دلایل افزایش تورم جهانی چیست

تورم هسته در حال افزایش است، چون حمل و نقل، مواد اولیه و خدمات تولیدی که در محاسبه تورم هسته لحاظ می‌شوند همه در حال گران شدن هستند.

به گزارش سرمایه فردا، با فرض پس از توافق قیمت نفت کنترل می‌شود و جنگ در خاورمیانه تمام می‌شود. اما تحریم‌ها لغو می‌گردند؟ ممکن است. اما خبر بد این است؛ حتی اگر قیمت انرژی به شدت کنترل و دستکاری شود، قیمت «همه چیزهای دیگر» باز هم افزایش خواهد یافت. جدیدترین داده‌های شاخص قیمت تولیدکننده آمریکا (PPI) نشان می‌دهد که فشارهای تورمی در مرحله تولید، پس از یک دوره فروکش، دوباره در حال برگشت هستند. حمل و نقل، مواد اولیه، و خدمات تولیدی – بدون کوچکترین رابطه‌ای با قیمت نفت – دارند قیمت‌های خود را بالا می‌برند. برای فدرال رزرو، این به معنای «دشوارتر شدن کاهش نرخ بهره» است. برای مصرف‌کننده آمریکایی، این یعنی تورم دوباره دارد به زندگی روزمره برمی‌گردد. برای بازارهای جهانی، این یک زنگ خطر جدی است.

PPI چیست و چرا این بار مهم‌تر از همیشه است؟

شاخص قیمت تولیدکننده (Producer Price Index) تغییرات قیمت کالاها و خدمات را در سطح تولیدکننده (قبل از رسیدن به دست مصرف‌کننده نهایی) اندازه‌گیری می‌کند. برخلاف شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) که نرخ تورم را از دریچه خریدار نشان می‌دهد، PPI تورم را از دریچه «فروشنده» (تولیدکننده) نشان می‌دهد. وقتی PPI بالا می‌رود، یعنی تولیدکنندگان هزینه‌های بیشتری برای تولید کالاهای خود می‌پردازند. آنها ناگزیرند این هزینه اضافه را به قیمت فروش محصولات خود منتقل کنند. و آن محصولات، پس از طی زنجیره توزیع، به دست مصرف‌کننده نهایی می‌رسند. بنابراین PPI بالا، معمولاً پیش‌درآمدی بر CPI بالاتر در ماه‌های آینده است.

چرا این بار PPI مهم‌تر از همیشه است؟ چون تصور عموم این بود که بعد از فروکش کردن موج تورم ۲۰۲۱-۲۰۲۲، فشارهای قیمتی تمام شده است. اما نمودار جدید نشان می‌دهد که این تصور اشتباه است. فشار قیمت‌ها در بخش‌هایی از زنجیره تولید دوباره در حال برگشت است. و مهم‌تر اینکه، این برگشت، ارتباط چندانی با قیمت انرژی ندارد.

حمل و نقل، مواد اولیه، خدمات تولید؛ سه عامل فشار جدید

داده‌های PPI نشان می‌دهد که افزایش فشار تورمی عمدتاً از سه بخش ناشی می‌شود. اول، حمل و نقل. هزینه حمل و نقل کالاها (چه از طریق کشتی، چه هواپیما، چه کامیون) به شدت افزایش یافته است. اختلال در زنجیره تأمین جهانی (به دلیل جنگ در خاورمیانه و تنش در دریای سرخ) و افزایش هزینه سوخت (حتی با کنترل قیمت نفت) از عوامل اصلی این افزایش هستند.

دوم، مواد اولیه. قیمت فلزات (مس، آلومینیوم، فولاد)، چوب، کاغذ، و حتی برخی مواد شیمیایی افزایش یافته است. تقاضای بالا برای ساخت وساز (در آمریکا) و بازسازی زیرساخت‌ها (در اروپا و آسیا) از عوامل این افزایش هستند.

سوم، خدمات تولیدی. هزینه خدمات پشتیبانی تولید (مانند تعمیر و نگهداری ماشین‌آلات، مشاوره فنی، و برون‌سپاری) نیز افزایش یافته است. کمبود نیروی کار ماهر در این بخش‌ها، باعث افزایش دستمزدها و در نتیجه افزایش قیمت خدمات شده است.

نکته کلیدی این است که این سه بخش، هیچکدام وابستگی شدیدی به قیمت نفت ندارند. یعنی حتی اگر قیمت نفت به صفر برسد، باز هم قیمت حمل و نقل (به دلیل اختلال در زنجیره تأمین)، قیمت مواد اولیه (به دلیل تقاضای بالا) و قیمت خدمات تولیدی (به دلیل کمبود نیروی کار) بالا خواهد بود.

اگر انرژی هم به این فشار اضافه شود، فاجعه است

نمودار PPI دو سناریو را پیش روی اقتصاد جهانی قرار می‌دهد. سناریوی اول (خوش‌بینانه): قیمت انرژی کنترل می‌شود و جنگ خاورمیانه فروکش می‌کند. در این صورت، فشار تورمی صرفاً ناشی از سه عامل فوق (حمل و نقل، مواد اولیه، خدمات) خواهد بود. این فشار به تنهایی می‌تواند نرخ تورم را ۱ تا ۲ درصد بالا ببرد. سناریوی دوم (واقع‌بینانه): قیمت انرژی به دلیل جنگ و تحریم‌ها افزایش می‌یابد. در این صورت، اثر تورمی «چند برابر» می‌شود. چون افزایش قیمت انرژی، هم مستقیم (از طریق بنزین و گازوئیل) و هم غیرمستقیم (از طریق افزایش هزینه حمل و نقل و مواد اولیه) به تورم دامن می‌زند.

در سناریوی دوم، فدرال رزرو با یک معمای واقعی مواجه می‌شود. از یک سو، تورم در حال بازگشت است و برای مهار آن باید نرخ بهره را بالا نگه دارد (یا حتی افزایش دهد). از سوی دیگر، افزایش نرخ بهره می‌تواند اقتصاد را وارد رکود کند. این همان «رکود تورمی» است که اقتصاددانان از آن وحشت دارند.

برای فدرال رزرو، کاهش نرخ بهره دشوارتر می‌شود

قبل از انتشار این داده‌ها، بازارها انتظار داشتند فدرال رزرو از سپتامبر ۲۰۲۶ کاهش نرخ بهره را آغاز کند. اما نمودار PPI نشان می‌دهد که این انتظار ممکن است خوش‌بینانه باشد. جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، بارها گفته است که تصمیم‌گیری در مورد نرخ بهره «به داده‌ها وابسته» (Data-Dependent) است. اگر داده‌های تورم (چه CPI و چه PPI) نشان دهند که فشار قیمتی در حال بازگشت است، فدرال رزرو چاره‌ای جز توقف (یا حتی معکوس کردن) روند کاهش نرخ بهره نخواهد داشت.

نکته مهم این است که فدرال رزرو معمولاً به «تورم هسته» (Core Inflation) که نوسانات قیمت انرژی و مواد غذایی را حذف می‌کند، توجه بیشتری دارد. اما نمودار PPI نشان می‌دهد که حتی تورم هسته نیز در حال افزایش است. چون حمل و نقل، مواد اولیه و خدمات تولیدی – که در محاسبه تورم هسته لحاظ می‌شوند – همه در حال گران شدن هستند. بنابراین فدرال رزرو نمی‌تواند این افزایش را به پای «شوک موقت انرژی» بنویسد و از آن عبور کند. این یک فشار تورمی ساختاری و پایدار است.

پیامدها برای بازارهای مالی

برای بازارهای مالی، این خبر چند پیامد مهم دارد. اول، شاخص دلار (DXY) احتمالاً تقویت خواهد شد. افزایش نرخ بهره (یا عدم کاهش آن) دلار را برای سرمایه‌گذاران جذاب‌تر می‌کند. دوم، بازار سهام (به ویژه سهام تکنولوژی که به نرخ بهره حساس هستند) تحت فشار قرار خواهد گرفت. سوم، طلا نیز تحت فشار خواهد بود. طلا یک دارایی بدون بازده است. وقتی نرخ بهره بالا می‌رود، هزینه فرصت نگهداری طلا افزایش می‌یابد و قیمت آن کاهش می‌یابد. چهارم، اوراق قرضه خزانه‌داری با افزایش بازدهی مواجه خواهند شد (قیمت سقوط می‌کند).

تنها بازنده این سناریو، تورم است. اما برنده هم وجود دارد: بانک‌ها (از افزایش حاشیه سود بهره)، شرکت‌های انرژی (از افزایش قیمت نفت و گاز)، و شرکت‌های تولیدکننده کالاهای اساسی (از افزایش قیمت مواد اولیه) می‌توانند از این فضا سود ببرند. سرمایه‌گذاران هوشمند باید خود را برای سناریوی «تورم بالاتر و نرخ بهره بالاتر» آماده کنند. دوران پول ارزان و نرخ بهره صفر، حتی اگر به طور رسمی تمام شده باشد، باز هم نمی‌تواند برگردد. و نمودار PPI فقط تأیید می‌کند که این دوران دیگر برنمی‌گردد.

دیدگاهتان را بنویسید