جامعه

قتل در دورهمی شبانه

فاطمه علیزاده:حدود یک سال قبل مرد جوانی در تماس با اورژانس تهران خبر از وخامت حال رفیق خود داد.این جوان به نام نیما که نیمه شب با اورژانس تماس گرفته بود، در گزارش خود به ماموران گفت:«با یکی از رفقایم در پارک بحثم شد و او را کتک زدم.بعد از چند ساعت دیدم که روی زمین افتاده و دهانش کف کرده است.احساس می‌کنم نفس نمی‌کشد.» امدادگران اورژانس اقدامات ابتدایی را تلفنی به نیما آموزش دادند تا برای نجات جان رفیقش انجام دهند.در همین حال چند امدادگر به محل حادثه واقع در پارک سرخه حصار اعزام شدند.زمانی که آمبولانس برای کمک به دوست نیما از راه رسید، نیما متواری شده بود.

رفیق نیما به نام پرهام به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل وخامت حالش به کام مرگ فرو رفت.به این ترتیب یک پرونده جنایی پیش روی کارآگاهان گشوده شد و ماموران برای رسیدگی به ماجرا بالای سر جسد در سردخانه بیمارستان حاضر شدند.

اظهارات شهود

در مشاهدات ابتدایی کارآگاهان تشخیص هویت پلیس آگاهی، وجود یک زخم بالای ابروی پرهام گزارش شد که حکایت از زد و خورد منجر به جراحت می‌داد.
سپس دیگر دوستان پرهام و نیما که همراه آنها در پارک بودند تحت تحقیقات قرار گرفتند.یکی از آنها در شرح ماجرا به ماموران گفت:«شب گذشته ما پنج نفری به پارک سرخه حصار رفتیم و می‌خواستیم شب را در پارک بخوابیم.

نیما و پرهام با همدیگر شوخی شوخی درگیر شدند. ما سه نفر در خواب و بیداری بودیم که با سر و صدای آنها بیدار شدیم.صورت پرهام خونی بود و نیما هول شده بود.او به سمت دکه اغذیه فروشی رفت که با محل اسکان ما کمی فاصله داشت.بعد که برگشت برای پرهام خوراکی خریده بود و پرهام آن را خورد و خوابید اما چند ساعت بعد دوباره با سر و صدای نیما بیدار شدیم و متوجه شدیم که حال پرهام وخیم شده است. نمی‌دانم این بار چه اتفاقی افتاده بود. پرهام با صورت روی زمین افتاده و دهانش پر از خاک و گل بود. فکش قفل شده و از دهانش کف بیرون زده بود.نیما به سرعت با اورژانس تماس گرفت اما در فاصله رسیدن امدادگران اورژانس ناگهان نیما غیبش زد و نمی‌دانیم کجا رفته است.»

دستگیری متهم

در حالی که رفقای نیما از محل اختفای او اظهار بی‌اطلاعی کردند، ماموران با انجام اقدامات اطلاعاتی و ردزنی‌های لازم، متهم را دستگیر کردند.
او در مواجهه با ماموران جنایی ماجرای شب حادثه را اینطور تعریف کرد:«من و دوستانم همگی به موادمخدر اعتیاد داریم و بیشتر شب‌ها برای مصرف مواد مخدر به پارک می‌رفتیم.آخر شب که هوا تاریک می‌شد در جایی واقع در میان کاج‌ها خودمان را استتار می‌کردیم تا از چشم ماموران و مردم دور بمانیم.بعد تا نزدیک صبح آنجا دور هم می‌نشستیم و مواد می‌کشیدیم.با خودمان زیر‌انداز می‌بردیم که اگر خواستیم چرت بزنیم، روی آن دراز بکشیم.»

متهم ادامه داد:«شب حادثه هم برای مصرف مخدر دور هم جمع شدیم و آتش کوچکی هم روشن کرده بودیم.آن شب حدود ۷ گرم شیشه همراه داشتیم که کل آن را من و پرهام کشیدیم.این مقدار برای مصرف دو نفر زیاد است.سه دو‌ست دیگرمان فقط مقدار خیلی کمی از مواد خودشان را مصرف کردند و داشتند چرت می‌زدند که حال من و پرهام به خاطر مصرف زیاد موادمخدر بد شده بود.»

نیما در ادامه گفت:«همیشه وقتی مواد می‌کشیدیم و به حالت سرخوشی می‌رسیدیم شروع می‌کردیم به شوخی با همدیگر.حتی در حالت شوخی ممکن بود به همدیگر سیلی آرامی بزنیم یا متلک بیندازیم و فحش بدهیم.اما همه این‌ها شوخی بود.در شب حادثه هم پرهام به شوخی به من متلکی انداخت ولی چون حال من زیاد خوش نبود، از این حرفش برآشفته شدم.

سپس با انگشتر فیروزه درشتی که در انگشتم بود به بالای ابروی او ضربه‌ای زدم که یکدفعه پیشانی‌اش شکافت و خون بیرون زد. من که خیلی ترسیده بودم از جایم پریدم و دوستانم را بیدار کردم.گفتم مراقب پرهام باشید تا من بروم برایش یک خوراکی شیرین بخرم که فشارش نیفتد.با سرعت به سمت دکه خوراکی فروشی رفتم که حدود یک کیلومتر با محل اتراق ما فاصله داشت.برای پرهام یک بطری آب و یک نوشابه خریدم و برگشتم.صورت پرهام را شستم و به او نوشابه دادم.بعد او خوابش برد.»

نیمه شب بود که حال پرهام وخیم شد:«نیمه شب در حالی که خودم چرتم برده از خواب پریدم و دیدم پرهام غلت خورده و صورتش روی خاک بود.او را تکان دادم و متوجه شدم بیهوش شده است.ساعت حدود سه و نیم نصفه شب بود که با اورژانس تماس گرفتم و وقتی مطمئن شدم که امدادگران از راه می‌رسند از آنجا فرار کردم.»

در جریان تحقیقات، فایل صوتی تماس نیما با اورژانس ضمیمه پرونده شد که در آن به اپراتور گفته بود حال دوستش به دلیل کتک کاری وخیم است.
در همین حال جسد با دستور بازپرس جنایی به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد و در آزمایشات و معاینات انجام شده، علت تامه فوت نارسایی قلبی عنوان شد.احتمال می‌رود ضربات وارد شده از سوی نیما در مرگ پرهام دخیل نباشد.با این حال بعد از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهم پای میز محاکمه رفت.

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کردند. سپس نیما در دفاع از خود گفت:«من اتهام قتل را قبول ندارم چون ضربه‌ای که به دوستم وارد کردم به حدی شدید نبود که منجر به مرگ او شود.دوستان دیگر من که در زمان حادثه همراه ما بودند می‌توانند شهادت دهند که پرهام بعد از خوردن نوشابه حالش خوب بود.اما او آن شب مواد زیادی مصرف کرد و ممکن است به خاطر همین اوردوز کرده باشد.»

قاضی گفت:«اگر مطمئنی ضربه شدید نبود پس چرا به اپراتور اورژانس گفتی که حال پرهام به خاطر کتک کاری بد شده؟»
متهم گفت:«به دلیل اینکه فکر می‌کردم اگر اینطور بگویم آنها زودتر برای کمک به پرهام از راه می‌رسند.»

قاضی گفت:«اگر واقعا به بی‌گناهی خودت مطمئن بودی پس دلیل فرار تو چه بود؟»
متهم گفت:«من دوستم را در آن وضعیت دیده بودم و خیلی ترسیده بودم.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.

modir

Recent Posts

پاشنه آشیل تیم بسکتبال استقلال

اسطوره‌ای 41 ساله که از ناحیه تاندون آشیل مصدوم نشده اما تبدیل به پاشنه آشیل…

1 ساعت ago

قلمرو پادشاه دلار؛ قدرتمندتر از همیشه

افت سهم دلار از ذخایر ارزی (از ۷۱ درصد به ۵۶ درصد) یک روند طبیعی…

2 ساعت ago

پاتک ایران به محاصره آمریکا

دعوت از پاپ لئون چهاردهم یک «بازی بزرگ» در زمین دیپلماسی مذهبی و فرهنگی است.…

2 ساعت ago

تعدیل نیرو در سایه جنگ

جنگ و تحریم، شوک بزرگی به بازار کار ایران وارد کرده است. تعدیل نیرو و…

3 ساعت ago

عملیات خشم اقتصادی؛ آمریکا زیرساخت‌های مالی پنهان ایران را نشانه رفت

«عملیات خشم اقتصادی» آمریکا علیه ایران، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. هدف قرار دادن…

3 ساعت ago

تحلیل بیت‌کوین و آلت‌کوین‌ها در نوسان‌های فعلی

بازار ارزهای دیجیتال در وضعیت بلاتکلیفی قرار دارد. بیت‌کوین در تلاش برای حفظ سطح ۷۷,۰۰۰…

4 ساعت ago