سیاست و دیپلماسی

استراتژی اسرائیل برای خاورمیانه

آزاد کلهر: در روزهایی که آتش‌بس شکننده در منطقه برقرار است و مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن ادامه دارد، یک تحلیل راهبردی به خوبی نشان می‌دهد که «گزینه مورد علاقه اسرائیل، رسیدن ایران به یک صلح پایدار نیست.» آنچه رژیم صهیونیستی از آن استقبال می‌کند، «ادامه وضعیت بلاتکلیفی و بی‌ثباتی مزمن در ایران است.» به عبارت دیگر، اسرائیل خواهان آن است که ایران به «لبنان دیگری» تبدیل شود؛ کشوری که هر چند وقت یک بار مورد حمله هوایی یا عملیات خرابکارانه قرار می‌گیرد، هرگز به ثبات اقتصادی و سیاسی نمی‌رسد، و همواره در حاشیه امنیت و توسعه باقی می‌ماند. این تحلیل به بررسی این استراتژی و پیامدهای آن برای آینده ایران می‌پردازد.

چرا اسرائیل صلح پایدار را نمی‌خواهد؟

«این بلاتکلیفی فرساینده، اگرچه برای ایران بدترین گزینه ممکن است، اما دقیقاً همان چیزی است که اسرائیل به دنبال آن است.» دلایل متعددی برای این ادعا وجود دارد. نخست، «صلح پایدار به معنای رشد اقتصادی ایران است.» اگر تحریم‌ها لغو شوند، سرمایه‌گذاری خارجی جذب شود، و صادرات نفت و پتروشیمی به روال عادی بازگردد، «اقتصاد ایران جهش قابل توجهی خواهد کرد.» ایران با منابع عظیم نفت، گاز، معادن، و نیروی انسانی تحصیل‌کرده، «پتانسیل تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی منطقه‌ای (و حتی جهانی) را دارد.» اسرائیل از این سناریو به شدت هراس دارد. دوم، «بی‌ثباتی مزمن، سرمایه‌گذاری خارجی را فراری می‌دهد.» تا زمانی که ریسک جنگ و تنش‌های سیاسی بالا باشد، «هیچ شرکت خارجی بزرگی سرمایه خود را در ایران به خطر نمی‌اندازد.» نتیجه این وضعیت، «ادامه رکود اقتصادی، افزایش بیکاری، و کاهش قدرت خرید مردم» خواهد بود. سوم، «تمرکز ایران بر مشکلات داخلی، توان نظامی و منطقه‌ای آن را تضعیف می‌کند.» وقتی حکومت درگیر بحران‌های اقتصادی و اجتماعی باشد، «کمتر می‌تواند به حمایت از متحدان خود در منطقه (لبنان، سوریه، عراق و یمن) بپردازد.» این دقیقاً همان هدفی است که اسرائیل از ابتدای جنگ دنبال می‌کرده است.

سناریوی مطلوب اسرائیل چیست

«سناریوی مطلوب اسرائیل، تبدیل ایران به لبنانی دیگر است.» لبنان کشوری است که هر چند سال یک بار با جنگ یا بحران سیاسی مواجه می‌شود، هرگز به ثبات پایدار نمی‌رسد، سرمایه‌گذاری خارجی در آن جذب نمی‌شود، و مردم آن همواره در فقر و ناامنی به سر می‌برند. «اسرائیل با جنگ‌های دوره‌ای (مانند جنگ ۳۳ روزه، ۲۲ روزه، و اخیراً جنگ رمضان) و ترورهای هدفمند (دانشمندان، فرماندهان نظامی، و مقامات سیاسی) این بی‌ثباتی را در لبنان و سوریه حفظ کرده است.» اکنون به نظر می‌رسد که «همان الگو در مورد ایران نیز در حال اجرا است.» جنگ رمضان (اسفند ۱۴۰۴) و تشدید تحریم‌ها، بخشی از این استراتژی بلندمدت بوده است. هدف، «نه فروپاشی کامل نظام جمهوری اسلامی» (چون این کار هزینه‌های گزافی دارد و ممکن است نتیجه عکس بدهد)، بلکه «نگه داشتن ایران در یک وضعیت «نه جنگ، نه صلح» فرسایشی است.» در این وضعیت، ایران هرگز نمی‌تواند به پتانسیل اقتصادی و فناوری خود دست یابد و همواره درگیر بحران‌های داخلی و خارجی باقی می‌ماند. «این شرایط برای ایران بدترین گزینه ممکن است، زیرا ثبات وجود ندارد، سرمایه‌گذاری انجام نمی‌شود، پیشرفت حاصل نمی‌شود، و هر روز از روز قبل بدتر می‌شود.»

نقش غایب سیاستمداران حرفه‌ای

یکی از عواملی که ایران را در این دام گرفتار کرده است، «ضعف دیپلماسی فعال و فقدان سیاستمداران حرفه‌ای در عرصه بین‌الملل» است. متأسفانه، در سال‌های اخیر، «وزنه سنگین تصمیم‌گیری‌های کلان کشور بر دوش مداحان، روحانیون تندرو، و نظامیان قرار گرفته است و نقش سیاستمداران حرفه‌ای و کارشناسان دیپلماسی به حاشیه رانده شده است.» «کاش چند سیاستمدار لایق و کارکشته در میان این همه مداح و خطیب باقی مانده بود که بتوانند با درایت و تدبیر، حمایت بین‌المللی جدی را جلب کنند و به این شرایط پایان دهند.»

تجربه نشان داده است که «تنها دیپلماسی فعال و ارتباط مستمر با بازیگران جهانی (به ویژه اروپا، چین، و روسیه) می‌تواند تحریم‌ها را کاهش دهد، سرمایه‌گذار خارجی جذب کند، و از شدت فشارها بکاهد.» اما تا زمانی که «نگاه‌های امنیتی و نظامی بر نگاه‌های دیپلماتیک و اقتصادی غلبه داشته باشد»، «ایران همچنان در دام «بی‌ثباتی مزمن» گرفتار خواهد ماند و «هر روز از روز قبل بدتر خواهد شد.»

فرار از دام فرسایش، نیازمند تغییر استراتژیک

ادامه وضعیت فعلی آمریکا و اغ (نه جنگ، نه صلح) به نفع ایران نیست. بدترین سناریو برای ایران، تبدیل شدن به لبنانی دیگر است. برای خروج از این دام، «ایران نیازمند یک تغییر استراتژیک در سیاست خارجی و داخلی است.» در سیاست خارجی، باید «به جای رویارویی و تقابل، به دنبال تعامل هوشمندانه با جهان باشد.»

این تعامل به معنای چشم‌پوشی از خطوط قرمز نیست، بلکه به معنای «اولویت‌بندی منافع ملی و استفاده از ابزارهای دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها و جذب سرمایه‌گذاری» است. در سیاست داخلی، باید «به سیاستمداران حرفه‌ای و کارشناسان مجرب میدان داده شود و تصمیمات کلان کشور از انحصار نهادهای نظامی و امنیتی خارج گردد.» تنها در این صورت است که ایران می‌تواند از «دام فرسایش» نجات یابد و به مسیر «توسعه و پیشرفت» بازگردد. در غیر این صورت، «هر روز بدتر از دیروز» به یک واقعیت تلخ روزمره تبدیل خواهد شد. موفق باشید.

modir

Recent Posts

عملکرد بورس بهار ۱۴۰۵

طی روزهای اخیر، انبوهی از گزارش‌های فروش ماهانه شرکت‌های بورسی منتشر شده است. بررسی این…

2 دقیقه ago

دلیل ناکارآمدی سیاست‌های حمایتی جنگ

معافیت بیمه کارکنان و مالیات بنگاه‌های اقتصادی مانع از افزایش رکود اقتصادی و بیکاری در…

13 دقیقه ago

وضعیت معاملاتی بورس در پساجنگ

سه پارامتر همزمان وضعیت مثبت بورس را تأیید می‌کنند؛ ورود خالص پول حقیقی، بازگشت ارزش…

28 دقیقه ago

وضعیت صادرات نفت ایران بهار ۱۴۰۵

موجودی نفت ایران روی آب نشان می‌دهد که «کل نفت شناور از حدود ۱۹۰ میلیون…

39 دقیقه ago

ارزش واقعی پالایشگاه‌ها چقدر است؟ ؛ تاثیر نفت گران بر درآمد پالایشگاه‌ها

پالایشگاه یک دارایی بسیار گران است در مقیاس ۲۵۰ هزار بشکه، حدود ۷ تا ۱۲…

42 دقیقه ago

تبعات جنگ علیه ایران چه بود؟

برخی جنگ‌ها وقتی پایان می‌یابند که آتش‌بس اعلام شود، اما برخی دیگر تازه پس از…

1 ساعت ago