عملکرد بازار در روز بازگشایی، بدون تردید «فراتر از انتظارات منفی» بود. حمایت نهادیها و ورود ۳ همت نقدینگی حقیقی، مانع از شکلگیری موج فروش هیجانی شد و ثبات نسبی را به بازار بازگرداند.
به گزارش سرمایه فردا، پس از هشتاد روز توقف اجباری، بازار سرمایه سرانجام در حالی بازگشایی شد که برخلاف پیشبینیهای تیره و تار بسیاری از تحلیلگران، با بازدهی مثبت به کار خود پایان داد. شاخص کل رشد کرد، ارزش معاملات جهش داشت، و مهمتر از همه، نزدیک به سه همت نقدینگی حقیقی وارد بازار شد. این رقم در تضاد کامل با روزهای پایانی پیش از تعطیلی بود که خالص جریان وجوه حقیقی منفی و در مسیر خروج بود. اما آیا این روز مثبت، نویدبخش یک روند صعودی پایدار است یا صرفاً یک «تنفس مصنوعی» با حمایت نهادها؟ این گزارش به تحلیل ساختار معاملات روز اول، غیبت سرمایهگذاران خرد، و سایه سنگین ۴۲ نماد تعلیقی میپردازد.
ورود نقدینگی حقیقی؛ اما نه از سوی خردها
نکته مثبت و غیرقابل انکار روز بازگشایی، «معکوس شدن جریان نقدینگی حقیقی» بود. پس از هفتهها خروج سرمایه، تقریباً ۳ همت پول جدید وارد بازار شد. این رقم، هم از نظر روانی و هم از نظر مالی، یک سیگنال مثبت است. اما وقتی جزئیات معاملات را وارسی میکنیم، تصویر واقعی پیچیدهتر از یک «هجوم مردمی» است. در روز بازگشایی، «تعداد کدهای معاملاتی فعال در سمت خرید» به طور قابل توجهی پایینتر از میانگین روزهای عادی بود. یعنی تعداد افرادی که خرید کردند، کم بود. با این حال، «سرانه ارزش خرید» به شدت بالا رفت. این یک فرمول کلاسیک است: تعداد کم کدهای فعال + سرانه خرید بالا = ورود سرمایهگذاران نهادی و بازیگران عمده، نه خردها. به عبارت دیگر، مردم عادی (سهامداران خرد) هنوز به چرخه معاملات بازنگشتهاند و در حاشیه منتظر ایستادهاند. این یک نقطه ضعف بزرگ برای تحلیل روند صعودی پایدار است، چرا که روندهای بلندمدت نیازمند مشارکت گسترده خردها هستند.
جابجایی سهام میان نهادیها؛ نه یک تقاضای خالص
دومین نکته مهم، «واگرایی در میان خود بازیگران عمده» بود. سرانه ارزش فروش در روز بازگشایی اندکی از سرانه ارزش خرید پیشی گرفت. این یعنی همزمان با ورود یک گروه از نهادها (برای حمایت از بازار یا خرید ارزان)، گروه دیگری از همین سرمایهگذاران نهادی (احتمالاً سهامدارانی که در طول دوره تعطیلی در موضع انتظار بودند و منتظر فرصت برای فروش یا تعدیل پرتفوی خود بودند) در حال عرضه بودند. نتیجه خالص، یک «جابجایی سهام» میان نهادها بود، نه یک «تقاضای خالص یکطرفه» از سوی بازار. این نوع جابجایی، اگرچه از فروپاشی بازار جلوگیری میکند، اما به تنهایی نمیتواند موتور محرکه یک روند صعودی قدرتمند باشد.
سایه سنگین ۴۲ نماد بزرگ؛ بازار واقعی هنوز باز نشده است
شاید مهمترین دلیلی که تحلیل روند آتی بازار را بر اساس یک روز معاملاتی غیرممکن میکند، «تعلیق ۴۲ نماد بزرگ» است. این نمادها که عمدتاً شامل گروههای پتروشیمی، فولاد، فلزات اساسی و پالایشی هستند، حدود ۳۲ درصد از ارزش کل بازار را تشکیل میدهند. این شرکتها به دلیل عدم شفافیت در مورد میزان خسارتهای جنگ رمضان و قطع صادرات از طریق دریا، هنوز در حالت تعلیق به سر میبرند. تصور کنید بازار سهامی را که ۳۲ درصد از بازیکنان اصلی آن (و تأثیرگذارترین آنها بر شاخص) در رختکن نشستهاند و بازی را از بیرون تماشا میکنند. طبیعی است که روز اول، با حمایت نهادیها و با نبود فشار فروش این شرکتهای بزرگ، بازار مثبت شود. اما وقتی این نمادها بازگشایی شوند (که احتمالاً با افت قیمت همراه خواهد بود، زیرا خسارت دیدهاند و صادراتشان متوقف است)، چه اتفاقی میافتد؟ در آن روز، جریان واقعی عرضه و تقاضا در کل بازار مشخص خواهد شد. بنابراین، هرگونه نتیجهگیری از روز اول، یک «نتیجهگیری زودهنگام و احتمالاً گمراهکننده» است.
سناریوی نزولی محقق نشد؛ اما سناریوی صعودی هنوز تأیید نشد
با تمام این احوال، یک نکته بسیار مثبت و قابل تأمل وجود دارد: «روز بازگشایی نشانهای از فروش هیجانی فراگیر یا افت سیستماتیک نبود». اگر سناریوی نزولی (که بسیاری از تحلیلگران آن را پیشبینی میکردند) حاکم بود، باید شاهد افزایش عرضه احساسی، صفهای فروش طولانی، و خروج گسترده نقدینگی حقیقی (نه ورود آن) میبودیم. اما هیچ کدام از اینها رخ نداد. خالص جریان نقدینگی حقیقی مثبت بود و بازار با آرامش نسبی به کار خود پایان داد. این یعنی بازار از شوک روانی بازگشایی جان سالم به در برده است. اما این به معنای شروع روند صعودی میانمدت نیست. یک روز مثبت با حمایت نهادی، در غیاب سرمایهگذاران خرد و در حالی که یکسوم بازار (ارزشی) تعطیل است، برای تأیید تغییر فاز بازار «کافی نیست».
سه متغیر کلیدی برای روزهای آینده
برای قضاوت در مورد مسیر واقعی بازار، سرمایهگذاران باید سه متغیر کلیدی را در روزهای آینده رصد کنند. نخست، «بازگشایی نمادهای تعلیقی (۴۲ شرکت بزرگ)». نحوه بازگشایی این نمادها (با چه میزانی ریزش یا رشد) و رفتار سرمایهگذاران در مواجهه با آنها، تصویر کاملتری از توازن عرضه و تقاضا در کل بازار ارائه خواهد داد. دوم، «بازگشت سرمایهگذاران خرد به چرخه معاملاتی». افزایش تعداد کدهای معاملاتی فعال در کنار ورود نقدینگی نهادی، نشانه فراگیر شدن تقاضا و احتمال تداوم رشد خواهد بود. اگر خردها همچنان غایب باشند، هر رشدی موقتی و شکننده است. سوم، «تداوم خالص ورود نقدینگی حقیقی». یک روز ورود نقدینگی میتواند واکنش موقت به بازگشایی باشد، اما تکرار آن در چند روز متوالی، نشانه شکلگیری یک جریان پایدار و اعتماد عمومی به بازار خواهد بود.
جمعبندی؛ روز خوب، اما نه برای نتیجهگیری نهایی
عملکرد بازار در روز بازگشایی، بدون تردید «فراتر از انتظارات منفی» بود. حمایت نهادیها و ورود ۳ همت نقدینگی حقیقی، مانع از شکلگیری موج فروش هیجانی شد و ثبات نسبی را به بازار بازگرداند. این یک دستاورد بزرگ برای سازمان بورس و نهادهای حامی است. اما این وضعیت، هنوز «تأیید آغاز یک روند صعودی پایدار» نیست. قضاوت نهایی درباره مسیر بازار، به دو عامل گره خورده است: بازگشایی نمادهای شاخصساز (پتروشیمی و فلزات اساسی) و تداوم ورود نقدینگی حقیقی (به ویژه از سوی سرمایهگذاران خرد). تا آن زمان، بهترین استراتژی «احتیاط هوشمندانه» است: نه خوشبینی افراطی، نه بدبینی مفرط. سبد خود را متعادل کنید (ترکیبی از سهام کمریسک، صندوقهای طلا و صندوقهای درآمد ثابت) و برای سناریوهای مختلف (صلح، جنگ، تداوم وضع موجود) آماده باشید. بازار تازه اول راه است. عجله نکنید.