کارشناسان معتقدند مدیریت نادرست منابع آب مهمترین عامل خشک شدن دریاچه ارومیه بوده و نقش تغییر اقلیم کمتر است
لیلا مرگن: ۱۵ سال از تشکیل ستاد احیای دریاچه ارومیه میگذرد اما حاصل عملکرد این ستاد که با صرف بودجهای میلیاردی، تنها پروژه محیط زیستی ایران بود که شانس دریافت اعتبار را داشت؛ به خشکی کامل دریاچه ارومیه منتهی شد. حالا با گذشت بیش از یک و نیم دهه فعالیت برای نجات این دریاچه، یکی از اعضای ستاد احیا میگوید که تعارض منافع بلای جان اجرای سیاستهای تدوین شده برای نجات شده و مهمترین دلیل عدم موفقیت برای احیای مجدد بزرگترین دریاچه آب شور خاورمیانه عدم همراهی دستگاههای اجرایی است. به اعتقاد کارشناسان حاضر در این وبینار، عامل انسانی مهمترین دلیل برای خشک شدن دریاچه ارومیه بوده و سهم تغییر اقلیم در بروز مشکل، قابل توجه نیست.
وبینار آنلاین اثر تغییر اقلیم بر زیست بوم دریاچه ارومیه که دیروز با حضور چهار کارشناس برگزار شد، فرصتی دوباره برای مرور یک پرسش اساسی در رابطه با خشک شدن دریاچه ارومیه فراهم کرد. کارشناسان حاضر در این وبینار، اتفاق نظر داشتند که اگرچه نمیتوان نقش تغییر اقلیم بر پدیدههای مختلف را نادیده گرفت اما مهمترین دلیل خشک شدن دریاچه ارومیه در ایران، مدیریت نادرست منابع آب بوده و نمیتوان تقصیر عوامل انسانی را بر گردن طبیعت انداخت.
اما یکی از ارائههای قابل تامل در این وبینار، مربوط به سخنان سعید عیسی پور مدیر دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه بود که به تعارض منافع موجود در این حوضه آبریز اشاره داشت.عیسی پور در ارائه خود مصداقهایی برای مدیریت نامناسب منابع آب ارائه میکند و با تشریح زمان رهاسازی آب از سدهای ساخته شده بر روی رودخانههای حوضه آبریز دریاچه ارومیه، تاکید میکند که اگر یک ماه زودتر این رهاسازیها با دبی کمتر و مطمئن در خارج از فصل زراعی انجام میشد، میتوانستیم به نتایج بهتری برای آبگیری دریاچه دست پیدا کنیم.
مدیر دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه بر این باور است که عدم لایروبی مناسب رودخانههای منتهی به دریاچه ارومیه، زمینه پخش سیلاب و آبهای رهاسازی شده از سدها را فراهم میکند.البته او بر این باور است که قطعا دریاچه ارومیه قابلیت احیا دارد؛ به شرط آنکه دستگاههای اجرایی درست به وظایف خود عمل کرده و تعارض منافع را کنار بگذارند. زیرا در حالی که رضا رحمانی دبیر کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه به شدت به دنبال ساماندهی کشت در این حوضه آبریز است و ستاد احیا با وزارت جهاد کشاورزی ۲۰ مکاتبه در این رابطه انجام داده.
اما اقدامات ترویجی مناسب برای ساماندهی کشت و کار انجام نشده است و هنوز هم توسعه کشاورزی معیشتی در بالادست حوضه آبریز مشاهده میشود؛ تا جایی که کشاورزان در حال حرکت به سمت قله کوههای منطقه هستند.به گفته عیسیپور، این روزها محصولات تولیدی حوضه آبریز ارومیه شامل چغندر، یونجه و علوفه صادر میشود که یک معضل اساسی است. کارخانه قند و ذوب آهن در این حوضه احداث شده و حتی برای تامین آب شرب بانه، آب از سد چراغ ویس به خارج از حوضه آبریز ارومیه منتقل شده، در حالی که بانه چندین سد دارد و میتوانستیم با مدیریت درست، نیازهای این شهر را از داخل خود حوضهاش تامین کنیم.
مدیر دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه میگوید که اگرچه بر اساس مصوبه ستاد احیا، باید پساب تصفیه خانه تبریز و ارومیه به پیکره دریاچه منتقل شود اما پساب تصفیهخانه تبریز در بورس آب برای فروش و تامین نیاز صنایع عرضه شده و بحث فروش پساب تصفیه خانه ارومیه هم مطرح است. متاسفانه شرکتهای آب منطقهای آب میفروشند و هر کسی به فکر فروش آب بیشتر و کسب درآمد خود است.
در چنین شرایطی ستاد احیا نمیتواند اقدامی انجام دهد. عیسی پور با اشاره به اینکه پیشنهاداتی در رابطه با زونبندی دریاچه ارومیه برای احیای مرحلهای دریافت شده، تاکید میکند که اجرای این سیاست، نیازمند مطالعه است. بهترین گزینه آن است که از زیر پل، دریاچه به دو قسمت تقسیم شود و بخش جنوبی که آب بهتری دریافت میکند؛ حفظ شود اما در چنین شرایطی تکلیف بخش شمالی چه میشود؟ چنین اقدامی قطعا تبعات اجتماعی خواهد داشت و به راحتی نمیتوان از کنار این مسائل گذشت.
مدیر دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه، در واکنش به مدافعان انتقال آب از وان و دریای خزر، با تاکید بر اینکه برای نجات دریاچه ارومیه باید بر پتانسیلهای داخل حوضه آبریز متمرکز بود، یادآوری میکند: اکنون هم حدود ۲۵۰ میلیون متر مکعب آب از کانی سیب به دریاچه ارومیه آمده است و عملا راهکار انتقال بین حوضهای مورد بررسی قرار گرفته است. هر آب جدیدی که به حوضه وارد میشود، تعریف مصارف جدید را به همراه دارد و گزینه انتقال آب بین حوضهای پاسخگو نیست.
علیرضا دائمی، رئیس انجمن علوم و مهندسی منابع آب نیز سخنران دیگر این وبینار است که با تشریح شرایط جغرافیایی منطقه، ۶۴ درصد حوضه آبریز ارومیه را کوهستانی، ۲۵ درصد کشاورزی و بقیه را مرتبط با سطح دریاچه ارومیه اعلام میکند.به گفته او، طی پنج دهه، سطح زیر کشت در حوضه آبریز ارومیه از ۵۵۰ هزار هکتار به ۷۰۰ هزار هکتار رسیده است.
میزان آب سطحی و زیرزمینی در حوضه آبریز ارومیه نزدیک به ۶.۷ میلیارد متر مکعب است که برای رفع نیازهای این حوضه، نزدیک به پنج میلیارد متر مکعب این منابع مصرف میشود؛ بنابراین اگر تغییری در شرایط محیطی رخ ندهد و ۱۸۵ میلیمتر بارش داشته باشیم، حداکثر ۱.۸ میلیارد متر مکعب آب میتوان با توجه به مصارف در حوضه، به این اکوسیستم اختصاص دهیم. در حالی که دریاچه برای زنده ماندن به سه میلیارد متر مکعب آب نیاز دارد.
دائمی توسعه کشاورزی را یکی از دلایل اصلی بروز مشکل برای دریاچه ارومیه میداند اما کنترل سیلابها از طریق سدها برای تامین نیاز شرب و مصارف کشاورزی، عوامل دیگری است که به گفته او، بر حیات دریاچه تاثیر میگذارد.به اعتقاد رئیس انجمن علوم و مهندسی منابع آب، اگر همان رویه غلط و برنامههای قبلی ادامه یابد و سدهای حوضه آبریز ارومیه تکمیل شود، دیگر آبی برای دریاچه باقی نمیماند.او شرایط این اکوسیستم در یک دهه اخیر را بدترین شرایط این دریاچه طی یک قرن گذشته توصیف میکند و از افزایش دو درجهای دما در این حوضه آبریز خبر میدهد.
علی حاجی مرادی، مدیر اجرایی اندیشکده آب و محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف در این وبینار اثر عوامل اقلیمی بر دریاچه ارومیه را منطبق بر الگوهای جهانی توصیف میکند و بر اساس مطالعاتی که انجام شده، نقش انسان در خشک شدن نگین شمالغرب کشور را بسیار قوی اعلام میکند.به گفته او، برای نجات دریاچه ارومیه باید میزان مصرف تا ۸۰۰ میلیون متر مکعب در سطح حوضه کاهش یابد اما از آنجا که دریاچه ارومیه برای رسیدن به شرایط پایدار، نیاز به سه میلیون متر مکعب آب دارد و سقفی که این حوضه از منابع آب تجدیدپذیر میتواند تامین کند نیز نزدیک به ۲.۵ میلیون متر مکعب است، بقیه نیاز باید از خارج حوضه تامین شود.
مدیر اجرایی اندیشکده آب و محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف، تعداد سدهای موجود در این حوضه آبریز را ۸۱ سد شامل ۱۳ سد ملی و ۶۴ سد استانی اعلام میکند اما او تاکید میکند که تاثیر این سدها بر دریاچه متفاوت است زیرا سدهای ملی مجموعا دو میلیارد متر مکعب آب را تنظیم میکنند، در حالی که سدهای استانی سرجمع، ۱۲۰ میلیون متر مکعب قدرت تنظیم دارند. بر روی ۱۶ رودخانه منتهی به دریاچه، هشت سد ملی احداث شده که ۷۷ درصد از جریان آب مورد نیاز زیست محیطی این اکوسیستم را تامین میکند و دو میلیارد متر مکعب از حقابه، باید از سدهای ملی تامین شود.
حاجی مرادی میگوید که بر اساس مطالعات انجام شده، در سالهای خشکسالی با شدت بیشتری رسوبگذاری در کف دریاچه اتفاق میافتد اما با وقوع بارندگی و در شرایطی که حجم آب شیرین ورودی بر تبخیر غلبه میکند، این رسوبات شسته شده و عمق دریاچه اضافه میشود. بنابراین همچنان میتوان امیدوار بود که در اثر ورود حجم زیاد آب شیرین به دریاچه، این اکوسیستم احیا شود.
به گفته حاجی مرادی اگرچه در حوضه آبریز ارومیه دو درجه افزایش دما و ۲۰ درصد کاهش آب تجدیدپذیر رخ داده اما ۵۲ درصد کاهش آورد رودخانه داشتهایم که این تغییرات را میتوان به سطح کشت و سدهای در دست بهرهبرداری حوضه نسبت داد. در حوضه آبریز دریاچه ارومیه گندمی تولید میشود که راندمان آن از عملکرد دیگر استانها پایینتر بوده و سیب تولید شده هم علمکرد پایینتری نسبت به ۱۰ استان عمده تولیدکننده کشور و بهویژه استان تهران دارد.
حاجی مرادی تاکید میکند که طی ۱۲ هزار سال گذشته با وجود آنکه در برخی سالها میزان بارش به ۱۸۰میلیمتر رسیده است، اما هیچ وقت این دریاچه خشک شدن کامل را تجربه نکرده است.
محمد مهدی جوادیان زاده، رئیس سازمان توسعه و بهرهبرداری فناوریهای نوین آبهای جوی نیز با تشریح پیشینه عملیات بارورسازی ابرها در ایران، فرصتهای بارورسازی را محدود به سالهای تر و ماههای خاص (ابتدای آبان تا اواخر فروردین) میداند و خبر میدهد که از سال ۹۱ تاکنون هشت دور پروژه عملیاتی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه به روش کلاسیک و ترکیب هوایی و زمینی انجام شده است.
به گفته جوادیان زاده، وقوع جنگ عملیات بارورسازی امسال را نیمه کاره گذاشته اما بر اساس بررسیهایی که نهادهای بیطرف درباره علمیاتهای قبلی در حوضه آبریز انجام دادهاند، با بارورسازی ابرها بین پنج تا ۱۵ درصد و حداکثر تا ۲۰ درصد در فصل بارش افزایش بارندگی ایجاد کرده است. ریسک در این شیوه بسیار بالاست و بهعنوان روش پایدار تامین آب نمیتوان روی آن حساب باز کرد بلکه صرفا یک روش مکمل برای افزایش بهرهوری بارشها بوده و احیای دریاچه ارومیه، نیازمند همافزایی در همه حوضههاست.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا