اقتصاد دنیا همچنان درگیر تنشهای سیاسی و نظامی است، به همین دلیل ریسک بازارها افزایش یافته به همین دلیل صندوقها جایگزین معاملات طلا و رمزارز شدهاد.
به گزارش سرمایه فردا، بازارهای مالی جهان به یک حقیقت تلخ تن دادند: دیگر سود مهم نبود، مهم این بود که سرمایهات را از دست ندهی. جنگ در خاورمیانه از یک تیتر خبری عبور کرده بود و تبدیل شده بود به شوکی تمامعیار به جان جریان نقدینگی جهانی. قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار رد شد، سهام شرکتهای بزرگ لرزید، و در این میان یک رفتار عجیب اما قابل پیشبینی در بازار خودش را نشان داد: سرمایهها از سهام پرریسک بیرون کشیده شد و با سرعت رفت به سمت صندوقهای سرمایهگذاری تدافعی، اوراق کوتاهمدت و هر چیزی که بوی «امنیت» میداد. در این گزارش میخواهیم ببینیم چرا در دل یک بحران جنگی، این صندوقها داغترین بازار شدند و سرمایهگذاران دنیا چه نقشه جدیدی برای نجات سرمایهشان کشیدهاند.
بیایید با یک باور غلط شروع کنیم. خیلیها فکر میکنند جنگ یعنی پول بیشتری میرود توی صندوقها. اما واقعیت چیز دیگری است. جنگ باعث نشد پول بیشتری وارد صندوقها شود؛ باعث شد جهت پول به شدت عوض شود. طبق دادههای فیدلیتی اینترنشنال، در ماه مارس، خالص ورودی به همه صندوقهای ETF در جهان به ۱۲.۱ میلیارد دلار سقوط کرد. این رقم در مقایسه با میانگین ۴۹.۳ میلیارد دلاری سه ماهه اول سال، ۷۵ درصد پایین آمده بود. یعنی سرمایهگذاران دیگر مثل سابق دستهجمعی پولشان را نمیآوردند توی صندوقها؛ خیلی گزینشی و با وسواس بیشتری عمل میکردند. طبق گزارش لایپر، کل دارایی تحت مدیریت صندوقهای جهانی حتی ۱,۰۹۵ میلیارد دلار کاهش یافت که بیشترش به خاطر ریزش ارزش بازار بود، هرچند خالص ورودیها در مجموع مثبت ماند.
نکته جالب اینجاست که ببینیم سرمایهها از کجا داشتند فرار میکردند. تحلیلها نشان میدهد سرمایهگذاران آمریکای شمالی در ماه مارس به طور خالص از سهام این منطقه خارج شدند. خروجی از ETFهای سهام آمریکای شمالی به ۳۵۵ میلیون دلار رسید. این رقم در مقایسه با میانگین ورودی ۳.۵ میلیارد دلاری سال قبل، یعنی ۱۱۰ درصد کاهش. یعنی در حالی که قبلاً پول داشت وارد بازارهای بهنسبت امن آمریکا میشد، حالا حتی آنجا هم به اندازه کافی امن نبود.
اروپا هم اوضاعش بهتر نبود. ورودی به صندوقهای اروپایی با ۵۳ درصد کاهش نسبت به میانگین سه ماهه اول، به ۴.۳ میلیارد دلار رسید. اما بزرگترین قربانی، بازارهای نوظهور بودند. این بازارها که قرار بود مقصد بعدی سرمایههای تشنه رشد باشند، فقط کمی بیش از ۱ میلیارد دلار ورودی جذب کردند؛ یعنی ۸۴ درصد کمتر از میانگین ۶.۶ میلیارد دلاری سه ماهه اول.
تحلیلگران مورگان استنلی این وضعیت را خوب خلاصه کردهاند. میگویند جنگ، بازارها را از حالت «خرد» به حالت «کلان» برده. یعنی سرمایهگذاران دیگر به این فکر نمیکردند که کدام شرکت سود بیشتری دارد؛ فقط به این فکر میکردند که بحران انرژی چه بلایی سر همه شرکتها خواهد آورد.
جالبترین تغییر اما در نوع صندوقهایی بود که سرمایهها به سمتشان میرفت. در شرایطی که صندوقهای غیرفعال با خروج سرمایه مواجه شدند، صندوقهای فعال روزهای درخشانی را سپری کردند. طبق گزارش مورنینگاستار، در اروپا از مجموع ۹.۴ میلیارد یورو ورودی به صندوقهای ETF در ماه مارس، سهم صندوقهای فعال ۲.۴ میلیارد یورو بود. سهم این صندوقها از کل جریان سرمایه به ۲۴ درصد رسید، در حالی که میانگین بلندمدت آن فقط ۷ تا ۸ درصد بود.
ماکس داو، استراتژیست صندوقهای ETF در فیدلیتی، این پدیده را «انتخابگری بیشتر، ریسک کمتر و نقدینگی بیشتر» توصیف میکند. یعنی سرمایهگذاران به جای اینکه کورکورانه به شاخصهای کلی اعتماد کنند، به دنبال مدیرانی گشتند که بتوانند در این فضای پرتلاطم، داراییها را هوشمندانه جابهجا کنند.
مهمترین تغییری که بحران خاورمیانه در سبد سرمایهگذاران ایجاد کرد، عشق دوباره به پول نقد و اوراق کوتاهمدت بود. گزارش فیدلیتی نشان میدهد که جریان ورودی به ETFهای اوراق قرضه در مجموع مثبت ماند (۱.۰۷ میلیارد دلار)، اما این ورودی کاملاً به سمت «اوراق کوتاهمدت» متمرکز شده بود.
در مقابل، سرمایهگذاران اوراق پرریسک را به آتش کشیدند. خروج سرمایه از ETFهای اوراق قرضه با بازده بالا به ۳.۳ میلیارد دلار رسید؛ در مقایسه با میانگین ورودی ۶۸۱ میلیون دلاری سال قبل، این یعنی کاهشی ۵۸۵ درصدی. صندوقهای اوراق قرضه دولتی هم ۵۷۶ میلیون دلار و اوراق شرکتی ۵۲۷ میلیون دلار خروجی ثبت کردند.
این رفتار یک پیام روشن دارد: در بحران، سرمایهگذاران حتی به اعتبار دولتها هم با تردید نگاه میکنند. ترجیح میدهند پولشان را در کوتاهمدتترین و نقدشوندهترین ابزارها نگهداری کنند تا هر لحظه که خواستند، بتوانند از آن استفاده کنند.
اما در حالی که سرمایهگذاران جهانی به سمت پناهگاههای امن میرفتند، بورس تهران نه تنها همراهی نکرد، بلکه کاملاً برعکس عمل کرد. دادهها نشان میدهد در بهمن و اسفند ۱۴۰۴، بیش از ۱۰۷.۸ هزار میلیارد ریال سرمایه حقیقی از بورس تهران خارج شد.
در یک روز معاملاتی خاص که مصادف با تشدید تنشها بود، شاخص بورس ۱۰۳,۰۰۰ واحد دیگر ریخت و رکورد خروج سرمایههای خرد به ۴۱ هزار میلیارد ریال رسید. حبیب آرین، پژوهشگر بازارهای مالی، در گفتوگو با ایسنا گفت نقطه عطف این فرار سرمایه، دهم بهمن بود که بازار یک روزه ۹.۴ هزار میلیارد ریال خروجی ثبت کرد و از آن روز به بعد، اعتماد از بازار سرمایه رفت.
جالب اینجاست که این پول از بورس خارج شد و رفت به سمت بازارهایی که در سطح جهانی اصلاً «پناهگاه امن» محسوب نمیشوند: دلار و طلا. قیمت دلار در بازار آزاد از مرز ۱,۶۵۰,۰۰۰ تومان عبور کرد و طلا ۳۳ درصد رشد داشت. یعنی در ایران، چون ابزارهای مالی امن و مطمئنی مثل صندوقهای اوراق کوتاهمدت بینالمللی وجود ندارد، سرمایهگذاران مجبور شدند به سمت داراییهای فیزیکی و ارز پناه ببرند. در حالی که در جهان، نقدینگی داشت به سمت صندوقهای اوراق کوتاهمدت میرفت.
اما همه صندوقها بازنده نبودند. صنعت انرژی بزرگترین برنده این بحران بود. طبق گزارش مورنینگاستار، سرمایهگذاران از ژانویه تا اواسط آوریل ۲۰۲۶، حدود ۱۵.۹ میلیارد دلار به صندوقهای انرژی (نفت، گاز و سوخت) تزریق کردند. این رقم در حالی است که کل سال ۲۰۲۵، این صندوقها ۷.۸ میلیارد دلار خروجی داشتند. یعنی ظرف چند هفته، بیش از دو سال فروش ساختاری این بخش جبران شد.
در سوی دیگر، بازار رمزارزها هم بعد از یک دوره رکود، جان تازهای گرفت. گزارشها نشان میدهد صندوقهای ETF بیتکوین در یک هفته اخیر نزدیک به ۱ میلیارد دلار ورودی ثبت کردند که بهترین عملکرد از اواسط ژانویه تا حالاست. اتریوم و ریپل هم به ترتیب ۲۷۵ میلیون دلار و ۵۵ میلیون دلار ورودی داشتند. انگار سرمایهگذاران به دنبال جایگزینهایی برای سیستم مالی سنتی میگردند؛ چیزی که هم از تورم مصون بماند و هم تحریمپذیر نباشد.
در مجموع، سه دلیل اصلی را میتوان برای این تغییر استراتژی پیدا کرد.
اول: شوک انرژی و بازگشت تورم. جنگ در خاورمیانه مستقیماً به قیمت نفت و در نتیجه به تورم جهانی ضربه زد. سرمایهگذاران که از اوایل سال منتظر کاهش نرخ بهره بودند، ناگهان با سناریوی افزایش دوباره نرخ بهره مواجه شدند. این عدم قطعیت، ارزش سهام را پایین آورد و جذابیت اوراق کوتاهمدت را بالا برد؛ چون این اوراق کمتر از نوسانات نرخ بهره آسیب میبینند.
دوم: فروپاشی همبستگیهای سنتی. در تئوری کلاسیک، وقتی سهام میریزد، طلا و اوراق قرضه دولتی باید رشد کنند. اما در این بحران، قواعد عوض شد. مورگان استنلی گزارش داد که اوراق خزانهداری آمریکا دیگر بازدهی معکوس با سهام ندارند و با هم سقوط کردند. طلا هم مثل یک دارایی پرریسک رفتار کرد و پایین آمد. یعنی سرمایهگذاران دیگر نمیتوانستند به پناهگاههای امن سنتی اعتماد کنند؛ مجبور بودند بین داراییهای «نقدشونده» و «کوتاهمدت» پرسه بزنند.
سوم: تغییر پارادایم از «کارایی» به «امنیت». کارشناسان اقتصادی معتقدند ما داریم یک تغییر تاریخی در جریان سرمایه جهانی را میبینیم. دیگر سرمایهگذاران به دنبال حداکثر سود نیستند؛ به دنبال امنیت و زنجیره تأمین مطمئن هستند. یعنی پول دیگر به راحتی به سمت کشورهای کمهزینه و پرریسک نمیرود، بلکه در کشورهایی با زیرساخت قوی و ثبات سیاسی میماند یا به داراییهای امن مثل صندوقهای پول پناه میبرد.
بحران خاورمیانه یک درس بزرگ به سرمایهگذاران جهان داد: در دنیای امروز، «امنیت» از «سود» مهمتر است. سرمایهگذاران جهانی با کاهش ۷۵ درصدی ورود پول به صندوقها، نشان دادند که ترجیح میدهند ضرر نکنند تا اینکه ریسک سود کلان را بپذیرند. تغییر استراتژی از صندوقهای غیرفعال به فعال، و از اوراق بلندمدت به کوتاهمدت، نشان میدهد که بازارها در مواجهه با شوکهای ژئوپلیتیک بالغتر شدهاند.
در این میان، بورس تهران یک استثنا بود. نبود ابزارهای مدرن مالی، بیثباتی ارزی و خروج سرمایههای خرد، تهران را به یک استثنای منحصربهفرد تبدیل کرد که در آن سرمایه از بازار به سمت دلار و طلا فرار کرد، نه به سمت صندوقهای اوراق.
توصیه به سرمایهگذاران: در چنین شرایطی، نقدینگی حرف اول را میزند. به جای اینکه سرمایهتان را در داراییهای بلندمدت و پرنوسان قفل کنید، بخشی از سبدتان را به صندوقهای با درآمد ثابت و اوراق کوتاهمدت اختصاص دهید. صندوقهای فعال که مدیران حرفهای دارند، در این شرایط میتوانند بازدهی بهتری نسبت به صندوقهای پیرو شاخص داشته باشند. و در نهایت، چشمانداز بهبود این صنعت، مستقیم به اخبار بازگشت صلح و کاهش قیمت انرژی گره خورده است. تا آن روز، هوشمندانه و محتاط حرکت کنید.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا