اقتصاد کلان

وضعیت اقتصاد ایران با توافق چقدر تغییر می‌کند ؟

زهرا مهدور: دلار ریخت، اما آیا واقعاً ارزان شد یا فقط روایت تغییر کرد ؟ بازار در حال قیمت‌گذاری یک «سناریوی خوش‌بینانه» است، نه لزوماً واقعیت اقتصادی. توپولی در تحلیل خود تأکید می‌کند که اگر دلیل این ریزش را نفهمیم، ممکن است دقیقاً در نقطه‌ای خرید کنیم که باید می‌فروختیم.

چرا دلار ریخت؟

به گزارش «توپولی»، دلیل اصلی این کاهش، بهبود اقتصاد نیست، بلکه تغییر روایت است. بازار از فضای «جنگ، فشار و انسداد» به «احتمال توافق، گشایش و ورود منابع» تغییر مسیر داده است. بازارها همیشه «آینده» را پیش‌خور می‌کنند، نه «حال» را. اما این فقط نیمه اول ماجراست.

واقعیت اقتصادی همچنان پابرجاست

واقعیت اقتصاد ایران نشان می‌دهد که نقدینگی همچنان در حال رشد است. کسری بودجه همچنان مزمن باقی مانده است. تولید همچنان تحت فشار قرار دارد و صادرات به حالت عادی بازنگشته است. هزینه‌های دولت هر سال بزرگ‌تر می‌شود و هزینه‌های بازسازی و تخریب‌های اخیر نیز به آن اضافه شده است. در این میان، بخشی از تأمین داخلی به نیاز وارداتی تبدیل شده است. این یعنی حتی اگر هیچ اتفاق مثبتی هم نیفتد، نیروی تورمی همچنان فعال باقی خواهد ماند.

صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری؛ واقعیت یا رویا؟

موضوع صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری نیز از دیگر مسائل مطرح شده است. در حالت خوش‌بینانه، این صندوق می‌تواند به ورود سرمایه واقعی خارجی، انتقال تکنولوژی و سرمایه‌گذاری مولد منجر شود. اما حالت محتمل‌تر، تسویه‌ها، تهاتر، پیش‌خرید نفت و صادرات، یا قفل کردن منابع در قالب صندوق است. این عدد بزرگ لزوماً به معنای «ورود دلار آزاد به اقتصاد» نیست. ممکن است منابع بلوکه‌شده مدیریت شوند، صادرات آینده پیش‌فروش شود، یا منابع در پروژه‌های خاص قفل گردند. در این حالت، اثر روانی بسیار بزرگ است، اما اثر واقعی آن بسیار محدودتر خواهد بود و بازار معمولاً اولی را می‌بیند، نه دومی را.

توافق و افزایش واردات

با توافق، تقاضای سرکوب‌شده آزاد می‌شود. تولیدکنندگان به مواد اولیه و ماشین‌آلات نیاز پیدا می‌کنند و مصرف‌کنندگان به سمت کالای خارجی متمایل می‌شوند. بنابراین، اگر همزمان سرمایه‌گذاری واقعی صورت نگیرد و تقاضا برای ریال قوی نشود، فشار روی نرخ ارز دوباره برمی‌گردد.

نقش بانک مرکزی در بازار

بانک مرکزی در حال حاضر بازار را مدیریت نمی‌کند، بلکه آن را به‌صورت مقطعی کنترل می‌کند. تزریق هدفمند ارز، کنترل تقاضا، محدودیت‌های معاملاتی و سیگنال‌دهی رسانه‌ای، همگی ابزارهایی برای «زمان‌خریدن» هستند، نه حل مسئله. زیرا مسئله اصلی، رشد نقدینگی بزرگ‌تر از رشد اقتصاد است و این معضل با دستور حل نمی‌شود.

حتی در بهترین سناریو نیز، ایران به الگویی شبیه ترکیه نزدیک‌تر است تا اقتصادهای توسعه‌یافته. تورم بالا، پول ملی ضعیف، اما دسترسی به تجارت جهانی، تصویری از «ثبات نسبی» را ترسیم می‌کند، نه «رونق رویایی».

برنده‌ها و بازنده‌های توافق

با واقعی‌تر شدن اقتصاد، صنایع ناکارآمد، خودروسازی سنتی و کسب‌وکارهای رانتی بازنده خواهند بود. در مقابل، صادراتی‌ها، لجستیک، بانک‌ها و شرکت‌های بهره‌ور و رقابتی برنده می‌شوند. چرا که سپر حمایت برداشته خواهد شد.

بازار در حال قیمت‌گذاری بهترین سناریو

بازار در حال قیمت‌گذاری توافق کامل، ورود منابع و ثبات سریع است. اما اگر این سناریو ناقص اجرا شود، اگر منابع واقعی وارد نشوند، یا اگر صندوق‌ها بیشتر حسابداری باشند تا پول واقعی، آیا دلار پایین دوام خواهد آورد؟ ریزش فعلی دلار، بیشتر نشانه امید است تا ارزش.

نکته کلیدی درباره منابع آزادشده

همتی، رئیس بانک مرکزی، اعلام کرده است: «منابع آزادشده جزو دارایی‌های بانک مرکزی است و نحوه استفاده از آن در اختیار خود بانک مرکزی قرار دارد.» آزاد شدن پول به معنای وارد شدن آن به اقتصاد نیست. اگر این دارایی‌ها از قبل در ترازنامه بانک مرکزی ثبت شده باشند، اثرشان قبلاً وارد اقتصاد شده است. بنابراین، چیزی که الان آزاد می‌شود، بیشتر «دسترسی» است، نه لزوماً «اثر جدید».

بازار جهانی و نرخ بهره

در اقتصاد جهانی، نرخ بهره بالا در آمریکا، هزینه پول را افزایش داده است. این وضعیت باعث می‌شود شرکت‌ها کمتر وام بگیرند، پروژه‌ها کندتر پیش روند و مصرف کاهش یابد. طلا در این شرایط جذابیت کمی دارد، مگر اینکه بی‌ثباتی شدید یا پول ارزان وارد بازار شود. مس نیز با کاهش ساخت‌وساز و تولید، تقاضای کمتری را تجربه می‌کند. نفت اما تحت تأثیر سیاست و تنش‌های جهانی قرار دارد و نوسان بیشتری نشان می‌دهد. در مجموع، با قوی شدن دلار و افزایش هزینه نگهداری پول، کامودیتی‌ها تحت فشار قرار می‌گیرند.

بازار با خبر هیجان می‌گیرد، اما با «جریان واقعی پول» حرکت می‌کند. ریزش فعلی دلار، بیش از آنکه نشانه ارزش باشد، نشانه امید است. اگر این امید با پول واقعی و اصلاح ساختاری همراه نباشد، دوام آن کوتاه خواهد بود و برگشت آن تند. پس باید این بار، نه از زاویه خبر، بلکه از زاویه «پول» به بازار نگاه کرد.

سناریوی خاموش افزایش نرخ سود؛ آیا بورس در آستانه یک فرسایش آرام قرار گرفته است؟

بانک مرکزی در حال بررسی افزایش نرخ سود بانکی تا ۳۳ درصد است؛ رقمی که می‌تواند مسیر بازار سرمایه را بی‌سر و صدا تغییر دهد. نه با یک ریزش ترسناک، بلکه با کم شدن تدریجی نفس بازار. اگرچه هنوز چیزی به‌طور رسمی اعلام نشده، اما رفتار نرخ‌های بانکی و سیاست‌های تأمین مالی، پیام‌های مشترکی را مخابره می‌کنند: احتمال حرکت به سمت سود بالاتر، جدی است. در این گزارش، ابعاد این سناریو و تأثیرات آن بر بازارهای مختلف را بررسی می‌کنیم.

چرا افزایش نرخ سود در دستور کار قرار گرفته است؟

خود افزایش نرخ سود، داستان اصلی نیست؛ «زمان» آن اهمیت دارد. وقتی سیاست‌گذار به سمت افزایش نرخ سود حرکت می‌کند، معمولاً نشانه‌ای از دو واقعیت است: یا تورم نگران‌کننده‌تر از حد انتظار شده است، یا فشار بر نرخ ارز بیش از چیزی است که در ظاهر دیده می‌شود. در برخی موارد، هر دو عامل به‌طور همزمان بر تصمیم‌گیری اثر می‌گذارند.

اثر افزایش نرخ سود بر بورس

تأثیر این سیاست از حرکت پول آغاز می‌شود. پول همیشه ساده‌ترین مسیر را انتخاب می‌کند. وقتی سود بدون ریسک جذاب‌تر می‌شود، بخشی از سرمایه‌ها به‌طور منطقی از ریسک فاصله می‌گیرند. در این شرایط، بورس تحت فشار قرار می‌گیرد، اما نه لزوماً با ریزش؛ بلکه با فرسایش. بازار ممکن است به‌تدریج بی‌جان شود.

نرخ سود بالاتر، به‌معنای کاهش ارزش امروز سودهای آینده و هم‌زمان افزایش هزینه تأمین مالی است. در نتیجه، هم ارزندگی سهام کاهش می‌یابد و هم سودسازی شرکت‌ها دشوارتر می‌شود. بازار در چنین شرایطی، فضایی را تجربه می‌کند که رشد در آن سخت‌تر از قبل می‌شود.

بازار همیشه با ریزش آسیب نمی‌زند. گاهی فقط خریدار قانع ندارد و آرام‌آرام بی‌جان می‌شود. این الگو در دوره پس از برجام نیز تکرار شد. نرخ سود در آن مقطع بالا نگه داشته شد، پول در بانک‌ها ماند و بورس وارد یک دوره طولانی کم‌رمق شد.

در سایر بازارها نیز تصویر کم‌وبیش مشابه است. مسکن با کاهش تقاضای مؤثر روبرو می‌شود. طلا و ارز ممکن است موقتاً آرام بگیرند، اما اگر تورم باقی بماند، این آرامش پایدار نخواهد بود.

تغییر رفتار پول

ته‌خط داستان این است که اگر این سناریو تأیید شود، افزایش نرخ سود فقط یک عدد نیست؛ بلکه «تغییر رفتار پول» است. برای بورس، این به‌معنای رقابت مستقیم با سود بدون ریسک خواهد بود. اگر این تغییر را به‌درستی تشخیص ندهیم، ممکن است هر افت قیمتی را فرصت خرید ببینیم و هر رشد کوچکی را آغاز یک روند صعودی تلقی کنیم، در حالی که بازار ممکن است فقط آرام از ما جلو بیفتد.

طلا در دوگانه صلح و نرخ بهره؛ افزایش قیمت در سایه توافق ایران و آمریکا

در معاملات آسیایی روز پنجشنبه، قیمت طلا با استقبال سرمایه‌گذاران از امضای توافق صلح موقت بین آمریکا و ایران، از افت‌های جلسه قبل خود بازگشت و افزایش یافت. هر اونس طلای جهانی با ۱.۴ درصد افزایش به ۴,۳۱۷.۸۰ دلار رسید. با این حال، بازار همچنان در حال ارزیابی سیگنال‌های فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره در اواخر سال جاری است؛ عاملی که می‌تواند رشد طلا را محدود کند. در سوی دیگر، قیمت نفت با امضای این توافق و بازگشایی تنگه هرمز، تحت فشار فروش قرار گرفت و برنت به ۷۸.۶۶ دلار در هر بشکه کاهش یافت. در این گزارش، واکنش بازارهای جهانی به تفاهم ایران و آمریکا و تأثیر آن بر طلا، نفت و سایر فلزات گرانبها را بررسی می‌کنیم.

طلا؛ سوار بر موج خوش‌بینی توافق

طلا که در جلسه قبل به دلیل تقویت دلار آمریکا و افزایش بازدهی اوراق قرضه، ۱.۷ درصد کاهش یافته بود، روز پنجشنبه با استقبال سرمایه‌گذاران از خبر توافق صلح موقت، دوباره جان گرفت. قیمت هر اونس طلای جهانی با ۱.۴ درصد افزایش به ۴,۳۱۷.۸۰ دلار رسید. این توافق که انتظار می‌رود تنش‌ها در خاورمیانه را کاهش دهد و راه را برای بازگشایی مسیرهای کلیدی صادرات انرژی هموار کند، از تقاضا برای طلا به عنوان پوشش ریسک حمایت کرده است. یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای، یک دوره مذاکرات ۶۰ روزه را آغاز می‌کند که طی آن ایران اجازه عبور بدون عوارض از تنگه هرمز را خواهد داد و ترافیک این مسیر باید ظرف ۳۰ روز به ظرفیت کامل بازگردد.

با این حال، رشد قیمت طلا محدود شده است. زیرا فدرال رزرو نرخ‌های بهره را در سطح ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ ثابت نگه داشته و سیگنال داده است که احتمالاً انقباض پولی بیشتری در راه است. پیش‌بینی‌های جدید نشان می‌دهد که ۹ نفر از ۱۹ مقام فدرال رزرو انتظار دارند حداقل یک افزایش نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ صورت گیرد. کوین وارش در اولین جلسه خود به عنوان رئیس فدرال رزرو، موضع قاطعانه‌ای در قبال تورم اتخاذ کرد که موجب تقویت دلار شد. شاخص دلار آمریکا در روز پنجشنبه ۰.۲ درصد افزایش یافت و همین موضوع، فشار نزولی بر طلا را حفظ کرده است.

در میان سایر فلزات گرانبها، نقره با ۲.۴ درصد افزایش به ۶۹.۵۴ دلار در هر اونس رسید و پلاتین نیز با ۱.۴ درصد رشد، ۱,۷۶۵.۶۰ دلار معامله شد.

نفت؛ سقوط آزاد با بازگشت نفت ایران به بازار

در سوی مقابل، قیمت نفت با امضای توافق صلح، تحت فشار سنگین فروش قرار گرفت. قراردادهای آتی نفت خام برنت با ۸۹ سنت (۱.۱۲٪) کاهش به ۷۸.۶۶ دلار در هر بشکه رسید و نفت خام WTI آمریکا نیز با ۹۸ سنت (۱.۲۸٪) کاهش، با قیمت ۷۵.۸۱ دلار معامله شد. این کاهش پس از رشد موقت روز چهارشنبه (که ناشی از اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر احتمال از سرگیری بمباران در صورت عدم همکاری ایران بود) رخ داد.

تونی سایکامور، تحلیلگر بازار در IG، در این خصوص گفت: «فشار فروش در بازار ادامه یافت زیرا بازارهای انرژی در حال قیمت‌گذاریِ بازگشت سریع‌تر از حد انتظارِ نفت ایران به بازار پس از تفاهم اخیر هستند.» یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای، آغازگر یک دوره مذاکرات ۶۰ روزه است که طی آن ایران عبور بدون عوارض از تنگه هرمز را تضمین می‌کند و ترافیک این مسیر باید ظرف ۳۰ روز به ظرفیت کامل بازگردد. این توافق اولیه مسائل پیچیده‌تری مانند برنامه هسته‌ای را به تعویق انداخته و از آمریکا و شرکایش می‌خواهد یک طرح ۳۰۰ میلیارد دلاری برای تأمین مالی بازسازی ایران ارائه دهند.

آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) هشدار داده است که در صورت اجرای موفقیت‌آمیز توافق، بحران عرضه امسال می‌تواند به یک «مازاد عرضه چشمگیر» در سال ۲۰۲۷ تبدیل شود و پیش‌بینی کرده که با بازگشت نفت خاورمیانه، سال آینده عرضه به میزان ۵.۰۵ میلیون بشکه در روز از تقاضا پیشی خواهد گرفت. علاوه بر این، فدرال رزرو آمریکا نیز در حال بررسی افزایش مجدد نرخ بهره در اواخر سال جاری برای مهار تورم است؛ اقدامی که می‌تواند رشد اقتصادی را کند کرده و تقاضای جهانی برای نفت را بیش از پیش کاهش دهد.

تقابل دو نیرو در بازارهای جهانی

بازارهای جهانی در حال حاضر تحت تأثیر دو نیروی متضاد قرار دارند. از یک سو، توافق ایران و آمریکا و کاهش تنش‌های ژئوپلیتیکی، به کاهش قیمت نفت و حمایت از طلا (به عنوان پوشش ریسک) کمک کرده است. از سوی دیگر، سیاست‌های انقباضی فدرال رزرو و افزایش نرخ بهره، دلار را تقویت کرده و رشد طلا را محدود می‌کند.

آینده قیمت طلا و نفت به شدت به دو عامل بستگی دارد: اول، اجرای کامل و موفقیت‌آمیز توافق (به ویژه بازگشت کامل نفت ایران به بازار) و دوم، مسیر سیاست پولی فدرال رزرو. اگر فدرال رزرو نرخ بهره را افزایش دهد، دلار قوی‌تر خواهد شد و طلا تحت فشار قرار خواهد گرفت. اما اگر توافق به سرعت و به طور کامل اجرا شود، عرضه نفت افزایش می‌یابد و قیمت نفت ممکن است کاهش بیشتری پیدا کند. سرمایه‌گذاران باید این دو متغیر کلیدی را به دقت رصد کنند. بازارهای جهانی در حال ورود به یک دوره جدید و پیچیده هستند و تصمیمات درست، نیازمند تحلیل دقیق و صبر است.

 

modir

Recent Posts

طلای جهانی و سیاست پولی

طلا در تقاطع دو روایت متضاد قرار دارد و کلید تعیین مسیر، در دست تورم…

1 ساعت ago

پازل نقدینگی در جنگ

دلیل اصلی بزرگ شدن این غول نقدینگی، ناترازی‌های شدید دولتی است. بدهی دولت به سیستم…

2 ساعت ago

ماجرای شیره انگور بجای شراب

در هر کسب‌وکاری، «دانستن جزئیات فرآیند» به اندازه «داشتن مواد اولیه» مهم است. گاهی یک…

2 ساعت ago

تغییر بی‌صدا در فرهنگ

نسل جدید کتابفروشان بیشتر به فروش کتاب مشغول هستند و کمتر می‌توانند نقش راهنمای فرهنگی…

2 ساعت ago

خورشید در تالار شیشه‌ای

صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی «سولار» یک نقطه عطف در تأمین مالی انرژی‌های تجدیدپذیر و هدایت…

2 ساعت ago

شکایت مطالبه خسارت بورس در دیوان عدالت اداری ثبت شد

ارجاع اولین شکایت مطالبه خسارت ناشی از اتلاف اختیار معامله به دیوان عدالت اداری، یک…

2 ساعت ago