هجوم شکارچیان به طبیعت

استفاده از پهپاد می‌تواند میل تیراندازی در طبیعت را کنترل کند اما اجرای آن با چالش‌های اقتصادی و امنیتی همراه است.

لیلا مرگن:

تصاویر منتشر شده در فضای مجازی طی جنگ اخیر نشان می‌داد که یکی از عشایر، پهپادهای دشمن را شکار کرده و لاشه‌های آنها را مثل شکار جمع‌آوری می‌کرد و با آن عکس یادگاری می‌گرفت. این تصاویر، مسائل مطرح شده درباره شکست باشگاه‌های با اهداف متحرک برای ارضای حس تیراندازی در میان شکارچیان محلی را زیرسوال می‌برد. البته شاید هم پهپادهای دشمن، اهداف هیجان‌انگیزتری برای شکارچیان بومی باشند؛ با توجه به مشاهده چنین رفتاری در میان عشایر آیا پس از پایان جنگ، می‌توان باشگاه‌هایی با پهپادهای ارزان‌تر برای جلوگیری از شکار موجودات زنده طراحی کرد؟

تقابل خونین بین محیط‌بانان و شکارچیان همچنان ادامه دارد. این تقابل، تاکنون به شهادت ۱۵۴ محیط‌بان منتهی شده و دقیقا نمی‌دانیم که تعداد شکارچیان کشته شده در جریان تعقیب و گریزها چند نفر بوده است. متاسفانه به دلایل مختلف، حتی برخی از محیط‌بانان در جریان دادرسی به پرونده‌ها حکم قصاص دریافت کرده‌اند و این موضوع، ادامه راه را برای همکارانشان با نگرانی‌های زیادی همراه کرده است. ساماندهی موضوع شکار، به دلیل انگیزه‌های متنوع در شکارچیان کار ساده‌ای نیست.

سال‌ها پیش برای کنترل میل به تیراندازی، باشگاه‌هایی با اهداف متحرک طراحی شد که به گفته برخی فعالان محیط زیست، هرگز آن‌طور که باید با استقبال مواجه نشد. برخی جذاب نبودن تیراندازی به اهداف شبیه بشقاب را مهمترین دلیل عدم تمایل شکارچیان به‌ویژه شکارچیان معیشتی (شکارچیان جامعه محلی) به استفاده از این باشگاه‌ها اعلام کردند.

جنگ اخیر و تقابل عشایر با پهپادهای دشمن، شاید فرصتی برای مطالعه رفتار جامعه محلی در برخورد با اهداف متحرک را فراهم کند. بر اساس تصاویر منتشر شده در فضای مجازی، یکی از عشایر غرب کشور با شکار پنج پهپاد دشمن، دقیقا شبیه یک شکارچی کارکشته که لاشه شکارهایش را جمع‌آوری می‌کند و با آن عکس یادگاری می‌گیرد، اقدام به جمع‌آوری لاشه پهپادها کرده و درباره شکارهایش سخن می‌گوید. شاید جذابیت شکار پرنده‌ای شبیه پهپاد که کاملا هدایت پذیر است، بتواند به عنوان ایده‌ای برای راه‌اندازی باشگاه‌ استفاده شود تا از نشانه رفتن قلب موجودی زنده، جلوگیری شود. اما اجرای چنین ایده‌ای با توجه به شرایط حاکم بر ایران امکان‌پذیر است؟

  بررسی اقتصادی، مهمترین گام

حسینعلی ابراهیمی کارنامی مدیر کل سابق محیط زیست مازندران در گفت‌وگو با هفت صبح با اشاره به اینکه اکنون باشگاه‌هایی برای تیراندازی با اهداف متحرک وجود دارد، دلیل عدم استقبال از این مراکز را گران شدن قیمت فشنگ می‌داند اما بر این باور است که خیلی از افرادی که پول دارند، به این مرکز مراجعه می‌کنند و چهارتا تیر هم در می‌کنند ولی افرادی هم هستند که پول حضور در چنین مکان‌هایی را ندارند.

او تاکید می‎کند که برای طراحی یک باشگاه با اهداف پهپادی، بدون شک محاسبات اقتصادی اهمیت ویژه‌ای دارد. استقبال از چنین مکان‌هایی منطبق بر الگوی بازار است. نرخ‌ها در جذب مشتری موثر بوده و مشابه شرایط بازار، هر کس محصول رقابتی با کیفیت مناسب ارائه دهد، مشتری پیدا می‌کند.البته ابراهیمی کارنامی بر این باور است که به دلیل برخی پیش‌نیازها مثل کسب مجوز از نهادهای امنیتی، دستگاه‌های مرتبط با پرنده‌ها و … به همراه هزینه‌های بالای خرید پهپاد، بعید است که راه‌اندازی چنین باشگاهی از نظر اقتصادی مقرون به‌صرفه باشد.

مدیر کل سابق محیط زیست مازندران، با تاکید بر اینکه طبیعت ایران دیگر ظرفیت شکار ندارد و زیستگاه‌های کشور به دلیل حضور انسان به شدت کوچک شده‌اند، قرق‌های اختصاصی را همچنان بهترین نسخه برای مدیریت شکار و کاهش تقابل محیط بانان با شکارچیان معرفی می‌کند.او می‌گوید که اگرچه قرق‌های اختصاصی منتقدان زیادی داشت اما باید نظارت بر این محیط‌ها را افزایش دهیم. ضمن آنکه زاد و ولد در قرق‌ها را به قدری تقویت کنیم که بیشتر از میزان بازیابی طبیعت در شرایطی باشد که به حال خود رها شده است.

ابراهیمی کارنامی، حتی مدل‌هایی که برخی سرمایه‌گذاران در گذشته ارائه کرده‌اند را هم برای کنترل شکار مفید می‌داند و توضیح می‌دهد: برخی افراد پیشنهاد می‌دادند که پرندگانی مثل کبک را پرورش داده و در طبیعت برای شکار رها کنند.به گفته مدیر کل سابق محیط زیست مازندران، دولت نمی‌تواند برای افزایش جمعیت حیات وحش هزینه کند و محیط بانان با چنگ و دندان مناطق حفاظت شده کشور را حفظ می‌کنند. آنها در دوره صلح ۱۵۰ شهید داده‌اند.

شکارچیان زیادی هم کشته شده‌اند که هموطن ما هستند و هیچ انسان شریفی دوست ندارد که شکارچی‌ها بمیرند. تنها راه کاهش این تقابل‌ها، توسعه شکارگاه‌های خصوصی است. در صورت تحقق این هدف، دیگر کسی نمی‌تواند بگوید که می‌خواسته شکار قانونی انجام دهد اما محیط زیست اجازه نداده است. ابراهیمی کارنامی بر این باور است که با توسعه قرق‌های اختصاصی، سازمان محیط زیست می‌تواند اعلام کند که برای شکار قانونی، مکان وجود دارد اما تفریح خرج دارد و شکارچیان باید هزینه تردد، خوراک و رزرو هتل را هم پرداخت کنند.به اعتقاد مدیر کل سابق محیط زیست مازندران، فرهنگسازی و جلب مشارکت مردمی، پایدارترین راه افزایش ضریب حفاظتی در مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست خواهد بود.

تاثیر مثبت باشگاه‌های با اهداف پروازی

در حالی که برخی کارشناسان، باشگاه‌های با اهداف پروازی را بدون اثر مثبت بر حفاظت از مناطق و کاهش میل به تیراندازی اعلام می‌کنند، امیر عبدوس یکی از مدیران کل سابق سازمان محیط زیست در گفت‌وگو با هفت‌صبح، مسابقات تیراندازی با اهداف پروازی که در سال‌های ۸۹ تا ۹۰ توسط هیئت تیراندازی استان گیلان برگزار شده بود را بسیار موثر بر رفتار افراد معرفی می‌کند.او هم بر این باور است که استفاده از پهپاد در باشگاه‌های تیراندازی گران تمام می‌شود زیرا قیمت آن بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان است؛ در حالی که در باشگاه‌هایی که هدف پروازی آنها یک بشقاب دایره‌ای شکل است، تولید چنین هدفی، هزینه زیادی در بر ندارد. ضمن آنکه این اهداف برای پاسخگویی به میل تیراندازی افراد، کفایت می‌کند.

به گفته عبدوس، شکار با اهداف متفاوت انجام می‌شود و اگر کسی با هدف تامین گوشت، غذا و معیشت به شکار روی آورده باشد، با هیچ روشی این میل جایگزین نمی‌شود و باید برای این قشر تولید داشته باشیم. در چنین شرایطی قرق‌های اختصاصی پاسخگوی نیازهای این گروه خواهد بود.در شرایطی که هر تور شکار برای یک فرد خارجی بین ۲۰ تا ۲۳ هزار دلار هزینه در بر دارد (که این هزینه‌ها شامل همه مجوزها از جمله مجوز حمل سلاح، مهمات، ویزا، آشپز، اقامت، مترجم، حمل و نقل و … است)، این رقم جذابیت بسیاری را برای جذب شکارچیان خارجی ایجاد می‌کند زیرا ارقام تعیین شده برای شکارچیان داخلی، به‌هیچ وجه قابل رقابت با خارجی‌ها نیست.

با ارقام تعیین شده، حتی نمی‌توان انتظار داشت که یک شکارچی معیشتی از پس پرداخت هزینه‌ شکار در یک قرق اختصاصی بر بیاید. پس چگونه قرق اختصاصی راهی برای ارضای نیاز شکارچی معیشتی معرفی می‌شود؟ عبدوس در این رابطه توضیح می‌دهد که بر اساس دستورالعمل‌های تدوین شده برای قرق‌های اختصاصی، بخش قابل توجهی از درآمد این محیط‌ها باید در اختیار جامعه محلی قرار بگیرد. بنابراین جامعه محلی شاید نتواند شکار انجام دهد ولی از درآمد حاصله منتفع می‌شود و می‌تواند با کنترل فقر، انگیزه معیشتی‌اش برای شکار را کنترل کند.

اگرچه موضوع ساماندهی شکار به دلیل گره خوردن آن با انگیزه شکارچیان مسئله‌ای بسیار پیچیده است اما شاید بتوان با الگوهای جدیدتر و حتی استفاده از پهپادهای ارزان به‌عنوان اهداف متحرک و تامین اعتبارات مورد نیاز از محل مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها، به جای شکارفروشی به خارجی‌ها، با هدف افزایش ضریب حفاظتی، به دنبال کنترل میل تیراندازی جامعه محلی بود تا با توقف صدور مجوز شکار، حیات وحش از نفس افتاده ایران، فرصت بازیابی پیدا کند.

دیدگاهتان را بنویسید