بن‌بست استراتژیک جنگ اوکراین

بن‌بست استراتژیک جنگ اوکراین

جنگ اوکراین در شرایطی به بن‌بست استراتژیک رسیده که پوتین وعده شکست کامل اوکراین را داده بود و حالا با هزینه بالای نظامی مواجه شده، تجربه جنگ آلمان و فرانسه راهبرد موفقیت را نشان داده است.

به گزارش سرمایه فردا، جنگ روسیه علیه اوکراین به بن بست استراتژیک رسیده است. ولادیمیر پوتین همچنان پیگیر دستیابی به اهداف حداکثری، یعنی تصرف کامل اوکراین یا دستکم‌ خاور رودخانه دنیپر و سواحل شمالی دریای سیاه است. به همین‌ منظور در چهارمین سال جنگ، هزینه های دفاعی را به ۱۷۰ میلیارد رسانده که ۸٪ تولید ناخالص داخلی است و درتاریخ شوروی و روسیه بی مانند است. کرملین همچنین سیاست خارجی خود را با تکیه بر جنوب جهانی و عمدتا چین، ایران و جمهوری دموکراتیک کره، پیش می برد؛ یعنی همان دولت هایی که همگی به یک نظم پسا غربی متعهدند. با این همه روسیه در جبهه اوکراین در باتلاق فرسایشی شدن جنگ گرفتار شده است.

این در حالی است که مقاومت سرسختانه و کمتر پیش بینی پذیر اوکراین همراه با سرازیر شدن کمک های بین المللی(۴۰۷میلیارد دلار تا جولای ۲۰۲۵)، نوآوری خارق العاده در جنگ و دفاع کمتر تصور پذیر از اّدسا و دیگر کرانه های دریای سیاه، کرملین را خشمگین کرده است.

 

جنگ اوکراین به فاز بن بست استراتژیک رسیده است

به هر روی، جنگ به فاز بن بست استراتژیک و پایداری ایدئولوژیک رسیده است. در این حال اوکراین در تلاش است تا با خنثی سازی استراتزیک، ظرفیت های بالای روسیه را در همه حوزه‌ها(زمینی، دریایی، هوایی، سایبری و اطلاعاتی) به‌ مرز کم بنیگی رسانده و خود را در موقعیت آفندی قرار دهد. اگر ترامپ به پشتیبانی از زلنسکی ادامه دهد، بعید نخواهد بود اوکراین شاهد تغییر استراتژیک در میدان شود.

حتی نتیجه ای که تا امروز به دست آمده، شگفت است:

۱- امکان‌ پیروزی مطلق نظامی روسیه در اوکراین متمایل به صفر شده است.

۲- جنگ‌ به فاز فرسایشی رسیده و روسیه جز با توسل به جنگ‌ غیر متعارف(هسته ای و..)‌ راهی برای برتری ندارد.

۳- اروپا دفاع از اوکراین را نخستین مسئولیت استراتژیک خود می داند و ذره ای از آن کوتاه نخواهد امد.

۴- سرنوشت جنگ و آبروی سیاسی پرزیدنت پوتین در هم گره خورده است.

بیشترین احتمال آن است که روسیه برنده این جنگ نخواهد بود.

 

شکست پیش از جنگ

هیچ‌‌ کارشناس و استراتژیستی تصور نمی کرد ارتش فرانسه چنین خوار و خفیف تسلیم ورماخت شده و کمتر از چند هفته کشور را دو دستی تقدیم هیتلر کند. احدی نمی پنداشت ورماخت قادر به عبور از ماژینو، مستحکم ترین خط دفاعی ۳۲۲ کیلومتری فرانسه شود. آن هم‌ در حالی که ارتش آلمان با ۱۳۶ لشگر در برابر ۱۵۶ لشگر متفقین تک کرد. ورماخت با ۲۸۰۰ تانک، در برابر ۴۰۰۰ تانک بریتانیایی، فرانسوی، بلژیک و هلند قرار داشت. ولی کمتر از چهار هفته پاریس اشغال و فرانسه نابود شد و به ویشی تبدیل شد. حکومتی کوچک در جنوب فرانسه.

چرا فرانسه چنین مذبوحانه و برق اسا منهدم شد؟! چندین تفسیر در این باره شده است. از جمله کنش های پیشا جنگی چند ساله آلمان هیتلری در خاک فرانسه. در واقع پیش از آغاز جنگ و درگیری مستقیم همه جانبه دو کشور، نهادهای جاسوسی آلمان در فرانسه، این ملت و کشور را آماده پذیرش شکست کرده بودند. دیگر کاری از خط ماژینو بر نمی آمد. چگونه؟

 

دستگاه تبلیغاتی گوبلز

دستگاه تبلیغاتی گوبلز با پخش اطلاعات نادرست، شایعات و پروپاگاندا، اعتماد مردم‌ به دولت و ارتش را سست کرده بود. ولی محور بنیادین کار آلمان ها، جاسوسی و گردآوری اطلاعات جامع از همه بخش های کشور بود. جایی نبود که دور از چشم‌ آلمان ها بماند. همین چیرگی اطلاعاتی، زمینه اخلال و اختلال در زیرساخت های حیاتی مانند  راه آهن. ارتباطات، کارخانه ها و منابع انرژی را رقم زد. همزمان تحریک به شورش و نا آرامی، از طریق دامن زدن‌ به اختلافات داخلی و ترغیب به اعتراص و حتی شورش های مسلحانه به اوج رسید. کار به جایی رسید که گروه گروه در نیروهای مسلح و دولت به فروش اطلاعات روی آوردند.

ورماخت گامی برنداشت، مگر از راه اطلاعات ستون پنجم در فرانسه.کوتاه آن‌که ارتش فرانسه پیش از درگیری با ورماخت، با کنش های حساب شده، دیرینه و سیستماتیک آلمان فروپاشیده بود.‌

دیدگاهتان را بنویسید