به گزارش سرمایه فردا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ را در حالی آغاز کرد که یک قدم تاریخی در سیاست خارجی برداشته بود: امضای تفاهمنامه با ایران. اما به باور تحلیلگران، این اقدام، او را بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر قرار داده است. اکنون ترامپ باید در دو جبهه بجنگد: یکی برای حفظ تفاهم در برابر بازیگران بینالمللی، و دیگری برای بقای سیاسی در برابر طوفانی از مخالفتهای داخلی که از کنگره، لابیهای اسرائیل و بدنه کارشناسی ارتش و اطلاعات آمریکا علیه او به پا خواهد شد. یدالله کریمیپور، تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک، در یادداشتی به بررسی این مخاطرات پرداخته است.
ترامپ در طول کارزار انتخاباتی و ریاستجمهوری خود، همواره خود را «استاد مذاکره» و منتقد سرسخت برجام معرفی کرده و آن را «بدترین توافق تاریخ» خوانده بود. حالا او با امضای تفاهمی که به باور کارشناسان، «یکجانبه به سود ایران» است و گویا «ایرانیان آن را تحریر کرده و ترامپ تنها آن را امضا کرده است»، عملاً دستمایهای قدرتمند برای مخالفانش فراهم کرده است. رسانههای راستگرا، نمایندگان کنگره و جریانهای تندرو، او را به «سازشکاری» و عقبنشینی از مواضع اصولی جمهوریخواهان متهم خواهند کرد. این اتهامات میتواند پایگاه رای ایدئولوژیک ترامپ را دچار ریزش جدی کند و او را در آستانه انتخابات، در موقعیتی شکننده قرار دهد.
در ساختار سیاسی آمریکا، قدرت به صورت شبکهای توزیع شده و تصمیمات رئیسجمهور، به ویژه در سیاست خارجی، بدون پشتوانه حاکمیت (Establishment) به راحتی به بنبست میرسد. ترامپ با چند لایه بحران مواجه خواهد شد:
قانون «اینارا» (INARA) که در سال ۲۰۱۵ برای نظارت بر توافق هستهای ایران تصویب شد، هرگونه توافق یا تفاهم با ایران را موکول به بررسی و تصویب کنگره میکند. سناتورها و مجلس نمایندگان میتوانند با تصویب قطعنامههای مشترک، جلوی لغو تحریمها را بگیرند. این به منزله شورشی در کنگره (سنا و نمایندگان) علیه سیاست خارجی رئیسجمهور خواهد بود.
رویارویی با نتانیاهو برای هر رئیسجمهوری در آمریکا هزینه سنگین سیاسی دارد. بخش عمدهای از زنجیره تأمین مالی مبارزات انتخاباتی حزب جمهوریخواه، وابستگی جدی به شبکه حامیان اسرائیل دارد. برگشتن ترامپ از مواضع پیشین خود، این جریان را به سمت قطع حمایتهای مالی و رسانهای از او و هدایت آن به سمت رقبایش سوق خواهد داد. گروههای فشار مانند ایپک (AIPAC) و اندیشکدههای نومحافظهکار، لابیگری گستردهای برای همراه کردن هر دو حزب (به ویژه شاهینهای جمهوریخواه) آغاز خواهند کرد. کنگره میتواند از مسیر قطعنامههای عدم تأیید، ممانعت از رفع تحریمهای اصلی، یا مشروط کردن بودجهها، مانع اجرای تفاهمنامه شود. این اقدامات در عمل به منزله فلجسازی دولت ترامپ است. همچنین، بدنه کارشناسی ارتش و نهادهای اطلاعاتی آمریکا در برابر توافقی که وزن ژئوپلیتیک ایران را بدون تغییر در رفتار منطقهایاش افزایش دهد، مقاومت منفی (Disobedience) نشان خواهند داد.
خطر بزرگتر این است که نتانیاهو برای جلوگیری از نهایی شدن این تفاهم، دست به اقدامات نظامی یا سایبری کورکورانه و مستقیم علیه منافع یا تأسیسات ایران بزند. هدف او از این اقدام، به هم ریختن عمدی توافق ترامپ و کشاندن آمریکا به یک درگیری ناخواسته با ایران است. چنین اقدامی، ترامپ را در موقعیت دشواری قرار میدهد و ثبات منطقه را با مخاطره جدی مواجه میکند.
به نظر میرسد بزرگترین خطر برای ترامپ، انزوای سیاسی در داخل واشنگتن است. او از امروز ناگزیر است در دو جبهه بجنگد: جبهه خارجی برای حفظ تفاهم، و جبهه داخلی در برابر اتحاد نانوشتهای از کنگره، لابیهای اسرائیلی و منتقدان سرسخت جریان اصلی. گذشتن از این میادین مین، ابعادی به مراتب پیچیدهتر از خود مذاکرات با تهران خواهد داشت. تاریخ آمریکا نشان میدهد که تصمیمات بزرگ و موازنهساز، همواره با واکنشهای تند و غیرقابل پیشبینی از سوی جریانهای افراطی و ساختارهای پنهان قدرت (Deep State) مواجه میشود و چرخش ناگهانی ترامپ از سیاست فشار حداکثری به یک تفاهم با ایران، او را در معرض اتهام خیانت به آرمانهای محافظهکاری قرار خواهد داد. ترامپ سخت در خطر است.
طلا در تقاطع دو روایت متضاد قرار دارد و کلید تعیین مسیر، در دست تورم…
آینده قیمت طلا و نفت به شدت به دو عامل بستگی دارد: اول، اجرای کامل…
دلیل اصلی بزرگ شدن این غول نقدینگی، ناترازیهای شدید دولتی است. بدهی دولت به سیستم…
در هر کسبوکاری، «دانستن جزئیات فرآیند» به اندازه «داشتن مواد اولیه» مهم است. گاهی یک…
نسل جدید کتابفروشان بیشتر به فروش کتاب مشغول هستند و کمتر میتوانند نقش راهنمای فرهنگی…
صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی «سولار» یک نقطه عطف در تأمین مالی انرژیهای تجدیدپذیر و هدایت…