واقعیت نشان میدهد تابستان همچنان با کمبود و محدودیت آب همراه خواهد بود این مسأله به ویژه برای تهران و شهرهای مرکزی محسوس است.
مینا هرمزی: امسال از آسمان بخیل خبری نیست، آسمان روی خوشی را به ما نشان داده، سدها در وضعیت بهتری قرار دارند و طبیعت سیراب شده است؛ اما آیا پر شدن کاسه سدها به معنای پایان کابوس قطعی آب و برق در روزهای اوج مصرف است؟ پاسخ کارشناسی به این پرسش متأسفانه منفی است. این بحران با نیامدن باران شروع نشده که با آمدن باران تمام شود؛ اینجا سخن از ناترازی عمیقی است که ربطی به باران و جنگ ندارد.
باور عمومی بر این است که باران بیشتر مساوی است با برق بیشتر؛ اما گره زدن پایداری شبکه برق به میزان بارشها، یک خطای محاسباتی است. زیرا در حوزه برق، مشکل اصلی نه صرفا کمبود آب پشت سدها، بلکه فرسودگی نیروگاههای حرارتی، توقف سرمایه گذاری، راندمان پایین شبکه توزیع و عقبماندگی ظرفیت تولید نسبت به رشد تقاضا است. حتی در صورت پر بودن سدها، سهم نیروگاههای برقآبی در سبد انرژی کشور بهگونهای نیست که بتواند ناترازی گسترده در پیک مصرف را به تنهایی جبران کند. این را رئیس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران به خبرنگار «هفتصبح» میگوید و معتقد است که بحران آب و برق ایران با یک فصل پرباران حل نمیشود.
امسال بارشهای نسبتا خوبی را در مناطق مختلف کشور شاهد بودیم؛ اتفاقی که شاید در نگاه اول نویدبخش پایان روزهای سخت خشکسالی باشد، اما با این حال اورعی معتقد است که واقعیت بحران آب و برق در ایران بسیار پیچیدهتر از این حرفهاست. در واقع نزولات جوی اخیر برای جبران کمبودها کافی نیست. دل بستن به بارشها یک سراب مقطعی است؛ چرا که ریشههای بحران در زیرساختها و الگوی مصرف، بسیار عمیقتر از آن است که با چند ماه بارندگی شسته شود.
هاشم اورعی با بیان اینکه افزایش مقطعی بارندگیها نمیتواند نسخه نجاتبخش بحران آب و برق باشد، میافزاید: به گفته یکی از مدیران، بارشهای اخیر، نیاز سالانه آب کشور که حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب است را میتواند پوشش دهد اما چالش اصلی در مدیریت و بهرهبرداری از همین بارشهای آسمانی است.
این استاد دانشگاه صنعتی شریف این تصور عمومی که پر شدن نسبی سدها مساوی با پایان خاموشیهاست را شکاف بین واقعیت و تصور عمومی میداند و مدعی است: تصور پایان قطعی آب و برق در تابستان با واقعیتهای فنی همخوانی ندارد.
نیروگاههای برقآبی روی هم رفته تنها حدود ۱۴ درصد از سبد تولید برق کشور را تشکیل میدهند. حتی اگر بتوانیم در سال جاری از حداکثر این ظرفیت که قطعا به ۱۴درصد نمیرسد هم استفاده کنیم، باز هم نباید دچار خطای محاسباتی شویم؛ چرا که آب ذخیرهشده در سدها باید با دقت برای ماههای گرم سال مدیریت شود و تبخیر شدید تابستانه نیز همین ظرفیت را کاهش میدهد.
اورعی توجه به محدودیتهای ساختاری در ذخیرهسازی برق و افزایش جزئی تولید برقآبی در فصل بهار را تضمینی برای پوشش پیک مصرف در تابستان نمیداند و معتقد است که ناترازی برق همچنان در فصل گرما پابرجا خواهد بود.
به گفته وی، در واقع جاری شدن روانآبها و سیلابها از نظر روانی این حس را به جامعه القا میکند که سایه بحران دور شده است؛ در حالی که این آبهای سطحی به سرعت از دسترس خارج میشوند. برای حل این معضل، نیازمند تغییر ریل در سیاستگذاریها هستیم. رئیس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران همچنین معتقد است که قیمتگذاری باید به گونهای باشد که مشترکان پرمصرف بهای واقعی و تمامشده را بپردازند و یارانههای پنهان به بخشهای مولد و صنعتی کشور هدایت شود. سیاستگذاری درست، خودبهخود الگوی مصرف را اصلاح میکند و نیازی به اقدامات شعاری هم نیست.
وی اعلام میکند برای عبور از این شرایط ناترازی، باید نگاهمان را از آسمان برداریم و بر اصلاح ساختارهای مدیریتی، سیاستهای قیمتی و فرهنگسازی اقتصادی متمرکز کنیم. زیستن در اقلیم خشک ایران، نیازمند پذیرش محدودیتها و جایگزینی برنامهریزیهای بلندمدت به جای دلخوش کردن به راهکارهای مقطعی و بارشهای فصلی است.
در بخش آب نیز وضعیت چندان متفاوت نیست؛ تصویر سدهای پرآب، تنها بخش کوچکی از واقعیت منابع آبی کشور است. دههها مکیدن بیرحمانه شیره جان زمین و تخلیه آبخوانها، با یک یا دو فصل بارش سیلآسا جبران نمیشود. زمین تشنه ما به زمان، مدیریت و تکنولوژی نیاز دارد، نه فقط باران مقطعی. به عبارت سادهتر، حتی اگر آسمان تمام بدهی خود را به زمین بپردازد، زیرساختهای انتقال آب با هدررفت نجومی و لولههای فرسوده، مانند جامی ترکخوردهاند و برداشت غیرمجاز آب از سفرههای زیرزمینی که دیگر جای خود دارد!
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران و خشکسالی نیز مانند اورعی معتقد است که بارشهای بهاری اخیر موجی از امیدواری را در جامعه ایجاد کرد و باعث شد تا این تصور نادرست شکل بگیرد که بحران خشکسالی پایان یافته و تابستان امسال را بدون قطعی آب و برق سپری خواهیم کرد. اما واقعیت نهفته در آمارهای هواشناسی و مخازن سدها، ایجاب میکند که هشدارهای کارشناسی را جدی بگیریم.
به گفته احد وظیفه، دادههای دقیق شبکههای پایشها نشان میدهد که توزیع بارشها در سطح کشور کاملاً نامتوازن بوده است. به طور خاص در کلانشهر تهران، از ابتدای سال آبی تاکنون تنها بالغ بر ۱۴۸میلیمتر بارش ثبت شده است؛ در حالی که میانگین بلندمدت و نرمال باید ۲۳۰ میلیمتر باشد. این یعنی ما با کسری ۸۳ میلیمتری و افت ۳۶درصد نسبت به شرایط استاندارد مواجهیم.
این کارشناس همچنین تاکید میکند که این وضعیت نگرانکننده مختص پایتخت نیست. در استانهای البرز، قزوین، مرکزی و حتی مناطق شمالی کشور نیز با کاهش بارش بین ۲۴ تا ۳۰ درصد روبهرو هستیم. اگرچه در پهنههای غربی و شمال غربی نظیر آذربایجانها، غرب کردستان، کرمانشاه و ایلام نزولات جوی مطلوبتری داشتهایم، اما این پراکندگی نامتوازن به هیچ وجه جبرانکننده کسری منابع در فلات مرکزی نیست.
به گفته رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران و خشکسالی، بارشهای مقطعی نتوانستهاند کسری انباشته آب در سالهای گذشته را جبران کنند. در نتیجه، برای تأمین نیازهای روزافزون بخشهای شرب، کشاورزی و صنعت، فشار بر منابع آب زیرزمینی مضاعف شده است. هماکنون برداشت از چاهها در استانهای درگیر همچون تهران، اصفهان، یزد، کرمان و همدان به مرزهای بحرانی رسیده و این اضافهبرداشتها، تابآوری ما را در برابر خشکسالیهای آینده به شدت کاهش داده است.
وی همچنین معتقد است که وضعیت سدها گویای عمق مسئله است. در حال حاضر که علیالقاعده باید در پرآبترین مقطع سال باشیم، پایش مخازن سدهای تهران نشان میدهد که تنها حدود ۳۵درصد از ظرفیت آنها آبگیری شده و بیش از ۶۵درصد از حجم این مخازن استراتژیک، کاملاً خالی است.
وظیفه با توجه به واقعیتهای کارشناسی در چشمانداز تابستان امسال عنوان میکند: با در نظر گرفتن این مؤلفهها، افت۳۶درصدبارش در پایتخت، تخلیه نگرانکننده سفرههای زیرزمینی و خالی بودن ۶۵درصد از مخازن سدها، باید صادقانه به پیشواز تابستان رفت. واقعیت این است که در اوج گرمای پیش رو، مواجهه با محدودیتها و افت فشار در شبکه آب و برق قطعی خواهد بود. زیرا ما با چالشهای بنیادینی نظیر رشد مستمر جمعیت و کمبود سرمایهگذاریهای زیربنایی در دهههای گذشته مواجهیم که هر سال بر ابعاد این محدودیتها اضافه میشود، بارانهای بهاری اگرچه موهبت الهی هستند، اما برای رفع عطش زیرساختهای کشور کافی نیستند. گذر از تابستان امسال نیازمند درک واقعبینانه از شرایط و مدیریت جدی مصرف از سوی همه ماست.
همانطور که گفته شد، امسال هم نمیتوان چندان امیدوار بود که قطعی برق و آب را در شهرهای بزرگ و نقاط خشک نداشته باشیم. ضمن آنکه تداوم قطعی آب و برق در سالهای پربارش، فراتر از ابعاد فنی، تبعات اجتماعی و روانشناختی قابلتوجهی به همراه دارد. نخستین پیامد آن، شکلگیری شکاف انتظارات در جامعه است. شهروندانی که اخبار بارشهای سیلآسا و سرریز شدن سدها را دنبال میکنند، انتظار رفاه بیشتر دارند.
دومین پیامد آن، پدیده توهم فراوانی است. اخبار ترسالی باعث میشود تا حساسیتهای عمومی نسبت به صرفهجویی کاهش یابد و الگوی مصرف در بخش خانگی به شکل کاذبی افزایش پیدا کند؛ رفتاری که خود به تشدید ناترازیها دامن میزند. در این میان تکرار درخواستها برای صرفهجویی در زمان وفور نعمت، منجر به بیتفاوتی اجتماعی میشود زیرا مردم میگویند، زیرساختها توانایی ذخیره و توزیع مناسب نزولات جوی را ندارند و اینجاست که پیامهای هشداردهنده کارکرد خود را از دست میدهند، زیرا جامعه تصور میکند، این بحران ناشی از کمبود منابع نیست، بلکه حاصل سوءمدیریت است و درخواست رئیسجمهور برای روشن کردن دو چراغ به جای ده چراغ در منازل، اگرچه با نیت ترویج صرفهجویی مطرح شده، اما کمی نمک به زخم پاشیدن است که مسئولیت ناترازی را از دوش سیاستگذار برداشته و بر دوش مصرفکننده گذاشتهاند.
ترسالی امسال یک فرصت برای تنفس زمین است ولی معجزهای را به دنبال ندارد؛ جنگ نیز بیشک شرایط را پیچیدهتر کرده است، اما تنها راه خروج این بحران، خاموش کردن چراغ خانهها نیست، همانگونه که در سالهای قبل، بحران را نه کم که بیشتر کرده است. در عین حال باید به فکر درمانهای ریشهایتری باشیم مانند آنکه دولت بایستی به سمت روشن کردن موتور سرمایهگذاری برود، نوسازی شبکه فرسوده را آغاز کند، دستور عدم استفاده بیش از حد از سفرههای زیر زمینی را اجرا کند. همچنین مدیریت مصرف را هم باید از طریق تکنولوژی و ابزارهای هوشمند انجام دهد، نه از طریق درخواستهای اخلاقی برای صرفهجویی.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا