آموزش و پرورش برای جبران کمبود معلم بازنشستگان و نیروهای کمتجربه را دوباره وارد مدارس کرده است درحالی که بسیاری از معلمان نهضت سوادآموزی هنوز تعیین تکلیف نشدهاند.
مریم قاسمی: هفته معلم امسال شاید یک تفاوت مهم با سایر سالها داشته باشد. گرامیداشتی که بدون حضور دانشآموزان و معلمها در سرکلاس درس برگزار شد و کلاسهایی که به گوشیهای همراه کوچ کردهاند. امروز کلاس درس در قاب لپتاپ و گوشی خلاصه شده؛ جایی که تصاویرمدام یخ میزنند، صدا با تاخیر میرسد و معلم و دانشآموز هر دو در برابر دو مانع بزرگ زانو زدهاند؛ کمبود شدید معلم و اینترنت ناپایدار. البته آموزش و پرورش برای پر کردن خلأ کمبود ۱۲۰ هزار معلم، بازنشستگان خسته، سربازان جوان فاقد تجربه و مهارت و حقالتدریسیهای ناامید را به میدان آورده است.
اما حالا پای یک مانع تازه هم به میان کشیده شده، قطعی اینترنت بینالمللی دسترسی به یوتیوب را از معلمها و دانشآموزان گرفته و سرعت پایین و اتصال ناپایدار، کلاس آنلاین را به کابوسی روزانه تبدیل کرده است. این گزارش، روایتی است از دل خانهها و مدارس؛ پاسخی روشن به یک پرسش تلخ؛ آیا در روزگاری که مدرسه آنلاین به اینترنت گره خورده، میتوان با کمبود معلم و اینترنت محدود، نسلی دانشآموخته تحویل جامعه داد؟
هر سال در هفته معلم از جایگاه و منزلت این قشر زحمتکش میگوییم. از آن انسانهایی که نسلها را میسازند، ذهنها را روشن میکنند و آینده را در کلاس درس رقم میزنند. اما امسال، قصه فرق دارد. معلم هنوز جایگاهش در قلب ماست، اما با وجود شرایط کشور دیگرخبری از تخته سیاه و کلاسهای فیزیکی تا اطلاع ثانوی نیست. در واقع مدرسه به خانهها کوچ کرده، به قاب گوشیها و لپتاپها .کوچی که، مصادف شده است با دو بحران بزرگ یعنی بحران بیسابقه کمبود معلم و بحران زیرساختهای اینترنت. دیماه ۱۴۰۴ بود که علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، رسما اعلام کرد که ۱۲۰ هزار معلم در کشور کم داریم. آماری که همین چند روز قبل هم دوباره آن را تکرار کرد.
اما به واقع این آمار، فریاد سالها کم توجهی به این مقوله بود. در نهایت قرار شد فوری چارهای اندیشیده شود و آموزش و پرورش چهار گروه را وارد این کارزار کرد. بازنشستگان فراخوانده شدند، سرباز معلمها، حقالتدریسیهای قدیمی و نیروهای ماده ۲۸ که هنوز پایشان به کلاس نرسیده است. اما گویا هیچ کس پیشبینی نکرده بود که این راهکارهای اضطراری، در دل یک بحران دیگر گرفتار بیایند؛آموزش مجازی و اینترنت بیمار ایران. از یک سو، دسترسی به یوتیوب و دیگر کانالهای معتبر تولید محتوای کمک آموزشی رایگان، از ایران قطع شده است.
از سوی دیگر، سرعت پایین اینترنت داخلی و قطعیهای مکرر، کلاس آنلاین را به یک میدان مین تبدیل کرده است، هر لحظه ممکن است اتصال قطع شود، صدا نرسد یا تصویر برای همیشه یخ بزند! حالا سوال این است: آیا این کلاسهای مجازی با دبیرهای بازنشسته و سربازمعلمها، با اینترنتی که سرعتش پایین است و مدام قطع و وصل میشود و بدون دسترسی به منابع آموزشی است، میتواند نسلی تحصیلکرده را تربیت کند؟
وزارت آموزش و پرورش برای پر کردن خلأ ۱۲۰ هزار نفری، چهار گروه را وارد میدان کرده است. هر کدام از این گروهها، خود قصهای پر از گره و درد دارند. در فروردین ۱۴۰۵، بخشنامه آمد که بازنشستگان دارای صلاحیت میتوانند با قرارداد یکساله به مدارس برگردند. در یکی از شهرها، یک دبیر ۶۷ ساله فیزیک با عصا به مدرسه برگشت. او درباره علت حضورش اینطور گفته بود:«سه ماه بود بچهها معلم فیزیک نداشتند، چارهای نبود.» اما وقتی کلاس مجازی تشکیل میشود، این معلمان مهربان اما خسته، از آنجاییکه با فناوری بیگانهاند و فضای هوشمند را نمیشناسند و نمیتوانند محتوای دیجیتال تولید کنند. یک گزارش داخلی در وزارت آموزش و پرورش نشان میدهد ۲۸ درصد از این بازنشستگان فراخوانده شده، به دلیل بیماری یا خستگی مفرط، سال تحصیلی را نیمهکاره رها کردهاند.
به گواه آمار امروز بیش از ۱۵ هزار سرباز معلم در مدارس ایران تدریس میکنند. بیشتر آنها لیسانس رشتههای مختلف دارند اما هرگز روش تدریس یاد نگرفتهاند. یک سرباز معلم تعریف میکند: «هر چه بلدم از تماشای ویدیوهای یوتیوب و کلاسهای آنلاین رایگان بود.» اما قطع شدن دسترسی به یوتیوب، ضربه پایانی به این گروه زده است. حالا سرباز معلمی که هیچ آموزش رسمی ندیده، حتی نمیتواند ویدیوی آموزشی درست و حسابی پیدا کند!
از سویی حدود ۸۰ هزار معلم حقالتدریس در کشور داریم. افرادی که گاه ۱۵ سال پشت یک کلاس ایستادهاند، اما هنوز نه بیمه کامل دارند، نه حقوق کافی و نه امنیت شغلی. در آموزش مجازی، نیز ابزار لازم را ندارند؛ نه اینترنت خوب، نه لپتاپ مناسب، نه انگیزهای برای یادگیری روشهای نوین. شاید به همین علت بود که پس از اعتراضات این گروه، مجوز برگزاری آزمون استخدامی صادر شد، اما سازمان برنامه و بودجه هنوز بودجه آن را تصویب نکرده و با سرعت فعلی بروکراسی، بعید است این نیروها به مهر ۱۴۰۵ هم برسند.
پریسا، دانش آموز ۱۷ ساله از حال و هوای کلاس آنلاین مدرسه به «هفت صبح» میگوید:«معلم فیزیک ما بازنشسته است. وقتی کلاس مجازی میشود، هر پنج دقیقه یک بار میگویند: نتم قطع شد، شما چی؟ بعد از ده بار قطع و وصل، خسته میشوند و آخر سر هم یک فایل صوتی با عبارت «خسته نباشین» میفرستند! قبلاً اگر چیزی را متوجه نمیشدم، میرفتم یوتیوب و فیلم آموزشی میدیدم. الان که یوتیوب قطع است، هیچ منبع خوبی نداریم. آپارات هم که پر از ویدیوهای قدیمی و بیکیفیت است.»
آقا رضا، معلم بازنشستهای است که از سر حس وظیفه و انسان دوستی به میدان آموزش بازگشته است، اما در همین ابتدای راه، با مشکل روبهرو شده است. او میگوید:« من شاد را بلد نبودم. دخترم دو روز به من یاد داد. اما وقتی وارد کلاس مجازی میشوم، دانشآموزان مدام ایراد میگیرند، یکی میگوید آقا صدایتان ضعیف است و خش دارد، یکی دیگر میگوید تصویرتان رفت! میخواستم یک ویدیوی آموزشی از یوتیوب برای بچهها بفرستم، دیدم باز نیست. رفتم آپارات، ویدیوها یا قدیمی بودند یا اطلاعات غلط داشتند. آخر سر خودم با گوشی فیلم گرفتم و فرستادم، اما حجم فایل بالا بود و با اینترنت پایین، سه ساعت طول کشید تا آپلود شود. من با عشق برگشتم، اما احساس میکنم هم به خودم ظلم شد، هم به بچهها.» نفسی چاق میکند و ادامه میدهد: «وقتی از نوهام میخواهم تا یادم دهد که چطور میتوانم برای بچهها در شاد تولید محتوا کنم زیر بار نمیرود و میگوید؛ خودت برو یاد بگیر!»
یک مطالعه داخلی در وزارت آموزش نشان میدهد در مناطقی که بیش از ۳۰ درصد کلاسها با معلم غیررسمی شامل بازنشسته، سرباز یا حقالتدریس اداره میشود، نرخ مردودی و افت تحصیلی ۴۵ درصد بیشتر از مناطقی با معلم رسمی است. این تفاوت در آموزش مجازی حتی آشکارتر میشود؛ چون آموزش آنلاین نیازمند مهارتهایی مثل طراحی و تولید محتوا، مدیریت تعامل و بازخورد سریع است. وقتی به این مشکلات، قطعی اینترنت، سرعت پایین و نبود دسترسی به برنامههای آموزشی بینالمللی، مثل یوتیوب را اضافه کنید، کلاس مجازی عملاً به مکانی برای هدررفت وقت و انرژی تبدیل میشود.
«در یک کلمه میتوانم بگویم که آموزش آنلاین موفق نیست»؛ این جمله تلخ نسرین محمد باقری، کارشناس آموزش و آموزگار با سابقه کشور در گفتوگو با «هفتصبح» است که در مورد حال و روز معلمها در این روزهای مجازی میگوید؛ کسی که سالهاست با جان و دل پای تخته سیاه ایستاده، اما حالا از پشت صفحه گوشی و لپتاپ، دیگر آن لذت دیرینه را نمییابد. او از «بیعدالتی آموزشی» میگوید که این روزها در سایه اینترنت پرقطع و قطعی بینالمللی، بیداد میکند. از معلمانی که باید همزمان در دو شیفت تدریس کنند، از بازنشستگانی که مناطق با بازنشستگیشان مخالفت میکنند تا سال دیگر هم بمانند و از دانشآموزانی که استرس امتحانات نهایی دارند.
ر حالی که وزارت آموزش و پرورش رسما از کمبود ۱۲۰ هزار معلم خبر میدهد، در میدان، قصه رنگ دیگری دارد. این روزها، خیلی از مدیران مناطق، با بازنشستگی معلمان باتجربه مخالفت میکنند و از آنها میخواهند که «به خاطر خدا و بچهها» یک سال دیگر هم بمانند. معلمی که باید میرفت، حالا مانده؛ با جسمی خسته و روحی فرسوده، با صفحهای باز در قاب گوشی! این معلم باسابقه با اشاره به وضعیت نیروی انسانی میگوید:«الان همکارانی که باید امسال بازنشست میشدند، مناطق دارند با بازنشستگیشان مخالفت میکنند و میخواهند اینها را برای سال بعد نگه دارند. یعنی معلمی که از نظر جسمی و روحی به خط پایان رسیده، به زور پای تخته میماند. نه او لذت میبرد، نه دانشآموز.» این مخالفت با بازنشستگی، نشاندهنده عمق فاجعه کمبود نیرو است. اما آیا معلمی که خودش نیاز به استراحت دارد، میتواند نسلی را به درستی تربیت کند؟
یکی از تلخترین بخشهای روایت این معلم دلسوز، تاکید بر شکاف عمیق بین مدارس دولتی و غیرانتفاعی در آموزش مجازی است. او میگوید:«در حالت عادی، مدارس دولتی از مهر فعالیتشان را شروع میکنند، اما مدارس غیرانتفاعی تقریبا از همان خرداد یا تیر ماه کلاسهایشان را شروع میکنند. یعنی چند ماه از ما دولتیها جلوتر هستند. تا سال تحصیلی، کل کتاب را تمام کردهاند و فقط نمونه سوال حل میکنند.»
اما تفاوت فقط در زمان شروع کلاسها نیست؛ ابزارها هم کاملاً متفاوت است:«ما در مدارس دولتی، در فضای شاد باید کلاسها را برگزار کنیم. اما مدارس غیرانتفاعی از اسکایروم، ادوبی کانکت یا محیطهای دیگری استفاده میکنند که تعامل بیشتری با دانشآموز دارند. معلوم است کیفیت کدام بالاتر است.» این معلم از فضای روحی خانوادهها هم میگوید، چیزی که معمولاً در آمارها نمیآید: «فضای جنگ، استرسها، مشکلاتی که در خانوادهها پیش آمده؛ همه و همه دانش آموزان را درگیر میکند. خیلی از پدرها الان بیکار شدهاند و وضعیت مالی خانوادهها جالب نیست. با تمام این شرایط، چقدر آن بچه انگیزه و انرژی دارد که سر کلاس بنشیند؟ نهایتش اینکه خیلی از بچهها فقط یک حضوری میزنند و میروند. یعنی با وجود همه زحمتی که معلم کشیده، بچه حاضر نیست وقت بگذارد و از آن استفاده کند.»
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا