پزشکنماها در فضای مجازی

به گزارش سرمایه فردا، در سالهای اخیرو همزمان با رشد سریع اینترنت و محبوبیتی که شبکهای اجتماعی پیدا کردند، زندگی ما نیزتغییر کرده است. اما در کنار این پیشرفت، پدیدههای خطرناکی هم شکل گرفته است. یکی از این آفتها، ظهور «پزشکنماها» و افرادی است که با تکیه بر جذابیتهای بصری اینستاگرام و تلگرام، ادای پزشک را در میآورند. این افراد، چه در قالب طب سنتی و اسلامی و چه در پوشش پزشکی مدرن، با وعدههای رویایی مثل «لاغری سریع» یا «درمان قطعی بیماریهای صعبالعلاج»اعتماد مردم را جلب میکنند. با اینکه بارها از سوی نهادهای مختلف هشدار داده شده که به تبلیغات فضای مجازی اعتماد نکنید، اما انگار این هشدارها در برابر سودجویی این افراد کماثر بوده و بسیاری از کاربران، هنوز هم در تله این تبلیغات میافتاند.
جنگ با «آنارشی تبلیغات» و خوددرمانی دیجیتال
در چنین فضایی دکتر محمد رئیسزاده، رئیس سازمان نظام پزشکی، هشدار میدهد که مردم هرگز فریب تبلیغات شبکههای اجتماعی را نخورند. او معتقد است «خوددرمانی دیجیتال» یک زنگ خطر جدی است. تصور کنید کسی فقط با دیدن یک ویدیو یا خواندن یک پست، داروی لاغری یا مکملهای ناشناخته بخرد؛ این کار میتواند عوارض جبرانناپذیری برای بدن انسان داشته باشد.
رئیسزاده معتقد است ما امروز با نوعی «آنارشی در تبلیغات سلامت» روبرو هستیم. یعنی هر کسی، از هر جایگاهی، هر چه میخواهد روی بیلبوردهای شهر یا صفحات مجازی مینویسد و حق قانونی سازمان نظام پزشکی را نادیده میگیرد. او با صراحت میگوید: «حوزه سلامت محل تجارت نیست». از نظر او، وقتی علم پزشکی به تجارت تبدیل شود، نه تنها اعتبار این حرفه خدشهدار میشود، بلکه اعتماد مردم به جامعه پزشکی هم از بین میرود. حفظ آبروی علم پزشکی، در واقع حفظ آبروی کشور است و نباید اجازه داد این حوزه به بازار خرید و فروش تبدیل شود.
از رصد فضای مجازی تا محرومیت ابدی از مطب
اما سازمان نظام پزشکی فقط به هشداربسنده نکرده بلکه برای مقابله با اینگونه تبلیغ ها و پزشک نماها وارد میدان عمل هم شده است. برای اینکه جلوی این جریان گرفته شود، شورای تبلیغات و حتی «دادیار ویژه نظارت» تشکیل شده تا هرگونه تخلف در حوزه تبلیغات را بهصورت خارج از نوبت پیگیری کنند.
اما باید گفت حجم این تخلفات تکاندهنده است. رصد بیش از ۱۲ هزار سایت و صفحه مجازی نشان داد که هزاران نفر در حال فعالیت غیرقانونی هستند. اگرچه صدها صفحه بسته یا اصلاح شدهاند، اما چون بسیاری از ادمینهای این صفحات ناشناس هستند، مبارزه با آنها سخت است. با این حال، رئیسزاده تأکید میکند که با پزشکانی که با کلینیکها یا داروخانههای متخلف رابطه دارند، هیچ مماشاتی نخواهد شد. احکام این متخلفان از تذکر شفاهی شروع شده و تا «محرومیت دائمی از مطب» ادامه دارد. درهمین راستا در سال گذشته حتی بیش از ۵۰ پزشک به دلیل قصور و تخلفات، از مطب محروم شدهاند. وی اما در عین حال از دستگاه های متولی نیز گلایه دارد که در برخی موارد چندان که باید و شاید برای مجازات متخلفان این حوزه جدی نیستند. وی به عنوان مثالی در این زمینه می گوید: مثلا الان سه ماه است که حکم بازداشت سیار آقای خیراندیش – مدعی طب سنتی- صادر شده است. اما وی الان کجاست؟! از دیدگاه رئیس سازمان نظام پزشکی، تخلف در پزشکی یک خطای شخصی نیست، بلکه «ظلم به مردم» است و سکوت در برابر آن، خیانت به فلسفه وجودی این سازمان است.
مداخلهگرانی به قیمت تهدید سلامت و اقتصاد مردم
جنگ با تبلیغات غلط، تنها بخشی از مشکل است؛ بخش خطرناکتر«مداخلهگران غیرمجاز» به بخش درمان برمی گردد. افرادی که بدون مجوزاما با تبلیغات گسترده، وارد حوزه درمان میشوند. این موضوع صرفاً یک تخلف اداری نیست، بلکه یک «آسیب مستقیم به سلامت مردم» است. خطرناکتر آن است که مداخلات غیرمجاز، هزینههای درمان را بالا میبرد؛ یعنی مشکلی که با یک درمان ساده و ارزان قابل حل بود، به دلیل دخالت افراد غیرمتخصص، تبدیل به یک بیماری پیشرفته با هزینههای گزاف میشود. رئیس سازمان نظام پزشکی در این زمینه از قوه قضائیه درخواست کرده تا برخورد با این افراد را به عنوان یک اولویت امنیتی-بهداشتی ببیند و اجازه ندهد «مداخلهگران» آینده نظام سلامت را نابود کنند.
ازسرانه بالای پزشکان تا کمبود پزشک دربرخی نقاط
یکی دیگر از چالش های حوزه سلامت کمبود پزشک در بسیاری از شهرها و مراکز سکونتی است.اما وقتی به آمارها نگاه میکنیم، میبینیم که ایران از نظر «تعداد پزشکان» در وضعیت بسیار خوبی است. سرانه پزشک در ایران (۱۸.۱ در ۱۰ هزار نفر) حتی از میانگین جهانی (۱۷ در ۱۰ هزار نفر) هم بالاتر است و پیشبینی میشود تا سال ۱۴۱۰ این عدد به ۲۷.۷ برسد. این یعنی ما از نظر کمیت، پزشک کافی داریم.
اما مشکل اصلی کجاست؟ رئیس زاده مدعی است که مشکل در «توزیع» است؛ این یک تضاد عجیب است؛ ما پزشک زیاد داریم، اما این پزشکان در همه جای کشور پخش نشدهاند. آمارها نشان میدهد که بیش از ۵۳ درصد متخصصان و ۳۶ درصد پزشکان عمومی کشور، فقط در ۵ کلانشهر متمرکز شدهاند، در حالی که این ۵ شهر تنها ۱۸ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند! این یعنی در کلانشهرها شاهد تراکم شدید پزشکان هستیم، اما در بسیاری از استانها و شهرهای کوچک، مردم برای یک معاینه ساده باید کیلومترها راه بروند. این «توزیع نامتوازن»، بزرگترین چالش فعلی نظام سلامت است.
خودکفایی دارویی و تابآوری در دوران جنگ
در مقابل این چالشها، ایران در مسیر رسیدن به یک استقلال استراتژیک است. امروز ما در حوزه دارو حدود ۹۰ درصد و در تجهیزات پزشکی تا حد بسیار زیادی به خودکفایی رسیدهم. این یعنی دیگر نیازی به اعزام بیمار به خارج از کشور و پرداخت هزینههای هنگفت (که سالها پیش ۱۵ هزار میلیارد تومان بود) نداریم. اما نکته اینجاست که این خودکفایی، فقط یک دستاورد اقتصادی نیست، بلکه یکی از ستونهای «تابآوری ملی در دوران جنگ» است. اگر نظام سلامت نتواند در شرایط بحرانی و جنگی، نیازهای دارویی و درمانی کشور را تامین کند، امنیت ملی به خطر میافتد.
شکاف تعرفهها و «کارخانه تخلفات» بیمهها
یکی از نقاط تاریک مدیریت سلامت، رابطه میان پزشکان و سازمانهای بیمهگر است.به گفته رئیس سازمان نظام پزشکی کشور فاصله بین «تعرفه دستوری» و «تعرفه واقعی» باعث شده است تا بسیاری از پزشکان برای جبران ضررهای مالی، خارج از عرف هزینه بگیرند. اما مقصر اصلی در اینجا، بیمهها هستند. وقتی بیمهها مطالبات پزشکان را با تاخیرهای ۸ ماهه و با کسوراتی غیرقانونی پرداخت میکنند، در واقع «کارخانه تخلفات» را فعال میکنند. رئیس زاده معتقد است تا زمانی که بیمهها وظیفه قانونی خود را در پرداخت به موقع انجام ندهند، هرگونه برخورد با پزشکان بیفایده است، چون ریشه مشکل در شکاف قیمتی است که بیمهها خود را در آن پنهان کردهاند.
پزشکی خانواده و واقعیتهای اجرایی
برنامه «پزشکی خانواده» به عنوان یک مدل پیشرو، مورد علاقه رئیسجمهور است، اما نگرانی سازمان نظام پزشکی این است که این علاقه شخصی باعث شود مدیران ردهپایین فقط «اخبار خوب» را گزارش کنند و کمبودهای واقعی را پنهان نمایند. رئیسزاده براین باور است که تعجیل در اجرای این برنامه بدون دیدن واقعیتها، تکرار تجارب ناموفق گذشته در فارس و مازندران خواهد بود. او پیشنهاد میدهد که در ۶۴ شهری که این طرح آزمایشی اجرا میشود، یک سامانه اعتباربخشی شفاف طراحی شود تا اگر نتایج واقعاً مثبت بود، طرح در کل کشور تعمیم یابد.
بحران قصور پزشکی و رشد شکایات
یک نکته قابل تامل دیگر، رشد ۱۲ درصدی پروندههای قصور پزشکی در سال گذشته است. براساس اعلام رئیس زاده بررسیها نشان میدهد که بیشترین شکایات مربوط به حوزههای زیبایی، پوست، مو و دندانپزشکی است. دلیلش هم واضح است؛ تقاضای بسیار بالای مردم ایران برای عملهای زیبایی که گاهی با عجله یا توسط افراد غیرمتخصص انجام میشود. در همین راستا از میان ۸۴۰۰ پرونده قصورپزشکی، حدود ۴۵ درصد منجر به حکم شدهاند. بعد از زیبایی، حوزه زنان و زایمان (به دلیل تعداد بالای تولدها) و ارتوپدی، بیشترین سهم از شکایات را دارند.
خسارات جنگ و شهدای نظام سلامت
در نهایت، باید به هزینههای انسانی و مادی جنگهای اخیر نگاه کرد. آمارها نشان میدهد که در جنگ خردان ۶ و در جنگ رمضان ۸ نفر از پزشکان به شهادت رسیدهاند. اما خسارات مادی بسیار سنگینتر است؛ ۸ هزار میلیارد تومان خسارت به حوزه سلامت وارد شده که ۶۰ بیمارستان و ۲۰۰ مرکز بهداشت را در بر میگیرد. ۲ هزار میلیارد تومان از این خسارات مربوط به بخش خصوصی است. راهکار پیشنهادی برای جبران این زخمها، استفاده از اموال مصادره شده از رژیمهای متخاصم است تا هزینههای بازسازی مراکز درمانی تأمین شود.
در جستجوی عدالت درمانی
در مجموع، نظام سلامت ایران در یک چند راهی متضاد قرار دارد. از یک سو افتخارات جهانی در پیوند اعضا و جراحیهای پیچیده قلب داریم و از سوی دیگر، با پزشکنماها و توزیع ناعادلانه متخصصان درگیر هستیم. خروج از این وضعیت نیازمند اصلاح قانون نظام پزشکی (که ۲۲ سال از عمر تصویبش می گذرد و قدیمی شده)، برخورد جدی با مداخلهگران غیرمجاز وپزشک نماها، برقراری عدالت در توزیع پزشکان و پرداختهای به موقع بیمه هاست وگرنه تا زمانی که «سلامت» از حالت «تجارت» خارج نشود و به «حق مردم» تبدیل گردد، این چالشها همچنان پابرجاست.
