ایمان برین: روز عروسیات است. ماشین گلآراییشده، لباس سفید و موسیقی. بعد، یک صدا، یک جسم. یک دختر که از پل میافتد روی سقف ماشینت. این لحظه آغاز «ماریا» است. فیلمی که مهدی اصغری ازغندی، کارگردان جوانی که اولین فیلم بلندش را با بودجه شخصی و تیمی از هنرجویانش ساخته، با آن همه چیز را به هم میریزد. هم در داستان، هم در ذهن تماشاگر. فرهاد کارگردان است.
جوان، تازه ازدواجکرده، پر از آرزو. دو سال پیش با دوستش پیمان روی یک پروژه کار میکردند. دختری بلوچ به اسم حلیمه آمد، میخواست بازیگر شود. قرار شد نقشی سنگین بازی کند؛ زنی که خیابان خانهاش شده. تمرینی با موبایل ضبط شد. آن کلیپ ناخواسته در فضای مجازی رها شد. هیچکس باور نکرد که صحنهای است از یک تمرین بازیگری. خانواده دیدند. زندگی حلیمه از هم پاشید.حالا آن دختر روی سقف ماشین عروسی فرهاد افتاده و فرهاد نمیتواند رهایش کند.
اصغری ازغندی این ایده را از یک اتفاق واقعی گرفته، ماجرایی که برای دوستی رخ داد و زندگی یک زن جوان را از ریشه برکند. اما فیلم از آن ماجرا فراتر رفته و یک پرسش بنیادی را دنبال میکند: تفاوت پرده سینما با صفحه گوشی در چیست؟ پاسخی که فیلم پیشنهاد میدهد جالب است، سینما نوعی آیین است. وقتی در تاریکی سالن مینشینی، ذهنت آماده میشود برای دیدن، برای فکر کردن، برای قضاوت.
اما وقتی همان تصویر روی صفحهای به اندازه کف دست پخش میشود، آن آیین از دست میرود. قدرت تفکر کاهش مییابد. واکنش جای تأمل را میگیرد و یک دختر که فقط داشت بازیگری یاد میگرفت، در چشمبرهمزدنی به چیز دیگری تبدیل میشود. این نقد فضای مجازی در «ماریا» نه با شعار، که از دل داستان بیرون میآید و این از هوشمندیهای فیلمنامه است.
صادقانه باید گفت: «ماریا» یک فیلم دوگانه است. هم چیزهایی دارد که چشم را خیره میکند، هم جاهایی که تماشاگر را در سکوت رها میکند، سکوتی که گاهی سنگینتر از آن است که باید.قاببندیها دقیقاند. طراحی نور حسابشده و گاهی شاعرانه. تدوین فیلم، که الناز عبادالهی انجام داده از آن نوع تدوینهایی است که وقتی جواب میدهد، فیلم را یک پله بالا میبرد. ارجاعات سینمایی فیلم هم برای آشنایان سینمای کلاسیک لذتبخش است رگههایی از هیچکاک، آنتونیونی و… که در بافت فیلم حل شدهاند، نه چسبانده.
اما «ماریا» یک مشکل جدی دارد که در مسیر تماشا آزاردهنده میشود: روابط آدمهایش شکل نمیگیرند. فرهاد میخواهد بداند چه بر سر ماریا – همان حلیمه – آمده. این اصرار باید از عمق یک رابطه بجوشد، از گناه، از عشق، از چیزی که بین این دو گذشته. اما فیلم آن «چیز» را پشت پرده نگه میدارد. در نتیجه کشمکش فرهاد، هرچقدر هم که تصویرش زیباست، بیوزن میماند. رابطه فرهاد و پریسا – همسر تازهاش – هم همین مشکل را دارد. گرمایی در آن نیست. وقتی بحران میآید، ما نمیدانیم چه داریم از دست میدهیم. و وقتی ندانی چه دارد میشکند، صدای شکستن هم به گوشت نمیرسد.
در میان بازیگران، پانتهآ پناهیها فیلم را در لحظاتی روی دوشش میکشد. حضوری که از جنس دیگری است؛ با همان صدا و همان سکوتهایش کاری میکند که دوربین نمیتواند از رویش برگردد. کامیاب گرانمایه چیز جالبی دارد. نوعی سادگی خام که گاهی به شخصیتش میخورد و گاهی کمبود تجربه را نشان میدهد.
نکتهای که «ماریا» را از حیث تولید متمایز میکند اینجاست: تقریباً تمام تیم پشت دوربین، از مدیر تولید تا طراح صحنه و دستیاران کارگردانی، برای اولینبار پشت صحنه یک فیلم ایستاده بودند. اصغری ازغندی هشت ماه با آنها تمرین کرد. ریسک بزرگی بود و جشنواره توکیو نشان داد که آن ریسک بیپاسخ نماند. «ماریا» فیلم کاملی نیست. اما فیلمی است که یک نگاه دارد، یک زبان دارد و یک چیز مهمتر یک کارگردان دارد که معلوم است قرار نیست همینجا متوقف شود.
ترانه و شوهرش از ماهها قبل با ناهید اختلافاتی داشتند. حتی یک بار او را…
دولت برای مهار بحران بنزین، سهمیهبندی و محدودسازی مصرف را جایگزین افزایش قیمت سوخت کرده…
شیوع گونه نادر «بوندیبوگیو» از ویروس ابولا در آفریقا، نگرانی جهانی درباره موج تازه بیماریهای…
اگر جنگ به سرعت پایان یابد و صلح پایدار برقرار شود، تورم جهانی فروکش میکند…
وام ۲۰۰ میلیون تومانی با سود ۲۲ درصد، در شرایط تورم ۷۰ درصدی، یک «فرصت…