جامعه

روابط اجتماعی پولی در تهران

مهسا قوی‌قلب؛ در میان هیاهوی بی‌پایان ترافیک شهرهای بزرگ و در پس درخششِ صفحه‌های نورانی گوشی‌های هوشمند، پدیده‌ای در حال ظهور است که شاید در نگاه اول عجیب و در نگاه دوم تکان‌دهنده به نظر برسد: «خریدِ حضور»؛ امروزه در پایتخت‌ها و کلان‌شهرها، بازاری نوپا و غریب شکل گرفته است؛

بازاری که در آن صمیمیت، گوش دادن و حتی حضور فیزیکی در لحظات حساس زندگی، حالا از طریق پیوند‌های سنتی تأمین نمی‌شود، بلکه با یک تراکنش بانکی ساده به دست می‌آید. از دوستان اجاره‌ای که برای شرکت در یک مهمانی یا تماشای یک نمایش در کنار شما می‌نشینند، تا شنوندگان پولی که با دریافت دستمزدی مشخص، تنها وظیفه دارند بدون قضاوت به روایت‌های تلخ و شیرین شما گوش دهند، بله انگار ما با عصر جدیدی از تنهاییِ سازمان ‌یافته روبه‌رو هستیم.

از گروه‌های تلگرامی تا مراسم‌ رسمی با تنوع قیمت‌ها

در گوشه‌ای از گروه‌های تلگرامی و اینستاگرامی که شاید هر روز با آنها برخورد می‌کنیم، تبلیغات عجیبی دیده می‌شود؛ پیشنهادهایی برای معرفی افرادی که می‌توانند در مراسم‌ مختلف، نقش همراه شما را ایفا کنند. این دیگر یک تصور خیالی نیست؛ اینجا بازارِ همراهی اجاره‌ای است که قیمت‌ها از ۲۰۰ هزار تومان شروع شده و بسته به منطقه، نوع مراسم و میزان پرستیژ مورد نیاز، تا یک میلیون تومان در ساعت بالا می‌رود. از حضور در یک مهمانی تولد گرفته تا نشستن در کنار یک فرد در یک مراسم سوگواری، همه چیز با یک قرارداد مالی ساده ممکن شده است.

اگرچه این پدیده در سطح جهانی با ریشه‌های عمیق‌تری مثل مدل‌های خاص در ژاپن شناخته شده است، اما در ایران نیز ردپای آن به شکلی نگران‌کننده دیده می‌شود. شاید یادمان باشد که در مهرماه سال گذشته، خبر جنجالی پیدا کردن دوست‌پسرهای اجاره‌ای در شیراز، موجی از بحث‌ها را به راه انداخت؛ خدماتی که با قیمت‌های بسیار پایین حدود ۵۰ هزار تومان در ساعت و با تأکید بر نبود برقراری رابطه فیزیکی، سعی در پر کردن خلأ عاطفی و اجتماعی افراد داشتند. اما آنچه در شیراز شروع شد، تنها نوک کوه یخ بود.

امروز این بازار گسترده‌تر شده و لایه‌های جدیدی به خود گرفته است. اکنون برخی از این افراد که با تخصص‌های مختلف از شنوندگان حرفه‌ای گرفته تا سایر گروه‌ها فعالیت می‌کنند، با دریافت هزینه‌هایی متفاوت، خدمات خود را به تنهایی‌های مدرن عرضه می‌کنند تا با شنیدن روایت‌ها یا صرفاً در کنار فرد بودن، خلأ موجود را پر کنند.

اما این پرسش بنیادین پیش می‌آید که چرا در دورانی که ما با بیشترین میزان اتصال دیجیتال در تاریخ بشر زندگی می‌کنیم، شکاف میان تعداد دوستان در فضای مجازی و تعداد همراهان واقعی در دنیای فیزیکی به شکلی بی‌سابقه عمیق شده است؟ چرا کسی که هزاران لایک و فالوور در فضای مجازی دارد، برای آنکه نیم‌ساعت در آرامشِ یک کافه، با دوستی هم‌صحبت باشد که واقعاً به او توجه کند، ناچار است به دنبال خدماتی هزینه بر برای کاهش تنهایی خود باشد؟

پاسخ این پارادوکس را باید در فروریزش ساختارهای سنتیِ حمایت اجتماعی جست‌وجو کرد. قرن‌های گذشته، شبکه‌های اجتماعیِ غیررسمی و بسیار قدرتمندی داشتیم. همسایه‌ای که نگران حال شماست، فامیلی که در مراسم سوگواری یا شادی، بدون نیاز به دعوت، در کنار شما حضور می‌یابد و محله‌ای که لایه‌های حمایتی آن، تنهایی را به یک پدیده نادر تبدیل می‌کرد. اما با گسترش شهرنشینیِ بی‌روح، فروپاشی روابط همسایگی و کوچک شدنِ خانه‌ها به واحدهای مسکونیِ ایزوله، آن پیوندهای کالبدی و عاطفی که ما را از تنهایی نجات می‌داد به مرور زمان یکی پس از دیگری از هم گسیختند.

این روزها ما از جامعه‌ پیوندیافته به سوی جامعه‌ معامله‌گر حرکت کرده‌ایم. در این گذار، روابط انسانی از حالت حق و تکالیف اجتماعی به حالت خدمات مصرفی تغییر ماهیت داده‌اند. در واقع، وقتی ساختارهای سنتی  مانند خانواده‌ها  و همسایه‌ها دیگر نمی‌توانند ظرفیت پذیرش تنهاییِ فرد را داشته باشند، بازار به کمک می‌آید تا با قیمت‌هایی مشخص، جای خالی آن صمیمیتِ از دست رفته را پر کند. این پدیده، تنها یک تغییر در سبک زندگی نیست؛ بلکه زنگ خطری است که نشان می‌دهد در قلب تمدن مدرن، چیزی از ما در حال فروپاشی است و تواناییِ ساده‌ انسان برای بودن در کنار دیگری بدون نیاز به یک قرارداد مالی کاهش یافته است.

من هیچ کس را ندارم

سارا، ۳۲ ساله و ساکن تهران، با صدای لرزان از تجربه‌اش می‌گوید: «من هیچ‌کس را ندارم که فقط به من گوش بدهد. نه از روی وظیفه، نه از روی دلسوزی. در شرکت همه به فکر خودشان هستند و در خانه فقط سکوت است. اولین بار که در یک گروه تلگرامی با تبلیغ شنوندگان حرفه‌ای برخورد کردم، ابتدا خندیدم؛ فکر کردم شوخی است. اما وقتی دیدم افراد با تخصص‌های مختلف و قیمت‌های مشخص مثلاً ۳۰۰ هزار تومان برای یک ساعت گفت‌وگو خدمات می‌دهند، کنجکاو شدم.

اولین بار، با یک نفر در یک کافه قرار گذاشتم. قرار نبود با هم رابطه داشته باشیم، قرار بود فقط حرف بزنیم. او فقط می‌نشست، به من نگاه می‌کرد و وقتی سکوت می‌کرد، با جملات کوتاه نشان می‌داد که شنیده است. آن نیم ساعت، من فقط به این فکر می‌کردم که چقدر عجیب است که برای تجربه کردنِ شنیده شدن، باید به یک غریبه پول پرداخت کنم.

اما آن لحظه، برای اولین بار بعد از مدت‌ها، احساس نکردم که در اقیانوس تنهایی غرق شده‌ام.» این رابطه برای وی چند ماهی ادامه پیدا کرد. اول دیدارها محدود به دیدارهای ساعتی و پولی بود ولی کم کم، سارا را وارد چرخه‌ای عاطفی کرد. چرخه‌ای که باعث شد تا وی برای شنونده مجازی دیروز و دوست پسر امروز، کلی هزینه کند و در نهایت تنها چیزی که عایدش شود، شکستی عشقی و ماه‌ها کنج عزلت گزینی باشد!

ظهور شیوه‌های نوین ارتباطی

دکتر فرشاد نجفی پور، روان‌شناس با ذکر اینکه پدیده دوستان اجاره‌ای و شنوندگان پولی در سال‌های اخیر به‌ویژه در کلان‌شهرها توجه بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی و روان‌شناسان را جلب کرده است به «هفت‌صبح» می‌گوید: «منظور از این پدیده آن است که برخی افراد در ازای پرداخت پول، از شخصی می‌خواهند مدتی با آن‌ها گفت‌وگو کند، به حرف‌هایشان گوش دهد یا در رویدادهایی مانند جشن تولد، مراسم عروسی یا حتی آیین‌های سوگواری در کنارشان حضور داشته باشد.

در نگاه نخست، این موضوع ممکن است عجیب یا حتی نگران‌کننده به نظر برسد؛ زیرا انسان به طور طبیعی موجودی اجتماعی است و انتظار می‌رود نیازهای عاطفی و ارتباطی خود را از طریق خانواده، دوستان و همسایگان برآورده کند. با این حال، تغییرات عمیق در ساختار زندگی شهری و الگوهای ارتباطی سبب شده است که چنین خدماتی به بخشی از بازار نوظهور روابط انسانی تبدیل شود. یکی از زمینه‌های اصلی شکل‌گیری این پدیده، تضعیف تدریجی پیوندهای سنتی در شهرهای بزرگ است.

در گذشته، روابط همسایگی و خویشاوندی نقش مهمی در حمایت عاطفی و اجتماعی افراد ایفا می‌کرد. خانواده گسترده، حضور مستمر در محله و تعاملات روزمره در فضاهای عمومی باعث می‌شد افراد کمتر احساس تنهایی یا بی‌پناهی کنند. اما امروزه مهاجرت‌های گسترده، جابه‌جایی‌های شغلی، افزایش اشتغال تمام‌وقت و تغییر سبک زندگی موجب شده است که بسیاری از افراد از شبکه‌های حمایتی سنتی خود فاصله بگیرند. در نتیجه، حلقه‌های اجتماعی کوچک‌تر و گاه شکننده‌تر شده‌اند.»

تاثیر تغییر ساختار فضای شهری در افزایش تنهایی

ساختار فضایی شهر نیز در این روند بی‌تأثیر نیست. در بسیاری از کلان‌شهرها، محله‌ها از نظر اقتصادی و اجتماعی از یکدیگر جدا شده‌اند. وجود بزرگراه‌ها، خطوط راه‌آهن یا فاصله زیاد از مراکز شهری می‌تواند به نوعی جدایی فیزیکی و در نهایت جدایی اجتماعی منجر شود. به اعتقاد نجفی پور افرادی که در محله‌های محروم یا دورافتاده زندگی می‌کنند، معمولاً به فرصت‌های کمتری برای تعامل اجتماعی باکیفیت دسترسی دارند.

از سوی دیگر، گسترش مجتمع‌های مسکونی محصور و شهرک‌های بسته نیز نوعی جداسازی اجتماعی ایجاد کرده است. این فضاها هرچند ممکن است امنیت یا رفاه بیشتری فراهم کنند، اما گاهی روابط میان ساکنان را محدود و کنترل‌شده می‌سازند و از شکل‌گیری پیوندهای عمیق و خودجوش جلوگیری می‌کنند.

افزایش تجاری شدن زندگی اجتماعی

تحولات اقتصادی نیز نقش مهمی در تجاری شدن برخی جنبه‌های زندگی اجتماعی داشته‌اند. به گفته نجفی‌پور در شرایطی که بسیاری از فعالیت‌ها و خدمات به کالا تبدیل شده‌اند، روابط انسانی نیز تا حدی در معرض کالایی شدن قرار گرفته‌اند. در این باره نیز نجفی‌پور تاکید می‌کند همان‌گونه که افراد برای آموزش، ورزش یا مشاوره هزینه پرداخت می‌کنند، اکنون برای همراهی و شنیده شدن نیز پول می‌پردازند. این روند نشان‌دهنده نوعی تغییر در نگرش به رابطه انسانی است؛ رابطه‌ای که پیش‌تر بر پایه عاطفه، همدلی و تعهد شکل می‌گرفت، اکنون در برخی موارد به قرارداد زمانی و مالی تبدیل شده است.

پیامدهای رابطه قرارداد محور

از منظر روانی، همراهی پولی می‌تواند پیامدهای مثبت کوتاه‌مدتی داشته باشد. حضور یک شنونده فعال و همدل می‌تواند احساس سبکی و آرامش ایجاد کند. اینها را نجفی‌پور می‌گوید و می‌افزاید: «بیان نگرانی‌ها و احساسات سرکوب‌شده، حتی در یک رابطه قراردادی، ممکن است به کاهش فشار روانی کمک کند. برای برخی افراد سالمند یا مهاجر که شبکه اجتماعی محدودی دارند، این خدمات می‌تواند نوعی پل ارتباطی موقت با جهان پیرامون باشد و از تشدید انزوا جلوگیری کند. همچنین، برخی افراد ممکن است از این تعامل‌ها برای تمرین مهارت‌های ارتباطی و افزایش اعتمادبه‌نفس اجتماعی استفاده کنند.

با این حال، پیامدهای منفی بالقوه‌ای نیز قابل توجه است. به باور نجفی پور، اگر همراهی پولی به جایگزین اصلی روابط واقعی تبدیل شود، خطر وابستگی عاطفی وجود دارد. رابطه‌ای که بر پایه پرداخت مالی شکل می‌گیرد، ذاتاً نامتقارن است و عنصر تعهد دوطرفه در آن محدود است. در روابط طبیعی، افراد به طور متقابل از یکدیگر حمایت می‌کنند و احساس ارزشمندی متقابل شکل می‌گیرد. اما در رابطه مالی، نقش‌ها از پیش تعیین شده‌اند و این امر ممکن است در بلندمدت احساس سطحی بودن یا مصنوعی بودن رابطه را تقویت کند. علاوه بر این، تداوم چنین خدماتی می‌تواند فشار اقتصادی ایجاد کند و خود به منبع جدیدی از استرس تبدیل شود.»

مسئله مهم دیگر، تأثیر این پدیده بر نگرش اجتماعی نسبت به رابطه انسانی است. اگر جامعه به تدریج بپذیرد که همراهی و همدلی نیز خدماتی قابل خرید هستند، ممکن است ارزش‌های مربوط به دوستی، همسایگی و مسئولیت اجتماعی تضعیف شوند.

در نهایت، به نظر می‌رسد همراهی پولی می‌تواند برای برخی افراد نقش حمایتی موقت ایفا کند، اما نمی‌تواند جایگزین کامل روابط انسانی عمیق و متقابل شود. تقویت فضاهای عمومی پویا، گسترش برنامه‌های اجتماعی محله‌محور، تشویق مشارکت شهروندان و ایجاد فرصت‌های تعامل چهره‌به‌چهره از جمله اقداماتی است که می‌تواند به بازسازی سرمایه اجتماعی کمک کند. انسان همچنان نیازمند تعلق، درک شدن و ارتباط اصیل است؛ نیازهایی که هرچند ممکن است به طور موقت از طریق قرارداد مالی پاسخ داده شوند، اما در بلندمدت در بستر روابط واقعی و پایدار معنا و عمق می‌یابند.

modir

Recent Posts

لکه نفتی مشکوک در خلیج فارس

لکه نفتی خلیج فارس به دلیل مخلوط شدن نفت مخزن با آب توازن یکی از…

43 دقیقه ago

افزایش قیمت محصولات پروتئینی

کارشناسان معتقدند سرکوب دستوری قیمت‌ها می‌تواند زنجیره تولید محصولات پروتئینی را از صرفه اقتصادی خارج…

2 ساعت ago

داگ‌‌فایت جنگنده ایرانی در خلیج‌فارس

‌حدود 50 مایل مانده به کویت از روی صفحه رادار هواپیما دیدم که آن دو…

2 ساعت ago

قهرمانی برای نسل جدید

ظاهرا یک روز که ابراهیم ساک ورزشی‌اش را برمی‌دارد که به باشگاه برود، دو تا…

9 ساعت ago

پرونده قتل مرموز پایتخت

تحقیقات در پرونده درحالی‌که همه متهمان منکر اتهام دست داشتن در درگیری منجر به مرگ…

9 ساعت ago

پاکسازی در ارتش روسیه

کوچک شدن کم‌سابقه رژه «روز پیروزی» در میدان سرخ، تشدید تدابیر امنیتی پیرامون پوتین، فضای…

10 ساعت ago