به گزارش سرمایه فردا، دستها روی ماشه است. ناوگان عظیم جنگی مستقر در خلیج فارس منتظر است تا اگر اوضاع بر وفق مراد سیاستمداران نبود، ماشه را بچکاند. دستگاه دیپلماسی در تلاش است که مانع وقوع فاجعه شود اما کسی نمیداند چه سرنوشتی پیش روست. این روزها همه محاسبات بر مبنای خسارات اقتصادی و تلفات انسانی انجام شده و آنچه به حساب نیامده، جان موجودات زنده خلیج فارس است. کسی به این فکر نمیکند که تاوان زورگویی کشورهای خارجی را میلیونها آبزی خلیج فارس خواهند داد.
کارشناسان میگویند اگر جنگی رخ دهد، احتمال ورود مواد نفتی و فلزات سنگین به دریا افزایش مییابد، تحت تاثیر امواج ابزارهای جنگی، مسیر مهاجرت پستانداران دریایی تغییر میکند، آلودگیهای حاصل از بمباران به دریا منتقل میشود و انفجارها، دلفینها و نهنگها را سرگردان میکند. خلیج فارس که جنگهای دیگری را هم پشت سر گذاشته، امروز دیگر میزبان صدفهای مرواریدساز که آب دریا را پالایش میکردند، نیست و همین شاخص نشان میدهد که این اکوسیستم تاب فشار جدید را ندارد.
بار دیگر خلیج فارس در آستانه جنگی جدی قرار گرفته است. حضور نیروهای بیگانه در این اکوسیستم بسته که چهار سال یک بار آبش تعویض میشود، سابقهای دیرینه به قدمت کشف نفت دارد. پای نفت که به خلیج فارس باز شد، آرامش هم از این اکوسیستم آبی دور شد. محمدرضا فاطمی استاد بازنشسته دانشگاه در گفتوگو با هفتصبح میگوید که قبل از اکتشاف این ماده سیاه در ۷۰ سال پیش، خلیج فارس تنوع زیستی قابل توجهی داشته اما حالا حال و روز خوشی ندارد.
او با توصیف شرایط خلیج فارس و محصور بودن این پهنه آبی و دسترسی به آبهای آزاد تنها از یک طرف، ورود هر آلاینده جدید شیمیایی، غیرشیمیایی، آلی و حتی فیزیکی در این دریا را منتهی به تاثیر جدی بر زیستمندان و حیات دریایی معرفی میکند.این استاد دانشگاه؛ خلیج فارس را تحت تنش بهرهبرداری با روشهای مضر و آلایندههای نفتی میداند که طی سالهای متمادی سبب شده شکل اولیه این دریا از دست برود و تنوع بالا و ذخایر فراوان آبزیان آن دستخوش تغییر قرار بگیرند.
او که ۵۰ سال سابقه حضور در عرصه مطالعات دریایی را دارد، حذف صدفهای مرواریدساز خلیج فارس که در گذشته از بندر خارک بوشهر تا تنگه هرمز و سواحل کشورهای عربی پراکنده بودند را عاملی معرفی میکند که نشان میدهد حال خلیج فارس خوب نیست. این موجود زنده در بستر خلیج فارس زندگی میکند و نقشش در دریا، فیلتر آب است. وقتی مواد آلاینده نفتی در رسوبات ریزدانه خلیج فارس -که قدرت نگهداری بالای مواد نفتی را دارند- نفوذ میکند، این مواد سمی صدفهای مروارید ساز را به کام مرگ میکشاند و امروز شاهدیم که دیگر این موجودات در سراسر خلیج فارس یافت نمیشوند و فقط در برخی جزایر مثل کیش، لاوان و خارک صدف مرواریدساز داریم.
فاطمی خلیج فارس را محیط تحت فشاری توصیف میکند که شرایط آن دقیقا در آستانه تحمل موجودات زنده ساکن در آن قرار دارد. آبزیان خلیج فارس میتوانند حدود ۴۰ گرم در لیتر نمک و حرارت ۲۷ تا ۲۸ درجه را تحمل کنند. این روزها آنها در سطح بالای تحمل خود به سر میبرند. بنابراین ورود هرگونه استرس جدید، مثل آلودگی نفتی یا فیزیکی که منجر به بالا رفتن حرارت آب میشود، میتواند برای آنها مشکلساز باشد. حرکت کشتیها، چه ناو جنگی باشد یا تجاری، میتواند در دریا آشفتگی ایجاد کند. پساب تولید کرده و آرامش محیط را بر هم بزند.
جسته و گریخته خبرهایی درباره بازگشت مینها به خلیج فارس منتشر میشود و این پرسش مطرح است که اگر این تجهیزات منفجر شوند، چه بلایی بر سر موجودات زنده خلیج فارس خواهد آمد؟ فاطمی میگوید که انفجار مین تخریب زیستگاه را به همراه داشته و ماهیان و آبزیان را میکشد. اگر مینها، نفتکشها را هدف قرار دهند، آلودگی نفتی وارد دریا میشود. ورود هر نوع شناور اضافی به خلیج فارس، فشار بر زیستمندان آن را افزایش میدهد و حیات دریایی را به خطر میاندازد.
اگرچه کشتیها ملزم به رعایت استانداردهای سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) هستند و باید پسابشان را کنترل کرده و مانع ورود زباله جامد به دریا شوند اما اگر حادثهای برای کشتیها پیش بیاید، محتویاتشان مثل مواد نفتی، روغن و غیره به دریا وارد شده و فاجعه میآفریند.
این استاد دانشگاه، غرق شدن لاشه کشتیها در دریا را هم به دلیل وجود موادی مثل کروم و سرب در بدنه کشتی، برای زیستمندان خلیج فارس مضر میداند و اگرچه ممکن است این لاشهها بهعنوان پناهگاه مصنوعی توسط ماهیها استفاده شود اما مضرات کشتیهای غرق شده برای دریا بیشتر از منافعش است.
خلیج فارس که طی دهههای اخیر کانون درگیریهای مختلفی بوده، بارها دچار مشکلات عدیده زیست محیطی به دلیل جنگ شده است. فاطمی توضیح میدهد که در جنگ ایران و عراق دو نفتکش واقع در تنگه هرمز مورد حمله قرار میگیرد و به بخش زیادی از سواحل ایران آسیب وارد میکند. در جریان حمله صدام به کویت (جنگ اول خلیج فارس)، عراق آسیبهای زیادی به چاههای نفت کویت زد و بسیاری از زیستگاهها از بین رفته و درختان حرا آسیب دیدند.
هورهای جنوب آلوده شدند و مطالعات گستردهای درباره خسارت به زیستمندان این دریا انجام شد؛ تا در قالب خسارت جنگی به کشورهای منطقه از محل منابع مالی عراق، غرامت پرداخت شود. سهم ایران از این خسارتها بسیار کم بود و قسمت عمده بودجه در نظر گرفته شده به کویت و کشورهای دیگر پرداخت شد.این استاد دانشگاه تاکید میکند که اگر بار دیگر چنین شرایطی در خلیج فارس تکرار شود، از آنجا که وضعیت ذخایر آبزی به شدت بدتر شده است، دچار مشکل میشویم زیرا امروز به عیان میبینیم که دریا تحت استرس و هجوم از سوی بشر است.
بیشترین نگرانی در میان کارشناسان بر نشت مواد نفتی متمرکز است. این نگرانی را در سخنان محمدشریف رنجبر، رئیس پارک زیست فناوری خلیج فارس نیز میتوان یافت. او در گفتوگو با هفت صبح اولین دغدغهاش را مربوط به حمله احتمالی به سکوهای نفتی و نفتکشها اعلام میکند زیرا در صورت بروز حادثه برای نفتکشها مواد هیدروکربنی وارد آب دریا میشود و به دنبال آن فاجعهای زیست محیطی رقم میخورد. چنین تجربهای در جنگ کویت هم وجود داشته و تبعات این اتفاق بد، کل منطقه را تحت تاثیر قرار داده است.
رنجبر صدای انفجار و لرزه را هم عامل دیگری میداند که میتواند بر ماهیها و بیمهرگان اثر بگذارد و مرجانهایی که ثابت هستند و پای رفتن ندارند، دچار خسارت کند. این انفجارها میتواند روی جابهجایی و مهاجرت ماهیها اثر بگذارد و رفتار تغذیهای آنها را هم تحت تاثیر قرار دهد. دلفینها که مدام در اطراف شناورها تردد میکنند، از نظر برخورد با پروانه کشتیها مخاطرهای در انتظارشان نیست اما شلیکها ممکن است به آنها برخورد کند و انفجار گلوله با فاصله از آنها، مکانیزمهای زیستی آنها را مختل میکند.
رئیس پارک زیست فناوری خلیج فارس ورود فلزات سنگین به دریا بهویژه سرب را معضل دیگر ناشی از وقوع جنگ میداند. سرب، ناشی از گلولههایی است که در جنگ احتمالی رد و بدل میشود. این ابزار جنگی، مقدار زیادی فلزات سنگین وارد آب میکند که برخی از آنها آسیبزا و خطرناک است. همچنین امواج ماکروویو و سونار که این روزها استفادهشان در تسلیحات نظامی رو به افزایش است، بر موجودات زنده خلیج فارس اثر میگذارد.
بر اساس تحقیقات، سونار روی نهنگ و دلفینها اثر دارد و بر اساس شواهدی که وجود دارد، این امواج میتواند آسیب جدی به پستانداران دریایی وارد کند. بخش دیگر اتفاقات؛ از نگاه رنجبر به مسائل خشکی باز میگردد. اگر در خشکی تاسیسات نفتی هدف قرار بگیرد، ممکن است مواد شیمیایی حاصل از آن شسته شده و در دریا پخش شود. بارها دیده شده که حادثهای در نقطهای دور از دریا رخ داده ولی سیلاب مواد شیمیایی حاصل از آن را به دریا منتقل کرده است. یکسری اتفاقات ناخواسته مثل مهاجرتهای انسانی هم میتواند به شکل غیر مستقیم بر دریا تاثیر بگذارد.
میکروپلاستیکها قطعات کوچکی از زبالههای پلاستیکی هستند که در مقیاس جهانی در محیط زیست انباشته شدهاند. این زبالهها از انتشار مستقیم ذرات پلاستیکی و همچنین تکه تکه شدن اقلام پلاستیکی بزرگتر ایجاد میشوند. تحقیقات نشان میدهد میزان میکروپلاستیکهای کف دریا نسبت به ۲۰ سال گذشته تقریبا سه برابر شده است و این معضل جهانی، دامن پهنههای آبی ایران را هم گرفته است. امید صدیقی مدیر کل دفتر بررسی و مقابله با آلودگیهای دریایی سازمان حفاظت محیط زیست از وضعیت نگران کننده غلظت میکروپلاستیکها در سواحل مکران خبر داده و بر پایش مستمر این منطقه تاکید میکند.
امروزه زندگی کردن بدون پلاستیکها در ذهن کسی نمیگنجد. این محصول که جزو لاینفک سبک زندگی دنیای مدرن است، به دلیل تجزیه ناپذیری و ماندگاری بالا در محیطهای طبیعی، به معضلی جدی برای زیست دیگر موجودات زنده بهویژه آبزیان تبدیل شده است. میکروپلاستیکها در زیستگاههای دریایی از قطبها تا استوا، از سطح دریا و خط ساحلی تا اعماق محیطهای آبی پراکنش دارند. آنها توسط طیف وسیعی از موجودات زنده از جمله ماهیان و دوکفهایهای مهم و تجاری بلعیده میشوند.
در برخی از جمعیتها میزان مصرف میکروپلاستیکها بسیار زیاد است که میتواند اثرات سمی یا فیزیکی مضری داشته باشد. بررسیها نشان میدهد که مقدار میکروپلاستیکها در محیطهای آبی طی دو دهه، تقریبا سه برابر شده است. میزان این ماده مخرب در دریاها رو به افزایش است زیرا حتی اگر بتوانیم از ورود مواد جدید پلاستیکی به اقیانوسها جلوگیری کنیم، تکه تکه شدن اقلام پلاستیکی موجود فعلی، برای سالهای آینده ادامه خواهد داشت و میتواند حجم میکروپلاستیکها را در اکوسیستمهای آبی افزایش دهد.
گزارشها نشان میدهد که میکروپلاستیکها بر مهرهداران و بیمهرگان دریایی تاثیر میگذارند. همچنین این آلایندهها بر پراکنش گونههای خاصی از جانداران دریایی که از سطح این مواد بهعنوان مکانهایی برای تخمگذاری استفاده میکنند، دارای اثرات سوئی است. بسیاری از پژوهشگران، مهمترین اثر میکروپلاستیکها در محیطهای دریایی را جذب آلایندههای شیمیایی بر روی آنها اعلام میکنند. این ترکیبات علاوه بر انتقال آلایندههای شیمیایی، پایداری محیطی این مواد را هم افزایش میدهد. به همین خاطر، پایش مستمر و دائمی میکروپلاستیکها و کشف نقاط داغ آلودگیهای آنها از اهمیت ویژهای در مباحث محیط زیستی برخوردار است.
ایران هم بهعنوان کشوری با مرزهای دریایی گسترده، مطالعاتی را درباره حضور میکروپلاستیکها در اکوسیستمهای دریایی آغاز کرده است. امید صدیقی مدیر کل دفتر بررسی و مقابله با آلودگیهای دریایی سازمان حفاظت محیط زیست از تعیین وضعیت آلودگی سواحل مکران خبر میدهد و میگوید که وجود میکروپلاستیکها و آلودگی پسابها در برخی مناطق تا حدی نگرانکننده و نیازمند مدیریت و پایش مستمر است.
به گفته او، پروژه بررسی آلودگی عناصر سمی، ترکیبات هیدروکربنی و ذرات میکروپلاستیک در آب، رسوب و آبزیان سواحل مکران با نمونهبرداری گسترده از آبهای ساحلی این منطقه بین گواتر تا جاسک در ۱۵۶ ایستگاه طی دو دوره زمانی پسمونسون و پیشمونسون در سال گذشته انجام گرفته است. آنالیز نمونهها، تحلیل دادهها و تهیه نقشههای پهنهبندی آلودگی سواحل انجام شده و در سال جاری گزارش نهایی آن تهیه شده است.
صدیقی میگوید که با توجه به تمرکز برنامههای توسعهای در سواحل مکران، اجرای این پروژه و تعیین وضعیت آلودگی این منطقه بهعنوان دادههای پایه برای پایش و ارزیابی در سالهای آتی از اهمیت و اولویت بالایی برخوردار است. او با تکیه بر نتایج مطالعات انجام شده، توضیح میدهد که سواحل مکران تا حدی با آلودگیهای مختلفی از جمله فلزات سنگین، میکروپلاستیکها و هیدروکربنها مواجه هستند. در عمده مناطق میزان آلودگی پایینتر از حد مجاز است و در برخی موارد هم فراتر از حد مجاز هستند. غلظت برخی آلایندهها مانند BTEX در آب پایین است ولی وجود میکروپلاستیکها و آلودگی پسابها در برخی مناطق تا حدی نگرانکننده و نیازمند مدیریت و پایش مستمر است.
تایید حضور میکروپلاستیکها در نواحی شرقی دریای عمان که بهعنوان زیستگاه دریایی بزرگ برای بسیاری از موجودات دریایی شناخته میشود، زنگ خطر را برای دولت و سازمان محیط زیست به صدا در میآورد. این دو مجموعه باید با اتخاذ تصمیمات و تنظیم مقررات جدید، زمینه کاهش ورود یا کنترل منابع ورود این آلاینده نوظهور زیست محیطی را به پهنههای آبی کشور فراهم کند.
حال که مهمترین سیاست دولت چهاردهم توسعه دریامحور بهویژه در سواحل مکران است، بهطور حتم باید برنامههایی برای کنترل ریزپلاستیکها در این مناطق داشته باشیم.
مطالعات نشان میدهد که پالایشگاهها و پتروشیمیها از منابع اصلی تولید ریزپلاستیک در اکوسیستمهای آبی هستند. صنایع مختلفی از جمله پلیمر، رزین و چسب، الیاف مصنوعی و منسوجات، لاستیک و پلاستیک، رنگ و روکش محافظ اگر در سواحل مکران مستقر شوند، بهعنوان منبع تولید میکروپلاستیکها میتوانند شرایط این سواحل را بحرانیتر کنند. بر اساس برنامههای اعلام شده از سوی دولت، ایجاد ۲۷ شهر و نقطه جدید ساحلی از مهمترین برنامههای توسعه دریا محور است و از این تعداد، قرار است حدود ۱۰ شهر در منطقه مکران ایجاد شود. این در حالی است که پسابهای خانگی هم بخش مهمی از منبع تامین ریزپلاستیکها در محیطهای دریایی معرفی شدهاند.
در مجموع، شواهد علمی و نتایج پایشهای انجامشده در سواحل مکران نشان میدهد که میکروپلاستیکها دیگر یک تهدید دوردست نیستند، بلکه به واقعیتی نگرانکننده در پهنههای آبی کشور تبدیل شدهاند. همزمانی روند فزاینده آلودگی با برنامههای گسترده توسعه صنعتی و شهری در این منطقه حساس، ضرورت نگاه پیشگیرانه و مبتنی بر ملاحظات محیطزیستی را دوچندان میکند. اگر امروز برای مدیریت پسماندها، کنترل پسابها، نظارت بر صنایع ساحلی و فرهنگسازی مصرف پلاستیک اقدام جدی انجام نشود، فردا هزینههای سنگینتری بر اکوسیستمهای دریایی، امنیت غذایی و سلامت انسان تحمیل خواهد شد. سواحل مکران میتوانند موتور توسعه پایدار کشور باشند، اما تنها در صورتی که حفاظت از محیط زیست بهعنوان محور اصلی این توسعه در نظر گرفته شود، نه قربانی آن.
بازتعریف و معرفی جهانی هویت فرهنگی ایران در شرایط جنگی برای حفظ تمدن، تقویت جایگاه…
متهم در اولین برخورد با مأموران درحالیکه به او اتهام آدمربایی تفهیم شده بود بهکلی…
احمدرضا عابدزاده دانشآموز مدرسه راهنمایی شهید اندرزگو در ناحیه 2 آموزش و پرورش اصفهان یکی…
در آسیا، بسیاری از کشورها بهشدت تحت تأثیر بسته شدن تنگه هرمز قرار گرفتهاند و…
بازار سرمایه ایران در حالی نزدیک به دو ماه است که تعطیل شده که کارشناسان…
پیام رئیس سازمان بورس به سهامداران این است که بازار به زودی باز میشود، اما…