به گزارش سرمایه فردا، چین در جریان جنگ ایران، همان کاری را انجام داد که در سالهای اخیر به آن شهرت یافته است: صبر، رصد دقیق و بهرهبرداری از شکافها و بحرانهای رقبایش. در حالی که دونالد ترامپ درگیر تشدید تنش با ایران بود، پکن آرام و حسابشده از این فرصت برای تقویت موقعیت خود در چندین جبهه کلیدی استفاده کرد. اهمیت این موضوع تنها به میدان جنگ محدود نمیشود؛ بلکه زنجیرههای تأمین جهانی، بازار انرژی، ریسکهای ژئوپلیتیک و حتی رقابت برسر هوش مصنوعی و تسلیحات پیشرفته را نیز دربرمیگیرد.
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، تأثیر نظامی آن است؛ موضوعی که بهویژه برای برنامهریزان نظامی آمریکا نگرانکننده تلقی میشود. در جریان این درگیری، ایالات متحده بخش عظیمی از ذخایر تسلیحاتی خود را مصرف کرد؛ از جمله حدود ۸۰ درصد از موشکهای کروز پنهانکار جیزم. همچنین ذخایر موشکهای تاماهاوک، سامانههای دفاعی پاتریوت، رهگیرهای تاد و پهپادها بهطور قابل توجهی کاهش یافت.
در همین حال، چین بدون پرداخت هیچ هزینهای، به یک «کلاس درس زنده» از شیوه جنگافزارهای مدرن آمریکا دست یافت: از نحوه استفاده از هوش مصنوعی در هدفگیری گرفته تا چگونگی جابهجایی ناوهای هواپیمابر و حتی این واقعیت که پهپادهای ارزانقیمت ایرانی چگونه میتوانند سامانههای دفاعی گرانقیمت آمریکا را فرسوده یا منهدم کنند. برای استراتژیستهای چینی که سناریوی درگیری احتمالی برسر تایوان را بررسی میکنند، این جنگ چیزی فراتر از یک تمرین شبیهسازیشده بود؛ یک تجربه واقعی و ارزشمند.
در حوزه انرژی نیز چین به یکی از برندگان اصلی تبدیل شد. هرگاه عرضه نفت و گاز به ابزار فشار تبدیل شود، کشورهایی که به واردات وابستهاند بهسرعت به سمت انرژیهای تجدیدپذیر حرکت میکنند. چین در این حوزه برتری قابلتوجهی دارد و بیش از ۷۰درصد زنجیره تأمین جهانی در حوزههایی مانند انرژی خورشیدی، بادی، باتری و خودروهای برقی را در اختیار دارد.
هرچه اختلال در تنگه هرمز طولانیتر شود، وابستگی جهان به زیرساختهای انرژی چین عمیقتر خواهد شد. این جنگ در واقع آزمونی برای راهبرد انرژی پکن بود. هرچند حدود نیمی از واردات نفت چین از این مسیر عبور میکند اما این کشور حدود ۸۵ درصد در حوزه انرژی خودکفاست. سهم انرژیهای تجدیدپذیر و هستهای نیز از ۲۰درصد مصرف کل عبور کرده و حتی از نفت پیشی گرفته است. در کنار آن، ذخایر راهبردی نفت چین نیز در وضعیت مطلوبی قرار دارد.
در عرصه دیپلماسی، چین توانست تصویری متفاوت از خود ارائه دهد. در حالی که ترامپ از تهدید به نابودی ایران سخن میگفت، پکن بهطور آرام در حال کمک به پیشبرد مذاکرات در اسلامآباد بود. در این میان، بسیاری از کشورهای آسیایی، از عربستان سعودی تا اندونزی، در حال بازنگری در انتخابهای راهبردی خود هستند؛ اینکه با توجه به آنچه آمریکا در این جنگ از خود نشان داد به کدام قدرت جهانی نزدیکتر شوند.
همزمان، متحدان آمریکا در آسیا شاهد جابهجایی سامانههای دفاعی این کشور از مناطقی مانند سئول و توکیو به خلیج فارس بودند. این پیام برای آنها روشن بود: تعهدات امنیتی واشنگتن ممکن است در شرایط بحرانی تغییر کند و این چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت.
پیامدهای مالی جنگ، بهویژه در حوزه سرمایهگذاری، به نفع چین در رقابت فناوری نیز عمل کرده است. سرمایهگذاریهای عظیم در زیرساختهای هوش مصنوعی در منطقه خلیج فارس از سوی شرکتهایی مانند مایکروسافت، اوراکل و انویدیا بهدلیل نااطمینانیهای ژئوپلیتیک و سیطره ایران بر کشورهای منطقه در صورت بروز مجدد جنگ با ریسک جدی مواجه شدهاند.
در مقابل، چین که دومین ظرفیت بزرگ محاسباتی هوش مصنوعی جهان را در اختیار دارد، برای توسعه خود وابستگی چندانی به این منطقه ندارد. هر سرمایهای که در خاورمیانه متوقف شود، در واقع از ایجاد رقیبی برای زیرساختهای چینی جلوگیری میکند. با این اوصاف، این جنگ سبب شده تا چین در عرصه هوش مصنوعی هم چند قدم جلو برود.
یکی از مهمترین اما کمتر دیدهشدهترین مزیتهای چین، تسلط آن بر بازار «عناصر نادر خاکی» است؛ موادی حیاتی برای تولید تسلیحات پیشرفته. چین حدود ۷۰درصد استخراج و ۹۰درصد فرآوری و تولید آهنرباهای مرتبط با این عناصر را در اختیار دارد. در حالی که آمریکا هنوز ظرفیت قابلتوجهی برای جداسازی این مواد در داخل کشورش ندارد، قوانین جدید پنتاگون برای حذف وابستگی به چین نیز تا سال ۲۰۲۷ اجرایی نخواهد شد.
نکته کلیدی اینجاست: تمام تسلیحات پیشرفتهای که آمریکا در جنگ ایران استفاده کرد، از موشکهای تاماهاوک گرفته تا بمبهای هدایتشونده و پهپادها به این عناصر وابستهاند. به بیان دیگر، هر سلاحی که در این جنگ مصرف شد، وابستگی آمریکا به زنجیره تأمین چین را افزایش داد و اگر چین دوباره ممنوعیت صادرات به آمریکا را از سر بگیرد بازیابی توان تسلیحاتی آمریکا با چالش مواجه میشود.
با وجود همه این مزایا، برتری چین بدون محدودیت نیست. اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه یابد، شوک انرژی میتواند تقاضای جهانی برای کالاهای چینی را کاهش دهد و به اقتصاد این کشور آسیب بزند. مقامهای چینی نیز اعلام کردهاند که خواهان پایان سریع جنگ هستند؛ چراکه آنچه پکن بیش از هر چیز ثبات ژئوپلیتیک و اقتصادی است.
بااین حال، نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد چین از این وضعیت نیز بهرهبرداری میکند؛ بهویژه زمانی که بسیاری از کشورها، در شرایطی که آمریکا رفتاری غیرقابل پیشبینی از خود نشان میدهد، به پکن بهعنوان گزینهای باثباتتر نگاه میکنند. درنهایت باید گفت، شاید مهمترین واقعیت این باشد که کشوری که بیشترین سود را از این جنگ برد، در آن نجنگید.
بازار نفت جهان اکنون با بزرگترین بحران عرضه تاریخ مواجه است. اگر تنگه هرمز به…
در منطقه پردیس تهران، یک اختلاف مالی ساده، به فاجعهای خونین تبدیل شد: پدر روی…
سرمربی تیم ملی در آستانه جامجهانی ۲۰۲۶، لیستی ۳۰ نفره بدون لژیونرها منتشر کرد. هفت…
پنجاه و یک روز از شروع این بحران میگذرد. سقف ۳۰۰ پیامک و ۵ گیگابایت…
منیر فرمانفرماییان، بیش از شش دهه کار کرد و در مسیر هنرش، چیزی فراتر از…
افزایش هزینه قطعات و اجرت تعمیر، تصمیمگیری درباره نوسازی ماشینآلات را برای کشاورزان دشوار کرده…