به گزارش سرمایه فردا، پیام تلویزیونی رئیسجمهور درباره تحولات جنگی اخیر، بیش از آنکه به تقویت روحیه ملی و تثبیت روایت قدرت ایران کمک کند، حاوی نکاتی بود که میتواند در سطوح مختلف سیاسی، حقوقی و روانی برای کشور هزینهساز باشد. مسئله صرفاً اختلاف سلیقه سیاسی نیست؛ مسئله این است که در شرایط جنگی، هر جمله یک مقام رسمی میتواند پیامدهای واقعی در میدان دیپلماسی، رسانه و حتی عملیات داشته باشد.
نخستین اشکال جدی در این سخنان، نحوه توضیح درباره اقدامات نیروهای مسلح بود. رئیسجمهور در بخشی از پیام خود گفت که در شرایطی که فرماندهان حضور نداشتند، نیروهای مسلح «به صورت آتشبهاختیار» اقداماتی انجام دادند. این تعبیر، حتی اگر با نیت توضیح وضعیت میدان بیان شده باشد، عملاً میتواند این برداشت را ایجاد کند که حملات موشکی ایران نه در چارچوب یک تصمیم رسمی و سازمانیافته، که به صورت ابتکار میدانی نیروها انجام شده است. چنین گزارهای از نظر حقوقی و سیاسی بسیار پرهزینه است. فردا اگر کشورهای منطقه بخواهند علیه ایران طرح دعوی کنند، دقیقاً به همین جملهها استناد خواهند کرد تا نشان دهند حملات بدون تصمیم رسمی و خارج از چارچوبهای معمول صورت گرفته است.
مشکل دوم، تغییر دادن روایت میدان است. در هفتههای گذشته، آنچه در میدان رخ داده، از نظر بسیاری از تحلیلگران یک اقدام حسابشده در چارچوب بازدارندگی بوده است؛ حملاتی که بهصورت هدفمند به مراکز نظامی آمریکا یا اهداف مشخص انجام شده و فشار قابل توجهی بر طرف مقابل وارد کرده است. در چنین شرایطی انتظار میرفت روایت رسمی نیز همین چارچوب را تقویت کند: اقدام نظامی در چارچوب یک استراتژی روشن و در پاسخ به تجاوز. اما آنچه در پیام رئیسجمهور دیده شد، ناخواسته این تصویر را مخدوش میکند و میدان موفق را به وضعیتی مبهم و قابل تفسیر تبدیل میکند.
نکته سوم، پیامد رسانهای چنین سخنانی است. در فضای جنگ رسانهای، هر جملهای میتواند تبدیل به سلاح تبلیغاتی علیه کشور شود. طبیعی است که رسانههای مخالف جمهوری اسلامی یا جریانهای ضدایرانی، همین عبارات را برجسته خواهند کرد و از آن برای القای بینظمی یا بیمسئولیتی در تصمیمات نظامی ایران استفاده خواهند کرد. حتی ممکن است این سخنان به مبنایی برای فشارهای حقوقی و سیاسی علیه ایران در سطح منطقهای تبدیل شود.
اما شاید مهمتر از همه، اثر روانی چنین پیامهایی بر جامعه و بدنه حامی کشور در شرایط جنگی است. در شرایطی که بخشی از جامعه، نیروهای مردمی، بسیج محلات، فعالان رسانهای و کاربران شبکههای اجتماعی تلاش میکنند روایت مقاومت و اقتدار را تقویت کنند، پیامهایی که ناخواسته استراتژی نظامی یا اراده ملی را زیر سؤال ببرد، میتواند این انسجام را تضعیف کند. جنگ فقط در میدان نظامی رخ نمیدهد؛ جنگ در سطح ارادهها و روایتها نیز جریان دارد.
مسئله دقیقاً همینجاست. در شرایط جنگی، سخنان مسئولان نباید صرفاً یک گفتوگوی سیاسی تلقی شود. هر جمله بخشی از «روایت رسمی جنگ» است و این روایت میتواند یا روحیه ملی را تقویت کند یا آن را تضعیف نماید. انتظار طبیعی این است که در چنین شرایطی، پیامهای رسمی بهگونهای تنظیم شود که هم مشروعیت اقدامات دفاعی ایران را تقویت کند، هم انسجام ملی را بالا ببرد و هم دست دشمن را برای سوءاستفاده رسانهای و حقوقی کوتاه کند.
از این منظر، پیام اخیر رئیسجمهور نه تنها کمکی به تقویت مؤلفههای قدرت و انسجام ملی نکرد، بلکه در برخی بخشها ناخواسته به تضعیف همان مؤلفههایی انجامید که در شرایط جنگی باید بیش از هر زمان دیگری تقویت شوند.
این حرکت جنگ روانی دشمن وقتی در عرصه نظامی وارد میشود، نتیجهاش ترس است، عقبنشینی است. قرآن کریم این عقبنشینی را موجب غضب الهی معرفی کرده است: «و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند – مگر آنکه هدفش کنارهگیری از میدان برای حملهای دیگر یا پیوستن به گروهی [از همرزمان] باشد – قطعاً به خشم خدا گرفتار خواهد شد.» اگر در مقابل دشمن مهاجم – که انواع مهاجم وجود دارد، گاهی با شمشیر در میدان روبهرو، گاهی مهاجم تبلیغاتی، گاهی مهاجم اقتصادی و گاهی مهاجم نظامی با ابزارهای جدید – عقبنشینی غیر تاکتیکی کردید، این حکم جاری است. عقبنشینی تاکتیکی که گاهی مثل پیشروی است، اشکال ندارد. اما غیر از این موارد، عقبنشینی غضب الهی را در پی دارد. در میدان نظامی اینگونه است؛ در میدان سیاسی نیز عیناً همینطور است.
در میدان سیاسی، بزرگنمایی دشمن موجب میشود انسان احساس کند در انزوا است، احساس کند ضعیف است، احساس کند از عهده دشمن برنمیآید. نتیجه این احساس، تسلیم شدن در برابر خواستههای اوست. امروز انواع و اقسام دولتها با ملتهای بزرگ و کوچک هستند که اینگونهاند؛ هر چه به آنها بگویند، در مقابل فقط میگویند «چشم» و از خودشان ارادهای ندارند. البته در پشت میز دیپلماسی، آداب و شرایطی وجود دارد و آن «چشم» را به شکلهای مختلف میتوان گفت، اما در واقع همان «چشم» است که دیده میشود. در حالی که اگر همان دولتها به ملتهای خودشان تکیه کنند، اگر به تواناییهای داخلی خودشان اعتماد کنند، اگر حقیقت موجودیت دشمن را بشناسند و بدانند که دستش آنقدرها که وانمود میکند پُر نیست، میتوانند نگویند «چشم». اما به این نکات توجه نمیکنند و میگویند «چشم». این است معنای عقبنشینی در میدان سیاست.
بازار سرمایه ایران در حالی نزدیک به دو ماه است که تعطیل شده که کارشناسان…
پیام رئیس سازمان بورس به سهامداران این است که بازار به زودی باز میشود، اما…
تجربه جهان نشان میدهد که محیط زیست در دوران پساجنگ یا پسابحران، یا به حاشیه…
بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها قابل…
تیمهای سحر با حضور در مناطق بحرانزده در زمان جنگ به آسیبدیدگان کمک میکنند تا…
کارشناسان میگویند استفاده از گونههای بومی و مقاوم به کمآبی میتواند کیفیت فضای سبز پایتخت…