سارق مسلح بعد از ورود به منزل مسکونی توسط صاحبخانه به قتل رسید اما جزئیات پرونده بسیار پیچیده تر است.
فاطمه شیخ علیزاده: ۲۱ اردیبهشت سال قبل، درحالیکه محله دارآباد تهران در سکوت شبانه فرورفته بود ناگهان صدای شلیک گلوله از یک خانه مسکونی شنیده شد و اهالی محله را در شوک و وحشت فرو برد. موضوع خیلی سریع توسط همسایگان خانه موردنظر به پلیس اطلاع داده شد و تنها چند دقیقه زمان لازم بود تا مأموران پلیس برای رسیدگی به موضوع به محل شنیده شدن صدای شلیک رسیدند.
مأموران پلیس وارد خانه اعیانی مرد ثروتمندی شدند که چند دقیقه قبل در آنجا تیراندازی رخ داده بود. صاحبخانه به نام بهروز حدوداً ۵۰ ساله درحالیکه هنوز اسلحه در دست داشت بالای سر پیکر غرق در خون دو جوان ناشناس ایستاده بود. گویی اسلحه در دستش خشکیده بود و از شدت ترس نفسنفس میزد. او در همان برخورد ابتدایی با مأموران اعتراف کرد که به سمت دو جوان شلیک کرده است.
بهاینترتیب بهروز بازداشت شده و روانه زندان شد. در همین حال دو جوان که در اثر اصابت گلوله بهشدت مجروح شده بودند توسط امدادگران اورژانس به نزدیکترین بیمارستان منتقل شدند.بلافاصله انجام اقدامات درمانی در دستور کار کادر درمان قرار گرفت. خونریزی یکی از مجروحین تحت کنترل درآمد و حالش رو به بهبود رفت؛ اما جراحت و آسیب جوان مجروح دیگر به نام سهیل، به حدی زیاد بود که به رغم تلاش کادر پزشکی برای معالجه و درمانش، او جان خودش را از دست داد.بهاینترتیب رسیدگی به موضوع وارد فاز جنایی شده و بازپرس کشیک قتل برای رازگشایی از ماجرا وارد عمل شد.
بهروز در شرح ماجرای روز حادثه به مأموران گفت: شب حادثه از سرکارم برگشته و در خانه مشغول استراحت بودم. صدای تلویزیون کمی بلند بود و من روی کاناپه نشسته بودم که ناگهان صداهایی از سمت هال خانه به گوشم خورد. انگار کسی داشت با قفل در آپارتمانم کلنجار میرفت. بهروز ادامه داد: من یک اسلحه دارم که برای نگهداریاش مجوز گرفتهام. وقتی سروصداهای مشکوک به گوشم خورد بهسرعت سراغ اسلحه رفتم و آن را برداشتم. اخیراً در صفحه حوادث روزنامهها گزارشهایی از ورود سارقان مسلح به خانه شهروندان خوانده بودم.
آنجا نوشته شده بود که حتی حضور صاحبخانه، سارقان را از ورود به خانه منصرف نمیکند. حتی فیلم یکی از این سرقتهای خشن هم در فضای مجازی منتشر شده بود. دیده بودم سارقان مسلح با بیرحمی بالای سر زن و بچه مردم میرفتند و روی سر آنها اسلحه میکشیدند. برای همین ذهنم فقط به این سمت رفت که طعمه یکی از همین سارقان شدهام. بهروز راجع بهمواجهه با سهیل و دوستش گفت: چند لحظه بعد دو غریبه ناشناس وارد خانهام شدند. حدسم درست بود آنها قصد سرقت داشتند. مسلح بودند و به صورتشان نقابزده بودند. بهمحض اینکه وارد خانه شدند در را پشت سر خود بستند و وسط هال خانهام ایستادند. من جلو رفتم و برای اینکه فرصت شلیک پیدا نکنند به هر دو نفرشان شلیک کردم.
وقتی مأموران جنایی با چنین ادعاهایی از سوی بهروز روبهرو شدند، سوابق کیفری سهیل و دوستش را بررسی کردند که مشخص شد هر دو نفر از سارقان سابقهدار هستند که در پروندهشان سابقه سرقت از منازل هم وجود داشت.در ادامه به دستور بازپرس جنایی دوربینهای مداربسته اطراف منزل بهروز بازبینی شدند.
در تصویر بهدستآمده از دوربینها دیده میشد که باند چهارنفره سارقان، با خودرویی که پلاک مخدوش داشت مقابل خانه بهروز توقف کرده و دو نفر از آنها از جمله سهیل و رفیقش وارد خانه شدند. دو نفر دیگر منتظر بازگشت همدستان خود بودند که ناگهان با ورود مأموران به محل مواجه شده و پا به فرار گذاشته بودند.همچنین اثبات شد که سارقان مسلح به سلاح گرم و قمه بودند.
با مشخصشدن ابعاد پنهان ماجرا و تکمیل تحقیقات در مرحله دادسرا، کیفرخواست پرونده صادر شده و شمارش معکوس برای محاکمه بهروز آغاز شد. اما خانواده بهروز پیش از فرارسیدن موعد محاکمه موفق به جلب رضایت اولیای دم شدند و بهروز با پرداخت دیه از قصاص نجات پیدا کرد. بنابراین متهم به لحاظ جنبه عمومی جرم در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت و در دفاع از خود گفت: من قصد قتل نداشتم؛ اما آن روز اگر از خودم سرعت عمل نشان نمیداده و شلیک نمیکردم ممکن بود به دست سارقان کشته شوم.قصد من فقط نجات جان خودم بود. قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم و وکیل او برای صدور رای وارد شور شدند و با پذیرفتن دفاع مشروع متهم رای به آزادی او دادند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا