پنجاه و یک روز از قطعی گسترده اینترنت در ایران میگذرد. روزهایی که عبور از خطوط مجازی به یک کارزار نفسگیر تبدیل شده است. حالا اما فاز جدیدی از محدودیتها آغاز شده است. سقف روزانه ۳۰۰ پیامک و ۵ گیگابایت اینترنت بینالملل برای هر خط تعیین شده است. فیلترینگ منطقهای، پیچیده و هوشمند شده و روشهایی که تا دیروز جواب میدادند، امروز از دسترس خارج شدهاند. حتی گوگل و گیتهاب هم برای برخی کاربران دوباره قفل شدهاند. گزارشی از تشدید خاموشی اینترنت در روزهایی که زندگی بدون آن دیگر ممکن نیست.
از چند روز پیش، کاربران اینترنت در ایران با پدیده جدیدی مواجه شدهاند: سقف روزانه. تمامی اپراتورها ملزم شدهاند برای هر خط، سقف روزانه ۳۰۰ پیامک و ۵ گیگابایت اینترنت بینالملل در نظر بگیرند. این محدودیت برای همه کاربران، بدون تفکیک نوع سیمکارت و حتی برای خطوط سفید نیز اعمال شده است. پس از رسیدن به این سقف، تا ساعت ۰۰:۰۰ روز بعد، خبری از ارسال پیامک یا استفاده از اینترنت بینالملل نیست.
تمرکز این محدودیت بر پلتفرمهای پرکاربردی مانند تلگرام، اینستاگرام، واتساپ، یوتیوب و توییتر است. یعنی دقیقاً همان سرویسهایی که مردم برای کار، تحصیل، ارتباط با خانواده و دسترسی به اطلاعات به آنها وابسته هستند. نکته عجیب اینکه اپراتور رایتل شرایط سختتری دارد و سقف اینترنت بینالملل برای مشترکان این اپراتور فقط ۲ گیگابایت در روز تعیین شده است.
اپراتورها هیچ اطلاعرسانی قبلی انجام ندادهاند. کاربران فقط در آستانه رسیدن به سقف، یک پیامک هشدار دریافت میکنند. بعضی اپراتورها میگویند این محدودیت طی دو روز اخیر اعمال شده، بعضی دیگر میگویند از دیماه. این آشفتگی در اطلاعرسانی، خود نشانه دیگری از عمق بحران است.
۵ گیگابایت اینترنت بینالملل در روز، برای کاربر معمولی که چند ساعت تماس تصویری، چند ده پیام در شبکههای اجتماعی و چند ویدیوی کوتاه مصرف میکند، کافی به نظر میرسد. اما برای کاربر حرفهای، برنامهنویسی که به گیتهاب نیاز دارد، دانشجویی که باید مقاله دانلود کند، کسبوکاری که از طریق واتساپ با مشتریان خارجی ارتباط دارد، یا روزنامهنگاری که باید اخبار جهان را رصد کند، ۵ گیگ در روز یعنی شاید یکی دو ساعت کار مفید. ۳۰۰ پیامک هم برای کسی که از طریق پیامک با مشتریان یا همکاران ارتباط دارد، عدد بسیار محدودی است. این سقفها، زندگی حرفهای بسیاری از مردم را مختل کرده است.
اما محدودیت سقف، تازه اول ماجراست. پس از ۵۱ روز قطع کامل اینترنت، حالا اختلالات به صورت منطقهای و با فیلترینگ از نوع NAT تشدید شده است. این نوع فیلترینگ، برخلاف روشهای ساده قبلی که یک سایت را برای همه میبست، بسیار هوشمندانه و پیچیده است. محدودیتها با توجه به کلاینت به کلاینت، IP به IP و منطقه به منطقه تفاوت دارد. یعنی هر کاربر ممکن است یک تجربه کاملاً متفاوت از دیگری داشته باشد. برای همسایه شما، اینستاگرام باز باشد، اما برای شما بسته. برای کاربر تهرانی، گوگل کار کند، اما برای اصفهانی نه.
بسیاری از روشهایی که طی روزهای گذشته برای عبور از فیلتر فعال بودهاند، مجدداً از دسترس خارج شدهاند. از جمله روشهایی مانند SNI Spoofing که تا دیروز یکی از راههای مطمئن برای دسترسی به اینترنت آزاد بود، امروز دیگر جواب نمیدهد. این یعنی هر روز باید دنبال روش جدید بگردی، و هر روز ممکن است روشی که یاد گرفتهای، یکشبه از کار بیفتد.
نقد و تحلیل: این نوع فیلترینگ «هوشمند» یا «پویا» یکی از پیشرفتهترین روشهای محدودسازی اینترنت در جهان است. هزینه پیادهسازی و نگهداری آن بسیار بالاست و کشورهای کمی توانایی اجرای آن را دارند. استفاده از این روش نشان میدهد که محدودیتهای اینترنت در ایران دیگر فقط یک اقدام مقطعی و ساده نیست، بلکه به یک پروژه ملی و پرخرج تبدیل شده است. نکته نگرانکنندهتر اینکه فیلترینگ پویا، برخلاف فیلترینگ ساده، قابل پیشبینی نیست. کاربر نمیداند کدام سایت در کدام ساعت برایش باز است و کدام بسته. این ابهام دائمی، خودش نوعی فشار روانی است.
شاید عجیبترین بخش این محدودیتها، مسدود شدن مجدد سایتهایی است که تا دیروز در لیست سفید بودند. تعدادی از سایتهایی که طی روزهای گذشته در وایتلیست قرار گرفته بودند و کاربران به آنها دسترسی داشتند، مجدداً به صورت منطقهای از دسترس خارج شدهاند. برای مثال، دسترسی به گوگل برای بخشی از کاربران دوباره محدود شده است. گوگل، یعنی موتور جستجویی که دانشآموزان برای تکالیف، دانشجویان برای تحقیق و کسبوکارها برای پیدا کردن مشتری به آن وابسته هستند.
گیتهاب، بزرگترین پلتفرم توسعه نرمافزار در جهان، نیز برای بسیاری از برنامهنویسان ایرانی مسدود شده است. توسعهدهندگان نرمافزار که شغلشان به دسترسی به این پلتفرم وابسته است، حالا یا باید روشهای پیچیدهتری پیدا کنند یا از کار بیفتند. حتی برخی دیگر از سرویسهای بینالمللی که کاربران به آنها عادت کرده بودند، نیز یکبهیک در حال خاموش شدن هستند.
نقد و تحلیل: مسدود شدن گوگل و گیتهاب، دیگر فقط «محدودیت ارتباطی» نیست. این یعنی محدودیت دسترسی به علم، به دانش، به فرصتهای شغلی و به آینده. برنامهنویسی که نتواند از گیتهاب استفاده کند، مثل نجاری است که ارهاش را گرفته باشند. دانشجویی که گوگل نداشته باشد، مثل دریانوردی است که قطبنما نداشته باشد. این محدودیتها، نسل جوان ایران را از مسیر پیشرفت علمی و فناوری عقب میاندازد. در دنیایی که همه چیز به سمت دیجیتال شدن میرود، قطع دسترسی به ابزارهای دیجیتال، یعنی حذف از رقابت جهانی.
علاوه بر همه اینها، گزارشها حاکی از آن است که سرورهای DNS به صورت عمدی دچار اختلال شدهاند. DNS، همان سیستم سادهای است که نام یک سایت (مثل google.com) را به آدرس IP تبدیل میکند تا مرورگر شما بتواند سایت را بارگیری کند. وقتی سرورهای DNS با اختلال مواجه شوند، حتی اگر یک سایت فیلتر هم نباشد، باز هم نمیتوانید به آن دسترسی پیدا کنید.
هدف از این اختلالسازی عمدی، کاهش سرعت ترافیک و دشوار کردن برقراری اتصال برای کاربران است. یعنی حتی اگر روشی برای دور زدن فیلتر پیدا کنید، به دلیل کندی عمدی DNS، آنقدر سرعت پایین است که عملاً استفاده از اینترنت غیرممکن میشود. این نوع محدودیت، «آرام اما کشنده» است. خیلی از کاربران حتی متوجه نمیشوند که DNS مشکل دارد. فقط میبینند اینترنت خیلی کند است، فکر میکنند شلوغی شبکه است، و ناامید میشوند.
نقد و تحلیل: اختلال در DNS، یعنی ضربه زدن به ریشه دسترسی به اینترنت. برخلاف فیلتر کردن یک سایت خاص که فقط آن سایت را میبندد، اختلال DNS کل اینترنت را برای کاربر کند و غیرقابل استفاده میکند. این روش از نظر فنی «خام»تر است اما از نظر روانی «موذیانه»تر عمل میکند. کاربر نمیداند مشکل از کجاست، فکر میکند اینترنت خودش ضعیف است، و به مرور از تلاش برای دسترسی به اطلاعات دست میکشد. این یعنی خاموشی تدریجی و بیصدا.
پنجاه و یک روز از شروع این بحران میگذرد. سقف ۳۰۰ پیامک و ۵ گیگابایت اینترنت بینالملل، زندگی روزمره مردم را وارد فاز جدیدی از محدودیت کرده است. فیلترینگ هوشمند و منطقهای، روشهای عبور را یکی پس از دیگری از کار میاندازد. گوگل و گیتهاب هم در لیست سیاه قرار گرفتهاند و سرورهای DNS عمدی بیمار شدهاند تا سرعت اینترنت به کندترین حالت ممکن برسد.
اینترنت در ایران نفسهای آخر را میکشد. نه خبری از اطلاعرسانی شفاف است، نه راهی مطمئن برای دسترسی. هر روز باید روش جدید یاد بگیری، هر روز ممکن است روش دیروزت جواب ندهد. و هر روز، بخش دیگری از اینترنت برایت خاموش میشود.
این فقط یک محدودیت فنی نیست. این محدودیت ارتباط با جهان است، محدودیت دسترسی به دانش، به فرصتهای شغلی، به آینده. نسلی که در این سالها بزرگ میشود، با اینترنت فیلترشده و کند و غیرقابل پیشبینی، نمیتواند با نسلی که در سایر نقاط جهان در حال رشد است، رقابت کند. شاید بزرگترین خسارت این بحران، نه در آمارها و ارقام، که در نسلهای آینده این مملکت خواهد بود. نسلی که هرگز طعم اینترنت آزاد و سریع را نچشیده، نمیداند چه چیزی را از دست داده است. اما ما میدانیم. و این شاید تلخترین بخش ماجرا باشد.
منیر فرمانفرماییان، بیش از شش دهه کار کرد و در مسیر هنرش، چیزی فراتر از…
افزایش هزینه قطعات و اجرت تعمیر، تصمیمگیری درباره نوسازی ماشینآلات را برای کشاورزان دشوار کرده…
حتی با وجود خط سوآپ، اقتصاد امارات دیگر مثل سابق نخواهد بود. سرمایهگذارانی که فرار…
رونق جشنهای کوچک خانگی پس از آتشبس، نشانه تابآوری جامعه و تلاش مردم برای بازگرداندن…
بازار موبایل ایران با گرانی شدید، کاهش واردات، دلالی و تقاضای سفتهبازانه به کالایی سرمایهای…
حمایتهای معیشتی شامل اسکان موقت، کارتهای اعتباری و تامین لوازم خانگی برای خانوادهها در نظر…