جامعه

خاطرات پرسپولیسی‌ها

مهدی یکتا: علی پروین را از دور با جدیت و عصبانیتش می‌شناسند اما کسانی که به او نزدیک هستند می‌دانند چه مرد خوش‌مشرب، شوخ و در عین حال زیرک و باهوشی است. خبر آمد که علی پروین اسطوره باشگاه پرسپولیس در بیمارستانی حوالی خیابان جردن تهران بستری شده است. خبرنگارانی که با علی پروین ارتباط داشته و دارند، به خوبی می‌دانند کاپیتان و سرمربی اسبق تیم ملی و پرسپولیس بسیار مهمان‌نواز و خوش‌برخورد است و جملگی خاطرات بسیاری هم از مراوده با این چهره دوست‌داشتنی در ذهن دارند.

نگارنده هم خاطرات زیادی از علی پروین دارد که به بهانه بستری شدن اسطوره پرسپولیسی‌ها بد ندیدم آن را بازگو کنم:
«‌حدود ۱۵ سال پیش، روزی به اتفاق دوست و همکار نازنینم مهدی هژبری به دفتر علی پروین رفته بودیم. در واقع خودش کاری داشت و شب قبل از ما دعوت کرده بود که به ملاقاتش برویم و … وقتی حوالی ظهر به دفتر علی آقا رسیدیم؛ متوجه شدیم تنها نیستیم و تنی چند از دوستان پروین هم آنجا بودند. صحبت‌ها پیرامون موضوعی که بابت آن دعوت شده بودیم گل انداخته بود و مشغول گفت‌و‌گو بودیم که ناگهان زنگ آیفون به صدا در‌آمد. یکی از اطرافیان علی پروین جلو رفت و خبر داد که مردی ویلچرنشین با کپسول اکسیژن و یک همراه پشت در است.

 

علی آقا از جای خود برخاست و وقتی چهره طرف را از پشت آیفون دید، بلافاصله گفت که در را باز کنید داخل بیاید. مرد ویلچرنشین درحالی که ماسک زده و کپسول اکسیژن هم حمل می‌کرد با همراهش وارد شد. مرد ویلچرنشین نزار و بی‌حال سکوت کرده بود و همراهش پس از سلام و احوالپرسی رو به علی پروین گفت که راننده آژانس است و از سر دلسوزی دنبال این بیمار بدحال و تنگدست از این بیمارستان به آن بیمارستان رفته اما دستش به جایی بند نشده است؛

 

چراکه باید عمل جراحی سنگینی انجام دهد که ۱۰ میلیون تومان پول می‌خواهد! فراموش نکنید ۱۰ میلیون تومان آن زمان خیلی پول بود. پرونده پزشکی و نامه‌ای هم در دست مرد همراه بود که به دست علی پروین داد و گفت پرسان‌پرسان آدرس شما را پیدا کردیم و خدا خیرتان بدهد اگر بتوانید کمکی کنید و… علی آقا هم خیلی خونسرد نگاهی به نامه انداخت و به مرد ویلچرنشین و همراهش گفت که اتفاقا به موقع آمده‌اید.

 

دکتر هژبری رئیس بیمارستان میلاد هم اینجاست! پرونده را در میان بهت و تعجب من و حضار به همکار مطبوعاتی‌ام مهدی هژبری داد مطالعه کند اما باورتان نمی‌شود، همان مرد ویلچرنشین که تا این لحظه خودش را به مریضی و بی‌حالی زده بود، ناگهان از ترس رسوا شدن از روی ویلچر پرید، برگه پزشکی و پرونده را روی هوا قاپید و همراهش گفت علی آقا این بنده خدا باید در بیمارستان خاصی عمل جراحی خودش را انجام دهد و… چشمتان روز بد نبیند!

 

علی آقا که تا آن لحظه خشمش را فروخورده بود، ناگهان با عصبانیت فراوان فریاد کشید که مردک! تو همانی نیستی که پارسال آمدی سر تمرین و جیب ما را زدی؟ با همین ویلچر و همین کپسول اکسیژن، همین ماسک و همین برگه پزشکی؟! فکرش را هم نمی‌کنید! آن لحظه مرد شیاد ویلچرنشین و همراهش به سرعت برق و باد محل را ترک کردند در حالی که ما از شدت خنده ریسه رفته و در دل هوش علی پروین را تحسین کردیم.»

آنچه خواندید برگی از خاطرات مردی است که حسابی دست به‌خیر است؛ مردی که هنوز به سبک و سیاق دهه‌های ۴۰ و ۵۰ زندگی می‌کند و بارها و بارها به این و آن کمک کرده است.
علی پروین چراغ خاموش در دهه‌های گذشته به نیازمندان بسیاری کمک کرده اما به همان نسبت هم آدم باهوشی است و اجازه نمی‌دهد شیادان و افراد کلاهبردار از این روحیه نیکوکاری او سوءاستفاده کنند.

در انتها برای علی پروین مرد بی‌تکرار فوتبال کشورمان آرزوی سلامتی و تندرسـتی داریم.

modir

Recent Posts

دلایل سردرگمی نسل زد

شریفی، روانشناس اجتماعی عقیده دارد، وفور انتخاب‌ها در شبکه‌های اجتماعی، نسل جدید را دچار فلج…

16 دقیقه ago

افزایش حقوق بازنشستگان از خرداد؛ خبری از جزئیات نیست

افزایش حقوق بازنشستگان، کنترل قیمت دارو و حمایت از بیماران خاص، سه اولویت فوری حوزه…

48 دقیقه ago

تبعات تغییر فرمول محاسبه حقوق

میانگین‌گیری از دستمزدهای سال‌های دور بدون هرگونه تعدیل تورم فشار معیشتی را افزایش خواهد داد.

1 ساعت ago

چرا ادبیات روسی در ایران رواج دارد

بابک شهاب معتقد است ادبیات کلاسیک با پیچیدگی‌های انسانی و پرسش‌های فلسفی، خواننده ایرانی را…

1 ساعت ago

بیستمین همایش ملی بهره‌وری برگزار می‌شود

سازمان ملی بهره‌وری ایران در نظر دارد بیستمین همایش ملی بهره‌وری را در بازه زمانی…

2 ساعت ago

دلایل تخریب جنگل‌های هیرکانی

توقف طرح ساماندهی دام باعث شده بسیاری از دامداران دوباره به عرصه‌های جنگلی شمال کشور…

2 ساعت ago