دیدار ایران و افغانستان در چارچوب تورنمنت کافا، بیش از آنکه آزمونی جدی برای تیم ملی باشد، به مراسمی شبیه بود که در آن چند بازیکن لیگ برتر به پاس درخشششان در فصل گذشته پاداش گرفتند. غیبت لژیونرها، همپوشانی با اردوی تیم امید و ترکیب غیرواقعی باعث شد این مسابقه نه به جوانگرایی منجر شود، نه به شناسایی مهرههای کلیدی برای جام جهانی. نتیجه بازی قابل پیشبینی بود، اما آنچه باقی ماند، پرسشی است درباره مسیر واقعی آمادهسازی تیم ملی برای رقابتهای جهانی.
مهدی مرسلی: تیم ملی فوتبال ایران روز جمعه مقابل افغانستان قرار گرفت و اگرچه نتیجه بازی از قبل هم قابل حدس بود، اما اهمیت اصلی ماجرا نه در گلهای ردوبدلشده، بلکه در شیوه چینش و رویکرد سرمربی ایران نهفته است. مسابقهای که در چارچوب تورنمنت کافا برگزار شد، عملاً بیش از آنکه به تقویت تیم بزرگسالان ایران کمک کند، نقش نوعی نمایش دوستانه برای بازیکنان لیگ برتری را ایفا کرد. پیروزی سه بر یک ایران برابر رقیبی که فاصله کیفیاش با فوتبال ما قابل انکار نیست، هیچ دستاورد استراتژیکی برای آینده درخشان تیم ملی و جام جهانی پیش رو به همراه نداشت.
بزرگترین مانع برای سرمربی در این تورنمنت، نبود زمانبندی هماهنگ با تقویم فیفا بود. همین مساله باعث شد لژیونرها اجازه حضور پیدا نکنند و در نتیجه، ترکیب اصلی صرفاً از فوتبالیستهای شاغل در لیگ ایران شکل بگیرد. این وضعیت شاید فرصتی ایجاد میکرد تا چهرههای جوان و کمتر دیدهشده مجال بازی بیابند؛ اما حتی آن گروه نیز به دلیل همپوشانی با اردوهای تیم ملی فوتبال امید، امکان همراهی نداشتند. بنابراین، گزینههای سرمربی محدود به بازیکنانی شد که در مسابقات داخلی خوش درخشیده بودند و این، تیم ملی را به شکلی شبیه منتخب لیگ بدل ساخت.
با نگاه دقیقتر، فهرست بازیکنان حاضر در بازی مقابل افغانستان بیشتر شبیه تقدیر از برترینهای لیگ به نظر میرسید تا گامی جدی برای ساخت ترکیب نهایی جام جهانی. هرچند طبیعی است چنین تورنمنتی محلی برای آزمون و خطای مربیان باشد، اما پرسش مهم این است: چند نفر از این نفرات میتوانند جایگاه واقعی در تیم آینده ایران داشته باشند؟ نگاهی به خطبهخط ترکیب نشان میدهد تعدادشان به قدری اندک است که شاید در بهترین حالت به ۳-۲ بازیکن برسد.
از میان تمام کسانی که در این دیدار به میدان رفتند، فقط تعداد کمی شانس دارند در جام جهانی نامشان در لیست اصلی باقی بماند. حتی از بین همان افراد هم احتمال اینکه به ترکیب ثابت برسند چندان زیاد نیست. فلسفه تاکتیکی سرمربی هم بر همین اساس شکل گرفته است؛ او بارها تأکید کرده ترجیح میدهد بازیکنانی را که تا امروز ستون تیم بودهاند، همچنان حفظ کند و تغییرات گستردهای ایجاد نکند.
یکی از چهرههایی که ممکن است جایگاهی پیدا کند، مدافع جوانی است که در این فصل به استقلال ملحق شده است. او پیشتر در تیم قبلی خود عملکردی قابل توجه داشت و با توجه به کاهش توان بدنی برخی مدافعان باتجربهتر، شاید در نهایت به ترکیب اصلی راه یابد. در جناح راست دفاع نیز نام بازیکنی دیگر مطرح است که هرچند در اولویتهای ذهنی سرمربی قرار ندارد، اما به دلیل شرایط نهچندان پایدار رقبای پستش در تیمهای باشگاهی، احتمال دارد بهطور غیرمنتظره به فهرست اعزامی اضافه شود.
در خط دروازه هم شرایط خاصی حکمفرماست. محرومیت چندماهه گلر شماره یک ایران، فرصت کوتاهی برای رقیب او فراهم کرده تا خود را اثبات کند. با این حال، تجربه و جایگاه گلر اول هنوز آنقدر محکم است که در صورت بازگشت به شرایط مناسب، دوباره انتخاب نخست سرمربی باشد. بنابراین، رقیب جوانتر فقط در صورتی میتواند درخششی پایدار داشته باشد که آن بازیکن اصلی با مشکلات فنی جدی روبهرو شود.
منتقدان بر این باورند حضور در چنین رقابت کماهمیتی عملاً انرژی و زمان تیم ملی را هدر داده است. برگزاری مسابقه با رقبایی که فاصله فنیشان با فوتبال ما بسیار زیاد است، نمیتواند محک مناسبی برای آمادهسازی تیمی باشد که باید کمتر از یک سال دیگر در بزرگترین رویداد فوتبالی جهان ظاهر شود. شاید بهتر بود فدراسیون بهجای پذیرش این تورنمنت، زمینه برگزاری چند بازی دوستانه با تیمهای سطح بالا را فراهم میکرد تا مجموعه کادر فنی و بازیکنان بتوانند نقاط ضعف و قوت خود را در شرایط واقعیتری بسنجند.
اگرچه برد در هر شرایطی میتواند برای روحیه تیم مفید باشد، اما پیروزی بر افغانستان با ترکیبی ناقص و غیرواقعی، هیچ نکته تازهای برای آینده روشن نمیکند. هواداران فوتبال ایران بهخوبی میدانند مسیر رسیدن به موفقیت در جام جهانی، از بازیهای آسان و بیفشار نمیگذرد. آنچه امروز لازم است، رویارویی با رقبای قدرتمند و طراحی برنامههایی است که بازیکنان را برای فشار واقعی مسابقات جام جهانی آماده سازد.
در جمعبندی میتوان گفت این تورنمنت نه فرصتی برای جوانگرایی بود، نه آزمونی جدی برای تاکتیکهای تازه. بیش از هر چیز به مراسمی شبیه شد که در آن چند بازیکن لیگ برتر به پاس تلاششان پاداش گرفتند.
شاید در نهایت یکی دو نفر از این گروه در فهرست اعزامی حضور داشته باشند، اما تصویر کلی نشان میدهد راه اصلی تیم ملی به سوی آمریکا، همچنان بر دوش همان مهرههای قدیمی است و تغییرات گستردهای در انتظار نخواهد بود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا