وضعیت تهران در برابر زلزله

تهران در برابر زلزله کاملا بی دفاع است چون گسل مشا که ریشه آن در محدوده پریس است بسیار گسل خطرناکی بوده و ساختمان‌های فرسوده و ناامن تهران نیز کم نیستند.

به گزارش سرمایه فردا،

برای مردمی که بیش از یک سال است عادت کرده‌اند هر لحظه چشم به آسمان داشته باشند تا خبر از پهپاد و موشک و جنگ بگیرند، لرزیدن زمین شاید دورترین کابوس ممکن بود. در ماه‌های اخیر، ذهن‌ها آن‌قدر درگیر چالش‌های سیاسی، اقتصادی و وضعیت عجیب «نه جنگ و نه صلح» بعد از آتش‌بس‌های شکننده بود که غول خفته‌ای به نام زلزله تهران، به کلی به فراموشی سپرده شده بود. اما پریشب، زمین نشان داد که برای فاجعه آفریدن، منتظر سیاست و دیپلماسی نمی‌ماند. لرزش‌های پی‌درپی تهران و پردیس، یک بار دیگر این حقیقت تلخ را یادآوری کرد که زیر این شهر پرزرق‌وبرق و در عمق لایه‌های زمین، بمبی ساعتی در حال تیک‌تاک است که می‌تواند بسیار ویرانگرتر از هر نبرد نظامی باشد.

 روایتی از شب دلهره در پردیس و تهران

ساعت چند دقیقه‌ای به نقطه صفر شبانه مانده بود که اولین تکان شدید، سکوت شبانه شرق استان تهران را شکست. مرکز لرزه‌نگاری کشوری ابتدا بزرگی را ۴.۶ ریشتر در حوالی پردیس و بومهن اعلام کرد. دقایقی بعد، پس‌لرزه ۴ ریشتری و چندین لرزه کوچک‌تر دیگر، تیر خلاصی بود بر آرامش نیم‌بند مردمی که تازه داشتند طعم خواب در شرایط آتش‌بس را می‌چشیدند.

در پردیس، کانون اصلی زلزله، اوضاع متفاوت بود. مردم سراسیمه به خیابان‌ها ریختند. تصاویری که از بلوارهای اصلی پردیس و فازهای مختلف آن منتشر شد، یادآور روزهای سخت جنگ بود؛ با این تفاوت که این بار دشمن نه در مرزها، که دقیقا زیر پای آن‌ها بود. هزاران خودرو در حاشیه خیابان‌ها پارک شده بودند و خانواده‌هایی که جرئت بازگشت به آپارتمان‌های بلندمرتبه و پرشمار پردیس را نداشتند، شب را در کیسه‌خواب یا داخل خودروهایشان به صبح رساندند. پردیس با آن همه برج‌های انبوه، در آن شب به شهری شبح‌زده تبدیل شده بود که ساکنانش از ترس آوار، به آغوش خیابان پناه برده بودند.

زلزله؛ دشمنی که در سایه جنگ فراموش شد

واقعیت این است که در یک سال گذشته، موضوع ایمنی ساختمان‌ها، نوسازی بافت‌های فرسوده و آمادگی برای زلزله، زیر سایه خبرهای داغ جنگ و صلح گم شده بود. مدیریت شهری و نهادهای نظارتی که تمام تمرکزشان بر پدافند غیرعامل و مقابله با تهدیدات خارجی بود، گویی فراموش کرده بودند که گسل‌های «مشا» و «شمال تهران» هیچ تعهدی به آتش‌بس ندارند.

زلزله پریشب دقیقا در زمانی رخ داد که جامعه در یک خلأ خبری و خستگی مفرط روانی قرار داشت. این اتفاق نشان داد که چقدر پایتخت در برابر بلایای طبیعی آسیب‌پذیر است. اگر این لرزش‌ها به جای ۴.۶ ریشتر، کمی بالاتر و در حدود ۶ یا ۷ ریشتر بود، فاجعه‌ای رخ می‌داد که ابعاد آن با هیچ بحران نظامی قابل مقایسه نبود. زلزله در تهران، به دلیل تراکم بالای جمعیت و بافت نامناسب شهری، به معنای واقعی کلمه یک «تهدید موجودیتی» است.

 بازخوانی تاریخ؛ از زلزله ۱۳۳۹ تا وحشت سال ۹۹

این اولین بار نیست که تهران این‌گونه می‌لرزد و مردم را به خیابان می‌کشاند. زلزله‌های تاریخی تهران همیشه سایه‌ای سنگین بر سر این شهر داشته‌اند. اما در حافظه نزدیک مردم، زلزله اردیبهشت سال ۱۳۹۹ (زلزله دماوند) بیشترین شباهت را به اتفاق پریشب داشت. در آن سال هم زلزله‌ای ۵.۱ ریشتری تهران را لرزاند و باعث شد مردم تا صبح در پارک‌ها بمانند.

تکرار این الگو نشان‌دهنده یک فعالیت همیشگی در گسل‌های شرقی است. زلزله‌های مهمی مانند زلزله سال ۱۸۳۰ میلادی که تهران را تقریبا ویران کرد، ثابت می‌کند که این شهر هر ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال یک بار شاهد یک زمین‌لرزه بزرگ بوده است. حالا که از آخرین زلزله بزرگ تهران زمان زیادی گذشته، هر تکان کوچکی مثل لرزش‌های پریشب، در واقع یک «پیش‌لرزه» روانی برای مواجهه با آن حادثه بزرگ است.

 هشدار فراتر از ریشتر

کارشناسان زلزله‌شناسی کشور، لرزش‌های اخیر را بسیار جدی ارزیابی می‌کنند. دکتر مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی، معتقد است که لرزش‌های منطقه پردیس ناشی از فعالیت گسل «مشا» است. او در تحلیل خود می‌گوید: «گسل مشا یکی از خطرناک‌ترین گسل‌های منطقه است که توان لرزه‌زایی بالایی دارد. لرزش‌های ۴.۶ ریشتری اگرچه به تنهایی تخریب ندارند، اما نشان‌دهنده فعال بودن سیستم گسلی هستند که می‌تواند زلزله‌های بزرگ‌تری را رقم بزند.»

از سوی دیگر، دکتر فریبرز ناطقی الهی، بنیان‌گذار مقاوم‌سازی و مهندسی زلزله در ایران، با لحنی هشدارآمیزتر به ماجرا نگاه می‌کند. او بارها تاکید کرده است که تهران اصلا برای یک زلزله بالای ۷ ریشتر آماده نیست. ناطقی الهی در واکنش به حوادث اخیر می‌گوید: «ما در حال بازی با آتش هستیم. تمرکز بر بحران‌های دیگر نباید باعث شود مدیریت بحران زلزله در تهران رها شود. زیرساخت‌های ما، از لوله‌کشی گاز گرفته تا سیستم‌های برق و امدادرسانی، در صورت وقوع یک زلزله بزرگ در تهران کارایی نخواهند داشت و فاجعه انسانی ابعاد غیرقابل تصوری پیدا می‌کند.»

 بمب ساعتی در برج‌های پردیس

تمرکز زلزله اخیر بر شهر پردیس، یک زنگ خطر جدی برای مسکن‌های مهر و برج‌های نوساز این منطقه است. مردمی که برای فرار از هزینه‌های سرسام‌آور پایتخت به این منطقه پناه برده‌اند، حالا خود را در میان برج‌هایی می‌بینند که روی تپه‌های لرزان بنا شده‌اند. عدم رعایت دقیق استانداردهای مهندسی در برخی از این پروژه‌ها و کمبود فضاهای باز و مسیرهای امدادی در فازهای جدید پردیس، در شب زلزله به وضوح خود را نشان داد. هرج‌ومرج در ترافیک خروجی شهر و نبود مکان‌های امن برای اسکان اضطراری، ثابت کرد که پردیس در برابر زمین‌لرزه چقدر بی‌دفاع است.

 لزوم بازگشت به واقعیت زمین

زلزله پریشب تهران و پردیس، بیش از آنکه زمین را بلرزاند، باید وجدان مدیران و ذهن شهروندان را تکان داده باشد. در دنیایی که ما درگیر جنگ‌های انسانی هستیم، طبیعت قواعد خود را دارد. آتش‌بس در جبهه‌ها به معنای آتش‌بس در اعماق زمین نیست. تهران نیاز به یک بازنگری جدی در اولویت‌های خود دارد. بازسازی بافت‌های فرسوده، سخت‌گیری در استانداردهای ساخت‌وساز، ایمن‌سازی شبکه‌های حیاتی و آموزش همگانی برای روز مبادا، کارهایی است که نباید در هیاهوی اخبار سیاسی گم شوند.

زلزله پریشب یک هدیه بود؛ یک هشدار ملایم برای اینکه یادمان نرود دشمن واقعی و همیشگی پایتخت، درست زیر پاهای ماست. اگر امروز از این لرزش‌ها درس نگیریم، فردا که زمین با تمام قدرتش دهان باز کند، دیگر زمانی برای پشیمانی و بازگشت به خانه‌های امن نخواهد بود. تهران لرزید تا ما بیدار شویم؛ قبل از آنکه بمب ساعتی به ثانیه صفر برسد.

دیدگاهتان را بنویسید