بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها قابل چشمپوشی نیست.
به گزارش سرمایه فردا، چراغها که در سالنهای تاریک خاموش میشوند، تماشای فیلم همیشه شبیه یک آیین جمعی بوده؛ تجربهای که با بلیت، صندلی و نفسهای همزمان تماشاگران معنا پیدا میکرد. حالا اما این آیین، در سالهایی پرتنش و پرهزینه، شکل تازهای به خود گرفته است؛ خانهها بدل به سالنهای کوچک شدهاند و اکران آنلاین، آرام و بیهیاهو، جای خودش را در سبد فرهنگی خانوادهها باز کرده است. در روزهایی که جامعه از یک دوره فرساینده عبور کرده و هنوز نفس اقتصاد به شماره میافتد، این شکل تازه از نمایش فیلم، هم فرصت است و هم محل بحث.
اکران آنلاین، پیش از هر چیز، یک مسیر جایگزین برای نفس کشیدن سینماست. فیلمهایی که در صف اکران عمومی گیر میکنند یا آنهایی که از ابتدا امید چندانی به گیشه ندارند، در این فضا امکان دیده شدن پیدا میکنند. بسیاری از آثار مستقل، فیلمهای کمبودجه یا حتی پروژههایی که در اکران سنتی شکست خوردهاند، در نمایش خانگی دوباره متولد میشوند؛ مخاطب تازه پیدا میکنند و گاهی حتی اعتباری را که در سالن از دست دادهاند، در خانهها بازمیگیرند.
از سوی دیگر، این مدل نمایش به اقتصاد سینما کمک میکند. در شرایطی که هزینه تولید بالا رفته و بازگشت سرمایه به یک دغدغه جدی بدل شده، اکران آنلاین میتواند بخشی از این چرخه را ترمیم کند. فیلمساز، پخشکننده و حتی پلتفرم، هرکدام سهمی از این جریان دارند و این یعنی ادامه حیات یک صنعت که بهسادگی از پا نمیافتد.با این همه، مزیتها زمانی معنا پیدا میکنند که تعادل میان مخاطب و عرضهکننده حفظ شود؛ تعادلی که حالا زیر سایه افزایش قیمتها، کمی لرزان به نظر میرسد.
مسئله از جایی شروع میشود که مخاطب، پیش از این هم هزینهای پرداخت کرده است. او برای دسترسی به پلتفرمهای نمایش خانگی، حق عضویت میدهد؛ اشتراکی که قرار است دریچهای باشد به مجموعهای از فیلمها و سریالها. اما هنگام اکران آنلاین، همان مخاطب باید دوباره بلیت بخرد؛ آن هم با قیمتی که حالا به حدود ۱۵۰ هزار تومان رسیده و با احتساب مالیات، به مرز ۱۶۵ هزار تومان نزدیک میشود.
این وضعیت، یک تناقض ساده اما آزاردهنده ایجاد میکند. تماشاگر احساس میکند برای یک خدمت، دو بار هزینه میپردازد؛ یکبار برای ورود به پلتفرم و بار دیگر برای دیدن فیلمی که قرار است بخشی از همان تجربه باشد. در شرایطی که فشار اقتصادی پس از یک دوره بحرانی همچنان بر دوش خانوادهها سنگینی میکند، این رقم برای بسیاری از مخاطبان، عدد کوچکی نیست.
از این زاویه، اکران آنلاین که میتوانست پلی باشد میان سینما و مخاطب، بهتدریج به یک انتخاب لوکس نزدیک میشود؛ انتخابی که ممکن است بخشی از مخاطبان را از دایره تماشا بیرون بگذارد. این خطر زمانی جدیتر میشود که بدانیم مخاطب ایرانی، در سالهای اخیر، بیش از هر زمان دیگری به مصرف فرهنگی در خانه روی آورده است.
موضوع مهم دیگر، بحث مالیات است؛ رقمی که به قیمت بلیت اضافه میشود و در نهایت، بار آن بر دوش مخاطب مینشیند. در نگاه اول، این شاید یک سازوکار اقتصادی معمول به نظر برسد، اما وقتی پای کالای فرهنگی به میان میآید، ماجرا شکل دیگری پیدا میکند.فرهنگ، صرفاً یک محصول برای خرید و فروش نیست؛ بخشی از زیست روزمره جامعه است. در دورههایی که جامعه نیاز بیشتری به بازسازی روحی و روانی دارد، دسترسی آسانتر به هنر و سینما، میتواند نقش مهمی در کاهش فشارها ایفا کند. در چنین شرایطی، دریافت مالیات از مخاطب برای تماشای یک فیلم، تصمیمی است که جای بحث دارد.
شاید بتوان راهحلهایی میانه پیدا کرد؛ از کاهش یا حذف مالیات برای اکرانهای آنلاین گرفته تا طراحی بستههای ترکیبی برای مشترکان پلتفرمها، تا مخاطب احساس نکند برای هر قدم، باید هزینهای جداگانه بپردازد.ژاکران آنلاین، در ذات خود ایدهای هوشمندانه و متناسب با زمانه است؛ پلی میان تکنولوژی و هنر. اما هر پلی، زمانی کارکرد واقعی پیدا میکند که عبور از آن برای همه ممکن باشد. اگر این مسیر بهتدریج باریکتر شود و تنها گروهی محدود بتوانند از آن عبور کنند، آنوقت باید دوباره به نقطه آغاز برگشت و پرسید: قرار بود سینما به خانهها بیاید، یا خانهها از سینما دور شوند؟
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا