ادارات دولتی مکلف به تامین انرژی خورشیدی شدند. ظرفیت تولید برق خورشیدی در ایران حدود ۸۰۵ مگاوات است که ۶۱ درصد از کل ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر کشور را شامل میشود.
به گزارش سرمایه فردا، با افزایش شکاف میان تولید و مصرف برق، دولت چهاردهم توجه ویژهای به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر معطوف کرده است. این نوع نیروگاهها به دلیل سهولت ساخت و عدم وابستگی به سوختهای فسیلی، گزینهای مطلوب برای کاهش بحران انرژی محسوب میشوند. از نخستین روزهای آغاز به کار، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، توسعه این نیروگاهها را در اولویت قرار داده و در جلسات متعدد با مسئولان بر تسریع روند اجرایی تأکید کرده است. وی همچنین از فعالان حوزه انرژیهای تجدیدپذیر خواسته در صورت مواجهه با موانع، به شخص او مراجعه کنند تا مشکلات برطرف شود.
در سال گذشته، سیستم بانکی نیز وارد عمل شد و جلساتی را برای تأمین منابع مالی نیروگاههای تجدیدپذیر برگزار کرد. این اقدام با هدف تسریع احداث این نیروگاهها و حمایت از توسعه پایدار صورت گرفته است. با نزدیک شدن به سال ۱۴۰۴ و احتمال افزایش خاموشیها، رئیسجمهور به تمامی نهادهای اداری کشور تکلیف کرد تا مطابق قانون برنامه توسعه، ۲۰ درصد از برق مصرفی خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنند و برای تحقق این هدف، دو ماه مهلت در نظر گرفت.
در همین راستا، امیر دودابینژاد، معاون سرمایهگذاری و تنظیم مقررات سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری برق (ساتبا)، اعلام کرده است که تا تابستان امسال بخش قابل توجهی از دستگاههای اجرایی و دولتی به مولدهای خورشیدی مجهز خواهند شد. طبق مقررات موجود، ادارات دولتی موظف هستند حداقل ۲۰ درصد از برق مصرفی خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنند. با توجه به تأکیدات دولت و شخص رئیسجمهور، مقرر شده این هدف در سریعترین زمان ممکن اجرایی شود. معاون ساتبا همچنین خاطرنشان کرد که سازمان برنامهوبودجه و مقامهای استانی تأمین اعتبار لازم برای این طرح را آغاز کردهاند. در همین راستا، پیمانکاران واجد شرایط شناسایی شدهاند تا دستگاههای دولتی بتوانند با آنها قرارداد همکاری امضا کنند.
یکی از چالشهای اصلی در توسعه نیروگاههای خورشیدی، تأمین تجهیزات باکیفیت و قیمت مناسب است. ساتبا تلاش کرده است تا با همکاری تولیدکنندگان داخلی، تجهیزات مورد نیاز را تأمین کند و از بروز مشکلات در این زمینه جلوگیری شود. در این راستا، جلساتی با تولیدکنندگان داخلی اینورتر برگزار شده است.
اینورتر یکی از تجهیزات اصلی در مولدهای خورشیدی محسوب میشود و خوشبختانه ظرفیت تولید آن در داخل کشور وجود دارد. با توسعه محدود نیروگاههای خورشیدی در سالهای گذشته، این توان تولیدی تاکنون مورد استفاده گسترده قرار نگرفته بود. اکنون، این صنعت آماده افزایش تولید داخلی و تأمین نیازهای کشور شده است.
سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری برق ایران اجرای این طرح را آغاز کرده و پژوهشگاه نیرو، به عنوان یکی از مجریان پروژههای پایلوت، نیروگاههای خورشیدی را در ساختمانهای دولتی راهاندازی کرده است. محمد دوستمحمدی، مجری طرح ملی احداث ۶۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی در ساتبا، از افتتاح نیروگاه ۸۰۰ کیلوواتی دانشگاه تربیت مدرس در آینده نزدیک خبر داده و اعلام کرده است که ۳۰۰ کیلووات از ظرفیت این نیروگاه روی سقف ورزشگاه سرپوشیده دانشگاه نصب شده است.
همچنین نیروگاه ۲۵۰ کیلوواتی پشتبامی سازمان برنامهوبودجه به بهرهبرداری رسیده که روزانه یک مگاواتساعت برق تولید میکند. علاوه بر این، ساخت نیروگاه خورشیدی با ظرفیت ۱.۸ مگاوات در محل مصلای تهران نیز بهزودی آغاز خواهد شد. سازمان حفاظت از محیط زیست نیز به نیروگاه خورشیدی مجهز شده است.
در استان لرستان، ادارات دولتی ملزم به نصب پنلهای خورشیدی شدهاند، اما تاکنون تنها ۳۰ اداره این الزام را اجرا کردهاند. طبق مقررات موجود، ادارات دولتی باید ۲۰ درصد از برق مصرفی خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنند. مصرف برق این بخش سالانه حدود ۱۳ میلیارد کیلوواتساعت برآورد شده و برای تحقق این هدف، نصب حداقل ۱۷۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی ضروری است. با توجه به اهتمام ویژه دولت چهاردهم، انتظار میرود روند توسعه این نیروگاهها سرعت بیشتری بگیرد و بخشی از بار شبکه برق کشور را کاهش دهد.
ظرفیت تولید برق خورشیدی در ایران حدود ۸۰۵ مگاوات است که ۶۱ درصد از کل ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر کشور را شامل میشود. با وجود پتانسیل بالای تابش خورشیدی—بین ۱۸۰۰ تا ۲۲۰۰ کیلووات ساعت بر مترمربع در سال—و بیش از ۳۰۰ روز آفتابی در سال، این صنعت رشد قابل توجهی نداشته است. یکی از اصلیترین دلایل این موضوع، اتکای بیش از حد به منابع فسیلی است؛ ایران همچنان ۹۴ درصد برق خود را از سوختهای فسیلی تأمین میکند، در حالی که میانگین جهانی ۳۹ درصد است. این وابستگی باعث شده است که سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه برق خورشیدی، چندان مورد توجه قرار نگیرد.
تحریمهای اقتصادی نیز نقش عمدهای در کند شدن توسعه این صنعت داشتهاند؛ محدودیتهای بینالمللی مانع ورود فناوریهای نوین و جذب سرمایهگذاری خارجی شدهاند، در حالی که کشورهای همسایه مانند ترکیه و عربستان سعودی توانستهاند با حمایتهای گسترده، سرمایهگذاران خارجی را به این بازار جذب کنند. علاوه بر این، میزان سرمایهگذاری داخلی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر نیز پایین بوده و تمرکز عمده دولت بر گسترش نیروگاههای حرارتی قرار داشته است. مشکل دیگر، زیرساختهای قدیمی و ناکارآمد شبکه برق ایران است که مانع از بهرهبرداری بهینه از انرژی خورشیدی میشود. نبود سیاستگذاری پایدار و مشوقهای مالی نیز به کاهش انگیزه بخش خصوصی برای سرمایهگذاری در این بخش انجامیده است.
با توجه به افزایش تقاضای برق و چالشهای تأمین انرژی، توسعه نیروگاههای خورشیدی میتواند نقش مهمی در کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و بهبود امنیت انرژی کشور ایفا کند. دولت برنامههایی برای افزایش ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر دارد، اما تحقق این اهداف نیازمند اصلاحات ساختاری و جذب سرمایهگذاریهای جدید است. در صورت اجرای سیاستهای حمایتی، ایران میتواند از مزیتهای فراوان منابع خورشیدی خود بهره گرفته و جایگاه خود را در بازار انرژیهای تجدیدپذیر تقویت کند.
ایران دارای چندین شرکت فعال در زمینه تولید پنلهای خورشیدی است که ظرفیت تولید قابل توجهی دارندیکی از مهمترین موانع، وابستگی به واردات مواد اولیه مانند ویفرهای سیلیکونی است که باعث افزایش هزینههای تولید میشود. تحریمهای اقتصادی نیز ورود فناوریهای نوین و سرمایهگذاری خارجی را محدود کرده و سرعت توسعه این صنعت را کاهش داده است. عدم حمایت کافی از تولید داخلی یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار است، زیرا سیاستهای حمایتی در این حوزه پایدار نبوده و انگیزه سرمایهگذاری را کاهش داده است.
علاوه بر این، قیمت بالای تجهیزات تولید پنلهای خورشیدی در ایران باعث کاهش رقابتپذیری نسبت به بازارهای بینالمللی شده است. با این حال، با افزایش تقاضا برای انرژیهای تجدیدپذیر و سیاستهای جدید دولت برای حمایت از این بخش، انتظار میرود صنعت تولید پنل خورشیدی در ایران در سالهای آینده رشد بیشتری داشته باشد. جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی، توسعه فناوریهای تولید داخل و اصلاح سیاستهای حمایتی میتواند زمینهساز رونق بیشتر این صنعت باشد.
افزایش تولید پنلهای خورشیدی در ایران میتواند تأثیر قابل توجهی بر توسعه استفاده از این فناوری در بخش مصارف خانگی داشته باشد. با رشد ظرفیت تولید داخلی، هزینههای تولید کاهش مییابد و پنلهای خورشیدی با قیمت مناسبتری در دسترس مصرفکنندگان قرار میگیرند، که این امر منجر به افزایش استقبال خانوارها از انرژی خورشیدی و کاهش وابستگی به شبکه برق سراسری خواهد شد.
یکی از مزایای اصلی این فناوری، کاهش هزینههای برق مصرفی است؛ نصب پنلهای خورشیدی به خانوارها این امکان را میدهد تا بخش قابل توجهی از برق مورد نیاز خود را بهصورت مستقل تأمین کنند، که در بلندمدت موجب صرفهجویی اقتصادی میشود. علاوه بر این، انرژی خورشیدی یک منبع پاک و تجدیدپذیر است که نقش مهمی در کاهش آلودگی محیطزیست و کاهش انتشار گازهای گلخانهای دارد.
به روز رسانی خبر ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ / بحران ناترازی برق در سالهای اخیر به چالش جدی برای بخش صنعت و حتی خانوادهها تبدیل شده، بهطوری که قطعی برق نه تنها خاموشی را تحمیل کرد، بلکه منجر به خسارت بخش تولید نیز شد، بر همین مبنا دولت تصمیم گرفت سرمایهگذاری در بخش نیروگاههای خورشیدی را تسهیل کند و حتی وزارت نیرو قول داده تا تابستان ۵ هزار مگاوات برق تجدیدپذیر وارد مدار تولید شود. این مسئله خودش امیدوار کننده است دقیقا مانند دو دهه پیش که نیروگاهها به بخش خصوصی واگذار شد اما از همانجا به بعد مشکل ناترازی در برق ایران رخنه کرد، چون دولت متوجه نشده بود که همزمان با واگذاری نیروگاهها باید قیمت برق را نیز به گونهای تعیین کند که برای سرمایهگذاران بخش خصوصی جذاب شود.
حالا در زمینه نیروگاههای خورشیدی نیز وزارت نیرو در سالهای اخیر بهجای آنکه مسیر ورود بخش خصوصی به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را هموار کند، تصمیم گرفته نقش اصلی را خودش ایفا کند آنهم از طریق ساتپا. درواقع نهادی دولتی طبق قانون با اتکا به منابع صندوق توسعه ملی وارد اجرای پروژههای خورشیدی شده است. این تصمیم، در ظاهر شاید نشانهای از اراده برای توسعه انرژی پاک باشد، اما در عمل، تکرار همان الگوی شکستخوردهای است که دهههاست پروژههای دولتی را به بنبست رساند.
مدل انتخاب شده به این صورت است که دولت پروژه را با منابع عمومی راهاندازی میکند، سه سال آن را نگه میدارد و سپس آن را به بخش خصوصی واگذار میکند، اما مشکل از همینجا شروع میشود. پروژهها با هزینههای بسیار بالا ساخته میشوند، نه بهخاطر پیچیدگی فنی، بلکه بهخاطر ناکارآمدی ساختار دولتی، نبود رقابت و ضعف در کنترل هزینهها. نتیجه این است که وقتی زمان واگذاری فرا میرسد، بخش خصوصی حاضر نیست با آن قیمت وارد شود.
پروژهها یا بدون خریدار باقی میمانند یا با راندمان پایین و قیمت غیرواقعی واگذار میشوند و در هر دو حالت، منابع عمومی هدر رفتهاند. واقعیت این است که برخی مدیران دولتی از ورود به پروژهها در ابتدای کار استقبال میکنند و بهانه آنها این است که به رفع مشکلات کشور کمک میکنند، اما گاهی این پروژهها برای مدیران سودهای پیمانکاری دارد.
این سیاست نهتنها به توسعه صنعتی آسیب زده، بلکه اعتماد بخش خصوصی را نیز تضعیف کرده است. در شرایطی که کشور با بحران سرمایهگذاری، تورم بالا، نوسانات ارزی و تحریمهای خارجی مواجه است، بخش خصوصی برای ورود به پروژههای بلندمدت نیاز به شفافیت، ثبات و مدل اقتصادی قابل دفاع دارد، نه پروژههایی که با هزینههای غیرمنطقی ساخته شدهاند و بعد از چند سال، با راندمان پایین و قیمت بالا به آنها تحمیل میشوند.
در مقطع کنونی اگر هدف واقعی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر است، باید مسیر را برای سرمایهگذاران واقعی باز کرد؛ با مدلهایی که از ابتدا بر پایه رقابت، بهرهوری و بازگشت سرمایه طراحی شدهاند. تکرار پروژههای دولتی پرهزینه، نهتنها کمکی به گذار انرژی نمیکند، بلکه منابع ملی را در مسیری میبرد که بارها ثابت شده به بنبست ختم میشود.
با وجود همه شعارها درباره ضرورت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، واقعیت این است که بخش خصوصی بدون دسترسی به منابع مالی نیز نمیتواند وارد این حوزه شود. ساخت یک نیروگاه خورشیدی حتی کوچکمقیاس سرمایه اولیه سنگینی میخواهد اما بانکها که باید نقش تأمینکننده مالی را بازی کنند، سالهاست در عمل از این مسئولیت فاصله گرفتهاند.
در ظاهر، بانکها با فشار دولت در برنامه حمایت از نیروگاههای خورشیدی معرفی شدهاند، اما در عمل، این حمایتها بیشتر شبیه یک ویترین تبلیغاتی است تا یک ابزار واقعی توسعه. تسهیلاتی که معرفی میشود یا آنقدر محدود است که پاسخگوی نیاز کشور نیست، یا آنقدر سختگیرانه و زمانبر است که سرمایهگذار را از پا درمیآورد. بسیاری از فعالان این حوزه میگویند گرفتن وام برای احداث نیروگاه خورشیدی، بیشتر شبیه عبور از هفتخان است تا یک فرآیند حمایتی. از طرف دیگر تسهیلات ارزی نیز خودش یک چالش جدی است. دولت برای توسعه انرژی تجدیدپذیر ۵ میلیارد لار از صندوق توسعه ملی در نظر گرفته اما وقتی قرار باشد تسیهلات دلاری به صورت دلاری پس داده شود با این نوسان ارز بخش خصوصی تمایلی به استفاده از آن ندارد.
کارشناسان انرژی بارها تأکید کردهاند که نیروگاههای کوچکمقیاس میتوانند سریعتر وارد مدار شوند و فشار شبکه را کاهش دهند، اما همین پروژهها نیز بدون تسهیلات بانکی قابل اجرا نیستند. سرمایهگذارانی که امروز بهدنبال ساخت نیروگاه ۵۰۰ کیلوواتی یا یکمگاواتی هستند، با یک واقعیت تلخ روبهرو میشوند؛ بانکها یا وام نمیدهند، یا آنقدر دیر میدهند که پروژه از نظر اقتصادی توجیه خود را از دست میدهد.
اما آیا این مسئله توجیه کننده ورود دولت به پروژههای تجدیدپذیر است؟ به طور قطع دولت حتی اگر در مناطق محروم مجبور شود که نیروگاه خورشیدی بسازد باید نظارت قوی در اجرا وجود داشته باشد تا این پروژهها محلی برای درآمد مدیران دولتی نشود. طبق سابقه دولت در ساخت پروژههای صنعتی همیشه هزینههای تامین قطعات بیشتر از آنچه در واقعیت وجود دارد ثبت میشود.
در چنین شرایطی که مشکل تامین انرژی در کشور وجود دارد ابزارهایی مانند «تابلوی سبز برق» میتواند بازار رقابتی ایجاد کند، اما بهتنهایی کافی نیست. سرمایهگذار وقتی میبیند هزینه احداث نیروگاه هر ماه با تورم بالا میرود، اما بانکها حاضر نیستند تسهیلات مناسب ارائه کنند، طبیعی است که از ورود به این حوزه منصرف شود. تبعات این رویکرد این میشود که بازار برق سبز تقاضا دارد، اما عرضهای شکل نمیگیرد.
این رفتار نظام بانکی، در کنار سیاستهای دولتی که پروژهها را گران و ناکارآمد اجرا میکند، بخش خصوصی را از صنعت نیروگاهی دور میکند درحالی که باید شریک توسعه انرژی خورشیدی باشد.
باید توجه داشت که جهان با سرعت به سمت انرژیهای پاک حرکت میکند و هزینه تولید برق خورشیدی در ده سال گذشته ۸۵ درصد کاهش یافته، اما ایران همچنان درگیر ساختارهای مالی ناکارآمدی است که اجازه نمیدهد این فرصت تاریخی به یک مزیت اقتصادی تبدیل شود.
اگر بانکها همچنان در پرداخت تسهیلات کارشکنی کنند و دولت نیز بهجای تسهیلگری، خود وارد پروژهسازی شود، نتیجه چیزی جز تکرار تجربه تلخ پروژههای دولتی زیانده، هدررفت منابع صندوق توسعه ملی و عقبماندن از رقابت منطقهای نخواهد بود.
از طرف دیگر توسعه انرژی خورشیدی در ایران به تعویق میافتد درحالی که نه به فناوری و نه به نبود سرمایهگذار وابسته است، درواقع مشکل اصلی، نبود اراده برای آزاد کردن مسیر بخش خصوصی و اسیر ماندن در ساختارهای مالی و اداری فرسوده است. به همین دلیل اگر در تابستان سال ۱۴۰۵ دوباره با خاموشی و کاهش تولید صنایع مواجه شدیم نباید تعجب کرد.
ایران کشوری است با ۳۰۰ روز آفتابی در سال، دشتهای بادی گسترده و موقعیتی جغرافیایی که بسیاری از کشورها آرزویش را دارند. اما با وجود این همه نعمت طبیعی، سهم انرژیهای تجدیدپذیر در تولید برق کشور تنها ۲ درصد است. یعنی از هر ۱۰۰ واحد برق، فقط دو واحد از خورشید و باد میآید. ظرفیت نصبشده نیروگاههای تجدیدپذیر نیز حدود ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ مگاوات است که حتی با یک نیروگاه حرارتی متوسط هم برابری نمیکند. این اعداد، برای کشوری با چنین پتانسیلی، بیشتر شبیه یک تناقض تلخ است تا یک آمار ساده. وقتی سرمان را از مرزهای خودمان بیرون میبریم، تصویر کاملاً عوض میشود.
امارات بیش از ۵۰۰۰ مگاوات انرژی خورشیدی نصب کرده و پروژههای چند هزار مگاواتی دیگر در راه دارد. عربستان تا سال ۲۰۳۰ میخواهد نیمی از برقش را از انرژی پاک تأمین کند و همین حالا چندین پروژه خورشیدی بالای ۱۰۰۰ مگاوات دارد. ترکیه بیش از ۱۰ هزار مگاوات خورشیدی و ۱۲ هزار مگاوات بادی نصب کرده و اردن کوچک، بیش از ۲۰ درصد برقش را از تجدیدپذیرها میگیرد. در این میان، ایران با سهم ۲ درصدی، در پایینترین نقطه جدول منطقه ایستاده است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا