تغییر بازار نفت از تنگه هرمز

تغییر بازار نفت از تنگه هرمز

بازار نفت جهان اکنون با بزرگ‌ترین بحران عرضه تاریخ مواجه است. اگر تنگه هرمز به دلیل محاصره آمریکا تا میانه ماه اردیبهشت بسته بماند، قیمت نفت می‌تواند از ۱۵۰ دلار نیز فراتر رود. در آن صورت، نه فقط نقشه نفت، بلکه نقشه ژئوپلیتیک کل جهان دوباره ترسیم خواهد شد.

حامد شایگان: از زمانی که تنگه هرمز عملاً به روی نفتکش‌ها بسته شد، نقشه جریان نفت جهان در کمتر از دو ماه به کلی تغییر کرده‌است. تنگه مسیر روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی بوده و حالا تنها چند نفتکش‌ روزانه عبور می‌کنند، عراق که ماهانه ۹۴ میلیون بشکه صادرات داشت، حالا صادراتش ۸۲ درصد سقوط کرده، قطر و بحرین و کویت هم به شدت افت درآمد نفتی داشته‌اند، امارات و عربستان سعودی که با خط لوله بخشی از نفت خود را از مسیر خارج از تنگه عبور می دهند صادراتشان کمتر از نصف شده است. در سوی دیگر، عمان که بنادرش بیرون از تنگه قرار دارد، صادراتش ۱۶ درصد رشد کرده و روسیه نیز درآمد نفتی خود را دو برابر کرده است.

صادرات منطقه سقوط کرد

وقتی تنگه هرمز با تهاجم آمریکا و اسرائیل علیه ایران به روی نفتکش‌ها بسته شد، کمتر کسی تصور می‌کرد تأثیر آن تا این حد سریع و عمیق باشد. در شرایط عادی، روزانه حدود ۳۵ نفتکش از این گذرگاه عبور می‌کردند و حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی و ۱۰ تا ۱۱ میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی مایع را جابه‌جا می‌کردند. اما از شروع جنگ، این رقم به طور متوسط در دو ماه گذشته به دو نفتکش در روز کاهش یافته که اغلب آنها با پرچم کشورهای هند، پاکستان و چین حرکت کرده‌اند.

داده‌های شرکت تحلیل داده کپلر که توسط الجزیره منتشر شده، تصویر دقیقی از تغییرات را ارائه می‌دهد. صادرات ترکیبی شش کشور عراق، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی از ۴۶۹ میلیون بشکه در فوریه به ۲۶۳ میلیون بشکه در مارس کاهش یافت، یعنی میانگین سقوطی ۲۰۶ میلیون بشکه‌ای، معادل ۴۴ درصد داشته‌اند.

این حجم از کاهش صادرات، بی‌سابقه است. بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ حدود ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی کم کرد. اما این بار، تخمین‌ها حاکی از حذف ۱۲ تا ۱۵ میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی است. یعنی دو برابر بدترین بحران تاریخ. نکته جالب این است که این کاهش صادرات، تنها بخشی از ماجراست. به دلیل تحمیل محاصره آمریکا علیه ایران، بسته شدن مسیرهای صادراتی از تنگه هرمز اجرا شده، از این رو تولید نیز به اجبار کاهش یافته است. تحلیلگران بین‌المللی تخمین می‌زنند که کشورهای حاشیه خلیج فارس حداقل یک میلیون بشکه در روز تولید خود را کاهش داده‌اند.

کشورهای با بیشترین کاهش صادرات نفت

در میان کشورهای منطقه، عراق، قطر و بحرین بیشترین ضربه را خورده اند. صادرات نفت خام عراق از ۹۴ میلیون بشکه در فوریه به تنها ۱۷ میلیون بشکه در مارس رسیده، یعنی کاهشی ۸۲ درصدی در عرض فقط یک ماه.

عراق تقریباً به طور کامل برای صادرات نفت خود به خلیج فارس وابسته است. بنادر اصلی این کشور در بصره قرار دارند که برای دسترسی به آب‌های بین‌المللی، ناگزیر از عبور از تنگه هرمز هستند. با بسته شدن تنگه، نفتکش‌های عراقی عملاً در بنادر خود زمین‌گیر شده‌اند.

عراق در تلاش است تا از طریق خط لوله‌ای که به جیهان ترکیه می‌رود، بخشی از صادرات خود را احیا کند. اما ظرفیت این خط لوله محدود است و علاوه بر آن، تنش‌های سیاسی در شمال عراق نیز مزید بر علت شده است، از این رو، عراق هم اکنون یکی از محدودترین اقتصادهای نفتی منطقه است.

همچنین در شرایطی که کشوری مانند بحرین خود با بحران‌های سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، این شوک می‌تواند کل ثبات این کشور را به خطر بیندازد.

کویت و قطر، نیز دو صادرکننده بزرگ دیگر خلیج فارس، نیز آسیب‌های سنگینی دیده‌اند. کویت حدود سه‌چهارم صادرات خود را از دست داده و قطر نیز کاهش ۷۰ درصدی را تجربه کرده است.

کویت تقریباً به طور کامل به خلیج فارس وابسته است و هیچ خط لوله جایگزینی به آب‌های بین‌المللی ندارد. صادرات نفت کویت در بهمن ۱۴۰۴ حدود ۶۰ میلیون بشکه بوده که در اسفند به حدود ۱۵ میلیون بشکه رسیده بود. قطر نیز که عمدتاً گاز طبیعی مایع صادر می‌کند، با کاهش ۷۰ درصدی مواجه شده، هرچند بخشی از صادرات گاز آن از مسیرهای جایگزین قابل هدایت است.

برای کویت، که بودجه آن کاملاً به نفت وابسته است، این کاهش به معنای کسری بودجه فاجعه‌بار است. برای قطر، وضعیت کمی متفاوت است. قطر بخشی از گاز خود را از طریق خطوط لوله به امارات و عمان صادر می‌کند که از تنگه هرمز عبور نمی‌کند. اما حجم اصلی گاز مایع قطر که با نفتکش به آسیا و اروپا می‌رود، به دلیل بسته شدن تنگه، متوقف شده است. برآوردها حاکی از آن است که قطر روزانه حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار از درآمد خود را از دست می‌دهد.

وضعیت صادراتی عربستان و امارات

عربستان سعودی و امارات متحده عربی، برخلاف همسایگان خود، گزینه‌های جایگزینی برای فرار از تنگه هرمز دارند. به همین دلیل، کاهش صادرات آنها کمتر از سایر کشورها بوده است. صادرات عربستان ۳۴ درصد و امارات ۲۶ درصد کاهش یافته است.

عربستان دارای خط لوله شرق-غرب است که نفت را از استان شرقی به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند. ظرفیت این خط لوله حدود ۵ میلیون بشکه در روز است. امارات نیز خط لوله ابوظبی به فجیره را دارد که نفت را از خشکی به بندر فجیره در دریای عمان، خارج از تنگه هرمز، می‌رساند. ظرفیت این خط لوله حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز است.

اما مشکل اینجاست که این خطوط لوله قبلاً تا حدی فعال بودند و ظرفیت خالی کمی دارند. تحلیلگران برآورد می‌کنند که حداکثر ظرفیت جایگزینی از طریق این خطوط لوله حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز است. یعنی تنها بخشی از صادرات ۲۰ میلیون بشکه‌ای منطقه می‌تواند از این مسیرها هدایت شود.

عربستان و امارات، با وجود خطوط لوله، بازنده‌های نسبی این بحران هستند. آنها هنوز هم می‌توانند نفت صادر کنند، اما با ظرفیت بسیار کمتر از دوران عادی. علاوه بر این، نفت صادراتی آنها از طریق بنادر ینبع و فجیره، مسیر طولانی‌تری را طی می‌کند و هزینه حمل بالاتری دارد. با این حال، همین ظرفیت محدود، به آنها اجازه داده است که از سقوط آزاد صادرات جلوگیری کنند و سهم بیشتری از بازار باقی‌مانده را به خود اختصاص دهند.

 برنده بزرگ منطقه با رشد ۱۶ درصدی صادرات نفت

تنها استثنای قضیه در منطقه خلیج فارس، عمان است. صادرات نفت خام عمان در اسفند ۲۹ میلیون بشکه بوده که نسبت به دی ماه ۱۴۰۴ که ۲۵ میلیون بشکه بود، رشد ۱۶ درصدی را نشان می‌دهد.

راز موفقیت عمان کجاست؟ بندرهای اصلی عمان در خارج از تنگه هرمز قرار دارند و دسترسی مستقیم به دریای عمان دارند. بنابراین، محاصره تنگه هرمز تأثیری بر صادرات عمان نداشته و این کشور توانسته است از فرصت ایجادشده استفاده کند و سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص دهد.

رشد ۱۶ درصدی صادرات عمان در شرایطی که همه کشورهای منطقه دچار ریزش شدید شده‌اند، یک پیروزی بزرگ برای این کشور کوچک حاشیه خلیج فارس است. عمان نشان داده که تنوع‌بخشی به مسیرهای صادراتی و سرمایه‌گذاری در بنادر خارج از تنگه هرمز، یک استراتژی هوشمندانه بوده است. با قیمت نفت بالای ۱۱۰ دلار، این رشد ۱۶ درصدی به معنای افزایش چندین میلیارد دلاری درآمد ماهانه عمان است. عمان در حال تبدیل شدن به یک هاب منطقه‌ای برای صادرات نفت در زمان بحران است.

روسیه؛ برنده پنهان با دو برابر شدن درآمد

شاید بزرگ‌ترین برنده این بحران، نه در خلیج فارس، بلکه در شمال ایران باشد. روسیه، دومین صادرکننده بزرگ نفت جهان، از بحران نفتی اخیر به طرز شگفت‌انگیزی سود برده است. بر اساس محاسبات رویترز، درآمد روسیه از مالیات استخراج نفت در ماه اسفند ۱۴۰۴ به ۹ میلیارد دلار رسیده است. این رقم در ماه بهمن ۱۴۰۴ حدود ۴ میلیارد دلار بود. یعنی درآمد روسیه در عرض یک ماه دو برابر شده است.

میانگین قیمت نفت اورال روسیه که مبنای مالیات است، در ماه بهمن ۱۴۰۴ به ۷۷ دلار در هر بشکه رسیده که بالاترین رقم از دو سال پیش تاکنون محسوب می‌شود. این رقم نسبت به دی ۱۴۰۴ که ۴۴.۵۹ دلار بود، رشد ۷۳ درصدی داشته و بالاتر از رقم پیش‌بینی شده در بودجه سال جاری میلادی یعنی ۵۹ دلار است.

اما چرا روسیه توانسته از این بحران سود ببرد؟ اولاً، صادرات نفت روسیه از طریق دریای سیاه و بالتیک انجام می‌شود و به تنگه هرمز وابسته نیست. ثانیاً، با حذف ۱۲ تا ۱۵ میلیون بشکه نفت خلیج فارس از بازار جهانی، قیمت نفت به شدت افزایش یافته و روسیه که همچنان می‌تواند نفت خود را با تخفیف بفروشد، از این افزایش قیمت سود کلانی برده است.

روسیه عملاً دارد از بحران منطقه‌ای سود می‌برد. هر روز که تنگه هرمز بسته می‌ماند، صدها میلیون دلار وارد خزانه روسیه می‌شود. این پول می‌تواند صرف تأمین مالی جنگ اوکراین شود. سؤال اینجاست: آیا روسیه انگیزه‌ای برای کمک به بازگشایی تنگه هرمز دارد؟ پاسخ به ظاهر منفی است. هر چه بحران طولانی‌تر شود، روسیه بیشتر سود می‌کند. این یک تناقض ژئوپلیتیکی جالب است: متحد ایران دارد از بحرانی سود می‌برد که ایران را در محاصره اقتصادی قرار داده است.

 شیل در حال احیاء، اما نه به اندازه کافی

ایالات متحده نیز از افزایش قیمت نفت سود برده است، اما تأثیر آن بر تولید با تأخیر همراه است. پس از افزایش ۶۸ درصدی قیمت نفت خام از زمان شروع حملات، قیمت‌های مرجع به حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید که بسیار بالاتر از محدوده سربه‌سر ۶۲ تا ۷۰ دلاری برای چاه‌های جدید است.

شرکت انوروس پیش‌بینی می‌کند که تولید شیل آمریکا در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۴۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد و به رقم رکورد ۱۳.۹ میلیون بشکه در روز برسد. این در حالی است که اداره اطلاعات انرژی آمریکا قبلاً پیش‌بینی کاهش ۲۲۰ هزار بشکه‌ای را داده بود. شرکت کانتیننتال ریسورسز نیز بودجه سرمایه‌گذاری و اهداف تولید خود را افزایش داده است.

با این حال، کارشناسان تأکید می‌کنند که پاسخ شیل آمریکا به این افزایش قیمت، در کوتاه‌مدت محدود خواهد بود. به دلیل زمانبر بودن حفاری و تکمیل چاه‌های جدید، افزایش قابل‌توجه تولید حداقل چند ماه طول می‌کشد. همچنین، انسجام صنعت شیل و تمرکز بر بازده سرمایه، مانع از واکنش سریع و شدید مانند چرخه‌های قبلی می‌شود.

افزایش تولید شیل آمریکا، اگرچه به کاهش کسری عرضه کمک می‌کند، اما نمی‌تواند جایگزین ۱۲ تا ۱۵ میلیون بشکه نفت از دست‌رفته از خلیج فارس شود. حداکثر افزایش قابل انتظار در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز است. این رقم در برابر کسری ۱۰ میلیون بشکه‌ای فعلی، ناچیز است. بنابراین، آمریکا نیز نمی‌تواند به تنهایی بحران را حل کند.

افزایش نمادین اوپک پلاس

در واکنش به چالش بازار نفت، اعلام کرده هزار بشکه در روز افزایش تولید می‌دهد. سهم عربستان و روسیه هر کدام ۶۲ هزار بشکه، عراق ۲۶ هزار بشکه، امارات ۱۸ هزار بشکه، کویت ۱۶ هزار بشکه، قزاقستان ۱۰ هزار بشکه، الجزایر ۶ هزار بشکه و عمان ۵ هزار بشکه است.

اما این تصمیم «نمادین» و «فاقد تأثیر عملی» توصیف است. به گفته خورخه لئون، تحلیلگر ارشد ریستاد انرژی، در حقیقت این تصمیم بشکه‌های چندانی به بازار اضافه نمی‌کند. وقتی تنگه هرمز بسته است، بشکه‌های اضافی اوپک پلاس عملاً بی‌ربط می‌شوند. درواقع کشورهایی مانند عربستان و امارات که قرار است تولید خود را افزایش دهند، عملاً قادر به صادرات این بشکه‌های اضافی نیستند، زیرا کشتی‌های آنها نمی‌توانند از تنگه هرمز عبور کنند. در نتیجه، این افزایش تولید در عمل فقط به انباشت نفت در مخازن و افزایش فشار بر انبارهای داخلی منجر می‌شود.

تصمیم اوپک پلاس، بیشتر یک پیام سیاسی است تا یک اقدام عملی. می‌خواهند به بازار بگویند «ما آماده جبران کمبود هستیم»، اما در عمل قادر به انجام آن نیستند. این وضعیت، ماهیت شکننده ائتلاف اوپک پلاس را نشان می‌دهد. در بحرانی که منافع اعضا به شدت متفاوت است، هماهنگی برای اقدام مؤثر تقریباً غیرممکن است.

بنابراین بسته شدن تنگه هرمز، نقشه نفت جهان را به کلی بازنویسی کرده است. عراق و کویت و قطر بزرگ‌ترین بازنده‌ها هستند. عربستان و امارات نیز آسیب دیده‌اند، اما خطوط لوله جایگزین آنها را نجات داده است. عمان به عنوان برنده منطقه‌ای ظاهر شده و روسیه نیز در سطح جهانی سود کلانی برده است. آمریکا در حال افزایش تولید شیل است، اما پاسخ آن محدود و زمانبر خواهد بود.

برآوردها حاکی از آن است که مجموع ظرفیت جایگزینی از طریق خطوط لوله، ذخایر استراتژیک و تولید جدید شیل، حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز است. این رقم در برابر کسری ۲۰ میلیون بشکه‌ای فعلی، تنها ۵۰ درصد است. به عبارت دیگر، حتی پس از به کارگیری تمام ظرفیت‌های جایگزین، هنوز ۱۰ میلیون بشکه در روز نفت در بازار کم است.

بازار نفت جهان اکنون با بزرگ‌ترین بحران عرضه تاریخ مواجه است. اگر تنگه هرمز به دلیل محاصره آمریکا تا میانه ماه اردیبهشت بسته بماند، قیمت نفت می‌تواند از ۱۵۰ دلار نیز فراتر رود. در آن صورت، نه فقط نقشه نفت، بلکه نقشه ژئوپلیتیک کل جهان دوباره ترسیم خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید