شاهنامه مانیفست و منشور راست محافظهکار و ملی ایران است و سنتهای بنیانگذاری آیین شهریاری ایران و تاسیس ایران در هزارههای بسیار دور را بازگویی میکند.
مهدی الیاسی: سنت شاهنامهخوانی از سنتهای نیرومند، زیبا و دیر پای ایرانی است که به خصوص از دوران صفویه به این سو همواره، آیینی همگانی بوده و نقالی، نماد این سنت سترگ و باشکوه است. ایرانیان صدها سال است که نشستهای شاهنامه خوانی بر پا میکنند.
اما در این سنت، شاهنامه به سه بخش تقسیم میشود: دوران اساطیری، دوران پهلوانی و دوره تاریخی. دوره اساطیری در واقع دوران سلسله پیشدادیان است. دوره پهلوانی با نماد رستم، به دوره سلسله کیانی مرتبط است و دوره تاریخی شاهنامه، همان دوران ساسانیان است.
در سنت نقالی و شاهنامهخوانی رایج، معمولا دوران اساطیری و تاریخی شاهنامه نادیده گرفته میشود و شاهنامه در دوران سلسله کیانی و آن هم نه با تمرکز بر دوره کیانیان بلکه با با تاکید و توجه بر داستان نبردهای پهلوانان شاهنامه، به خصوص داستانهای رستم، خوانده و بازگویی میشود. از این رو بسیاری از ایرانیان از شاهنامه فردوسی، تنها با رستم و چند پهلوان دیگر از جمله اسفندیار و سهراب و گودرز و… آشنا هستند و عموما با دیگر شخصیتها، شاهان و داستانهای شاهنامه، آشنایی بسیار اندکی دارند. بسیاری از ایرانیان، رستم و سهراب و اسفندیار را میشناسند اما بسیارانی تقریبا از مثلا کیومرث، هوشنگ، تهورث، جمشید، منوچهر، گرشاسب، کیقباد، کیکاووس، کیخسرو، لهراسب، گشتاسب و… هیچ شناختی ندارند.
به سنت شاهنامهخوانی یک انتقاد جدی وارد است. بخشبندی شاهنامه به سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی اگرچه بسیار رایج است اما ما اساسا این نوع بخشبندی را در نگاه فردوسی نمییابیم. از نگاه فردوسی همه شاهنامه، تاریخ ایران است که از کیومرث آغاز و با یزدگرد سوم، پایان مییابد. حتی دوره سلسله پیشدادیان، که اسطورهایترین بخش شاهنامه تلقی میشود در واقع تاریخیترین بخش شاهنامه است که به پیدایش تمدنهای نخستین، پیدایش شهرنشینی، تشکیل نخستین دولتها، پیدایش نخستین ابزارهای تولید، آشپزی، دوخت لباس، اهلی کردن حیوانات، کشف آتش، گداختن فلز و… مربوط است.
تمام شاهنامه تاریخ است
از نگاه فردوسی، تمام شاهنامه، تاریخ است. در شاهنامه، رویدادهای سه سلسله (پیشدادیان، کیانیان و ساسانیان) بازگویی میشود. در دوران حکمرانی و پادشاهی هر یک از این سلسلهها تعدادی شاه به پادشاهی رسیدند. برای مثال، پیشدادیان با کیومرث آغاز میشود و با هوشنگ و تهمورث ادامه مییابد و سرانجام با پادشاهی گرشاسب پایان مییابد. فردوسی رویدادهای دوره هر کدام از این شاهان را روایت و بازگویی میکند. سلسله کیانیان نیز با کیقباد آغاز و با کیکاووس و کیخسرو و سپس لهراسب و گشتاسب ادامه مییابد و سرانجام با شکست دارا از اسکندر، پایان میپذیرد. فردوسی سرنوشت شاهان سلسله کیانی را نیز یک به یک بازگو و رویدادهای دوره هر کدام را با جزییات بسیار، بازگویی میکند.
رستم نیز یکی از شخصیتهای بسیار مهم دوره کیانی است اما نباید فراموش کرد که رستم یکی از شخصیت هایی است که اگرچه در دوران کیقباد و کیکاووس و کیخسرو حضور بسیار پر رنگی دارد اما فردوسی در حال روایت زندگی رستم نیست بلکه در حال بازگویی تاریخ ایران در دوران پادشاهی چند شاه سلسله کیانی است.
از نگاه فردوسی، شاهنامه تاریخ ایران است و او از کیومرث تا یزدگرد سوم، به صورت پیاپی، شاه به شاه، تاریخ ایران باستان را روایت میکند. پس بهتر است ما نیز شاهنامه را تاریخ ایران بدانیم و به جای توجه صرف به بخش پهلوانی شاهنامه، آن را از آغاز، سلسله به سلسله (پیشدادیان، کیانیان و ساسانیان) و شاه به شاه بخوانیم و به پایان برسانیم.
از این رو، در «تاریخ اقتصاد» نیز به شاهنامه به عنوان یک مجموعه تاریخی نگریسته میشود و از آنجا که این اثر تاریخی، سرشار از رویدادها و اطلاعات و دادههای اقتصادی و تاریخ اقتصاد ایران است، شاهنامه از جنبه تاریخ اقتصاد نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.
شاهنامه مانیفست محافظهکاری و راست ملی
محافظهکاری فلسفی یا اجتماعی تعاریف، بازنمود و درونمایههای گوناگونی دارد اما محافظهکاری در معنای سیاسی و جنبشهای سیاسی راستگرا یک معنا بیشتر ندارد: پایبندی و محافظهکاری در پیوستگی و تداوم سنتهای پدران بنیانگذار و موسسان اساس.
کشورها، چه کشورهای کهن و چه کشورهای نوبنیاد، بر پایه سنتهایی شکل گرفتهاند که پدران بنیانگذار در پایهگذاری آن کشورها، آن سنتها را به عنوان موسسان اساس، به بخشی از بنمایه و ژنوم آن میهن و دولت/ملت تبدیل کردهاند.
افرادی همچون جرج واشنگتن، جیمز مدیسون، توماس جفرسون، بنجامین فرانکلین و… پدران بنیانگذار و موسسان اساس آمریکا بودند که مفاهیمی مانند حقوق بنیادین، دولت حداقلی در حوزه اقتصاد، تفکیک قوا، تساهل مذهبی، مالکیت خصوصی، خانواده، ارتش نیرومند، کلیسا و… را به بنیان و بخشی از ژنوم آمریکا تبدیل کردند. از این رو محافظهکاری آمریکایی در متن یک جنبش سیاسی، معنایی جز محافظهکاری بر سنتهای پدران بنیانگذار ندارد. به تعبیر کرین برینتون در کتاب “کالبدشکافی چهار انقلاب” محافظهکاران آمریکایی محکوم هستند که لیبرال نیز باشند زیرا لیبرالیسم یک سنت آمریکایی از آغاز تاسیس آمریکا است.
یک مثال دیگر از کشورهای تازه تاسیس، عربستان سعودی است که سنتهای عبدالعزیز در تاسیس پادشاهی آل سعود به عنوان پدر بنیانگذار و موسس اساس عربستان سعودی، میراثی است که بنیان محافظهکاری در عربستان بر شانههای او ایستاده است.
ایران اما کشوری است که تاریخ تاسیس و روز استقلال ندارد. تاریخ ایران و کشورهایی همچون ایران (چین، ژاپن، مصر، یونان و…) در آنچه اساطیر خوانده میشود، ریشه دارد. شاهنامه فردوسی از آغاز (سلسه پیشدادیان و کیانیان) تا پایان (ساسانیان) در واقع روایت و بازگویی تاریخ سنتهای پدران بنیانگذار و موسسان اساس ایران است.
تداوم تاریخی سنتهای پدران موسس و بنیانگذار
اگر بپذیریم محافظهکاری سیاسی جز پایبندی و ایستادگی بر تداوم تاریخی سنتهای پدران موسس و بنیانگذار، معنای ویژه دیگری ندارد در این صورت، شاهنامه روایت و بازگویی داستان سنتهای پدران بنیانگذار و موسسان ِ اساس ایران است.
شاهنامه مانیفست و منشور راست محافظهکار و ملی ایران است و سنتهای بنیانگذاری آیین شهریاری ایران و تاسیس ایران در هزارههای بسیار دور را بازگویی میکند. خویشکاری محافظهکاران ایرانی چیزی نیست جز محافظهکاری و پایبندی بر تداوم این سنتها که نامی جز آیین شهریاری ایران ندارد.
این پدران بنیانگذار و موسسان اساس ایران، عبارتند از: کیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید، ایرج، منوچهر، گرشاسب، کیقباد، کیکاووس، کیخسرو، لهراسب، گشتاسب، و اردشیر ساسانی و کسری انوشیروان دادگر.
نامشان را از خاطر نخواهیم زدود و بر تداوم و پیوستگی تاریخی میراث و سنتهایشان پافشاری خواهیم کرد.