از اختلال در تولید، به‌سرعت به سمت نفت سنگین ایران رفتند. دو منبع آگاه به رویترز گفته‌اند که این پالایشگاه‌ها اکنون نفت ایران را که در مخازن چین و روی نفتکش‌ها ذخیره شده، خریداری می‌کنند تا کمبود نفت ونزوئلا را جبران کنند. البته ترامپ اخیرا مدعی شده مذاکراتی کرده تا صادرات نفت ونزوئلا از طریق آمریکا به هند و چین از سر گرفته شود، اما فعلا دو کشور مقصد درباره این موضوع اظهارنظری نکرده‌اند.

 

بزرگترین خریدار نفت آسیا

پالایشگاه‌های کوچک چین پیش‌تر بزرگ‌ترین خریداران نفت ونزوئلا بودند، اکنون نفت سنگین ایران را به نفت ونزوئلا، نفت کانادا و حتی محموله‌های عرضه‌شده توسط ویتول و ترافیگورا ترجیح می‌دهند که ریشه در قیمت‌های رقابتی‌تر، دسترسی آسان‌تر و ریسک سیاسی کمتر نسبت به نفت تحت کنترل آمریکا دارد. حتی پیشنهاد ویتول برای فروش نفت ونزوئلا با تخفیف ۵ دلاری نسبت به قیمت برنت نیز نتوانسته نظر چینی‌ها را جلب کند، زیرا قیمت‌ها در بازار جهانی اخیرا بالا رفته و تخفیف‌ها جذابیت گذشته را ندارند. همین مسئله باعث شده وضعیت صادرات نفت ایران از طریق تراستی‌ها را مورد سوال قرار دهد که نفت ایران با چه میزان تخفیف فروخته می‌شود؟  آیا وزارت نفت نباید درباره میزان تخفیفات و زمان بازگشت ارز صادرات نفت شفاف سازی کند؟

منابع تجاری می‌گویند پالایشگاه‌های چینی قصد دارند در ماه‌های فوریه و مارس محموله‌های بیشتری از نفت سنگین ایران خریداری کنند. این یعنی روند جایگزینی نفت ایران به‌جای ونزوئلا نه‌تنها موقتی نیست، بلکه احتمالاً به یک الگوی پایدار تبدیل خواهد شد. در یک جمله، دخالت آمریکا در صادرات نفت ونزوئلا باعث شد چین به‌سرعت به سمت نفت ایران بچرخد. به همین دلیل است که آمریکا به خاورمیانه لشکرکشی کرده تا مسیر صادرات نفت به چین را دچار اختلال کند.

ایران اگر جایگاه خود را در بازار نفت سنگین آسیا تقویت ‌کند، ونزوئلا بخشی از بازار سنتی خود را از دست می‌دهد و چین با تنوع‌بخشی به منابع تأمین، ریسک‌های سیاسی را کاهش می‌دهد، اما مسئله این است که همین الان هم میزان ذخیره‌سازی نفت ایران روی کشتی‌ها به شدت افزایش یافته که حکایت از عملکرد ضعیف تراستی‌ها در انتقال نفت ایران به بازارهای مقصد را دارد، هرچند برخی گزارش‌های رسانه‌های خارجی از صادرات بالای نفت ایران سخن می‌گویند که می‌تواند مغرضانه و در راستای فشار بیشتر به چین باشد. این تحولات نشان می‌دهد بازار جهانی نفت بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر سیاست است و هر تغییر ژئوپلیتیک می‌تواند مسیر میلیون‌ها بشکه نفت را در عرض چند هفته تغییر دهد.

۲۰ درصد ظرفیت واردات نفت چین مربوط به پالایشگاه‌های مستقل است

درک رفتار پالایشگاه‌های مستقل چین بدون توجه به حجم مصرف و ساختار فعالیت آن‌ها ممکن نیست. این پالایشگاه‌ها که در ادبیات انرژی چین به «قوری‌ها» مشهورند، حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از کل ظرفیت پالایشی چین را در اختیار دارند و روزانه بین ۲.۵ تا ۳ میلیون بشکه نفت خام مصرف می‌کنند. بخش بزرگی از این مصرف، به‌ویژه در استان شاندونگ، بر پایه نفت‌های سنگین و فوق‌سنگین است که از نظر قیمت و کیفیت، برای این پالایشگاه‌ها به‌صرفه‌تر از نفت‌های سبک خاورمیانه محسوب می‌شوند.

به همین دلیل، ونزوئلا و ایران طی سال‌های گذشته دو منبع اصلی تأمین خوراک این پالایشگاه‌ها بوده‌اند. اما تحولات اخیر، این معادله را به‌طور جدی تغییر داده است. با کاهش صادرات ونزوئلا و افزایش وابستگی پالایشگاه‌های مستقل به نفت ایران، ریسک تحریم بنادر و مسیرهای وارداتی به یکی از نگرانی‌های اصلی این شرکت‌ها تبدیل شده است. بسیاری از این پالایشگاه‌ها نفت خود را از طریق بنادر خاصی در شاندونگ و تیانجین دریافت می‌کردند؛ بنادری که اکنون تحت رصد دقیق آمریکا قرار دارند.

تحریم احتمالی این بنادر می‌تواند نه‌تنها واردات نفت ایران را مختل کند، بلکه هزینه حمل‌ونقل، بیمه و ذخیره‌سازی را به‌شدت افزایش دهد. این موضوع به‌ویژه برای پالایشگاه‌های کوچک که حاشیه سود محدودی دارند، یک تهدید جدی است. در چنین فضایی، پرسش مهم این است که آیا دولت چین از این پالایشگاه‌ها برای ادامه واردات نفت ایران حمایت می‌کند یا خیر؟ قطعا چین از صنایع خود حمایت می‌کند، اما رکود در اقتصاد این کشور نیز افزایش یافته و همین محدودیتی برای تقاضا خواهد بود.

البته دولت چین به‌طور رسمی از واردات نفت تحت تحریم حمایت نمی‌کند، زیرا نمی‌خواهد درگیر تنش مستقیم با آمریکا شود. با این حال، در عمل، سیاست پکن چیزی میان  چشم‌پوشی حساب‌شده و حمایت غیرمستقیم است. دولت چین معمولاً اجازه می‌دهد پالایشگاه‌های مستقل از طریق شرکت‌های واسطه، نفتکش‌های با پرچم ثالث و قراردادهای غیرمستقیم، نفت ایران را وارد کنند، بدون آنکه این واردات در آمار رسمی ثبت شود.

دیدگاهتان را بنویسید