مرکز آمار ایران به تازگی نتایج طرح آمارگیری از گذراندن وقت در نقاط شهری پاییز ۱۴۰۴ را منتشر کرده است. این طرح تصویری از نوع و مدت زمان فعالیتهای روزمره شهروندان در یک شبانهروز را ارائه میدهد و زوایای پنهانی از سبک زندگی، تقسیم کار جنسیتی و ارزشگذاری فعالیتهای اقتصادی و خانگی را نمایان میکند.
بر اساس نتایج منتشرشده، بیشترین زمان صرفشده در شبانهروز در بین تمامی گروهها مربوط به فعالیتهای رسیدگی و خودمراقبتی شامل خوابیدن، خوردن، مراقبتهای پزشکی و بهداشتی، نظافت شخصی و استحمام است که به طور میانگین ۱۱ ساعت و ۴۹ دقیقه از وقت هر فرد را به خود اختصاص میدهد. پس از آن، گروه فعالیتهای مرتبط با فرهنگ، فراغت، رسانههای گروهی و تمرینهای ورزشی با ۳ ساعت و ۴۲ دقیقه، خدمات خانگی بدون مزد با ۲ ساعت و ۵۹ دقیقه و اشتغال و فعالیتهای مرتبط با مزد با ۲ ساعت و ۵۲ دقیقه در رتبههای بعدی قرار دارند. همچنین معاشرت، ارتباطات اجتماعی و آداب و رسوم دینی یکساعت و ۳۸ دقیقه از زمان روزانه را به خود اختصاص داده است. در این میان، نکته قابلتأمل سهم ناچیز یکدقیقهای کار داوطلبانه بدون مزد است که نشاندهنده ضعف فرهنگ مشارکت مدنی و فعالیتهای عامالمنفعه در الگوی زمانبندی روزانه شهروندان است.
دادههای این گزارش آنجایی از شکاف جنسیتی در بازار کار و پیروی از الگوی سنتی تقسیم کار پرده برمیدارد که نشان میدهد در بین مردان، پس از فعالیت خودمراقبتی، بیشترین زمان صرفشده به فعالیتهای اشتغال و کسب درآمد اختصاص دارد و بهطور متوسط ۵ ساعت و یک دقیقه در شبانهروز است. در مقابل، زنان بخش عمدهای از زمان فعال خود را در محیط خانه سپری میکنند. متوسط زمان اختصاصیافته به خدمات خانگی بدون مزد برای زنان ۴ ساعت و ۵۲ دقیقه است.
بنابراین زنان در یک شبانهروز به طور متوسط ۳ ساعت و ۴۶ دقیقه بیشتر از مردان وقت خود را به کارهای خانگی بدون دستمزد اختصاص میدهند. از سوی دیگر، مردان نیز در مقایسه با زنان ۴ ساعت و ۱۹ دقیقه زمان بیشتری را صرف اشتغال و فعالیتهای اقتصادی مرتبط با مزد میکنند.
این اعداد روایت میکنند که جامعه شهری ایران همچنان از الگوی سنتی تقسیم کار تبعیت میکنند؛ الگویی که در آن مرد به عنوان نانآور اصلی خانواده تعریف میشود و در فضای بیرون از خانه کار میکند اما زن بار سنگین کار خانگی بدون مزد را به دوش میکشد.این شکاف پنج ساعته مانع بزرگی برای حضور فعال و برابر زنان در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و بازار کار رسمی است. زنی که روزانه ۵ ساعت از وقت خود را صرف کار بدون مواجب خانه میکند، انرژی و زمان کمتری برای ارتقای مهارت، تحصیلات تکمیلی و فعالیتهای اجتماعی خواهد داشت. از این رو این چرخه به فقر پنهان، وابستگی مالی به مردان و در نهایت کاهش استقلال فردی زن میانجامد.
زهرا کریمی، اقتصاددان درباره ریشههای فرهنگی و ساختاری الگوی نامتعادل مصرف زمان میان زنان و مردان به روزنامه هفت صبح میگوید: «این الگو در همه کشورهای دنیا همچنان ادامه دارد. الگوی مصرف زمانی بین زن و مرد شکافی دارد که شدت و ضعف آن در کشورهای مختلف متفاوت است اما آنچه عمومیت دارد این است که زنان در تمام کشورها برای کار بدون مزد خانگی زمان بیشتری صرف میکنند.» این استاد دانشگاه معتقد است در کشورهایی که زنان بیشتری شاغل هستند، سهم مردان در کار خانگی افزایش یافته ولی بازهم شکافشان صفر نشده است: «در فعالیتهایی مانند نگهداری فرزند و انجام کار خانه از سوی مردان همکاریهایی میشود ولی همچنان وظیفه اصلی کار خانه در همه کشورها بر دوش زنان است. به همین علت اگر خانمها همچنان شاغل هم باشند زمانی که صرف خود مراقبتیشان میشود، سهم کمتری نسبت به مردان دارد. به بیانی سادهتر، از آنجایی که زنان وظیفه مراقبت از سالخوردگان، کودکان و کارهای منزل را برعهده دارند، وقت کمتری برای انجام کارهای موردعلاقهشان دارند.»
او همچنین درباره علت تداوم الگوی سنتی تقسیم کار در ایران، بیان میکند: «بخش بزرگی از زنان ایران در بازار کار نیستند و نرخ مشارکت زنان ۱۴ درصد است یعنی از هر ۱۰۰ زن بالای ۱۵ سال، تنها ۱۴ نفر از آنها در بازار کار هستند. در چنین شرایطی الگوی سنتی مرد نانآور و زنی که در منزل باید وظایف همسری، مادری و فرزندی را برعهده گیرد، مسلط است. این امر هم ریشههای تاریخی قوی دارد و هم به وضعیت اقتصادی برمیگردد که زنان چهقدر فرصت اشتغال دارند.»
کریمی در پاسخ به این پرسش که ار نظر اقتصاد کلان چگونه میتوان کار پنهان خانگی را ارزشگذاری کرد و در تولید ناخالص داخلی به آن سهم داد، عنوان میکند: «حسابهای ملی براساس تعریف سازمان ملل محاسبه شده و به همین علت درآمدهای سرانه و ملی کشورها بایکدیگر قابل مقایسه هستند. براساس این روش عمومی فقط ارزش کالاها و خدماتی در محاسبه درآمد ملی لحاظ میشود که در بازار انعکاس پیدا کرده باشد. به عنوان مثال درنظر بگیرید زنی در خانه قورمه سبزی درست کرده است. ارزش این قورمه سبزی براساس آنچه در بازار خریداری شده اعم از سبزی، گوشت، ادویه و برنج در حسابهای ملی انعکاس پیدا میکند. ولی آن کاری که زن در خانه انجام داده و آن را به غذای مورد استفاده تبدیل کرده محاسبه نمیشود.»
او ادامه میدهد: «در دنیا این بحث مطرح است که ارزش تولید خانگی زنان را چگونه محاسبه کنند؟ اگر به طور مثال ارزش قورمه سبزی تولید شده در خانه براساس قیمت رستوران ارزیابی شود ممکن است بگویند ارزش کار زن برای پختن قورمه سبزی که با عشق غذا را تهیه میکند، بسیار متفاوت است با کاری که آشپز رستوران و صرفا براساس وظیفه انجام میدهد. در نهایت تولید خانگی در محاسبات ملی انعکاس پیدا نمیکند. مثلا ارزش افزوده تولید لباس، زمانی که شما لباس از بازار بخرید با اینکه پارچه لباس را خریداری کنید و آن را بدوزید، متفاوت است.» این استاد دانشگاه میگوید که نحوه محاسبات حسابهای ملی، در جهان عمومیت دارد. به همین جهت تولید ملی در کشورهای درحال توسعه کمتر برآورد می شود:
«به عنوان مثال در کشورهای صنعتی کمتر فردی است که جورابش را در خانه ببافد ولی در کشورهای فقیر، بسیاری از زنان جوراب اعضای خانواده خود را میبافند. بنابراین این تولید خانگی صورت میگیرد ولی در حسابهای ملی لحاظ نمیشود.» کریمی میگوید روش دیگری با عنوان «برابری قدرت خرید» به حسابهای ملی اضافه شده است. او در توضیح این روش میگوید: «برابری قدرت خرید یعنی اگردرآمد خانواری را ۱۰۰ دلار درنظر بگیریم، ارزش این ۱۰۰ دلار در اندونزی، نیجریه و ایران با اروپا، آمریکا و کانادا فرق میکند. این ۱۰۰ دلار در آمریکا، در مقایسه با ایران، ممکن است سبد کالای کوچکتری را خریداری کند. در بیشتر مواقع، تولید ناخالص داخلی براساس برابری قدرت خرید، در کشورهای در حال توسعه بیشتر از محاسبه حسابهای ملی است.»
او در پاسخ به اینکه باتوجه به تجربه جهانی، برای افزایش سهم زنان در بازار کار چه زیرساختهایی باید فراهم شود، بیان میکند: «واقعیت این است که برای ایجاد تحول در وضعیت رفاهی زنان، اقتصاد باید توانایی بیشتری داشته باشد. براساس برآوردها طی یک سال اخیر بیش از یک میلیون شغل از بین رفته است. یک عامل آن جنگ و به دنبال آن از بین رفتن صنایع فولاد، ذوب آهن و پتروشیمی است. کمبود برق و گاز نیز سبب شده که بنگاهها دیگر نتوانند تولید پیشبینی شده را داشته باشند و نیروهایشان را تعدیل میکنند.»
کریمی ضمن بیان اینکه زنان، اولین نیروهایی هستند که تعدیل میشوند، ادامه میدهد: «بنگاهها سعی میکنند نیروهای کار متخصصشان را حفظ کنند ولی زنانی که تخصص ویژهای ندارند و کارفرمایان به سادگی میتوانند برای آنان جایگزین پیدا کنند، در وهله اول آنها را اخراج میکنند. زمانی که اقتصاد بد کار میکند، زنان آخرین گروهی هستند که کار پیدا میکنند و اولین گروهی هستند که کارشان را از دست میدهند. اما در شرایطی که اقتصاد رونق داشته باشد، سرمایه گذاری زیاد شود، بنگاههای جدیدی تاسیس شود، فرصتهای بیشتری برای زنان ایجاد میشود.»
او درباره شرایط لازم برای کاهش سهم کار خانگی بدون مزد میگوید: «وقتی زنان شاغل هستند بخش بزرگتری از نیازهای خانواده را از بازار میخرند. شما کمتر زن شاغلی را میبیند که لباسش را خودش بدوزد چراکه وقتش را ندارد و از آن طرف درآمد دارد. بدین شکل سهم کار خانگی بدون مزد پایین میآید. هرقدر سهم زنان از طریق اشتغال از تولید ناخالص داخلی بالابرود، سهم کار خانگی بدون مزد زنان پایین میآید.» کریمی در پایان آسیب قطع اینترنت بر اشتغال زنان را اینگونه عنوان میکند: «در نظر بگیرید که در اقتصاد دیجیتال بسیاری از زنان از طریق ایسنتاگرام کار میکردند و درآمد داشتند.
اما اولین گروهی که از قطعی اینترنت اخیر آسیب دیدند، زنان هستند. زنان به علت داشتن فرزند و ضرورت انعطافپذیری ساعات کار، برای مراقبت از فرزندان و انجام کارهای منزل، با استفاده از اینترنت از خانه کار کند. از این رو بسیاری از این زنان با قطع اینترنت کار و درآمدشان را از دست دادهاند. برای بهبود وضعیت زنان در خانواده و اجتماع، برای این که زنان بتوانند به فعالیت موردنظرشان بپردازند و از توانمندیها و استعدادهایشان بهتر استفاده کنند، اقتصاد باید پویایی و رشد داشته باشد. تا زمانی که اقتصاد گرفتار رکود باشد، قطعا زنان بیشتر آسیب میبینند.»
دولت ترامپ میگوید عبور غیرقانونی از مرز جنوبی آمریکا «به صفر» رسیده، اما دادههای میدانی،…
جهش نرخ ارز باعث شد بسیاری از کالاهای اساسی ناگهان چند برابر گرانتر شوند و…
نزدیک به سه ماه از مسدود شدن تنگه هرمز و شعلهور شدن درگیریهای نظامی در…
همزمان با تشدید تنشهای نظامی در خلیج فارس و تداوم بنبست در مذاکرات مستقیم، شواهد…
دادههای مرکز آمار ایران در بهار ۱۴۰۵، تأییدی بر این واقعیت تلخ است که تورم…
تأثیر قطعی اینترنت بر فضای فروش آنلاین محسوس بوده و بسیاری از ذافذدی که کارگاههای…