به گزارش سرمایه فردا، از زاویه دوربین ناظران بینالمللی و گزارشهای ژورنالیستی، سال ۲۰۲۶ برای روسیه یک سال معمولی نبود. درآمدهای جنگ برای کرملین فراتر از یک منفعت مالی زودگذر بود. جنگ خاورمیانه برای پوتین حکم یک بازسازی تمامعیار توان استراتژیک را داشت، درست در میانه فرسایشیترین جنگ اوکراین. بیایید عددها را کنار هم بگذاریم تا تصویر کامل شود.
اول، افزایش جهشی درآمدهای ارزی. با بسته شدن موقت تنگه هرمز و اختلال در صادرات نفت و گاز منطقه، قیمت جهانی نفت به بالای ۱۰۰ دلار صعود کرد. این اتفاق به تنهایی درآمدهای نفتی روسیه را در آوریل ۲۰۲۶ به حدود ۹ میلیارد دلار در ماه رساند؛ یعنی روزی ۷۶۰ میلیون دلار اضافه درآمد. رقمی که دو برابر ماههای پیش از بحران بود.
دوم، بلعیدن سهم بازار ایران و کشورهای عربی در شرق. اختلال در عرضه نفت ایران به چین و نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس به هند، دو قدرت بزرگ اقتصادی شرق را ناچار کرد به سمت خرید نفت روسیه متمایل شوند. روسیه توانست حجم عظیمی از نفت خود را که تا پیش از این به دلیل تحریمها در دریاها سرگردان بود، حالا با قیمتهای بالا و با کمال میل به فروش برساند.
سوم، کاهش فشار تحریمهای غرب. این شاید مهمترین دستاورد پوتین باشد. برای جلوگیری از فروپاشی کامل اقتصاد جهانی در اثر شوک انرژی، آمریکا و اروپا مجبور شدند نظارت بر سقف قیمت نفت روسیه را به طور چشمگیری کاهش دهند. این «نفس مصنوعی اقتصادی» دقیقاً همان چیزی بود که کرملین به آن نیاز داشت تا ماشین جنگی فرسوده خود در اوکراین را دوباره تجهیز و تقویت کند.
چهارم، انحراف افکار عمومی و منابع نظامی غرب. طی این مدت، توجه رسانهای و مهمتر از آن، منابع تسلیحاتی و مالی واشنگتن و پایتختهای اروپایی از جبهه اوکراین به سمت خاورمیانه منحرف شد. همین وقفه تنفسی کوتاه، موقعیت میدانی روسیه را در جبهه شرق اروپا به طور قابل توجهی بهبود بخشید.
پنجم، بازگشت به نقش میانجی راهبردی. روسیه با استفاده از مناسبات نزدیک خود با تهران و همزمان حفظ کانالهای دیپلماتیک با کشورهای عربی و اسرائیل، خود را به عنوان تنها بازیگری معرفی کرد که میتواند پیامهای محرمانه را بین این اضداد جابجا کند. این دیپلماسی دوپهلو، مسکو را بار دیگر در جایگاه یک وزنه غیرقابل حذف در معادلات جهانی نشاند.
ششم، سودآوری در بازار طلا. با افزایش ناامنی جهانی، قیمت طلا به آسمان رفت. روسیه که یکی از بزرگترین ذخایر طلای جهان را در اختیار دارد، از این افزایش ارزش به عنوان یک سپر دفاعی برای پول ملی خود (روبل) در برابر تورم ناشی از جنگ استفاده کرد.
حالا سرجمع سود فدراسیون روسیه از همین دو ماه جنگ و کشمکش اخیر را تخمین بزنید. گفته میشود این رقم به حدود ۳۱۲ میلیارد دلار رسیده است. چندین برابر بودجه عمومی سالانه ایران. بیایید صادق باشیم. ما در این میدان نه تنها سودی نبردیم، بلکه هزینههای سنگین زیرساختی، جانی و اعتباری را هم متحمل شدیم.
حالا فهمیدید چه کشوری دارد به پای برادر ترکمانچای، ببخشید ولادیمیر پوتین، قربانی میشود؟ آنهایی که باید بفهمند، هنوز نفهمیدهاند. با این همه استدلال و برهان استراتژیک دلسوزان، از زوایای گوناگون، باز هم نمیفهمند. یا شاید نمیخواهند بفهمند. شاید وقت آن رسیده که قربانی بودن را از برادرانه بازی کردن تشخیص دهیم. قبل از آنکه دیر شود.
یدالله کریمیپور، استاد جغرافیای سیاسی و تحلیلگر مسائل استراتژیک، در جدیدترین یادداشت خود با استناد…
به گفته کریمیپور، فرآیند انتقال یا تثبیت قدرت در بحرانهای اخیر نشان داده که مکانیسمهای…
برنامه جهانی غذا برآورد کرده که در نتیجه بسته ماندن تنگه هرمز و کمبود کود…
تحلیلگران معتقدند خودروسازان چینی که در سالهای اخیر با سرعت داشتند در بازار خاورمیانه با…
صنعت لیزینگ ایران در ۱۱ ماهه منتهی به اسفند ۱۴۰۳، عملکردی قابل قبول و فراتر…