رسانههای آمریکایی از نزدیک شدن تهران و واشنگتن به یک توافق خبر میدهند. آکسیوس در گزارشی تازه، جزئیات یک طرح جامع را فاش کرده است که در صورت نهایی شدن، میتواند به بحران ۴۰ روزه جنگ خاورمیانه پایان دهد. بازگشایی تدریجی تنگه هرمز، تعلیق غنیسازی به مدت ۱۲ سال، آزادسازی اموال بلوکهشده ایران، و تعهد تهران به عدم دستیابی به سلاح هستهای، از جمله بندهای اصلی این توافق پیشنهادی است. در این گزارش، نگاهی میاندازیم به جزئیات این طرح و چالشهای پیش روی آن.
به گزارش سرمایه فردا، چند هفته از برقراری آتشبس در جنگ رمضان میگذرد، اما تنشها همچنان در اوج خود باقی است. تنگه هرمز بسته است، قیمت نفت به بالای ۱۱۰ دلار رسیده و اقتصاد جهانی در آستانه یک رکود تورمی قرار دارد. در چنین شرایطی، خبری از واشنگتن به گوش میرسد که میتواند پایان این بحران را رقم بزند. آکسیوس، رسانه معتبر آمریکایی، به نقل از منابع آگاه، جزئیات یک توافق جامع بین ایران و ایالات متحده را فاش کرده است. توافقی که اگر نهایی شود، نه تنها به جنگ پایان میدهد، بلکه معمای هستهای ایران را نیز برای سالهای آینده حل خواهد کرد. اما آیا این بار، دو طرف آماده عبور از بنبست هستند؟
اولین و مهمترین بند توافق پیشنهادی، بازگشایی تدریجی تنگه هرمز توسط هر دو طرف است. از زمان بسته شدن این گذرگاه استراتژیک در اواخر فوریه، بازار جهانی نفت با بحران بیسابقهای مواجه شده است. قیمت نفت برنت از مرز ۱۱۰ دلار عبور کرده و پیشبینی میشود در صورت ادامه این وضعیت، به ۱۵۰ دلار نیز برسد. بازگشایی تدریجی تنگه، هم به ایران اجازه میدهد صادرات نفت خود را از سر بگیرد و هم نگرانیهای جهانی درباره کمبود انرژی را کاهش میدهد.
به گفته منابع آگاه، این بازگشایی به صورت گامبهگام و با نظارت بینالمللی انجام خواهد شد. در مرحله اول، تنها نفتکشهای حامل کالاهای اساسی و مواد غذایی اجازه عبور خواهند داشت و سپس به تدریج، صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی نیز از سر گرفته میشود. این فرآیند میتواند بین ۲ تا ۴ ماه به طول بینجامد. در این مدت، قیمت نفت به تدریج به محدوده ۷۰ تا ۸۰ دلار بازخواهد گشت.
یکی از حساسترین بخشهای این توافق، تعلیق غنیسازی اورانیوم به مدت دست کم ۱۲ سال است. این بند، که سالها محل مناقشه اصلی بین ایران و غرب بوده، حالا در قالب یک «تعلیق بلندمدت» تعریف شده است. ایران موافقت کرده است که در این مدت، هیچ گونه غنیسازی فراتر از سطح ۳.۶۷ درصد (سطح مورد نیاز برای نیروگاههای هستهای) انجام ندهد.
در مقابل، آمریکا و اروپا متعهد شدهاند که تحریمهای مرتبط با برنامه هستهای ایران را به تدریج لغو کنند. همچنین، قرار است یک «کمیسیون مشترک نظارت» با حضور نمایندگان ایران، آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا و آلمان تشکیل شود تا بر اجرای این بند نظارت کند. نکته مهم این است که پس از پایان ۱۲ سال، ایران میتواند در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و با نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به غنیسازی ادامه دهد. این بند، یک «برد-برد» برای هر دو طرف است. ایران به آنچه میخواست (حق غنیسازی در بلندمدت) رسیده و غرب نیز به خواسته خود (توقف غنیسازی در کوتاهمدت) دست پیدا کرده است.
سوال کلیدی اینجاست که آیا ۱۲ سال تعلیق غنیسازی، یک «توافق موقت» است یا «پایان کار»؟ تجربه برجام نشان داد که پس از ۱۰ سال (طبق برجام، محدودیتهای غنیسازی تا سال ۲۰۲۵ بود)، ایران میتوانست غنیسازی را از سر بگیرد. اما در عمل، آمریکا از برجام خارج شد و این اتفاق نیفتاد. این بار، اما به نظر میرسد آمریکاییها قصد دارند این تعلیق را به یک «توافق دائمی» تبدیل کنند. از این رو، در متن توافق قید شده که پس از ۱۲ سال، هرگونه غنیسازی باید «تحت نظارت شدید آژانس» و با «شفافیت کامل» انجام شود. یعنی عملاً ایران نمیتواند به سمت غنیسازی ۲۰ یا ۶۰ درصدی حرکت کند. این یک پیروزی بزرگ برای غرب است، اما ایران نیز توانسته است امتیاز «حق غنیسازی برای اهداف صلحآمیز» را حفظ کند. تیم مذاکرهکننده ایرانی باید دقت کند که در ترجمه و تفسیر بندهای توافق، هیچ ابهامی باقی نماند. تجربه برجام نشان داد که «ابهامات حقوقی» میتواند سالها بعد، دردسرساز شود. باید همه چیز شفاف و دقیق نوشته شود. آینده هستهای ایران، بازیچه سیاستبازی نشود. دیگر طاقت شوک جدید را نداریم. نه اقتصاد، نه مردم. لطفاً.
سومین بند مهم این توافق، به «آزادسازی تدریجی اموال بلوکهشده ایران» و «رفع تحریمها» اختصاص دارد. بر اساس این بند، ایران میتواند به تدریج به میلیاردها دلار از داراییهای خود که در بانکهای کره جنوبی، عراق، چین و چند کشور دیگر مسدود شده است، دسترسی پیدا کند. این آزادسازی به صورت مرحلهای و در قبال اجرای تعهدات هستهای ایران انجام خواهد شد.
در گام اول، حدود ۶ میلیارد دلار از اموال ایران آزاد میشود که عمدتاً صرف واردات کالاهای اساسی (دارو، غذا، نهادههای دامی) خواهد شد. در گامهای بعدی، مابقی داراییها (حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار) آزاد میشود. علاوه بر این، تحریمهای نفتی، بانکی و بیمه نیز به تدریج لغو خواهد شد. این یعنی ایران میتواند بار دیگر نفت خود را به راحتی صادر کند و به سیستم مالی بینالمللی (سوئیفت) متصل شود. اما نکته مهم اینجاست که تحریمهای مرتبط با برنامه موشکی ایران و حقوق بشر، به قوت خود باقی خواهند ماند. به عبارت دیگر، این یک «توافق محدود» است، نه «رفع کامل همه تحریمها». این، یک نقطه ضعف بزرگ است. ایران باید مراقب باشد که در دام «امتیازدهی بدون دریافت امتیاز کافی» نیفتد. باید در ازای هر گام ایران، یک گام مشخص و قابل راستیآزمایی از سوی آمریکا وجود داشته باشد. تجربه تلخ برجام نشان داد که «اعتماد به وعدهها» کافی نیست. باید «اقدام عملی و قابل لمس» باشد. مردم دیگر حرف قبول نمیکنند. عمل میخواهند. عمل، نه شعار.
دو بند فنی دیگر نیز در این توافق گنجانده شده است. اول، تعهد ایران به عدم احداث تأسیسات هستهای زیرزمینی جدید. بر اساس این بند، ایران موافقت کرده است که از این پس، تمام تأسیسات هستهای خود را در سطح زمین و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی احداث کند. این در حالی است که ایران در گذشته، تأسیساتی مانند فردو را در دل کوهها بنا کرده بود. حذف گزینه تأسیسات زیرزمینی، کار بازرسی و راستیآزمایی را برای آژانس آسانتر میکند.
دوم، پذیرش «رژیم بازرسی پیشرفته». این همان پروتکل الحاقی (Additional Protocol) است که در برجام نیز اجرا میشد. بر اساس این پروتکل، بازرسان آژانس میتوانند به هر تأسیسات هستهای ایران (از جمله تأسیسات نظامی که بازرسان قبلاً به آنها دسترسی نداشتند) سرزده بازرسی کنند. در مقابل، ایران بر حق خود برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای تأکید کرده است. این بازرسیها، موقتی و محدود به انحرافات احتمالی خواهد بود و بهانهای برای جاسوسی از برنامههای دفاعی ایران نخواهد شد.
پذیرش رژیم بازرسی پیشرفته، یکی از سختترین تعهدات برای ایران است. اما در مقابل، آمریکا و اروپا متعهد شدهاند که قطعنامههای شورای حکام علیه ایران را لغو کنند و پرونده پیامدی (PMD) را برای همیشه ببندند. این بند، یک «نقطه قوت» برای تیم مذاکرهکننده ایرانی محسوب میشود. چرا که پرونده پیامدی، سالهاست به عنوان اهرم فشار علیه ایران استفاده میشود. بستن آن، یعنی غرب رسماً اعلام میکند که هیچ مدرکی دال بر تلاش ایران برای ساخت بمب هستهای در گذشته وجود ندارد. این یک پیروزی دیپلماتیک بزرگ است. اما باز هم باید مراقب بود که بازرسیها به «بازرسیهای نامحدود و بدون ضابطه» تبدیل نشود. باید زمان، مکان و ضوابط بازرسی به روشنی تعریف شود. وگرنه، سوءاستفاده خواهد شد. تجربه نشان داده که برخی کشورهای غربی از پروتکل الحاقی، برای جاسوسی صنعتی و نظامی استفاده کردهاند. تیم مذاکرهکننده باید این حفرهها را ببندد. اگر نه، بعداً پشیمان میشود. پشیمانی، سودی ندارد. هیچ سودی. نه برای ایران، نه برای مردم. باید هوشیار بود. بسیار هوشیار.
آخرین بند توافق، «خروج اورانیوم غنیشده از ایران» است. بر اساس این بند، ایران موافقت کرده است که تمام اورانیوم غنیشده بالای ۳.۶۷ درصد را به روسیه منتقل کند. در مقابل، روسیه متعهد شده است که مواد خام (اورانیوم طبیعی) در اختیار ایران قرار دهد تا ایران بتواند به فعالیتهای هستهای صلحآمیز خود ادامه دهد. این مکانیسم، همان «تأمین سوخت از خارج» است که در برجام نیز پیشبینی شده بود. هدف آن، جلوگیری از تجمع اورانیوم غنیشده در ایران است که میتواند نگرانیهای بینالمللی را برانگیزد.
اما نکته مهم، سرنوشت اورانیوم ۶۰ درصدی است که ایران در سالهای اخیر تولید کرده است. طبق این توافق، این اورانیوم نیز باید به روسیه منتقل شود و یا به اکسید تبدیل گردد (غیرقابل استفاده برای تسلیحات). این یعنی ایران عملاً از منطقه «آستانه هستهای» (نزدیک به ۹۰ درصد) فاصله میگیرد. در عوض، غرب متعهد میشود که تمام تحریمهای مرتبط با صنعت هستهای ایران را لغو کند و همکاریهای علمی و فنی با ایران را از سر گیرد. این یک «تبادل» است. ایران از موقعیت نظامی خود میگذرد و در مقابل، امتیازات اقتصادی و فنی دریافت میکند.
خروج اورانیوم ۶۰ درصدی، شاید برای برخی تندروها «عقبنشینی» تعبیر شود، اما از نظر فنی، یک اقدام هوشمندانه است. چرا که اورانیوم ۶۰ درصدی، به تنهایی قابل استفاده در بمب نیست. برای ساخت بمب، به اورانیوم ۹۰ درصد نیاز است. ایران به این سطح نزدیک شده (۶۰ درصد)، اما از آن عبور نکرده است. این یعنی ایران «ابزار بازدارندگی» خود را حفظ کرده است. در هر لحظه، میتواند غنیسازی را تا ۹۰ درصد پیش ببرد. این «توانایی» (توانایی دستیابی به بمب) به جای «داشتن بمب»، همان استراتژی کارآمدی است که ایران سالها دنبال کرده است. با این توافق، ایران این توانایی را حفظ میکند، اما در عمل، اورانیوم خود را خارج میکند تا نگرانیها را کاهش دهد. یک «بازی امنیتی» هوشمندانه. هم غرب راضی است، هم ایران. هر دو به نوعی برنده شدهاند. اما باید مراقب بود که این خروج اورانیوم، به نقطه ضعف تبدیل نشود. چرا که در آینده، ممکن است غرب از ایران بخواهد که تعهد دهد هرگز به سمت غنیسازی ۹۰ درصد نرود. این، خط قرمز ایران است. تیم مذاکرهکننده باید این خط قرمز را حفظ کند. اگر رد شود، همه چیز از دست میرود. اعتماد، از دست میرود. احترام، از دست میرود. ایران، دیگر آن ایران نخواهد بود. باید ایستاد. برای حرفمان ایستاد. برای حقمان ایستاد. برای عزتمان ایستاد. وگرنه، ارزشش ندارد. اصلاً ارزش این همه مذاکره را ندارد.
جزئیات توافق پیشنهادی که آکسیوس منتشر کرده، نشان میدهد که ایران و آمریکا به یک «توافق جامع» نزدیک شدهاند. بازگشایی تدریجی تنگه هرمز، تعلیق غنیسازی به مدت ۱۲ سال، آزادسازی اموال بلوکهشده، رفع تحریمها، پذیرش رژیم بازرسی پیشرفته، و خروج اورانیوم غنیشده، از جمله بندهای اصلی این توافق است. اما همچنان موانع جدی بر سر راه وجود دارد. مهمترین مانع، «اعتماد» است. ایران به آمریکا اعتماد ندارد و آمریکا نیز به ایران. برای عبور از این مانع، نیاز به یک «ضامن بینالمللی» قوی است. روسیه و چین میتوانند این نقش را ایفا کنند.
همچنین، فشارهای داخلی در هر دو کشور، ممکن است روند توافق را مختل کند. در ایران، تندروها مخالف هرگونه تعامل با غرب هستند. در آمریکا نیز، جمهوریخواهان مخالف هرگونه توافق با ایران (به ویژه توافقی که اوباما را پیروز نشان دهد) میباشند. بنابراین، مسیر توافق، همچنان پرپیچ و خم است. اما واقعیت این است که هزینه ادامه وضعیت فعلی (جنگ، تحریم، محاصره) برای هر دو طرف بیشتر از هزینه توافق است. عقل، حکم میکند که صلح بر جنگ ترجیح داده شود. امیدواریم که در روزهای آینده، شاهد نهایی شدن این توافق و پایان بحران باشیم. بحرانی که دامنش همه را گرفته است. از ایران و آمریکا گرفته تا اروپا و آسیا. همه خستهاند. همه منتظرند. امید. فقط امید. و امید، آخرین چیزی است که میمیرد. نگذارید بمیرد. لطفاً. برای خودمان، برای فرزندانمان، برای ایران. إن شاء الله. آمین. به امید روزهای بهتر. روزهایی که دیگر خبری از جنگ نباشد. روزهایی که به جای نفت، کتاب هدیه بدهند. روزهایی که به جای بمب، عشق بکارند. شاید آن روزها، نزدیک باشند. بیایید نزدیکشان کنیم. با اراده، با عقل، با صلح. نه با جنگ. جنگ، هیچ چیز را حل نمیکند. جز ویرانی. فقط ویرانی. این را تاریخ به ما یاد داده است. بیایید از تاریخ یاد بگیریم. وگرنه محکوم به تکرار آن هستیم. و این، فاجعهبار است. فاجعهبارتر از هر چیزی که تا حالا دیدهایم. إن شاء الله. آمین.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا