به گزارش سرمایه فردا، خبر توافق ایران و آمریکا در روز دوشنبه چه تاثیری بر بازار گذاشت؟ در آن روز بازار ارز و طلا را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. دلار آمریکا در بازار آزاد تهران با ۵.۱۳ درصد کاهش نسبت ، به ۱۶۲,۱۳۰ تومان رسیده است. یورو ۴.۸۷ درصد، پوند ۴.۹۵ درصد، دلار کانادا ۵.۰۸ درصد، و یوان چین ۵.۲۲ درصد ریزش داشتهاند. در میان ارزهای منطقهای، لیر ترکیه ۵.۴۱ درصد و دینار عراق ۵.۰۷ درصد کاهش یافتهاند. بازار طلا و سکه نیز همسو با دلار سقوط کردهاند. سکه جدید ۳.۵۵ درصد، سکه قدیم ۳.۵۳ درصد، و گرم طلای ۱۸ عیار ۲.۳ درصد کاهش قیمت داشتهاند. اما نکته جالب، افزایش قیمت رمزارزهاست. بیتکوین با ۳.۷۷ درصد رشد به ۶۶,۲۸۵ دلار رسیده، اتریوم ۶.۲۵ درصد، ریپل ۹.۰۹ درصد، و سولانا ۷.۲۹ درصد افزایش یافتهاند. به نظر میرسد سرمایهگذاران با کاهش ریسک ژئوپلیتیک، داراییهای امن (دلار و طلا) را فروخته و به سمت داراییهای ریسکپذیرتر (رمزارزها) حرکت کردهاند. در این گزارش، جزئیات نرخهای به روز رسانی شده در تاریخ دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ را مرور میکنیم.
خبر توافق ایران و آمریکا، بازار ارز ایران را با شوک مواجه کرده است. دلار آمریکا که تا چند هفته پیش در کانال ۱۸۰ هزار تومان دست و پنجه نرم میکرد، روز (دوشنبه ۲۵ خرداد) به ۱۶۲,۱۳۰ تومان رسیده و حالا روز جمعه دلار ۱۵۷ هزار تومان است البته تا ۱۵۳ هزار تومان کاهش داشت. این رقم نسبت به دیروز ۸,۷۷۰ تومان (معادل ۵.۱۳ درصد) کاهش یافته است. یورو نیز با ۹,۶۴۰ تومان کاهش (۴.۸۷ درصد) به ۱۸۸,۱۷۰ تومان رسیده است. پوند با کاهش ۱۱,۳۳۰ تومانی (۴.۹۵ درصد) به ۲۱۷,۵۶۰ تومان رسیده است.
سایر ارزهای اصلی نیز عملکرد مشابهی داشتهاند. دلار کانادا ۵.۰۸ درصد (۶,۲۰۰ تومان) کاهش یافته و به ۱۱۵,۹۶۰ تومان رسیده است. دلار استرالیا ۴.۸۴ درصد (۵,۸۳۰ تومان) کاهش یافته و به ۱۱۴,۶۰۰ تومان رسیده است. یوان چین با ۵.۲۲ درصد کاهش (۱,۳۲۰ تومان) به ۲۳,۹۵۰ تومان رسیده است. در میان ارزهای منطقهای، لیر ترکیه با ۵.۴۱ درصد کاهش (۲۰۰ تومان) به ۳,۵۰۰ تومان رسیده است. دینار عراق ۵.۰۷ درصد (۶.۶ تومان) کاهش یافته و به ۱۲۳.۶ تومان رسیده است. درهم امارات ۳.۵۶ درصد (۱,۶۵۰ تومان) کاهش یافته و به ۴۴,۷۴۰ تومان رسیده است. منات آذربایجان ۵.۱۱ درصد (۵,۱۳۰ تومان) کاهش یافته و به ۹۵,۳۱۰ تومان رسیده است. افغانی افغانستان ۴.۵۱ درصد (۱۲۰ تومان) کاهش یافته و به ۲,۵۴۰ تومان رسیده است. ریال عمان نیز ۵.۱۴ درصد (۲۲,۸۳۰ تومان) کاهش یافته و به ۴۲۱,۵۸۰ تومان رسیده است.
این کاهش گسترده و هماهنگ، نشاندهنده «خروج سرمایه از ارزهای امن» و کاهش «انتظارات تورمی» در بازار ایران است. سرمایهگذارانی که ماهها دلار و یورو را به عنوان پناهگاه امن در برابر جنگ و تحریم خریده بودند، حالا با نزدیک شدن به توافق، در حال فروش داراییهای ارزی خود هستند. کاهش نرخ ارز، خبر خوبی برای مصرفکنندگان و تولیدکنندگان وابسته به واردات است، اما برای صادرکنندگان و سرمایهگذاران ارزی خبر بدی محسوب میشود.
روز دوشنبه اخیر بازار طلا و سکه نیز همسو با دلار، سقوط کرده است. سکه جدید (امامی) با ۶,۱۴۰ تومان کاهش (۳.۵۵ درصد) به ۱۶۷,۰۰۰ هزار تومان رسیده است. سکه قدیم (بهار آزادی) ۳.۵۳ درصد (۶,۰۰۰ تومان) کاهش یافته و به ۱۶۳,۹۸۰ هزار تومان رسیده است. سکه نیم ۳.۲۲ درصد (۲,۹۱۰ تومان) کاهش یافته و به ۸۷,۴۶۰ هزار تومان رسیده است. سکه ربع ۴ درصد (۲,۰۲۰ تومان) کاهش یافته و به ۴۸,۴۷۰ هزار تومان رسیده است. سکه گرمی ۱.۹۲ درصد (۵۰۰ تومان) کاهش یافته و به ۲۵,۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
مثقال طلا (بدون حباب) ۲.۳۱ درصد (۱,۷۴۰ تومان) کاهش یافته و به ۷۳,۵۵۰ هزار تومان رسیده است. گرم طلای ۱۸ عیار (بدون حباب) ۲.۳ درصد (۴۰۰ تومان) کاهش یافته و به ۱۶,۹۸۰ هزار تومان رسیده است. نکته جالب توجه، افزایش قیمت اونس طلا در بازارهای جهانی است. انس طلا با ۲.۹۶ درصد افزایش (۱۲۵ دلار) به ۴,۳۴۳ دلار رسیده است. این یعنی کاهش قیمت طلا در ایران، «ناشی از کاهش نرخ ارز» بوده است (نه کاهش قیمت جهانی). دلار ۱۶۲ هزار تومانی شده، اما اونس طلا بالا رفته. بنابراین کاهش قیمت طلا در ایران، کاملاً منطقی و متناسب با کاهش نرخ ارز است. اگر نرخ ارز تثبیت شود، احتمالاً طلا نیز در همین محدودهها نوسان خواهد کرد. سرمایهگذاران طلا باید به جای نگاه به قیمت ریالی، به قیمت دلاری (انس) و نرخ ارز توجه کنند.
روز دوشنبه در مقابل بازار ارز و طلا، بازار رمزارزها با خبر توافق، صعودی شده است. تتر (USDT) که استیبل کوین مبتنی بر دلار است، با ۵.۶۳ درصد کاهش (۹,۶۷۰ تومان) به ۱۶۲,۱۶۰ تومان رسیده است. این کاهش، کاملاً همسو با کاهش دلار است (زیرا تتر باید قیمتی برابر با دلار داشته باشد). اما خبر مهم، افزایش قیمت رمزارزهای اصلی است. بیتکوین با ۳.۷۷ درصد افزایش (۲,۴۰۸ دلار) به ۶۶,۲۸۵ دلار رسیده است. اتریوم ۶.۲۵ درصد (۱۰۴ دلار) افزایش یافته و به ۱,۷۶۹ دلار رسیده است. ریپل با ۹.۰۹ درصد افزایش (۰.۱ دلار) به ۱.۲۳۷ دلار رسیده است. بیانبی ۲.۹ درصد (۱۷ دلار) افزایش یافته و به ۶۲۰.۶ دلار رسیده است. سولانا ۷.۲۹ درصد (۴.۹ دلار) افزایش یافته و به ۷۲.۵ دلار رسیده است. دوجکوین ۳.۹۱ درصد افزایش یافته و به ۰.۰۸۹۸ دلار رسیده است. ترون ۰.۶۸ درصد افزایش یافته و به ۰.۳۲۰۷ دلار رسیده است. تونکوین ۳.۸۶ درصد (۰.۰۷ دلار) افزایش یافته و به ۱.۷۶۴ دلار رسیده است.
این افزایش نشان میدهد که سرمایهگذاران با کاهش ریسک ژئوپلیتیک، داراییهای امن (دلار و طلا) را فروخته و به سمت داراییهای ریسکپذیرتر (رمزارزها) حرکت کردهاند. بیتکوین به عنوان پرچمدار رمزارزها، از این فضا بیشترین بهره را برده است. کاهش ریسک جنگ، بهبود جو مذاکرات، و افزایش تمایل سرمایهگذاران به ریسک، سه عاملی هستند که میتوانند رمزارزها را در روزهای آینده نیز صعودی نگه دارند.
خبر توافق ایران و آمریکا، بازارهای مالی را به دو دسته تقسیم کرده است. بازندگان اصلی، دلار و طلا (در بازار ایران) بودهاند. دلار ۵.۱۳ درصد و سکه ۳.۵۵ درصد ریزش داشتهاند. برندگان اصلی، رمزارزها (به ویژه بیتکوین و اتریوم) بودهاند. بیتکوین ۳.۷۷ درصد و اتریوم ۶.۲۵ درصد رشد داشتهاند. نرخ ارز در روزهای آینده احتمالاً در همین محدودهها (۱۶۰ تا ۱۶۵ هزار تومان) نوسان خواهد کرد. اگر توافق نهایی شود و محاصره دریایی برداشته گردد، دلار ممکن است تا سطوح ۱۵۰ هزار تومان نیز پایین بیاید. طلا نیز همگام با دلار کاهش خواهد یافت. اما بیتکوین و سایر رمزارزها، اگر جو مثبت سیاسی ادامه یابد، احتمالاً صعودی باقی خواهند ماند.
سرمایهگذاران باید سبد خود را متنوع کنند. فروش همه دلار و طلا و انتقال به رمزارزها، ریسک بالایی دارد. اما نگهداری صرف دلار و طلا نیز در کوتاهمدت (با توجه به احتمال کاهش نرخ ارز) منطقی نیست. بهترین استراتژی، تخصیص بخشی از سرمایه به رمزارزها (برای بهرهمندی از رشد احتمالی)، بخشی به طلا و دلار (برای پوشش ریسک معکوس)، و بخشی به بورس و اوراق (برای کسب بازدهی مطمئن) است. هیچکس نمیتواند پیشبینی کند که فردا چه میشود. اما آنچه مسلم است، «دوران ریسکهای امنیتی تمام شده و دوران اقتصاد و تجارت آغاز شده است». سرمایهگذارانی که زودتر خود را با این فضا وفق دهند، برندگان اصلی خواهند بود.
این روزها دلار در بازار ایران سقوط کرده و خیلیها نفس راحتی کشیدهاند. اما باید از خود پرسید: آیا این ریزش، نشانه بهبود واقعی اقتصاد است یا فقط نتیجه یک تغییر روایت؟ دلار در ایران با «اقتصاد صرف» قیمت نمیخورد؛ با «انتظار» قیمت میخورد. فرمول واقعی نرخ ارز، تورم، رشد نقدینگی، ریسک سیاسی، دسترسی به ارز و انتظارات است. وقتی انتظارات ناگهان تغییر میکند، حتی بدون تغییر در متغیرهای واقعی، قیمت دلار میریزد. الان دقیقاً همین اتفاق افتاده. دلار نه به خاطر بهبود اقتصاد، که به خاطر تغییر روایت از جنگ و انسداد به احتمال توافق و گشایش، کاهش یافته است. اما آیا این کاهش پایدار خواهد بود؟
ریزش فعلی دلار بیشتر از اینکه نشونه «ارزش» باشد، نشونه «امید» است. بازارها همیشه آینده را پیشخور میکنند و الان دارند بهترین سناریو را قیمتگذاری میکنند: توافق کامل، ورود منابع ارزی، ثبات سریع. اما واقعیت اقتصادی هنوز سر جای خودش است. نقدینگی همچنان در حال رشد است، کسری بودجه مزمن است، تولید تحت فشار است، صادرات کامل برنگشته، هزینههای دولت هر سال بزرگتر میشود و هزینههای بازسازی به آن اضافه شده است. یعنی حتی اگر هیچ اتفاق مثبتی هم نیفتد، نیروی تورمی هنوز فعال است. تاریخ بازار ایران بارها ثابت کرده که امیدی پشتش پول واقعی و اصلاح ساختاری نباشد، دوامش کوتاه است، اما برگشتش تند و تیز خواهد بود.
یکی از موضوعاتی که به کاهش دلار دامن زده، خبر تشکیل صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران است. اما این عدد بزرگ، لزوماً به معنی ورود دلار آزاد به اقتصاد نیست. این صندوق میتواند از محل منابع بلوکهشده مدیریت شود، صادرات آینده پیشفروش شود، یا منابع در پروژههای خاص قفل شود. در این حالت، اثر روانی بزرگ است، اما اثر واقعی محدودتر. بازار معمولاً اولی را میبیند، نه دومی را. بنابراین نباید با دیدن خبر، فکر کرد پول قرار است وارد بازار شود. بانک مرکزی میتواند این منابع را نگه دارد، مدیریت کند، یا خیلی تدریجی وارد بازار کند. آزاد شدن پول، برابر با وارد شدن پول به اقتصاد نیست.
حتی اگر توافق کامل شود و منابع آزاد گردند، یک واقعیت مهم وجود دارد: توافق یعنی افزایش واردات. چون تقاضای سرکوبشده آزاد میشود، تولیدکننده نیاز به مواد اولیه و ماشینآلات دارد، و مصرفکننده به سمت کالای خارجی میرود. اگر همزمان سرمایهگذاری واقعی نیاید و تقاضا برای ریال قوی نشود، نتیجه این میشود که فشار روی نرخ ارز برمیگردد. بانک مرکزی الان بازار را مدیریت نمیکند، دارد «کنترل مقطعی» انجام میدهد با تزریق هدفمند ارز، کنترل تقاضا، محدودیتهای معاملاتی و سیگنالدهی رسانهای. اینها ابزار زمانخریدن هستند، نه حل مسئله. چون مسئله اصلی، رشد نقدینگی بزرگتر از رشد اقتصاد است و این را با دستور نمیشود حل کرد.
بهترین سناریو برای اقتصاد ایران، مدلی شبیه ترکیه است: اقتصادی با تورم بالا، پول ملی ضعیف، اما دسترسی به تجارت جهانی. یعنی «ثبات نسبی»، نه «رونق رویایی». توافق اقتصاد را واقعیتر میکند و صنایع ناکارآمد (خودروسازی سنتی، کسبوکارهای رانتی) را بازنده میکند، در حالی که صادراتیها، لجستیک، بانکها و شرکتهای بهرهور و رقابتی برنده میشوند. چون سپر حمایت برداشته میشود و رقابت واقعی شکل میگیرد.
در شرایطی که اخبار از عقبنشینی اسرائیل از مواضع خود در لبنان و نزدیکتر شدن به اجرایی شدن تفاهمنامه ایران و آمریکا حکایت دارد، اقتصاد ایران در آستانه یک تحول بزرگ قرار گرفته است. سینا رهبرشهلان، تحلیلگر مسائل اقتصادی، معتقد است که این برهه زمانی، فرصتی بینظیر برای «رسمی کردن نرخ سپرده و تسهیلات بانکی» و «شفافسازی بازار پول» است. او بر این باور است که پذیرش نرخ واقعی بهره، زمینه را برای انتشار اوراق قرضه ارزی و راهاندازی صندوقهای درآمد ثابت ارزی توسط دولت و بانک مرکزی فراهم میکند. رفع تحریمها به معنای دسترسی بانک مرکزی به بازار مالی جهانی است و این مستلزم شفافسازی و واقعیسازی نرخهای بهره در داخل کشور است.
روز گذشته، خبرگزاری رسمی اسرائیل به نقل از ارتش این کشور اعلام کرد که «عقبنشینی از مواضع در لبنان هفته آینده با هیئت لبنانی در واشنگتن مورد بحث قرار خواهد گرفت.» این خبر، یکی از مهمترین نشانههای عملیاتی شدن بخشهایی از تفاهمنامه ایران و آمریکا محسوب میشود. اگر این عقبنشینی اجرایی شود، میتوان به «عملیاتی شدن سایر بندهای تفاهمنامه» و «ختم به توافق و رفع تحریمها» وزن بیشتری داد. این تحول، زمینهساز تغییرات اساسی در معادلات اقتصادی و سیاسی منطقه خواهد بود و میتواند به کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک و افزایش اعتماد سرمایهگذاران به اقتصاد ایران کمک کند. البته نباید فراموش کرد که این یک گام اولیه است و برای تحقق کامل تفاهم، نیاز به گامهای بیشتری از سوی طرفین وجود دارد. اما جهت حرکت، مثبت ارزیابی میشود.
یکی از مهمترین اقداماتی که دولت و بانک مرکزی باید در این برهه انجام دهند، «رسمی کردن و پذیرش نرخ سپرده و تسهیلات بانکی» است. در سالهای اخیر، نرخهای دستوری و سرکوبشده، باعث ایجاد «تاریکخانههایی» در نظام بانکی شده و تخصیص منابع را با اختلال مواجه کرده است. شفافسازی و پذیرش نرخ واقعی بهره، کمک میکند تا مسیر برای «پذیرش وامهای ارزی» یا «فروش اوراق قرضه ارزی» با نرخهای معقول توسط بانک مرکزی هموار شود. رفع تحریمها به معنای دسترسی بانک مرکزی به بازار مالی جهانی است. اما برای استفاده از این دسترسی، باید ابزارهای مالی داخلی (مانند اوراق قرضه) با استانداردهای بینالمللی همخوانی داشته باشند. یک نرخ بهره واقعی و شفاف، اولین گام در این مسیر است.
با نزدیک شدن به مرحله اجرایی شدن رفع تحریمها، دولت و بانک مرکزی میتوانند زمینه را برای «انتشار اوراق قرضه ارزی» و همزمان «راهاندازی صندوقهای درآمد ثابت ارزی» فراهم کنند. اوراق قرضه ارزی، ابزاری است که به دولت اجازه میدهد از سرمایهگذاران خارجی (و حتی ایرانیان خارج از کشور) برای تأمین مالی پروژههای زیربنایی و توسعهای استفاده کند. این اوراق میتواند به عنوان یک «منبع جدید تأمین مالی» عمل کند و فشار بر بودجه دولت را کاهش دهد. همچنین، صندوقهای درآمد ثابت ارزی، به سرمایهگذاران داخلی اجازه میدهند تا بدون نیاز به خروج از کشور، در داراییهای ارزی سرمایهگذاری کنند و از نوسانات نرخ ارز در امان بمانند. این اقدامات، نه تنها به تأمین مالی پروژههای بزرگ کمک میکند، بلکه به «شفافسازی سیستم مالی» و «کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی» نیز منجر میشود. با توجه به اینکه نرخ بهره داخلی (۴۰ درصد) بسیار بالاتر از نرخ بهره جهانی (حدود ۴-۵ درصد) است، انتشار اوراق قرضه ارزی میتواند برای سرمایهگذاران خارجی جذاب باشد. با این حال، باید توجه داشت که نرخ بهره واقعی (تفاوت نرخ بهره اسمی و تورم) در ایران عمیقاً منفی است و این موضوع میتواند ریسکهایی را برای سرمایهگذاران خارجی ایجاد کند. بنابراین، دولت باید با «واقعیسازی نرخ بهره» و «کنترل تورم»، زمینه را برای جذب سرمایهگذاران خارجی فراهم کند.
دولت با واقعی کردن نرخ اوراق دولتی، سپرده و تسهیلات، واقعیت نرخها و شرایط تامین مالی ریالی موجود را «عیان و شفاف» میکند. این شفافسازی، نیاز به «رفع تحریم» و «دسترسی به ابزارهای تامین مالی بینالمللی و ارزی» را بیش از پیش برای جامعه ملموس میسازد. به عبارت دیگر، وقتی مردم و فعالان اقتصادی ببینند که نرخ بهره واقعی در ایران (با احتساب تورم) چقدر منفی است، بهتر درک میکنند که چرا دسترسی به منابع مالی خارجی با نرخهای معقول، ضروری است. این شفافیت، میتواند به «افزایش فشار اجتماعی» برای تسریع در رفع تحریمها و «جذب سرمایهگذاری خارجی» کمک کند. همچنین، نرخ واقعی بهره (مثبت) میتواند به «جلوگیری از خروج سرمایه» و «تشویق پسانداز» کمک کند. اما برای رسیدن به این هدف، باید تورم کنترل شود و سیاستهای پولی و مالی هماهنگ گردند. در غیر این صورت، شفافسازی بدون اقدام عملی، فقط به افزایش ناامیدی منجر خواهد شد.
سینا رهبرشهلان تأکید میکند که «مسائل را همهجانبه و دقیق باید دید.» عقبنشینی اسرائیل از لبنان، یک گام مثبت در مسیر عملیاتی شدن تفاهمنامه است. اما این فقط یک بخش از پازل است. بخش دیگر، «شفافسازی نظام بانکی و پذیرش نرخ واقعی بهره» است. دولت و بانک مرکزی باید از این فرصت برای «انتشار اوراق قرضه ارزی» و «جذب سرمایهگذاری خارجی» استفاده کنند. اما این کار، نیازمند «کنترل تورم»، «مدیریت نرخ ارز»، و «هماهنگی بین سیاست پولی و مالی» است. اگر این اقدامات به درستی انجام شود، اقتصاد ایران میتواند پس از سالها تحریم، وارد یک «دوره جدید توسعه» شود. اما اگر شفافسازی و اصلاحات با تأخیر انجام شود، ممکن است فرصتهای طلایی از دست بروند و کشور همچنان درگیر مشکلات ساختاری باقی بماند. چشمانداز روشن است، اما مسیر هموار نیست. شفافیت و واقعگرایی، دو کلید اصلی برای عبور از این پیچ تاریخی هستند.
اگر این تحلیل را خواندید، یک بار دیگر آن را از زاویه «پول» بخوانید، نه از زاویه «خبر». بازار با خبر هیجان میگیرد، اما با جریان واقعی پول حرکت میکند. تا زمانی که نابرابری بین رشد نقدینگی و رشد اقتصاد برقرار باشد، هر کاهش دلار بیشتر «وقفه» است تا «پایان روند». ریزش فعلی دلار، بیشتر از اینکه نشونه «ارزش» باشد، نشونه «امید» است و اگر پشتش پول واقعی و اصلاح ساختاری نباشد، دوامش کوتاه خواهد بود. اما برگشتش، تند. این را در تصمیمات سرمایهگذاری خود لحاظ کنید. بازار را با چشم باز ببینید، نه با چشم امیدوار. صبر و تحلیل، کلید موفقیت است.
طلا در تقاطع دو روایت متضاد قرار دارد و کلید تعیین مسیر، در دست تورم…
آینده قیمت طلا و نفت به شدت به دو عامل بستگی دارد: اول، اجرای کامل…
دلیل اصلی بزرگ شدن این غول نقدینگی، ناترازیهای شدید دولتی است. بدهی دولت به سیستم…
در هر کسبوکاری، «دانستن جزئیات فرآیند» به اندازه «داشتن مواد اولیه» مهم است. گاهی یک…
نسل جدید کتابفروشان بیشتر به فروش کتاب مشغول هستند و کمتر میتوانند نقش راهنمای فرهنگی…
صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی «سولار» یک نقطه عطف در تأمین مالی انرژیهای تجدیدپذیر و هدایت…