سیاست و دیپلماسی

بررسی سیاست ایران بعد از جنگ

مهرشاد ایمانی: ‌این روزها چهره‌ شهر مملو است از وحدت؛ در میادین اصلی شهر که برویم، افرادی را می‌بینیم که پرچم به دست، از کشورشان دفاع می‌کنند و نه یک روز و دو روز بلکه چند ماه است که با چنین حضوری می‌کوشند بگویند هر تجاوزی به خاکشان را محکوم می‌کنند و دست از یک وجب از این خاک برنمی‌دارند. نکته جالب آن است که همه هم هستند و دیگر فقط حامیان یک جناح خاص سیاسی در صحنه حضور ندارند، بلکه با حجاب و بی‌حجاب، کت‌ و شلواری و چفیه بر دوش تا اویی که شلوار زاپ‌دار پوشیده و حتی تتو بر دست و گردنش زده همه و همه با هر سبک زندگی و عقیده برای ایران در خیابان حضور دارند.

این یعنی وحدت؛ همان امری که رهبر انقلاب نیز در پیام‌هایشان بارها بر آن تأکید کردند؛ اینکه باید انسجام ملی حفظ شود و هر کس جلوی این انسجام بایستد، در زمین دشمن بازی کرده است. حاکمیت هم می‌کوشد در این ایام تنوع و تکثر اجتماعی را بپذیرد و هر اقدامی که تنش‌آفرین باشد، بپرهیزد. این وحدت فرصتی است که جز در ایام جنگ هشت‌ساله مشاهده نشده بود و حالا می‌توان بر پایه این وحدت اجتماعی آینده‌ای با حضور همه مردم را ترسیم کرد، اما چگونه و اگر این مهم محقق نشود، چه آثار و پیامدهایی خواهد داشت؟

‌کاهش سرمایه اجتماعی تا پیش از شروع جنگ

در سال‌های گذشته به ویژه از انتخابات مجلس یازدهم در سال 98 به این سو، آنچه به باور بسیاری از فعالان سیاسی و جامعه‌شناسان رخ داد، کاهش شدید سرمایه اجتماعی حاکمیت بود. موضوعی که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1400 و بعدتر در انتخابات مجلس دوازدهم در سال 1402 و حتی در انتخابات ریاست‌جمهوری 1403 نیز مشاهده شد. در هیچ یک از این انتخابات‌ها مردم حضوری حداکثری نداشتند.

در انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 آرای باطله بعد از ابراهیم رئیسی و بالاتر از محسن رضایی، عبدالناصر همتی و امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی در رتبه دوم قرار گرفت! اتفاقی معنادار که نشان از کاهش اعتماد سیاسی در میان مردم بود. چنین وضعیتی محصول سیاست‌های متعددی بود که جامعه را ناراضی کرده بود و نمود این نارضایتی در اعتراضات دی ماه 96، آبان 98، مجموعه اعتراضات سال 1401 و در نهایت اعتراضات دی ماه 1404 مشاهده می‌شد.

این اعتراضات نتیجه دلایل مختلفی بود؛ از اقتصادی گرفته تا اجتماعی و سیاسی. آنچه امروز مردم را متحد کرده اما نه بهبود شرایط داخلی و حل شدن مطالبات پیشین، بلکه ایستادگی برابر دشمن خارجی است. در این میان ایران قرار دارد؛ عاملی که می‌تواند همه اختلافات را در این مقطع کنار بگذارد اما آیا همیشه مطالبات عمومی پشت سر معنای ایران خواهد ماند؟ به نظر می‌رسد پاسخ در شرایطی که بحران‌ جنگ پایان یابد منفی است.

مطالبه‌گری عمومی پس از پایان جنگ

مطالبات پیشین در وضعیتی که کشور از نظر امنیتی به ثبات برسد می‌تواند دوباره سرباز کند. مشکلات معیشتی و تحت فشار اقتصادی قرار داشتن مردم می‌تواند بار دیگر منشأ اعتراضات شود. همین حالا بسیاری با وجود مشکلات شدید اقتصادی شب‌ به شب برای دفاع از ایران به میدان می‌آیند و هیچ بعید نیست بعد از ایجاد ثبات بپرسند که آیا حالا نوبت به مجموعه مسئولان رسیده تا به وضعیت داخلی کشور سامان دهند؟

مشخصا در کوتاه‌مدت اگر تصمیم‌سازان در حوزه اجتماعی درصدد ایجاد چالش باشند، زمینه ایجاد تنش‌هایی در کشور فراهم می‌شود؛ تنش‌هایی که می‌تواند باز هم وحدت اجتماعی را بر هم بزند. رهبر انقلاب در پیام خود که اشاره کردند دشمن دنبال تجزیه اجتماعی کشور است، بر همین نکته تمرکز داشتند که تحت هیچ شرایطی نباید فرصت وحدت ملی این روزها از دست برود. از قضا اسرائیل چه در جنگ 12 روزه و چه در جنگ 40 روزه تصور می‌کرد مردم علیه نظام همراه با جنگ می‌شوند و مسئولان نظامی و امنیتی اسرائیل و شخص نتانیاهو به صراحت می‌گفتند که ما حمله را شروع می‌کنیم و سقوط نظام با خود مردم ایران باشد اما آنها به هیچ وجه تصور نمی‌کردند همان مردمی که برای اعتراض به روند حاکم در کشور به خیابان می‌آیند، وقتی جنگی شروع می‌شود برای دفاع از کیان کشورشان به خیابان می‌روند و به هیچ وجه دست بیعت با تجاوزگر به کشورشان نمی‌دهند.

با این وصف مسئله وحدت در مقطع کنونی یک امر نظری و گفتمانی نیست و می‌تواند روند آینده کشور را رقم بزند اما به همان‌ میزان که مردم در ایام جنگ از نظام و کشور دفاع کردند، بعد از ایجاد ثبات، انتظار دارند به خواسته‌هایشان رسیدگی شود، در حوزه اجتماعی دستِ‌کم بر مسئله پوشش با حاکمیت چالش نداشته باشند، فضای سیاسی قدری باز شود و البته اوضاع اقتصادی‌شان بهبود یابد.

نسبت مردم با حاکمیت، حاکمیت با مردم

امروز مردم نسبت خود را با حاکمیت مشخص کردند؛ اینکه در شرایط سخت حامی خواهند بود و منتظرند که حاکمیت در دوره تازه خود نسبتش را آنها مشخص کند. حاکمیت می‌تواند از این فرصت به بهترین شکل ممکن بهره ببرد و این تحکیم روابط را دائمی کند. مسئولان به طور مستقیم مطالبات مردم را دریافت و به سرعت تا جایی که می‌توانند درصدد محقق کردن آنها برآیند. مثال واضحش وصل کردن اینترنت بین‌المللی است. برخی افراد و گروه‌ها حتی در مجلس فشار می‌آوردند که اینترنت وصل نشود اما دولت ایستاد و خواسته‌ای عمومی را اجرا کرد.

در موضوع حجاب هم این شرایط صادق است و در شرایطی که هنوز برخی گروه‌های اقلیت حتی خواستار بازگشت گشت ارشاد هستند اما دولت و مجموعه نظام تا اینجای کار سبک زندگی تازه بخشی از مردم را به رسمیت شناخته‌اند. این شرایط در حوزه اقتصادی نیز باید پی گرفته شود؛ البته که بهبود اوضاع اقتصادی بسیار دشوار است؛ به ویژه تا زمانی که تحریم‌ها به قوت خود باقی است اما اقدامات کوچک در کوتاه‌مدت و برنامه‌ریزی‌ منسجم برای میان‌مدت و بلندمدت می‌تواند به تدریج شرایط اقتصادی را هم بهتر کند؛ به خصوص اگر دولت و نهادهای نظارتی در کوتاه‌مدت بتوانند نظارت دقیق بر قیمت‌گذاری‌ها داشته باشند تا حداقل بازار از آشفتگی قیمت‌ها بیرون آید.

 یأس احتمالی در پی محقق نشدن مطالبات عمومی

ممکن است برخی مسئولان تصور کنند، چون مردم در سخت‌ترین شرایط کشور یعنی جنگ پای انقلاب ایستادند، بعد از این هم می‌پذیرند که شرایط سخت است و طاقت می‌آورند. این تحلیلی دور از واقعیت است زیرا مردم منشأ سختی شرایط در ایام اخیر را حمله بیگانه می‌دانستند اما چه قبل و چه بعد از جنگ منشأ مشکلات داخلی را سوءتدبیرها و سوءمدیریت‌ها می‌دانند و اتفاقا بعد از جنگ مردم در پی تحقق مطالباتشان می‌روند. اگر هم پاسخ مناسبی به مطالبات عمومی داده نشود، ایجاد یأس خواهد شد؛ همان شرایطی که رهبری درباره‌اش به همه تذکر دادند.

پاسخ به مطالبات و افزایش سرمایه اجتماعی

فرصت وحدت ملی این روزها دائمی نیست و یا به یک دستاورد دائمی تبدیل می‌شود یا به تهدید تبدیل خواهد شد. اکنون که مردم خود پای انقلاب و ایران آمده‌اند می‌توان با پاسخ مناسب به مردم کاهش سرمایه اجتماعی سال‌های اخیر را جبران کرد و با مشارکت دادن مردم در تصمیم‌گیری‌ها و مقابل مردم نایستادن آنها در کنار نظام قرار داد، نه مقابلش. اگر چنین وضعیتی به وجود آید بی‌تردید در نخستین بزنگاه انتخاباتی میزان مشارکت افزایش می‌یابد که نشان‌دهنده بازگشت امید سیاسی-اجتماعی و احیای سرمایه اجتماعی نظام خواهد بود.

از آن طرف اما اگر فرصت وحدت این روزها از دست برود، بعید نیست بار دیگر شاهد مناقشات خیابانی باشیم، مسئله‌ای که در پی هر بار رخ‌دادنش هزینه‌های بسیاری بر کشور، مردم، نظام سیاسی و حتی شرایط آینده ایجاد کرده است و حتی بسیاری از کارشناسان سیاسی و حقوقدانان می‌گویند اگر اعتراضی در کشور نیز وجود دارد، می‌شود با ایجاد سازوکار قانونی-اجرایی مناسب و با تکیه بر اصل 27 قانون اساسی پیش از بروز درگیری‌های خیابانی، اجازه برگزاری تجمعات قانونی را به احزاب و مردم داد تا از یک سو مطالبات عمومی به‌طور واضح و مشخص شنیده شود و از سوی دیگر پتانسیل‌های اعتراضی نهفته اجتماعی به طور مدیریت‌شده آزاد شوند. همه اینها بخشی از آن چیزی است که می‌تواند منجر به وحدت دائمی شود و بی‌تردید این مسئله جزئیات بسیاری دارد که تصمیم‌سازان باید همه آنها را شناسایی و مورد ارزیابی قرار دهند.

modir

Recent Posts

ورود خودروهای مناطق آزاد آزاد شد

آزادسازی ورود خودروهای مناطق آزاد می‌تواند عرضه را افزایش دهد، رقابت ایجاد کند و بخشی…

55 دقیقه ago

چرخه تورم و کالابرگ

در شرایط پساجنگ و محاصره دریایی، بخش قابل توجهی از جامعه برای تأمین کالاهای اساسی…

60 دقیقه ago

تالارها برای مراسم‌های رسمی یا عروسی ؟

باغ‌تالارها با فروش بلیت و برگزاری مهمانی‌های عمومی تلاش می‌کنند صندلی‌های خالی و ظرفیت بلااستفاده…

1 ساعت ago

خسارت جنگ یا محاصره دریایی؟

محاصره دریایی اگر مهم‌ترین دستاورد آمریکا در این جنگ با ایران نباشد، حتما جزو سه…

2 ساعت ago

ارزیابی نمادهای قندی

اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ برای صنعت قند و شکر، روایتی از دوگانگی شدید بود. از یک…

10 ساعت ago

عملکرد اردیبهشت نمادهای زراعت

اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ برای صنعت زراعت و کشاورزی، ماهی تقریباً تماماً صعودی و استثنایی بود.…

10 ساعت ago