تهدید فرصت با اندیشی تحول

تهدید فرصت با اندیشی تحول

هر تهدیدی می‌تواند تبدیل به فرصتی برای بازاندیشی و تحول شود، به شرطی که در سطح نخبگانی و حکمرانی، یک درک دقیق و آینده‌نگر از شرایط وجود داشته باشد. اگر این اتفاق بیفتد، شاید بتوان این مرحله را سرآغازی برای بازتعریف افق‌های پیش‌رو دانست.

فرزاد جهان‌بین؛ دانشیار دانشگاه و معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی: در تاریخ معاصر ایران، گاهی نقاط عطفی پیش می‌آید که از دل مواجهه «اراده ملت‌ها» با «ساختارهای سلطه» شکل می‌گیرد. این روزها که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران دست به تهاجم زده‌اند، شاید بهتر باشد این وضعیت را نه فقط یک درگیری نظامی، که در چارچوبی تاریخی و تمدنی تحلیل کنیم. این جور نگاه کردن می‌تواند به ما کمک کند عمیق‌تر بفهمیم چه خبر است و این تقابل چه تأثیری بر آینده ایران و جهان اسلام خواهد گذاشت.

ماهیت تهدید؛ از منازعه نظامی تا صورت‌بندی تمدنی

تهاجمی که حالا شاهدش هستیم را نمی‌شود فقط در حد محاسبات نظامی یا این که کدام طرف قدرتش بیشتر است، خلاصه کرد. این وضعیت بیشتر نشانه یک تناقض عمیق‌تر است؛ تناقض بین دو جور نگاه به جهان: یکی آن که بر پایه سلطه و هژمونی استوار است، و دیگری آن که روی استقلال و هویت تأکید دارد. از این زاویه، این تقابل ابعاد معرفتی، هویتی و تمدنی پیدا می‌کند و رفتار هر کدام از بازیگرها هم از فهمشان از آینده نظم منطقه‌ای آب می‌خورد.

سیاست‌گذاری عمومی و مواجهه با شوک‌های بیرونی

در علم سیاست‌گذاری عمومی، به «شوک‌های بیرونی» یک جور خاصی نگاه می‌شود. این شوک‌ها می‌توانند هم ظرفیت‌های حکمرانی را تضعیف کنند، هم تقویتشان کنند. تجربه تاریخی ایران، مخصوصاً در جنگ تحمیلی، نشان داده که این تهدیدها اگر درست مدیریت شوند، ممکن است به انسجام اجتماعی بیشتر و ظرفیت‌های نهادی بالاتر منجر شوند. تهدید نظامی فعلی را می‌توان یک جور «آزمون سیاستی» دید؛ آزمایشی که کیفیت حکمرانی و توان بهره‌گیری از سرمایه اجتماعی را می‌سنجد. برای این که از این مرحله سربلند بیرون بیاییم، باید اولویت‌های ملی را بازتعریف کنیم و اقتصادمان را تاب‌آورتر بسازیم.

بحران به‌مثابه امکان؛ افق‌گشایی در فرآیند تمدنی

خیلی از جهش‌های تمدنی بزرگ در تاریخ، در دل بحران‌ها جوانه زده‌اند. تهدیدهای بیرونی، اگر با هوشمندی روبه‌رو شوند، می‌توانند تبدیل بشوند به محرکی برای فعال کردن ظرفیت‌های درونی. بحران همیشه تهدید نیست؛ گاهی فرصتی است برای بازسازی و بالا بردن جایگاه یک جامعه. هر چند جنگ هزینه‌های سنگینی دارد، اما می‌توان آن را بخشی از یک روند پیچیده‌تر دید که به بازتعریف جایگاه ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی ختم می‌شود.

جمع‌بندی؛ گذار از واکنش به کنش راهبردی

شرایطی که الان در آن هستیم، یک «نقطه عطف» واقعی در تاریخ ایران است. نکته مهم این است که بتوانیم این موقعیت را از یک حالت تدافعی صرف، به یک کنش فعال و راهبردی تبدیل کنیم. این کار کیفیت تصمیم‌گیری را بالاتر می‌برد و همبستگی اجتماعی را تقویت می‌کند. هر تهدیدی می‌تواند تبدیل به فرصتی برای بازاندیشی و تحول شود، به شرطی که در سطح نخبگانی و حکمرانی، یک درک دقیق و آینده‌نگر از شرایط وجود داشته باشد. اگر این اتفاق بیفتد، شاید بتوان این مرحله را سرآغازی برای بازتعریف افق‌های پیش‌رو دانست.

دیدگاهتان را بنویسید