به گزارش سرمایه فردا، بانک مرکزی باز هم در دهمین حراج عملیات اجرای سیاست پولی، راهبرد جذب نقدینگی را در پیش گرفت. یعنی در دوگانگی رکود و رونق، مهار تورم را بر تحریک اقتصاد ترجیح داده است. انتشار اوراق دولتی با جهش ۹ درصدی نرخ سود، این سیاست انقباضی را تأیید میکند. اما در نقطه مقابل، بازار سرمایه هفته صعودی و پرطراوتی را پشت سر گذاشت. شاخص کل ۴.۵ درصد رشد کرد و در سطح ۴ میلیون و ۵۹۳ هزار واحد بسته شد. این در حالی است که ریسکهای سیستماتیک در بالاترین سطح خود قرار دارند. چه نیرویی باعث شده بورس در سایه جنگ و تحریم، نه تنها ریزش نکند، بلکه رشد هم بکند؟ پاسخ را باید در رشد افسارگسیخته تورم و شرایط بنیادی فوقالعاده قوی بسیاری از گروههای بازار جستجو کرد.
بازارساز اصلی اقتصاد کشور همچنان بر سیاست انقباضی خود پافشاری میکند. در دهمین حراج عملیات اجرای سیاست پولی، بانک مرکزی مجدداً رویکرد خالص جذب نقدینگی را در پیش گرفت. این یعنی در دوگانگی همیشگی اقتصاد ایران – رکود یا رونق؟ – بانک مرکزی طرف رکود را گرفته است، آن هم با این هدف که تورم را مهار کند.
حدود دو هفته پیش، در هشتمین حراج اجرای سیاست پولی، خالص جذب بانک مرکزی به صفر رسیده بود. این سوال مطرح بود که آیا بانک مرکزی قصد دارد از سیاست انقباضی خود عقبنشینی کند؟ نتیجه دو حراج بعدی نشان داد که پاسخ منفی است. بانک مرکزی همچنان بر سیاست قبلی پافشاری میکند و اولویت خود را مهار تورم قرار داده است.
البته با توجه به شرایط کشور و خروج از جنگ در یک سال گذشته، تبعات و اثرات این جنگها بر اقتصاد کشور قابل انکار نیست. ادامه سیاست انقباضی در ماههای آینده میتواند هم برای اقتصاد کشور و هم برای بحث امنیت، چالشبرانگیز باشد.
در هفته جاری، اولین حراج انتشار اوراق دولتی نیز شکل گرفت. حدود ۷۰ همت اوراق عرضه شد و نزدیک ۴۵.۸ درصد آن به فروش رسید. نکته جالب و قابل توجه، جهش ۹ درصدی نرخ سود اوراق است. این رشد نرخ سود، خودش در تأیید حرف قبلی است: تشدید سیاستهای انقباضی توسط بانک مرکزی. نرخ سود اوراق قرضه که بالای ۴۰ درصد تثبیت شده، نشانگر این واقعیت است که بانک مرکزی به شدت طرفدار اجرای سیاستهای انقباضی است.
در شرایط حاضر، سطح ریسکهای سیستماتیک هم بالاست و این خودش یک توجیه قوی برای بانک مرکزی فراهم میکند تا نه تنها سیاست انقباضی خود را ادامه دهد، بلکه حتی آن را تشدید هم بکند.
با این حال، تداوم این سیاست هم اثرات و عواقب خاص خودش را خواهد داشت. باید صبر کرد و دید که اگر سطح ریسکهای سیستماتیک پایین بیاید و توافقی بین ایران و طرف غربی شکل بگیرد، آیا بانک مرکزی همچنان به این سیاست انقباضی ادامه میدهد یا شاهد تغییر جهت یا حداقل کمرنگتر شدن آن خواهیم بود. در شرایط فعلی، بانک مرکزی توجیهی برای تداوم سیاستهای انقباضی دارد: بالا بودن سطح ریسکهای سیستماتیک.
در بازار خودرو، حدود سه هفته است که قیمتها تقریباً رشد یا کاهش خاصی ندارند. یک سکون و رکود نسبی حاکم شده است. این رکود دو دلیل داشت. اول، رشد قوی قبلی قیمتها که طبیعتاً نیاز به یک اصلاح داشت. دوم، ثبتنام خودروساز بزرگ کشور (عمدتاً ایرانخودرو) که باعث شد بازار یک مقدار وارد فاز رکود شود.
با این حال، تحلیلگران قائل به تداوم این رکود نیستند. به خصوص اگر همان بحث ریسکهای سیستماتیک شاهد بهبود باشیم، این اتفاق میتواند باعث بالا رفتن حجم معاملات شود. هرچند در ابتدا ممکن است یک افت قیمتی به همراه بیاورد، اما با تقویت شدن تقاضا، قیمتها دوباره به سطوح بالاتری بازخواهند گشت.
بازار مسکن هم حدود یک ماه است که رکود حاکم شده. این وضعیت در فصلی که اصولاً باید وارد فاز رونق شویم، کمی عجیب است. حداقل در تعداد معاملات و حجم معاملات، انتظار میرفت وضعیت بهتری داشته باشیم.
طبیعی است وقتی ریسک جنگ بالاست، مصرفکننده عقب میکشد و تقاضا کاهش پیدا میکند. سرمایهگذار هم با بالا رفتن سطح ریسک، تردید میکند. اما از سوی دیگر، تورم سنگین و افزایش شدید هزینه ساخت باعث شده که قیمتها افت خاصی نداشته باشند و به نوعی کف قیمتها در بازار گرفته شده است.
اینکه بازار مسکن به سمت رونق حرکت میکند یا نه، کاملاً مثل تمام بازارهای دیگر، بستگی به تعیین تکلیف وضعیت تخاصم ایران با غرب و آمریکا دارد.
دلار هفته افزایشی را تجربه کرد. روز شنبه بازار با قیمت ۱۷۳ هزار تومان باز شد . معمولاً خرداد ماهی است که کف قیمتی ارز و طلا در کشور شکل میگیرد. به نوعی میتوان کف سال را در این ماهها شناسایی کرد.
با این حال، توصیه به سرمایهگذاری در بازار ارز معمولاً توصیه نمیشود، اما فعالان آن حوزه میدانند که قیمتهای هفتههای گذشته آفر خوبی برای خرید بود. اگر وضعیت فعلی و محاصره اقتصادی ادامه پیدا کند، این حرکت میتواند حتی در میانه تابستان به بعد هم شکل بگیرد.
اگر قیمت دلار بتواند سطح ۱۸۲ هزار تومان را رد کند، به راحتی میتواند به سقف قبلی (۱۹۰ هزار تومان) برسد و آن را هم قطع کند و سپس اهداف بالاتری را ببیند. تنها چیزی که میتواند جلوی این رشد را بگیرد، یا پایین آمدن گردش پول و عقب کشیدن تقاضا، یا شکلگیری یک توافق جامع و فراگیر است. اگر چنین توافقی شکل بگیرد، میتواند به صورت موقت یک سکته به قیمتها بدهد. اما در غیر این صورت، به نظر میرسد هفته آینده بتوانیم به بازه ۱۹۰ هزار تومان برسیم.
طلا در این هفته برخلاف دلار، افزایشی نبود. بحث کاهش قیمت اونس جهانی باعث شد که قیمت طلای ۱۸ عیار علیرغم تلاش برای صعود، در ادامه هفته با ریزش مواجه شود. روز یکشنبه قیمت طلا تا ۱۷ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بالا رفت، اما امروز در ۱۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بسته شد. یعنی پایینتر از قیمت ابتدای هفته.
معمولاً طلا و دلار یک همگرایی در قیمت دارند. اگر قیمت دلار بخواهد افزایش یابد و اهداف هفته آینده را ببیند، طلا هم احتمالاً از این رشد عقب نخواهد ماند و میتواند به محدوده ۱۸ میلیون تومان برگردد.
اما مهمترین بخش تحلیل، بازار سرمایه است. هفته پرطراوت و خوبی برای بورس بود. شاخص کل از سطح ۴ میلیون و ۶۰۰ هزار واحد آغاز به کار کرد و امروز در سطح ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار واحد است. یعنی حدود چهار و نیم درصد رشد در یک هفته. این رقم با توجه به اینکه در سالهای گذشته بازار حال و روز خیلی خوبی نداشته، قابل توجه است.
نکته جالب توجه این است که بازار با این سطح از ریسکهای سیستماتیک (که در بالاترین سطح خود قرار دارند)، نه تنها ریزش نکرده، بلکه رشد هم کرده است. در همه جای دنیا، شوکهای سیستماتیک باعث کاهش و افت شدید بازارهای سرمایه میشوند، اما در ایران قضیه متفاوت است.
علت این رشد، دو عامل است. اول، رشد تورم به نوعی کف بازار را گرفته است. سهام هم یک دارایی است و هر چقدر ریسکها آن را تهدید کنند، رشد تورم آنقدر قوی است که جلوی عرضه را میگیرد. دوم، شرایط بنیادی بسیاری از گروههای بازار و سودآوری آنها به قدری خوب و قوی است که نه تنها سهامداران تمایلی به عرضه ندارند، بلکه تقاضا هم برای این گروهها شکل میگیرد.
نکته جالب اینکه ما در برهه تاریخی هستیم که هم ریسکهای سیستماتیک در بالاترین سطح خود قرار دارند (از جنگ که بالاتر نداریم) و هم شرایط بنیادی بازار سرمایه در بهترین دوران تاریخ خود است. کنش و برآیند این دو نیروی متضاد باعث شده که بازار علیرغم جنگ، رشد کند.
این پدیده شاید یک سمپل جالب برای اقتصاد جهان باشد. کشوری درگیر جنگ میشود، اما بازار سرمایه نه تنها ریزش خاصی ندارد، بلکه رشد هم میکند. شاید در آینده مطالعاتی روی این پدیده صورت بگیرد.
اگر شدت جنگ به مرحله تمام عیار منتهی نشود (مثل آن چیزی که از اسفند تا میانی فروردین رخ داد)، به نظر میآید وضعیت بازار سرمایه به همین شکل ادامه پیدا کند. حداقل در گروههایی که وضعیت بنیادی و سودسازی خوبی دارند، شدت تقاضا به گونهای است که بازار را به سمت بالا سوق میدهد و باعث جذب پول به بازار میشود.
اما اگر تهدیدهایی که قبلا رئیسجمهور آمریکا در بحث زدن زیرساختها مطرح کرده، عملی شود یا سطح درگیریها بسیار شدید گردد، حتی سودآوری بالا هم نمیتواند جلوی ریزش بازار را بگیرد.
توصیه نهایی این است: در معاملات دقت کنید، مسائل بنیادی را در نظر بگیرید، و سهامی را انتخاب کنید که هم از بحث جنگ کمترین آسیب را ببیند و هم اگر نیاز به سهامداری باشد یا بازار دوباره بسته شود، جریان نقدی خوبی را از طریق سودهایی (DPS) که در راه دارند برای شما فراهم کند. امیدوارم خداوند بهترینها را برای ما، برای کشور ایران و برای مردم نجیب رقم بزند.
تحلیلگران معتقدند توافق بزرگ و کامل نزدیک نیست، اما جنگ تمام عیار هم نزدیک نیست.…
پردیس مثل سابق دیگر آن شرایط را ندارد. وضعیت فعلی ایجاب میکند که سرمایهگذاران کمی…
شکاف میان تصمیمگیران و نسل جدید در ماجرای کافهها عمیقتر شده است از یک سو…
برخی نوازندگان معتقدند نگاه بخشی از جامعه هنوز موسیقی خیابانی را با تکدیگری و فعالیت…
سایپا در بدترین حالت (فروردین) به ۱۰ درصد ظرفیت عادی در خانواده ایکس ۲۰۰ و…
در حالی که مدل اقتصادی کلمنت، هلند را در صدر قرار داده، بازارهای شرطبندی تصویر…