بازیگر «کلانتری ۱۱» از خلق سرگرد جهانی میگوید شخصیتی میان واقعیت و ایدهآل که مهربانی را به اقتدار اضافه میکند
سرمایه فردا؛ فاطمه برزویی: سریال «کلانتری ۱۱» از آن دسته آثاری است که در هیاهوی داستانهای پیچیده این روزهای تلویزیون و نمایش خانگی، مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. اثری که داستان آن آرامآرام مخاطب را جذب جهان دنج و صمیمی خود میکند؛ از آن دست سریالهایی که هر قسمت آن، حرفی برای گفتن دارد و داستانی برای شنیدن. در مرکز این جهان، «سرگرد حسن جهانی» ایستاده است؛ مردی که لباس نظامی بر تن دارد و ریاست یک کلانتری در یکی از شهرهای استان کرمان را بر عهده گرفته است.
در دنیای کلانتری ۱۱، همه چیز بوی سادگی میدهد؛ داستانهایی ساده، زندگیهایی ساده و حتی آدمهای سادهای که پیچیدگیهای روزگار مدرن هنوز روحشان را تسخیر نکرده است. این سریال قرار نیست بازتابی مستندوار، خشک و عبوس از سازوکارهای اداری و انتظامی باشد؛ جهانی را پیش روی بیننده میگذارد که در آن، کارها با چاشنی انسانیت سادهتر پیش میروند، گرههای کور زندگی مردم زودتر باز میشوند و مسئولان، بیش از آنکه درگیر بروکراسی و روندهای پیچیده باشند، دغدغهمند حل مسائل و دردهای واقعی جامعه هستند.
ما در هر قسمت، با داستانی تازه مواجه میشویم که دست تقدیر، پایش را به حیاط و راهروهای این کلانتری باز میکند؛ ماجراهایی که از یک چک برگشتی ساده و پاپوش دوختن برای یک خبرنگار محلی آغاز تا گرههای بزرگی مانند پروژه ساخت سدی که قرار است به نفع صاحبان ویلاهای لوکس، به نابودی و آوارگی چند روستا بینجامد، وسعت پیدا میکند. در کنار این پروندههای اجتماعی، مسائل خانوادگی نیز در تار و پود قصه جایگاه ویژهای دارند؛ این خردهداستانها گاهی به شکلی بامزه و مفرح و گاهی با غافلگیریهایی در همان فضای محدود کلانتری به سرانجام میرسند.

همین ویژگی منحصربهفرد باعث شده تا تنوع روایی سریال در بالاترین سطح حفظ شود و مخاطب با وجود ثبات موقعیت هرگز دچار ملال ناشی از یکنواختی نشود. برای بررسی بیشتر این شخصیت و جهان داستانی کلانتری با تینو صالحی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون صحبت کردیم؛ آنچه در ادامه میخوانید، ماحصل گفتوگویی است پیرامون سادگی در هنر، مرز میان واقعیت و آرمان در خلق شخصیت و چالشهای بازیگری در مدیومهای مختلف.
ورود تینو صالحی به پروژه «کلانتری ۱۱» با یک پیشنهاد و البته مطالعه متنی همراه بود که به گفته خودش، سادگیاش او را مجذوب کرد. سازندگان اثر از کارگردان تا تهیهکننده با شناخت قبلی از تواناییهای او این نقش را پیشنهاد دادند. صالحی درباره نحوه پیوستنش به این پروژه میگوید: «طبیعتاً سازندگان این سریال به من لطف داشتند و احتمالا بازی من را در کارهای قبلی دیده بودند. اما اینکه دقیقا چگونه به این انتخاب رسیدند را باید از خودشان پرسید.

از طرف من ماجرا اینطور بود که وقتی متن را خواندم کاراکتر سرگرد جهانی را بسیار دوست داشتم. آن زمان حدود ۱۳ یا ۱۴ قسمت از فیلمنامه آماده بود. وقتی آنها را خواندم از قصه خوشم آمد. دلیل اصلیاش هم این بود که قصه سادهای بود و پیچیدگیهای بیمورد و گیجکننده نداشت.» صالحی معتقد است که همین سادگی نقطه قوت سریال برای رسانه تلویزیون است. او با اشاره به اینکه مخاطب تلویزیون تشنه قصههای روان و واقعی است توضیح میدهد که در گذشتههای نه چندان دور، زمانی که مردم بیشتر پای تلویزیون مینشستند، سریالها و بازیها بسیار روانتر بیان میشدند.
او در این باره میگوید: «ساده بودن به معنای نداشتن عمق یا پیچیدگیهای شخصیتی نیست و به این معناست که شما یک موضوع را ساده، روان، صمیمانه و واقعی ارائه کنید. این دقیقا همان چیزی است که مخاطب با آن ارتباط برقرار میکند؛ چیزی که متاسفانه این روزها در تلویزیون کمتر اتفاق میافتد و کارها وارد فازی شدهاند که من شخصا خیلی دوست ندارم. اما فیلمنامه کلانتری۱۱ برای من جذاب بود و از آنجایی که برای اولین بار یک نقش اصلی را در تلویزیون بازی میکردم تجربه بسیار خوبی برایم محسوب میشد.»
هر نقشی چالشهای خاص خود را دارد و رسیدن به نقطه مطلوب، نیازمند هماهنگی دقیق میان بازیگر و کارگردان است. صالحی برای خلق سرگرد جهانی، جلسات و تمرینات متعددی با محمد اسفندیاری، کارگردان اول کار که حدود ۱۲ تا ۱۳ قسمت ابتدایی را کارگردانی کرده بود داشت. یکی از مهمترین خروجیهای این جلسات تصمیمگیری درباره نحوه گویش و رفتار سرگرد جهانی بود.
شخصیت جهانی، انسانی است که حدود ۱۵ سال از زادگاهش کرمان دور بوده است. صالحی و کارگردان به این نتیجه رسیدند که این دوری باید در رفتار و بیان او نشان داده شود. صالحی درباره این ویژگی خاص توضیح میدهد: «تصمیم گرفتیم جهانی فقط با اعضای خانواده درجه یک خود، مثل همسر، فرزندان، عمو و فرزندان عمویش کرمانی صحبت کند. اما در محیط کلانتری و در فضای اداری و قانونی، کاملا فارسی حرف بزند و لهجهاش اصلا شدید نباشد و یک لهجه میانه داشته باشد.»
این انتخاب، یک ریسک بزرگ برای بازیگری بود که تا پیش از این با چنین شرایطی در گویش مواجه نشده بود. اینکه یک کاراکتر مدام بین فارسی معیار و لهجه کرمانی در رفت و آمد باشد میتوانست به باورپذیری نقش لطمه بزند. با این حال تماشاگران این ظرافت را پذیرفتند. صالحی با ابراز خرسندی از این بازخورد ادامه میدهد: «اینکه شما ریسک کنید شخصیتی را معرفی کنید که یک لحظه فارسی حرف میزند و لحظه دیگر با خانوادهاش کرمانی صحبت میکند خطر از دست دادن باورپذیری را به همراه داشت. اما خوشبختانه فکر میکنم تماشاگر این موضوع را به خوبی قبول کرده و پذیرفته است که این دوگانگی زبانی، بخشی از هویت و زیست سرگرد جهانی است.»
یکی از بحثبرانگیزترین ابعاد سریال «کلانتری ۱۱»، نمایش چهرهای متفاوت از یک نیروی پلیس است. سرگرد جهانی شخصیتی است که آدمها ضمن حساب بردن از او مهربانیاش را نیز درک میکنند. او یک پلیس درستکار است. اما آیا در دنیای واقعی و در جامعه امروز ما، چنین پلیسهایی با این حجم از آرمانگرایی و اخلاقمداری به وفور یافت میشوند؟
وقتی این سوال را با تینو صالحی مطرح کردیم با نگاهی واقعبینانه و در عین حال هنرمندانه به آن پاسخ داد. صالحی معتقد است که نشان دادن اقتدار پلیس کار سختی نیست چرا که قانون این قدرت را به او داده است. اما آنچه یک شخصیت را متمایز میکند رفتار انسانی او در موضع قدرت است.
او میگوید: «گاهی اوقات در هنر شما میخواهید به مخاطب دروغ بگویید؛ مثلاً محیطی که بد است را خوب نشان دهید. قصد ما اصلا این نبود. من قبول دارم که پلیسی با ویژگیهای سرگرد جهانی بسیار کم است. نمیخواهم بیرحم باشم و بگویم اصلا وجود ندارد اما واقعا نادر است. نشان دادن قوی بودن پلیس اصالتا کاری ندارد چون شما لباس پلیس را تن هر کسی – حتی کسی که از نظر شخصیتی و اجتماعی ضعیف باشد – بپوشانید، او قوی به نظر میرسد. اما اینکه شما در موضع قدرت مهربان باشید، دنبال حق باشید و با مردم خوب برخورد کنید این ویژگی بارز یک انسان است.»
صالحی در ادامه بحث به رسالت هنر و هنرمند اشاره میکند. از نگاه این بازیگر هنر فقط آینهای برای بازتاب بیکموکاست و تلخ واقعیتها نیست و میتواند پنجرهای رو به ایدهآلها و آرزوها باشد. او با تاکید بر اینکه نمایش یک پلیس خوب به معنای دروغ گفتن به مخاطب نیست، توضیح میدهد: «ما با واقعیت سروکار داریم و میدانیم که مردم عادی در جامعه به ندرت با چنین پلیسی مواجه میشوند.
اما اینکه جهانیِ ما اینگونه است، به این معنی نیست که داریم دروغ میگوییم؛ ما داریم میگوییم ایدهآل ما این است. هیچ اشکالی ندارد که وقتی کار هنری میکنیم، از آرزوها و ایدهآلهایمان بگوییم.» از منظر صالحی، زبان هنر زبانی برای گوشزد کردن شرایط بهتر است. این بازیگر معتقد است که هنرمند سیاستمدار نیست اما نمیتواند از مسائل اجتماعی دور بماند. هنرمند با خلق یک شخصیت ایدهآل میتواند نقد خود را به شرایط موجود بیان کند و به جامعه یادآور شود که میتواند اینگونه هم باشد.
او حتی به تاثیر مثبت این شخصیتپردازی بر خود نیروهای انتظامی امیدوار است: «شاید یک مامور بد اخلاق این سریال را ببیند و حتی یک درصد تحت تاثیر قرار بگیرد و با خود بگوید چقدر این بار انسانی که این سرگرد دارد، زیباست. از طرفی مردم هم با دیدن این سریال یاد میگیرند که مطالبهگر رفتار درست باشند. بنابراین اگر نمونه واقعی سرگرد جهانی را کم میبینیم ایرادی ندارد که در قاب تلویزیون از آرزوهایمان حرف بزنیم.»
تینو صالحی تجربه بازی در آثار متنوعی را دارد. او پیش از این در فیلم سینمایی «احمد» ایفای نقش کرده بود؛ فیلمی که به روایت ۱۸ ساعت ابتدایی زلزله بم میپرداخت و داستانی بر اساس واقعیت داشت. وقتی از او درباره تفاوت بازی در ژانرهای تاریخی/مستند با ژانر پلیسی و خلق کاراکترهای خیالی پرسیدیم، به تفاوت بنیادین این دو فضا اشاره کرد. صالحی توضیح میدهد: «در فیلمی مثل احمد، ما با یک پرتره و زندگینامه یک شخص واقعی روبهرو بودیم.
تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. در سریال کلانتری ۱۱، نویسنده، کارگردان و بازیگر شخصیت سرگرد جهانی را از صفر تا ۱۰۰ صورت کامل خلق میکنند. ما در اینجا آزادی عمل داریم. مثلاً من پیشنهاد میدهم جهانی فلان حرکت را انجام دهد و کارگردان میپذیرد و میگوید چقدر جذاب است. اما در پروژه احمد ما با یک شخصیت واقعی طرف بودیم و باید تا حد زیادی به او وفادار میماندیم. من نمیتوانستم هر کاری دلم میخواهد انجام دهم، چون ممکن بود به ما بگویند این شخص واقعی در طول زندگیاش هرگز چنین کاری نمیکرده است. بازی در نقشهای واقعی محدودیتها و سختیهای خاص خودش را دارد در حالی که در خلق یک شخصیت خیالی، دست ما برای ایدهپردازی کاملاً باز است.»
گفتوگوی ما با تینو صالحی در حالی به پایان رسید که او خود را برای تماشای قسمت آخر سریال آماده میکرد. سریالی که به گفته او در شرایط سختی پخش شد اما توانست جای خود را در میان مخاطبان باز کند. صالحی در پایان این مصاحبه ضمن تشکر از نگاه مردم ابراز امیدواری کرد که این اثر باز هم دیده شود: « امیدوارم قسمت آخر که پخش شد، یک پایان به یاد ماندنی برای مخاطبان باشد. با توجه به شرایط پخش من فکر میکنم اگر مدیران پخش تمهیدی بیندیشند تا سریال از کانالهای دیگر بازپخش شود، مطمئناً مخاطبان بسیار بیشتری را جذب خواهد کرد و پیامهای انسانی آن به دست افراد بیشتری خواهد رسید.»
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا