کارشناسان میگویند محاصره دریایی از تحریمهای نفتی و بانکی ۱۵ ساله ایران بسیار خطرناکتر است و اگر ریشهدار شود، اقتصاد ایران را به مرز خفگی خواهد رساند.
سرمایه فردا؛ محمود مرادی: آمریکا خطی ۴۰۰ کیلومتری از مرز پاکستان تا دماغه عمان کشیده و اعلام کرده هر کشتی که قصد عبور به سمت بنادر ایران یا خروج از آنها را داشته باشد، توقیف میشود. این محاصره، نه یک بلوف نظامی، که یک عملیات حسابشده است. دو روز پیش، کشتی کانتینربر «توسکا» پس از هشدار و مقاومت، با هدف قرار گرفتن موتورخانه متوقف شد. امروز هم سربازان آمریکایی روی یک کشتی دیگر پیاده شدند.
تنگترین نقطه تنگه هرمز فقط ۴۰ کیلومتر است. یعنی آمریکا منطقه ممنوعهای ۱۰ برابر بزرگتر از تنگه هرمز ایجاد کرده است. با توجه به اینکه آمریکا بزرگترین قدرت دریایی جهان است، میتواند این خط را به طور مؤثر کنترل کند. شاهد زنده آن، توقیف کشتی «توسکا» دو روز پیش بود. پس از هشدار و نادیده گرفتن آن، موتورخانه کشتی هدف قرار گرفت و متوقف شد. امروز هم یک کشتی دیگر با پیاده شدن مستقیم سربازان آمریکایی توقیف شد.
برخی میگویند «تعدادی کشتی از خط عبور کردهاند». کارشناسان هشدار میدهند که این طرز فکر، خطرناک و فریبنده است. همان افرادی که ۱۵ سال پیش میگفتند «تحریم را دور میزنیم»، پایههای یک سازه تحریمی را ریختند که هر سال محکمتر شد و نفس اقتصاد ایران را به شماره انداخت. محاصره دریایی دقیقاً همین الگو را دنبال میکند. الان ممکن است چند کشتی رد شوند، اما به تدریج تمام روزنهها بسته میشود، تعداد کشتیهای آمریکایی افزایش مییابد و محاصره کامل میشود. این بار، خطر از تحریمهای قبلی بسیار جدیتر است.
ایران روزانه حدود ۱۶۰ میلیون دلار کالا وارد میکند. یعنی سالانه حدود ۶۰ میلیارد دلار. این کالاها شامل سه دسته اصلی هستند. اول، کالاهای اساسی مثل گندم، برنج، جو و نهادههای دامی که تعویقناپذیرند. دوم، مواد اولیه و ماشینآلات تولید که اگر وارد نشوند، خطوط تولید کارخانهها تعطیل میشوند. سوم، کالاهای مصرفی مثل گوشی موبایل و خودرو که هرچند حیاتی نیستند، اما بخشی از زندگی روزمره مردم را تشکیل میدهند. نکته مهم: حدود ۹۰ درصد واردات ایران از طریق دریا انجام میشود و تقریباً همه آن از بنادر جنوبی عبور میکند.
اگر محاصره کامل شود، عملاً این واردات به صفر میرسد (حداقل به صورت دریایی). در پاسخ، برخی میگویند «ما هزاران کیلومتر مرز زمینی داریم و میتوانیم از پاکستان، افغانستان، ترکیه، چین، آذربایجان، ترکمنستان، ارمنستان و دریای خزر استفاده کنیم». اما سؤال اصلی این است: ناوگان حملونقل جادهای ایران توان این کار را دارد؟ ایران ماهانه حدود ۳.۵ میلیون تن واردات دارد. با فرض ظرفیت ۲۵ تنی هر کامیون تریلر، به حدود ۱۵۰ هزار تریلر در ماه نیاز است تا این حجم جابهجا شود. ایران در مجموع حدود ۲۲۰ هزار کشنده تریلر دارد (فرسوده و غیرفرسوده). یعنی تقریباً تمام ظرفیت فعال کشور باید به صورت شبانهروزی برای واردات زمینی بسیج شود، آن هم با مسیرهایی که رفت و برگشت آنها تا چین ممکن است یک ماه طول بکشد. این روی کاغذ شدنی است، اما در عمل بسیار سخت و هزینهبر خواهد بود و هزینه حمل را چند برابر میکند.
حتی اگر واردات زمینی را ممکن فرض کنیم، مشکل بزرگتر صادرات است. ایران روزانه ۱۴۰ میلیون دلار نفت (حدود ۲ میلیون بشکه)، ۵۰ میلیون دلار پتروشیمی و ۸۰ میلیون دلار کالاهای غیرنفتی صادرات میکرد. مجموعاً حدود ۲۷۰ میلیون دلار در روز؛ یعنی سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد دلار. با محاصره دریایی، صادرات نفت و پتروشیمی عملاً به صفر رسیده است (پتروشیمیها جدا از محاصره، خودشان آسیب فیزیکی دیدهاند و تا یک سال آینده هم به ظرفیت قبل برنمیگردند). کالاهای غیرنفتی هم از طریق بنادر جنوب صادر میشدند که حالا مسیرشان بسته است.
برخی میگویند «ایران حدود ۱۷۰ میلیون بشکه نفت روی نفتکشها در آبهای جنوب شرق آسیا دارد و میتواند آنها را بفروشد». این نفت دو سه ماهی نیاز ارزی کشور را پوشش میدهد. اما بعد از آن، چه؟ اگر محاصره ادامه پیدا کند، دیگر نفتی برای فروش وجود ندارد. از طرف دیگر، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرده هر کشوری که پول نفت ایران در حسابهای بانکیاش باشد، با تحریمهای ثانویه مواجه خواهد شد. این خط و نشان شدید، مانع بزرگی برای برگشت ارز حاصل از فروش نفت است. حتی اگر نفت فروخته شود، پولش به ایران نمیرسد. بنابراین، هم صادرات ممکن نیست، هم ارز حاصل از صادرات (در صورت فرض انجام) به کشور بازنمیگردد.
کاهش صادرات به صفر، یعنی ایران دیگر ارزی برای واردات ندارد. حتی اگر مسیرهای زمینی باز باشند، بدون ارز نمیتوان کالا خرید. در سوی دیگر، چاههای نفت باید بسته شوند. بستن چاههای نفت، یک اشتباه فنی جبرانناپذیر است. وقتی چاه بسته میشود، فشار مخزن کاهش مییابد و آب به داخل چاه نفوذ میکند (پدیده قیفشدگی آب). بازگرداندن چاه به حالت عادی، ماهها و شاید سالها طول میکشد و برخی چاهها برای همیشه از دست میروند.
کارشناسان میگویند محاصره دریایی، یک تهدید وجودی برای اقتصاد ایران است. بسیار خطرناکتر از تحریمهای نفتی و بانکی که طی ۱۵ سال گذشته اعمال شد. این محاصره، یادآور برنامه «نفت در برابر غذا» است که از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۳ بر عراق تحمیل شد. در آن سالها، اقتصاد عراق عملاً از کار افتاد و مردم به مدت ۱۲ سال با قحطی و محرومیت دست و پنجه نرم کردند. همان الگو در حال تکرار برای ایران است. دفعه اول که میگویند «محاصره را میشکنیم»، دفعه دوم، دفعه سوم، تا جایی که محاصره کامل و ریشهدار شود و دیگر راه فراری نباشد.
خط ۴۰۰ کیلومتری آمریکا، یک بلوف نیست. دو کشتی در دو روز توقیف شدهاند. این محاصره، هر روز قویتر و کاملتر خواهد شد. واردات ۶۰ میلیارد دلاری ایران از طریق دریا به بنبست خورده و مسیرهای زمینی هم در عمل به دلیل کمبود ناوگان و هزینههای سرسامآور، پاسخگوی نیاز نیستند. صادرات نفت و پتروشیمی (و حتی کالاهای غیرنفتی) عملاً متوقف شده است. ارزی هم برای واردات وجود ندارد. چاههای نفت در حال بسته شدن هستند و برخی از آنها برای همیشه از دست خواهند رفت. این سناریو، بدتر از بدبینانهترین پیشبینیهاست.
کارشناسان هشدار میدهند که محاصره دریایی از تحریمهای ۱۵ ساله گذشته بسیار خطرناکتر است. یک تهدید وجودی واقعی. اگر محاصره ریشهدار شود، اقتصاد ایران به مرز خفگی میرسد. همانطور که صدام برای عراق، برنامه نفت در برابر غذا را تحمیل کرد و ۱۲ سال اقتصاد این کشور را نابود کرد، اکنون آمریکا برای ایران سناریوی مشابهی طراحی کرده است. هر کسی که میگوید «محاصره را میشکنیم» یا «تحریم را دور میزنیم» را جدی نگیرید. همان حرفها و همان خوشبینیها، اقتصاد ایران را به این روز انداخت. هوشیار باشیم، وگرنه هزینه آن را چندین نسل باید بپردازند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا