پایگاه تحلیلی میدل ایست مانیتور در گزارشی که توجه بسیاری از ناظران را به خود جلب کرده، از تغییر راهبردی عمیق در جنگ خاورمیانه خبر داده است. بر اساس این تحلیل، ایران با هدف قرار دادن دیمونا، عملاً به «سیم آخر» زده و دارد «دکترین مرد دیوانه» ترامپ را به خودِ آمریکا و اسرائیل بازمیگرداند.
به گزارش سرمایه فردا، چهارمین هفته جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حالی سپری میشود که تحلیلگران بینالمللی به یک تحول راهبردی عمیق در این درگیری اشاره میکنند. پایگاه تحلیلی میدل ایست مانیتور در گزارشی که توجه بسیاری از ناظران را به خود جلب کرده، تصویری از تغییر موازنه قدرت در منطقه ترسیم میکند. بر اساس این تحلیل، ایران با هدف قرار دادن دیمونا، عملاً به «سیم آخر» زده و دارد «دکترین مرد دیوانه» ترامپ را به خودِ آمریکا و اسرائیل بازمیگرداند. دکترینی که بر اساس آن، رهبر سیاسی با رفتار غیرقابل پیشبینی و به ظاهر غیرعقلانی، دشمن را به عقبنشینی وادار میکند. این گزارش نگاهی دارد به ابعاد این تغییر راهبردی و پیامدهای آن برای آینده جنگ.
«دکترین مرد دیوانه» (Madman Theory) نظریهای است که ریچارد نیکسون، رئیسجمهور اسبق آمریکا، در جریان جنگ ویتنام مطرح کرد. بر اساس این نظریه، یک رهبر سیاسی میتواند با ایجاد این باور که رفتارش غیرقابل پیشبینی و به ظاهر غیرعقلانی است، دشمنان خود را به عقبنشینی وادار کند. نیکسون معتقد بود اگر رهبر ویتنام شمالی باور کند که او چنان دیوانه است که ممکن است از بمب اتم استفاده کند، در برابر فشارهای آمریکا عقبنشینی خواهد کرد.
دونالد ترامپ نیز در طول دوران ریاستجمهوری خود بارها به این دکترین اشاره کرده و آن را به کار گرفته است. از تهدید به خروج از برجام گرفته تا ترور سردار سلیمانی و از تهدید به بمباران نیروگاههای ایران تا اولتیماتوم ۴۸ ساعته برای بازگشایی تنگه هرمز، همه در چارچوب همین دکترین طراحی شده بودند. ترامپ میخواست این باور را در ایران ایجاد کند که رفتارش غیرقابل پیشبینی است و برای رسیدن به اهدافش از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد.
اما چیزی که ترامپ احتمالاً پیشبینی نمیکرد، این بود که ایران نه تنها از این دکترین نمیترسد، بلکه آن را علیه خودش به کار میگیرد.
دیمونا، تأسیسات هستهای اسرائیل در صحرای نقب، یکی از حساسترین و استراتژیکترین اهداف در خاورمیانه است. این تأسیسات که در دهه ۱۹۶۰ با کمک فرانسه ساخته شد، قلب برنامه هستهای اسرائیل محسوب میشود و سالهاست که در هالهای از ابهام و سکوت قرار دارد.
هدف قرار دادن دیمونا توسط ایران، پیامی روشن به تلآویو و واشنگتن داشت: خطوط قرمز شما برای ما خط قرمز نیست. ایران به نقطهای رسیده که دیگر از هیچ خط قرمزی عبور نمیکند و هرگونه تهدید را با پاسخی مشابه و حتی شدیدتر پاسخ میدهد.
این اقدام ایران، در چارچوب راهبرد «مقابله به مثل» تعریف میشود. هرگاه آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران تهدید کردهاند یا به آنها حمله کردهاند، ایران نیز تأسیسات مشابه را هدف قرار داده است. اما هدف قرار دادن دیمونا، فراتر از یک پاسخ متقابل ساده است. این اقدام، نشاندهنده عزم تهران برای پاسخ به هرگونه تهدید هستهای در هر نقطه از منطقه است.
راهبرد ایران در این جنگ، فراتر از پاسخ به تهدیدهای هستهای است. تهران هر تشدید تنش را با تشدید تنشِ متقابل پاسخ میدهد. این الگو در طول چهار هفته جنگ به وضوح قابل مشاهده است.
پس از حملات اسرائیل به تأسیسات پارس جنوبی، ایران تأسیسات انرژی قطر، عربستان، امارات و کویت را هدف قرار داد. پس از حملات به بنادر و جزایر ایران، ایران پایگاههای آمریکا در منطقه را با موشک زد. پس از تهدید به بمباران نیروگاههای ایران، ایران نیز نیروگاههای متحدان آمریکا را در تیررس قرار داد. و در آخرین و مهمترین اقدام، پس از تهدیدهای مکرر به تأسیسات هستهای ایران، تهران نیز دیمونا را هدف قرار داد.
این راهبرد، هزینه هرگونه تجاوز را به طور قابل توجهی افزایش میدهد. دشمن میداند که هر حمله به زیرساختهای ایران، با پاسخی متقابل و مشابه مواجه خواهد شد. دیگر نمیتواند با خیال راحت تأسیسات نفتی ایران را بمباران کند، چون میداند تأسیسات نفتی متحدانش نیز در تیررس خواهند بود. دیگر نمیتواند نیروگاههای ایران را تهدید کند، چون میداند نیروگاههای متحدانش نیز هدف قرار خواهند گرفت. و دیگر نمیتواند تأسیسات هستهای ایران را تهدید کند، چون میداند دیمونا نیز در تیررس است.
میدل ایست مانیتور در تحلیل خود تأکید میکند که ایران با این رویکرد، عملاً «دکترین مرد دیوانه» ترامپ را به خودِ آمریکا و اسرائیل بازگردانده است. حالا این واشنگتن و تلآویو هستند که با رفتار غیرقابل پیشبینی ایران مواجه شدهاند و نمیدانند تهران در مرحله بعد چه واکنشی نشان خواهد داد.
دیگر این ترامپ نیست که با تهدیدهای غیرقابل پیشبینی، دشمنان خود را به عقبنشینی وادار میکند. این ایران است که با رفتارهای حسابشده اما قاطع خود، معادلات را به نفع خود تغییر داده است. این ایران است که هر تشدید تنش را با تشدید تنشِ متقابل پاسخ میدهد. این ایران است که هر حمله به زیرساختهای خود را عیناً با هدف قرار دادن زیرساختهای مشابه دشمن جواب میدهد.
این تغییر نقش، نشاندهنده تحولی عمیق در موازنه قدرت منطقه است. آمریکا و اسرائیل که به دنبال تحمیل نظم جدیدی به نفع خود بودند، حالا با ایران قدرتمندتری مواجه شدهاند که شروط خود را برای پایان جنگ دیکته میکند. و این ایران است که حالا قواعد بازی را تعیین میکند.
راهبرد ایران در این جنگ، پیامدهای راهبردی عمیقی برای منطقه و جهان دارد. نخست، نشان میدهد که ایران در ۴۰ سال گذشته خود را برای چنین سناریویی آماده کرده است. شبکه برق تابآور، شبکه گاز گسترده، توان موشکی بالا، زیرساختهای دفاعی پیشرفته و اتحاد با گروههای مقاومت در منطقه، همه بخشی از این آمادگی هستند.
دوم، نشان میدهد که ایران از قدرت بازدارندگی بالایی برخوردار است. هر کشوری که قصد تجاوز به ایران را داشته باشد، میداند که هزینه آن بسیار سنگین خواهد بود. پاسخ متقابل به زیرساختها و تشدید تنش متقابل، این پیام را به وضوح منتقل میکند.
سوم، نشان میدهد که معادلات قدرت در منطقه در حال تغییر است. ایران دیگر بازیگری منفعل نیست که فقط واکنش نشان دهد. ایران بازیگری فعال است که قواعد بازی را تعیین میکند. ایران کسی است که زمان و نحوه پایان جنگ را مشخص میکند و شروط خود را برای آتشبس تعیین مینماید.
تحلیل میدل ایست مانیتور، تصویری روشن از تحولات راهبردی در جنگ خاورمیانه ارائه میدهد. ایران با هدف قرار دادن دیمونا و به کارگیری راهبرد «تشدید تنش متقابل»، عملاً دکترین مرد دیوانه ترامپ را به خود آمریکا و اسرائیل بازگردانده است.
در روزهایی که تنگه هرمز به دست ایران بسته است، کشتیها با هماهنگی تهران عبور میکنند، و اروپا در آستانه سهمیهبندی سوخت قرار دارد، ایران با اعتماد به نفس تمام، شروط خود را برای پایان جنگ مطرح میکند. این، نشاندهنده واقعیت جدیدی است که آمریکا و اسرائیل ناچار به پذیرش آن خواهند بود.
واقعیتی که در آن، دیگر خبری از دکترین مرد دیوانه ترامپ نیست. این ایران است که حالا قواعد بازی را تعیین میکند. این ایران است که به سیم آخر زده و دشمن را با معمایی راهبردی مواجه کرده است. معمایی که پاسخ آن را فقط زمان مشخص خواهد کرد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا