خودروسازان آلمانی در جنگ تعرفهها اگرچه از یک فاجعه اقتصادی (جنگ تجاری گسترده) جلوگیری کردند، اما در کل بازی را واگذار کردند. آنها نتوانستند مانع ورود خودروهای چینی به بازار خود شوند و حالا با رقبایی مواجه هستند که با انعطافپذیری بیشتر و برنامههای توسعه، دارند قدم به قدم سهم بازارشان را تصاحب میکنند
جهان هنوز درگیر تبعات جنگ خاورمیانه است، اما جبهه جدیدی از نبرد اقتصادی در اروپا گشوده شده است. از یک سو، آمریکا و اروپا بر سر تعرفه ۲۵ درصدی خودروهای وارداتی با هم کلنجار میروند. از سوی دیگر، چین تهدید کرده تعرفه خودروهای اروپایی را بالا ببرد. اما جالب اینجاست که آلمان و لابی قدرتمند خودروسازانش، مخالف سرسخت هرگونه جنگ تعرفهای با پکن هستند. خودروسازان چینی هم با وجود این تهدیدها، با استراتژیهای هوشمندانهای مثل قیمتگذاری حداقلی و سرمایهگذاری در اروپا، تلاش میکنند جای پای خود را در این بازار سودآور حفظ کنند. گزارشی از جنگ تعرفهها و نقشه راهی که خودروسازان برای آینده کشیدهاند.**
مقدمه؛ وقتی آلمان جلوی جنگ تجاری اروپا با چین را میگیرد
در ظاهر، ماجرا از این قرار است که اتحادیه اروپا میخواهد تعرفههای سنگینی روی خودروهای برقی وارداتی از چین وضع کند تا از صنعت تازهنفس خود محافظت کند. اما پشت صحنه، یک بازیگر قدرتمند این نقشه را بر هم زده است: خودروسازان آلمانی. غولهای خودروسازی آلمان که سهم بزرگی از بازار چین را در اختیار دارند، به شدت با هرگونه تشدید تنش تجاری با پکن مخالفند. آنها و لابیهای قدرتمندشان، با استفاده از نفوذ خود در برلین و بروکسل، توانستهاند اتحادیه اروپا را از تعرفههای تنبیهی منصرف کرده و به سمت یک «توافق نرمافزاری» سوق دهند. این توافق که در اواخر آوریل ۲۰۲۶ نهایی شد، عملاً از افزایش تعرفه خودروهای چینی به ۲۵ درصد که قبلاً تهدید شده بود، جلوگیری کرد. این یک پیروزی دیپلماتیک برای چین بود، اما بازی را برای خودروسازان اروپایی که از رقابت با خودروهای ارزان چینی میترسند، حسابی سخت کرد.
فصل اول: توافق نرمافزاری و معمای قیمت حداقلی
جزئیات این توافق نشان میدهد که چین و اتحادیه اروپا با استفاده از مکانیسم «قیمت حداقلی» برای خودروهای وارداتی، توانستهاند از اعمال تعرفه ۲۵ درصدی فرار کنند. در این مدل جدید، خودروسازان چینی متعهد میشوند که خودروهای خود را در اروپا با قیمتی کمتر از یک سطح مشخص نفروشند. این ابزار موقت، جایگزین تعرفههای سنگین شده و به اتحادیه اروپا اطمینان میدهد که سیل خودروهای ارزان چینی بازار داخلیشان را تحتالشعاع قرار نخواهد داد.
این رویکرد مستقیماً به نفع خودروسازان آلمانی است که نگران از دست دادن دسترسی به زنجیره تأمین و بازار چین بودند. اما لابهلای این سود، خودروسازان کوچکتر اروپایی که توان رقابت با خودروهای چینی را حتی با قیمت حداقلی هم ندارند، در موقعیت دشواری قرار گرفتهاند. به عبارت دیگر، آلمان با این ترفند، صنعت خودروی خود را از آسیب یک جنگ تجاری تمامعیار نجات داد، اما شاید به قیمت قربانی کردن تولیدکنندگان کوچکتر در جنوب اروپا. تجارت، گاهی شبیه شطرنج است. گاهی باید یک مهره را فدا کرد تا شاه حفظ شود. آلمان این کار را کرد.
تحلیل و نقد: این توافق، یک بازی باخت-برد است. اروپا برد (تا حدودی)، چین باخت (تا حدودی). اما هیچکدام راضی نیستند. خودروسازان آلمانی راضی هستند، اما خودروسازان فرانسوی و ایتالیایی نه. اختلافهای درونی اروپا، بزرگترین مانع برای اتخاذ یک سیاست واحد و قاطع در برابر چین است. این اختلافات، به چین فرصت میدهد تا با سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، منافع خود را تأمین کند. اروپا باید هر چه سریعتر بر سر یک سیاست مشترک به توافق برسد، وگرنه در برابر چین، همیشه بازنده خواهد بود. همین الان هم دارد بازنده میشود، فقط هنوز نمیداند. یا شاید میداند، اما نمیتواند کاری بکند. تفاوتش را میدانید؟ یکی توانایی دارد، دیگری ندارد. اروپا فعلاً ندارد.
فصل دوم: خودروسازان چینی در دوراهی؛ سود کمتر یا بازار امن؟
این توافق برای خودروسازان چینی یک «برد-باخت» است. از یک طرف، با خیال راحتتری میتوانند به استراتژی اروپایی خود ادامه دهند و از شر تعرفههای سنگین خلاص شوند. از طرف دیگر، پذیرش قیمتهای حداقلی، حاشیه سودشان را حسابی تحت فشار قرار میدهد. خودروهای چینی به خاطر هزینه تولید پایین، مزیت اصلیشان را در قیمتگذاری رقابتی داشتند و این توافق، این برگ برنده را از آنها گرفته است.
حالا شرکتهای چینی برای حفظ سودآوریشان، دو راه پیش رو دارند. راه اول، افزایش بهرهوری داخلی و کاهش هزینههای تولید است. راه دوم و هوشمندانهتر، انتقال بخشی از خطوط مونتاژ به داخل اتحادیه اروپا برای دور زدن محدودیتهای قیمتی است. بیوایدی و جیلی که قبلاً هم مشمول تعرفههای اروپا بودند، حالا میتوانند با ساخت کارخانه در مناطقی مثل مجارستان، خود را یک «تولیدکننده داخلی» جا بزنند و از شر تعرفهها و محدودیتهای قیمتی خلاص شوند. این یعنی آنها دارند از تهدید، فرصت میسازند. نشانههای یک استراتژیست خوب، همین است. چینیها استراتژیستهای خوبی هستند. این را تجربه نشان داده. شاید ما هم از آنها یاد بگیریم. به جای اینکه فقط بگوییم «مرگ بر چین»، نگاه کنیم ببینیم چه کار میکنند. شاید چیزی یاد بگیریم. شاید هم نه. خودمان میدانیم.
فصل سوم: برگ برنده چین؛ تهدید تعرفه ۲۵ درصدی روی خودروهای لوکس اروپایی
در اقدامی متقابل و برای افزایش فشار، چین تهدید کرده تعرفه واردات خودروهای اروپایی با موتورهای بزرگ (بیش از ۲.۵ لیتر) را تا ۲۵ درصد بالا ببرد. این تهدید، مستقیماً خودروهای لوکس آلمانی مثل مرسدس بنز، بیامو و پورشه را هدف گرفته است. این خودروها در چین مشتریان پر و پا قرصی دارند و افزایش تعرفه میتواند ضربه سنگینی به فروششان بزند. این اقدام پکن، یک «تهدید متقابل» کلاسیک است تا اروپا را پای میز مذاکره نگه دارد و امتیاز بیشتری برای خودروهای خود بگیرد. بیانیه وزارت خارجه چین هم نشان میدهد که پکن در این بازی راهبردی، از اعمال تعرفههای تلافیجویانه ابایی ندارد و هرگونه حمایتگرایی از سوی اروپا را با «تمهیدات لازم» پاسخ خواهد داد.
این فضای اتهامزنی و تهدید متقابل، فضا را برای برنامهریزی بلندمدت سرمایهگذاری در صنعت خودرو فوقالعاده دشوار کرده است. حتی اگر آلمان فعلاً مانع از یک جنگ تمامعیار شده باشد، این جنگ تجاری در هر لحظه ممکن است از سر گرفته شود. و این ابهام، بزرگترین مانع پیش روی سرمایهگذاران است. هیچ کس در شرایط عدم قطعیت سرمایهگذاری نمیکند. سرمایه، موجودی ترسوست. از تاریکی میترسد، از ابهام میترسد، از بلاتکلیفی میترسد. اروپا و چین باید هر چه سریعتر تکلیفشان را با هم روشن کنند. وگرنه سرمایهها فرار میکنند. به جای دیگری میروند. به آمریکا، به کانادا، به هر جای امنتر. و این، ضرر بزرگتری از هر تعرفهای است.
نتیجهگیری؛ خودروسازان چینی برنده حفظ وضع موجود، آلمانیها بازنده استراتژیک؟
با وجود همه پیچیدگیها، به نظر میرسد خودروسازان چینی از این بازی سربلند بیرون آمدهاند. آنها قبل از مهلک ۲۵ درصد ترمز کردند و حداقل توانستند «وضع موجود» را با یک جریمه نقدی قابل تحمل حفظ کنند. بازار اروپا برای آنها همچنان باز است و فرصت برنامهریزی برای سرمایهگذاری بیشتر را دارند. در نقطه مقابل، خودروسازان آلمانی اگرچه از یک فاجعه اقتصادی (جنگ تجاری گسترده) جلوگیری کردند، اما در کل بازی را واگذار کردند. آنها نتوانستند مانع ورود خودروهای چینی به بازار خود شوند و حالا با رقبایی مواجه هستند که با انعطافپذیری بیشتر و برنامههای توسعه، دارند قدم به قدم سهم بازارشان را تصاحب میکنند. آرام، اما پیوسته. مثل آب که سنگ را سوراخ میکند. آلمانیها شاید خیلی دیر متوجه شوند. وقتی متوجه شوند، دیگر دیر شده است. تاریخ پر از این نمونههاست. فکر نکنید آلمان استثناست. هیچ کس استثنا نیست. نه آلمان، نه آمریکا، نه چین. همه در معرض خطای استراتژیک هستند. تفاوت در این است که چه کسی زودتر اشتباهش را میفهمد و اصلاح میکند. آلمان در این مورد خیلی کند عمل کرده. شاید دارد اشتباهش را میفهمد، ولی دیر شده. بازار از دست رفته را دیگر نمیشود برگرداند.
در نهایت، «جنگ سرد خودرویی» اروپا و چین دارد زنجیرههای ارزش و الگوهای سرمایهگذاری در این صنعت را از نو تعریف میکند. خودروسازان باید خود را برای یک دوره طولانی از «رقابت با حاشیه سود کم» و «سیاستهای تجاری نامطمئن» آماده کنند. تنها بازنده قطعی این بازی شاید مصرفکنندگان نباشند. آنها در نهایت با قیمتهای بالاتر خودروها مواجه خواهند شد. شاید مجبور شوند کمتر خرید کنند، شاید قدیمیترها را نگه دارند، شاید به سراغ برندهای ارزانتر بروند. هر طور باشد، بازنده همیشه کسی است که پول دارد اما قدرت خریدش پایین آمده. این روزها، تقصیر خود مصرفکننده نیست. قربانی سیاست است. سیاستی که ربطی به او ندارد. اما هزینهاش را باید بپردازد. چه بیعدالتی! اما چه میشود کرد؟ دنیا همین است. پر از بیعدالتی. تنها کاری که میشود کرد، این است که آگاه بود. و اعتراض کرد. و سعی کرد تغییر ایجاد کرد. شاید روزی برسد که دیگر مصرفکنندگان، قربانی نباشند. شاید. امید که همیشه هست. وگرنه زندگی خیلی سخت میشود. خیلی.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا