مونا موسوی: جدال بر سر فعالسازی یا لغو مکانیسم ماشه بین ایران و تروئیکای اروپایی در جریان است. هر دو طرف تهدیدهایی را علیه یگدیگر انجام می دهند اما ایران فراتر از آن مدعی است که اروپا با فعالسازی تحریم های جدید علیه ایران آسیب می بیند. این موضوع اشاره به وابستگی اروپا به نفت و گاز دارد. به طور قطع اروپا در زمان جنگ روسیه و اوکراین نشان داده که نسبت به بازار انری انعطاف پذیری بالایی دارد، اما تهدید این بار ایران فراتر از صادرات نفت خودش است و به صورت غیر مستقیم به بستن تنگه هرمز و توقف ۲۰ درصد از نیاز انرژی جهان از مسیر تنگه هرمز اشاره دارد.
واقعیت این است که بازار جهانی نفت، بهویژه در شرایط ژئوپلیتیکی شکننده، همواره نقش یک اهرم راهبردی در مذاکرات ایران با اروپا ایفا کرده است. اروپا پس از جنگ اوکراین و کاهش واردات انرژی از روسیه، بهشدت به تنوعبخشی منابع انرژی خود وابسته شده است. در این میان، نفت ایران با ظرفیت تولید بیش از سه میلیون بشکه در روز و موقعیت ژئوپلیتیکی در خلیج فارس، میتواند بخشی از نیاز اروپا را تأمین کند.
هرچند تحریمهای آمریکا مانع اصلی صادرات رسمی نفت ایران به اروپا هستند، اما در صورت کاهش فشارها یا توافق جدید، ایران میتواند بهسرعت سهمی از بازار اروپا را بازپس گیرد. قیمت جهانی نفت که تحت تأثیر تنشهای منطقهای و عرضه محدود نوسان میکند، به اروپا یادآوری میکند که تقابل با ایران میتواند هزینههای انرژی را افزایش دهد. بنابراین، بازار نفت نهتنها ابزار اقتصادی، بلکه یک اهرم دیپلماتیک برای ایران در برابر اروپا است.
فعالسازی مکانیسم ماشه نهتنها تحریمهای جدید علیه ایران را بازمیگرداند، بلکه میتواند منجر به واکنشهای منطقهای، اختلال در بازار انرژی، افزایش تنشهای نظامی و بیثباتی در اقتصاد جهانی شود. ایران هشدار داده که بستن تنگه هرمز یکی از گزینههای روی میز است
در این چارچوب، مکانیسم ماشه بهعنوان ابزاری حقوقی در برجام برای بازگرداندن تحریمها، در کانون تصمیمگیری اروپا قرار دارد. اروپا در شرایط فعلی با دو ملاحظه روبهروست: از یکسو، فشارهای آمریکا و اسرائیل برای فعالسازی مکانیسم ماشه افزایش یافتهاند، و از سوی دیگر، هزینههای تقابل با ایران شامل بیثباتی در خلیج فارس، افزایش قیمت نفت، و تهدیدات امنیتی است که مستقیماً اقتصاد اروپا را هدف قرار میدهد. بر اساس تحلیلهای اخیر، بسیاری از کارشناسان معتقدند که اروپا در صورت فعالسازی مکانیسم ماشه، با واکنشهای شدید ایران مواجه خواهد شد که ممکن است شامل خروج از NPT یا اقدامات منطقهای باشد. بنابراین، احتمال تمدید یا تعلیق مکانیسم ماشه بهجای فعالسازی آن، بهعنوان گزینهای کمهزینهتر برای اروپا مطرح است.
در این میان، قیمت نفت بهویژه در شرایطی که عرضه جهانی محدود است، میتواند اروپا را به تداوم گفتوگو با ایران ترغیب کند تا از شوکهای قیمتی جلوگیری شود. ایران نیز میتواند با تهدید به کاهش عرضه یا ایجاد بیثباتی در مسیرهای انتقال انرژی، فشار سیاسی وارد کند. در صورت بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت ممکن است تا ۲۵۰ دلار افزایش یابد، که برای اروپا فاجعهبار خواهد بود. در نتیجه، قیمت نفت نهتنها شاخص اقتصادی، بلکه ابزار چانهزنی ژئوپلیتیکی است.
در حال حاضر، سهم مستقیم نفت ایران در بازار اروپا به دلیل تحریمها محدود است، اما ظرفیت بالقوه ایران برای صادرات به اروپا بسیار بالاست. زیرساختهای موجود مانند پایانههای نفتی و مسیرهای انتقال از خلیج فارس، امکان افزایش صادرات را فراهم میکنند. نیاز اروپا به تنوع منابع انرژی پس از بحران اوکراین، ایران را به گزینهای جذاب تبدیل کرده است. بنابراین، نفت ایران میتواند در صورت رفع تحریمها، نقش مهمی در امنیت انرژی اروپا ایفا کند.
از طرف دیگر بستن تنگه هرمز، سناریویی بسیار پرهزینه و پرریسک است، اما در واکنش به فعالسازی مکانیسم ماشه، برخی مقامات ایرانی این گزینه را مطرح کردهاند. تنگه هرمز مسیر عبور حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز است و بسته شدن آن میتواند بازار جهانی انرژی را دچار شوک کند. ایران این اقدام را بهعنوان اهرم فشار و واکنش متقابل در برابر تحریمها مطرح کرده است. با این حال، برخی تحلیلگران داخلی هشدار دادهاند که چنین اقدامی ممکن است فشار اقتصادی را بر خود ایران نیز افزایش دهد و زمینهساز مداخله نظامی شود.
واکنش آمریکا به بسته شدن تنگه هرمز یا تهدیدات مشابه، احتمالاً شامل افزایش حضور نظامی در خلیج فارس برای تضمین امنیت مسیرهای انرژی، اعمال تحریمهای شدیدتر علیه ایران و متحدان منطقهای آن، و تشویق متحدان اروپایی به همراستایی بیشتر با سیاستهای واشنگتن خواهد بود. در صورت اقدام نظامی ایران، احتمال مداخله مستقیم یا از طریق ناتو وجود دارد. با این حال، آمریکا نیز درگیر چالشهای داخلی و رقابتهای جهانی است و ممکن است از تقابل مستقیم پرهیز کند، مگر در شرایط بحرانی.
بنابراین در صورت فعالسازی مکانیسم ماشه چند مساله رخ می دهد؛ نخست، واکنش روانی بازار که بهواسطه انتظارات تورمی و ترس از تنشهای ژئوپلیتیکی، قیمت نفت را در کوتاهمدت بین ۱۰ تا ۲۰ دلار در هر بشکه افزایش میدهد؛ دوم، سناریوی اختلال در عرضه در صورت تهدید ایران به بستن یا محدود کردن عبور نفت از تنگه هرمز، که میتواند قیمتها را تا ۲۰۰ یا حتی ۲۵۰ دلار در هر بشکه بالا ببرد؛ و سوم، واکنشهای ساختاری ناشی از کاهش صادرات ایران و فشار بر عرضه جهانی، که ممکن است قیمت نفت را بهصورت پایدار در محدوده ۱۲۰ تا ۱۴۰ دلار تثبیت کند و اقتصاد جهانی را با رکود تورمی مواجه سازد.
در چنین شرایطی، نفت نهتنها یک کالای استراتژیک، بلکه یک ابزار بازدارنده و چانهزنی قدرتمند برای ایران خواهد بود. فعالسازی مکانیسم ماشه، اگرچه از منظر حقوقی و سیاسی قابل توجیه باشد، از منظر اقتصادی میتواند تبعاتی بسیار سنگین برای اروپا و بازار جهانی انرژی داشته باشد. ایران با استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی خود در خلیج فارس و ظرفیتهای نفتی، میتواند قیمت نفت را به سطحی برساند که ادامه تقابل برای اروپا غیرقابلتحمل شود.
در حالی که آمریکا و اسرائیل خواستار فعالسازی مکانیسم ماشه هستند، اروپا با دوگانگی روبهروست: همراهی با فشارهای سیاسی یا پرهیز از شوکهای نفتی و بیثباتی منطقهای. نفت ایران، با وجود تحریمها، همچنان یک برگ برنده در دیپلماسی انرژی تهران است
اما پیامدهای این سناریوها فراتر از بازار انرژی است و در حوزههای اقتصادی، مالی، سیاسی و اجتماعی نیز اثرگذار خواهد بود. از منظر اقتصادی و مالی، بازگشت تحریمهای شورای امنیت میتواند صادرات نفت و درآمدهای ارزی ایران را کاهش دهد، نرخ ارز را بالا ببرد، فشار تورمی را تشدید کند و موجب اختلال در حملونقل دریایی و بیمه کشتیها شود. صنایع وابسته به واردات نیز با افزایش هزینه تولید و رکود مواجه خواهند شد، مگر آنکه تدابیر پیچیدهای برای مقابله با تحریمها اتخاذ شود.
در سطح ژئوپلیتیکی، افزایش تنشها در خلیج فارس و تهدید به بستن تنگه هرمز میتواند امنیت انرژی جهانی را به خطر اندازد، حضور نظامی آمریکا و متحدانش را در منطقه افزایش دهد، وابستگی اروپا به آمریکا را در حوزه امنیت انرژی تشدید کند و رقابتهای منطقهای میان ایران، عربستان، امارات و اسرائیل را در حوزههای دریایی و سایبری تقویت کند.
بازارهای مالی جهانی نیز از این تحولات بینصیب نخواهند ماند. افزایش قیمت نفت و تنشهای منطقهای میتواند بازارهای بورس جهانی را دچار نوسان کند، نرخ بهره و تورم جهانی را بالا ببرد، قیمت طلا و داراییهای امن را افزایش دهد و رشد اقتصادی جهانی را بهویژه در کشورهای واردکننده انرژی کاهش دهد.
البته بازگشت تحریمها و افزایش فشار اقتصادی میتواند نااطمینانی و بیاعتمادی عمومی نسبت به آینده اقتصادی کشور را افزایش دهد، مهاجرت نخبگان و سرمایهگذاران را تشدید کند، مطالبات اجتماعی را بالا ببرد و فشار بر دولت برای شفافسازی و اصلاحات اقتصادی را بیشتر کند. همچنین، بسته به واکنش دولت و نهادهای حاکمیتی، گفتمان مقاومت یا مذاکره در فضای سیاسی داخلی تقویت خواهد شد.
زنجیره پیامدهای درهمتنیده مکانیسم ماشه
در مجموع، سناریوی فعالسازی مکانیسم ماشه و افزایش قیمت نفت، یک زنجیره پیامدهای درهمتنیده را رقم میزند که نیازمند تحلیل چندسطحی، تدبیر راهبردی و اجماع ملی برای مدیریت آن است. اگر بخواهی، میتوانیم این گزارش را به یک چارچوب سیاستگذاری یا مقاله تحلیلی برای انتشار در رسانههای تخصصی تبدیل کنیم. فقط کافیست بگویی برای چه مخاطبی و با چه هدفی.
در سطح منطقهای، افزایش تنشها در خلیج فارس میتواند به تقویت محورهای امنیتی جدید منجر شود. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بهویژه عربستان و امارات، ممکن است در واکنش به تهدیدات ایران، همکاریهای نظامی خود با آمریکا و اسرائیل را افزایش دهند. این امر میتواند به شکلگیری یک بلوک امنیتی ضدایرانی منجر شود که فضای دیپلماسی را محدودتر و هزینههای تقابل را بالاتر خواهد برد. در مقابل، ایران نیز ممکن است به تعمیق روابط با محور مقاومت، روسیه و چین روی آورد تا موازنهسازی کند و از فشارهای غرب بکاهد.
در سطح بینالمللی، افزایش قیمت نفت و بیثباتی در عرضه انرژی، اقتصادهای نوظهور را با چالشهای جدی مواجه خواهد کرد. کشورهایی مانند هند، ترکیه، مصر و حتی برخی کشورهای اروپای شرقی که به واردات انرژی وابستهاند، در معرض رکود تورمی قرار میگیرند. این وضعیت میتواند به نارضایتیهای اجتماعی، افزایش بدهی عمومی و تضعیف دولتهای مرکزی در این کشورها منجر شود. در چنین فضایی، ایران میتواند با دیپلماسی انرژی، نقش میانجی یا تأمینکننده جایگزین را ایفا کند، مشروط به آنکه بتواند از محدودیتهای تحریمی عبور کند.
در داخل ایران نیز، پیامدهای روانی و اجتماعی این تحولات بسیار مهماند. جامعهای که در سالهای اخیر با تورم، کاهش قدرت خرید، و نااطمینانی اقتصادی مواجه بوده، ممکن است در برابر موج جدید فشارها واکنشهای متفاوتی نشان دهد. از یکسو، گفتمان مقاومت میتواند تقویت شود و انسجام ملی را در برابر تهدیدات خارجی افزایش دهد. از سوی دیگر، مطالبات برای اصلاحات اقتصادی، شفافیت در حکمرانی و کاهش فساد نیز شدت خواهد گرفت. در این میان، نقش نخبگان اقتصادی، رسانههای مستقل و نهادهای مدنی در هدایت افکار عمومی و حفظ تعادل اجتماعی بسیار حیاتی خواهد بود.
در نهایت، باید تأکید کرد که نفت، در این معادله، صرفاً یک کالا نیست؛ بلکه یک ابزار راهبردی است که میتواند مسیر تقابل یا تعامل را تعیین کند. ایران اگر بتواند با هوشمندی از این ابزار بهره گیرد—نه صرفاً از طریق تهدید، بلکه با ارائه راهحلهای جایگزین، دیپلماسی انرژی و تعامل منطقهای میتواند از یک موقعیت انفعالی به یک بازیگر فعال و تعیینکننده در معادلات جهانی تبدیل شود.
مدیرعامل منطقه آزاد ارس با اشاره به موقعیت ژئوپلیتیکی این منطقه در تقاطع کریدورهای بینالمللی،…
مجری طرح انتقال آب جایگزین سد طالقان با اشاره به پیشرفت ۹۳ درصدی پروژه، از…
مدیرعامل منطقه آزاد ماکو تأکید کرد که مسیر ریلی سرخس–ماکو–ترکیه، بهعنوان تنها مسیر تمامریلی بدون…
در حالیکه تهران با بحران ناترازی برق در آستانه توسعه ناوگان حملونقل برقی روبهروست، شهرداری…
فرونشست زمین دیگر فقط ترکخوردگی دیوارها نیست؛ این پدیده به تهدیدی چندوجهی بدل شده که…
سیاستهای تعرفهای دولت آمریکا که با هدف جبران کسری بودجه و اعمال فشار بر شرکای…